🔻پاسخ یولیوس آفریکانوس: چرا رومیان نمیتوانند اشکانیان(و ساسانیان) را شکست دهند ؟!
آفریکانوس با یک پارادوکس آغاز میکند و میگوید: رومیها یونانیان را شکست دادند، یونانیان ایرانیان را شکست دادند، اما ایرانیان هنوز توسط رومیها شکست نخوردهاند، بنظر او از دوران آگوستوس، تمام درگیریهای رومی-ایرانی حداقل از جهت تبلیغاتی برای رومیان پیروزی حساب میشدند، اما او آشکارا برتری نظامی روم نسبت به ایران اشکانی را زیر سوال میبرد، دیدگاهی که دیو (۴۰.۱۴.۳) و یوستین (۴۱.۱.۷) نیز با آن موافق هستند، و علاوه بر این، انتقادات خاصی برای حمایت از ادعای خود ارائه میدهد.
بنظر او رومیها در فتح ایرانیان شکست خوردند نه به این دلیل که ترفندهای رومی یا کیفیت نیروی انسانی رومی ناکافی بود، بلکه به دلیل تجهیزات و تاکتیکهای ضعیفتر، در واقع یک ارتش رومی که عمدتاً از پیادهنظام تشکیل شده بود، در مقابل یک نیروی ایرانی که منحصراً از سوارهنظام تیرانداز تشکیل شده بود که قوای رومی را در ضعف شدیدی قرار میداد.
@ARSACID_CHRONICLE
آفریکانوس با یک پارادوکس آغاز میکند و میگوید: رومیها یونانیان را شکست دادند، یونانیان ایرانیان را شکست دادند، اما ایرانیان هنوز توسط رومیها شکست نخوردهاند، بنظر او از دوران آگوستوس، تمام درگیریهای رومی-ایرانی حداقل از جهت تبلیغاتی برای رومیان پیروزی حساب میشدند، اما او آشکارا برتری نظامی روم نسبت به ایران اشکانی را زیر سوال میبرد، دیدگاهی که دیو (۴۰.۱۴.۳) و یوستین (۴۱.۱.۷) نیز با آن موافق هستند، و علاوه بر این، انتقادات خاصی برای حمایت از ادعای خود ارائه میدهد.
بنظر او رومیها در فتح ایرانیان شکست خوردند نه به این دلیل که ترفندهای رومی یا کیفیت نیروی انسانی رومی ناکافی بود، بلکه به دلیل تجهیزات و تاکتیکهای ضعیفتر، در واقع یک ارتش رومی که عمدتاً از پیادهنظام تشکیل شده بود، در مقابل یک نیروی ایرانی که منحصراً از سوارهنظام تیرانداز تشکیل شده بود که قوای رومی را در ضعف شدیدی قرار میداد.
📚|Wheeler, E.L. (1997). WHY THE ROMANS CAN'T DEFEAT THE PARTHIANS: JULIUS AFRICANUS AND THE STRATEGY OF MAGIC
@ARSACID_CHRONICLE
❤22
🔶نقد لوتر بر نظریه «نیمه اشکانی بودن اردوان دوم»
براساس برداشتی از متن تاکیتوس، بسیاری از محققین تصور میکنند پدر اردوان دوم نه از خاندان اشکانی، بلکه از اقوام سکایی بوده و صرفاً مادرش دختر فرهاد چهارم بوده است، در نتیجه او یک نیمه اشکانی، آنهم از سوی مادری بوده، و در ادامه آغازگر شاخه فرعی و غیر اصیل از اشکانیان بوده، اما لوتر پیشنهاد میکند احتمالا نسب پدری او وابسته به ارد سوم(احتمالا پدر خود اردوان) بوده، و او صرفا بخشی از عمر خود را برای آموزش میان سکاها گذرانده است، چنانچه رقیبش ونن نیز در روم پروش یافته بود، احتمالا ادعای سکایی-داهه بودن او از سوی جناح رقیبش یعنی طرفدار ونن مطرح گشته بود. با اینحال بسیار بعید است که درباریان شخص نیمه اشکانی را به ونن اشکانی صرف وابستگی و بزرگ شدن در روم ترجیح دهند، ممکن است اتهام «رومی شدن» ونن برای کاهش محبوبیت او، سبب سده باشد طرفداران ونن نیز اردوان را «سکایی» معرفی کرده باشند، درنتیجه بی شک اردوان اشکانی بود حتی اگر مخالفینش علیه او تبلیغاتی کرده باشند.
