یه زنی گفت:
یبار کنارشوهرمستم نشستم،وخواستم خودمو بهش نزدیک کنم بعد گفت:
برو کنارخانم!من متاهلم
ازاون موقع بیشترازهمیشه دوسش داشتم...
یبار کنارشوهرمستم نشستم،وخواستم خودمو بهش نزدیک کنم بعد گفت:
برو کنارخانم!من متاهلم
ازاون موقع بیشترازهمیشه دوسش داشتم...
مهم نیست چقدر طول بکشد،
مهم این است که عشق واقعی همیشه ارزش انتظار را دارد.
مهم این است که عشق واقعی همیشه ارزش انتظار را دارد.
۲۸ جولای ۱۹۱۴؛
در آن ساختمان ۶طبقه همه میترسیدیم
نمیدانستم این شروع جنگ جهانی است وگرنه در همان راهروی نم کشیده میگفتم دوستت دارم..!
#پیانیست
در آن ساختمان ۶طبقه همه میترسیدیم
نمیدانستم این شروع جنگ جهانی است وگرنه در همان راهروی نم کشیده میگفتم دوستت دارم..!
#پیانیست
زیبایی یک زن
مردان زیادی را تنها می کند
تنهایی
به خیابان می رود
دیوانه می شود
و چقدر دیوانه ها شبیه همند
و چقدر پوکه ها شبیه همند
و چقدر ته سیگارها شبیه همند
انگار همه از زیبایی تو برگشته باشند
شبیه من
که یک بار مرده ام
برای دوست داشتن تو
و بارها گور به گور شده ام
برای هزاران زنی
که بعد از تو دوست داشته ام
و تو آنقدر زیبا بودی
که ما ترسیدیم
و هیچیک دوست نداشتیم بدانیم
از هزاران مردی که سیگار بدست
به دنبال تو راه افتاده اند
کدام قطار به مقصد می رسد
#آریا_معصومی
مجموعه شعر مرگ آدم را زیباتر می کند
مردان زیادی را تنها می کند
تنهایی
به خیابان می رود
دیوانه می شود
و چقدر دیوانه ها شبیه همند
و چقدر پوکه ها شبیه همند
و چقدر ته سیگارها شبیه همند
انگار همه از زیبایی تو برگشته باشند
شبیه من
که یک بار مرده ام
برای دوست داشتن تو
و بارها گور به گور شده ام
برای هزاران زنی
که بعد از تو دوست داشته ام
و تو آنقدر زیبا بودی
که ما ترسیدیم
و هیچیک دوست نداشتیم بدانیم
از هزاران مردی که سیگار بدست
به دنبال تو راه افتاده اند
کدام قطار به مقصد می رسد
#آریا_معصومی
مجموعه شعر مرگ آدم را زیباتر می کند
- دعا کن منو. دعاهات میگیره؟
+ آره.
یه بار بهش گفتم الهی همون جایی باشی که دلت هس؛ دیگه ندیدمش...
- آنا جمشیدی
+ آره.
یه بار بهش گفتم الهی همون جایی باشی که دلت هس؛ دیگه ندیدمش...
- آنا جمشیدی
بچه تر که بودم همیشه گلچینی از بهترینهای غذامو کنار ظرفم میزاشتم تا به عنوان لقمه ی آخر بخورمش، مثلن یه تکه ته دیگ و فیله ی مرغ. یا مثلن یه قسمتی از کشک بادمجون که پر پیاز و کشک و نعنا بود. اونوقت ناغافل داداش بزرگتره از پشت سرم دست می کرد توی ظرف و همه ی امیدهای منو نابود می کرد . بعدش باید به یاد اون لقمه ی خوشگل خوشمزه که هیچ وقت نخورده بودمش تا چند ساعت دق مرگ می شدم.
حکایت این روزای بعضی از ما شده همون قصه لقمه ی آخر. چه حرفای قشنگی که نزدیم به کسی که باید می زدیم به خیال اینکه در فرصت مناسب بهش می گیم تا خاطره انگیز بشه. چه کارهایی که باید می کردیم و گذاشتیم واسه لقمه ی آخر.
غافل ازینکه شاید هیچ وقت هیچ وقت اون لقمه ی خوشمزه سهم ما نشه و ما بمونیم و یک عمر دق مرگی.
حکایت این روزای بعضی از ما شده همون قصه لقمه ی آخر. چه حرفای قشنگی که نزدیم به کسی که باید می زدیم به خیال اینکه در فرصت مناسب بهش می گیم تا خاطره انگیز بشه. چه کارهایی که باید می کردیم و گذاشتیم واسه لقمه ی آخر.
غافل ازینکه شاید هیچ وقت هیچ وقت اون لقمه ی خوشمزه سهم ما نشه و ما بمونیم و یک عمر دق مرگی.
در شب کوچک من ، افسوس
باد با برگ درختان میعادی دارد
در شب کوچک من دلهرهء ویرانیست
گوش کن
وزش ظلمت را می