@ARSACID_CHRONICLE
براساس برداشتی از متن تاکیتوس، بسیاری از محققین تصور میکنند پدر اردوان دوم نه از خاندان اشکانی، بلکه از اقوام سکایی بوده و صرفاً مادرش دختر فرهاد چهارم بوده است، در نتیجه او یک نیمه اشکانی، آنهم از سوی مادری بوده، و در ادامه آغازگر شاخه فرعی و غیر اصیل از اشکانیان بوده، اما لوتر پیشنهاد میکند احتمالا نسب پدری او وابسته به ارد سوم(احتمالا پدر خود اردوان) بوده، و او صرفا بخشی از عمر خود را برای آموزش میان سکاها گذرانده است، چنانچه رقیبش ونن نیز در روم پروش یافته بود، احتمالا ادعای سکایی-داهه بودن او از سوی جناح رقیبش یعنی طرفدار ونن مطرح گشته بود. با اینحال بسیار بعید است که درباریان شخص نیمه اشکانی را به ونن اشکانی صرف وابستگی و بزرگ شدن در روم ترجیح دهند، ممکن است اتهام «رومی شدن» ونن برای کاهش محبوبیت او، سبب سده باشد طرفداران ونن نیز اردوان را «سکایی» معرفی کرده باشند، درنتیجه بی شک اردوان اشکانی بود حتی اگر مخالفینش علیه او تبلیغاتی کرده باشند.
📚| Luther, A. (2024). ARTABANOS UND DIE MEDER. ANABASIS 14−15 (2023−2024), pp. 116-127.
@ARSACID_CHRONICLE
👍11❤3👏3
🔻روایت رویدادنامه اربلا از گسترش مسیحیت و تقابل موبدان و شاهان اشکانی با آنها
طبق روایت سریانی رویدادنامه اربلا، در زمان مار اسحاق مسیحی، راقباط حاکم اربلا به مسیحیت علاقه نشان داد و با او ارتباطاتی برقرار کرد، پس از اینکه حاکم آموزه های اورا پذیرفت، مار اسحاق اورا را به دلیل ترس از بلاش دوم اشکانی، مخفیانه غسل تعمید داد و از طریق نفوذ این حاکم مسیحی شده، مسیحیت به روستاهای اطراف گسترش یافت. موبدان هنگامی که متوجه شدند برای مقابله اقدام کردند و تلاش کردند نظر او را تغییر دهند، و اما درنهایت پس از تلاش های مختلف برای قتل او، او توانست زنده بماند و از طرفی زرتشتیان به دلیل نفوذ او در میان جمعیت مسیحی شده به راحتی نمیتوانستند با او بجنگند.
پس از بلاش دوم، در زمان اسقف ابراهیم، مغان همچنان بشدت مسیحیان را آزار میدادند و اموال آنها را غارت میکردند، ابراهیم تلاش کرد با ارسال هدایا برای اشراف زمینه وساطت با پادشاه اشکانی بلاش سوم را بدست بیاورد که در نهایت او نیز موفق نشد.
@ARSACID_CHRONICLE
طبق روایت سریانی رویدادنامه اربلا، در زمان مار اسحاق مسیحی، راقباط حاکم اربلا به مسیحیت علاقه نشان داد و با او ارتباطاتی برقرار کرد، پس از اینکه حاکم آموزه های اورا پذیرفت، مار اسحاق اورا را به دلیل ترس از بلاش دوم اشکانی، مخفیانه غسل تعمید داد و از طریق نفوذ این حاکم مسیحی شده، مسیحیت به روستاهای اطراف گسترش یافت. موبدان هنگامی که متوجه شدند برای مقابله اقدام کردند و تلاش کردند نظر او را تغییر دهند، و اما درنهایت پس از تلاش های مختلف برای قتل او، او توانست زنده بماند و از طرفی زرتشتیان به دلیل نفوذ او در میان جمعیت مسیحی شده به راحتی نمیتوانستند با او بجنگند.
پس از بلاش دوم، در زمان اسقف ابراهیم، مغان همچنان بشدت مسیحیان را آزار میدادند و اموال آنها را غارت میکردند، ابراهیم تلاش کرد با ارسال هدایا برای اشراف زمینه وساطت با پادشاه اشکانی بلاش سوم را بدست بیاورد که در نهایت او نیز موفق نشد.
📚| The Chronicle of Arbela
by Meshiha-Zeka, Translated from Syriac to German by Peter Kawerau and Timothy Kroll(Eg)
@ARSACID_CHRONICLE
❤11👍2
Forwarded from ایرانیان در دوران باستان
کتاب مشترک من و دکتر غضنفری، دربارهی شناخت اشکانیان از دریچهی نگاه چینیان، از انتشارات دانشگاه تهران منتشر شد.
در این کتاب کوشیدهایم تا نگاهی جزئیتر و البته جامعتر به منابع چینی مرتبط با آسیای غربی بیندازیم و از این راه، برخی زوایای تیرهی تاریخ اشکانی را اندکی روشنتر کنیم.
@IranianDDBastan
در این کتاب کوشیدهایم تا نگاهی جزئیتر و البته جامعتر به منابع چینی مرتبط با آسیای غربی بیندازیم و از این راه، برخی زوایای تیرهی تاریخ اشکانی را اندکی روشنتر کنیم.
@IranianDDBastan
🔥13👍5❤4👏2
🔻درخت سرو بر روی سکه های آرتاشسی
بر روی بعضی سکه های آرتاشسی میتوان طرح درخت سرو را دید، جیمز راسل آنها را به تیگران چهارم نسبت داده، اما جک نورپتلیان آنها را متعلق به تیگران اول، دوم و ارتاوازد دوم نسبت میدهد. بنظر راسل شمایل نگاری سرو در سکه های آرتاشسی، ریشه زرتشتی دارد.
استفاده از نماد های طبیعت، میان آیین های هندواروپایی رایج بوده اما در ارمنستان بمانند پرستش آتش صریحا ریشه ایرانی دارد، نه اینکه بقایای هند-اروپایی از منظری دیگر یا یونانی باشد. احتمالاً در ارمنستان احترام به درختان شامل ویژگیهای آیینی مزدیسنا و بقایایی از شالوده اورارتویی بوده است.
@ARSACID_CHRONICLE
بر روی بعضی سکه های آرتاشسی میتوان طرح درخت سرو را دید، جیمز راسل آنها را به تیگران چهارم نسبت داده، اما جک نورپتلیان آنها را متعلق به تیگران اول، دوم و ارتاوازد دوم نسبت میدهد. بنظر راسل شمایل نگاری سرو در سکه های آرتاشسی، ریشه زرتشتی دارد.
استفاده از نماد های طبیعت، میان آیین های هندواروپایی رایج بوده اما در ارمنستان بمانند پرستش آتش صریحا ریشه ایرانی دارد، نه اینکه بقایای هند-اروپایی از منظری دیگر یا یونانی باشد. احتمالاً در ارمنستان احترام به درختان شامل ویژگیهای آیینی مزدیسنا و بقایایی از شالوده اورارتویی بوده است.
📚| Russell, J. (1987). Zoroastrianism in Armenia. Frye, (Ed.), Harvard Iranian Series, Volume 5. pp. 16, 84.
📚| Nurpetlian, J. (2009). Ancient Armenian Coins: the Artaxiad Dynasty (189 BC - AD 6). Berytus 51-52.
@ARSACID_CHRONICLE
❤11👍4
🔶نقل قدیمی ترین گزارش های ثبت شده از اشکانیان در ادبیات و تاریخ نگاری یونانی
اولین نویسندهای که به صورت یک تکنگاری و ویژه به مسائل سیاسی و تاریخی اشکانیان پرداخت، آپولودور آرتمیتایی، یک یونانی مآب از جغرافیا اشکانی بود. اما متأسفانه اثر او با عنوان پارتیکا و شامل حداقل چهار کتاب در گذر زمان مفقود شد و قطعات آن عمدتاً از جغرافیای استرابو شناخته شده است. اما پیش از او، اولین تلاش در ادبیات یونانی برای مطالعه دقیق پارتیان توسط محقق برجسته پوزیدونیوس اهل آپامیا/رودس (حدود ۱۳۵-۱۵۱ پیش از میلاد) انجام شد که در کتاب پنجم از مجموعه تاریخ گمشده خود، آداب و رسوم و نهادهای دولتی آنها را شرح داد، متاسفانه هیچ یک از کتابهای او امروز باقی نمانده است، اما تعدادی توسط نویسندگانی همچون استرابو و آتنائوس حفظ شده اند، امروزه آرای باقی مانده او در اثری کلی به نام «قطعه ای از مورخان یونانی» توسط یاکوبی(Jacoby, 1958) جمع آوری شده که در اینجا نقل میشوند.
📜آتنایوس:
آتنایوس (قرن دوم میلادی) با هدف نقد «تجمل»، از منابع قومنگاری یونانی متنوعی در مورد وعدههای غذایی استفاده میکند، او در این مورد از نظرات قومنگاری پوزیدون در مورد آداب و رسوم ضیافت درباریان اشکانی بهره میبرد. نقل های آتنائوس نشان میدهد که پوزیدونیوس آثار و روایت گسترده ای از اشکانیان منتشر کرده بوده است. دو مورد نقل آتنائوس درباره غذا خوردن پادشاه با رعیت و حاکم سلوکی میباشد.
🔻او در در کتاب پنجم از شرح حال پهلویان (پارتیان)میگوید:
🔻رفتار اشکانیان با پادشاه اسیر شده سلوکی
او در کتاب شانزدهم، داستان پادشاه سلوکوس را روایت میکند، که چگونه به ماد رفت و با ارشک جنگید و در نهایت توسط آنها (اشکانیان که بربر خطاب میشوند) اسیر شد و مدت زیادی در دربار ارشک زندگی کرد و با او کاملاً سلطنتی و محترمانه رفتار شد:
📜استرابو:
🔻شورای اشکانیان
🗂 [References]:
@ARSACID_CHRONICLE
اولین نویسندهای که به صورت یک تکنگاری و ویژه به مسائل سیاسی و تاریخی اشکانیان پرداخت، آپولودور آرتمیتایی، یک یونانی مآب از جغرافیا اشکانی بود. اما متأسفانه اثر او با عنوان پارتیکا و شامل حداقل چهار کتاب در گذر زمان مفقود شد و قطعات آن عمدتاً از جغرافیای استرابو شناخته شده است. اما پیش از او، اولین تلاش در ادبیات یونانی برای مطالعه دقیق پارتیان توسط محقق برجسته پوزیدونیوس اهل آپامیا/رودس (حدود ۱۳۵-۱۵۱ پیش از میلاد) انجام شد که در کتاب پنجم از مجموعه تاریخ گمشده خود، آداب و رسوم و نهادهای دولتی آنها را شرح داد، متاسفانه هیچ یک از کتابهای او امروز باقی نمانده است، اما تعدادی توسط نویسندگانی همچون استرابو و آتنائوس حفظ شده اند، امروزه آرای باقی مانده او در اثری کلی به نام «قطعه ای از مورخان یونانی» توسط یاکوبی(Jacoby, 1958) جمع آوری شده که در اینجا نقل میشوند.
📜آتنایوس:
آتنایوس (قرن دوم میلادی) با هدف نقد «تجمل»، از منابع قومنگاری یونانی متنوعی در مورد وعدههای غذایی استفاده میکند، او در این مورد از نظرات قومنگاری پوزیدون در مورد آداب و رسوم ضیافت درباریان اشکانی بهره میبرد. نقل های آتنائوس نشان میدهد که پوزیدونیوس آثار و روایت گسترده ای از اشکانیان منتشر کرده بوده است. دو مورد نقل آتنائوس درباره غذا خوردن پادشاه با رعیت و حاکم سلوکی میباشد.
🔻او در در کتاب پنجم از شرح حال پهلویان (پارتیان)میگوید:
«رعیتی که عنوان «دوست پادشاه» را یدک میکشد، در سفره او سهمی ندارد، بلکه روی زمین مینشیند، این درحالیست که پادشاه بالای سر او روی تختی بلند تکیه میدهد. او هر چه پادشاه برایش پرتاب میکند، همانند سگ میخورد و اغلب، به بهانهای ناچیز، او را از سفره حقیر خود بیرون میکشند و با تختههای چوبی یا بندهای گرهدار شلاق میزنند تا اینکه غرق در خون، روی زمین زانو میزند و در برابر شکنجهگر خود مانند یک نیکوکار تعظیم میکند.»
🔻رفتار اشکانیان با پادشاه اسیر شده سلوکی
او در کتاب شانزدهم، داستان پادشاه سلوکوس را روایت میکند، که چگونه به ماد رفت و با ارشک جنگید و در نهایت توسط آنها (اشکانیان که بربر خطاب میشوند) اسیر شد و مدت زیادی در دربار ارشک زندگی کرد و با او کاملاً سلطنتی و محترمانه رفتار شد:
«در میان ایرانیان(پهلویان/پارتیان)، پادشاه [سلوکی اسیر شده]در ضیافتهایشان بر روی تختی مینشست که به تنهایی بر آن تکیه میداد. این تخت از تختهای دیگر جدا و کمی بلندتر از بقیه بود. میز پادشاه، مانند روحی که از دنیا رفته، جداگانه در مقابل او چیده میشد و پر از غذاهای محلی بود.»‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗‗
📜استرابو:
🔻شورای اشکانیان
استرابو به نقل از پوسیدونیوس میگوید که شورای اشکانیان از دو گروه تشکیل شده، یکی از خویشاوندان آنها و دیگری از خردمندان و مغان(magoi) که پادشاهان با نظارت هر دو گروه منصوب میشدند.
🗂 [References]:
📚| Nikonorov, V. P. (1998). Apollodorus of Artemita and the date of his 'Parthica' revisited
📚| C.B. Gulick, Athenaeus: The Deipnosophists, 7 volumes, LCL (Cambridge, MA: HUP, 1927-41), public domain (passed away in 1962 and copyright expired), adapted by Harland.
📚| H.L. Jones, Strabo, 8 volumes, LCL (Cambridge, MA: HUP, 1917-28), public domain (passed away in 1932)
📚| Philip A. Harland, 'Parthians: Poseidonios on royal banquets (first century BCE),' Ethnic Relations and Migration in the Ancient World, last modified May 11, 2024,
@ARSACID_CHRONICLE
👍9
🔻شهر باستانی (اشکانی) نِه در خراسان جنوبی ؟
این مقاله پیشنهاد میکند قلعه نهبندان باید بنایی اشکانی باشد که آن را میتوان با شهر باستانی نِه (neh) که ایزیدور خاراکسی از آن یاد کرده یکی دانست، نه شهر کوچک بیابانی بود که نقش مهمی در مسیرهای باستانی متصل کننده جاده بزرگ خراسان در شمال (از طریق خراسان شمالی، مرو و بلخ) به جاده هند (از طریق سیستان به دره سند) در جنوب ایفا میکرد و در دوره های پس از اشکانیان نیز مورد استفاده بود. این شهر پلانی گرد بمانند شهر های ساسانی دارابگرد و شهرگور دارد.
@ARSACID_CHRONICLE
این مقاله پیشنهاد میکند قلعه نهبندان باید بنایی اشکانی باشد که آن را میتوان با شهر باستانی نِه (neh) که ایزیدور خاراکسی از آن یاد کرده یکی دانست، نه شهر کوچک بیابانی بود که نقش مهمی در مسیرهای باستانی متصل کننده جاده بزرگ خراسان در شمال (از طریق خراسان شمالی، مرو و بلخ) به جاده هند (از طریق سیستان به دره سند) در جنوب ایفا میکرد و در دوره های پس از اشکانیان نیز مورد استفاده بود. این شهر پلانی گرد بمانند شهر های ساسانی دارابگرد و شهرگور دارد.
📚| محسن دانا،. علیرضا نصرآبادی و هادی شریفان. (۱۳۹۵) قلعه نهبندان: شواهدی از دورۀ اشکانی در شرق ایران، صفحات ۳۷-۵۴.
@ARSACID_CHRONICLE
❤9👍3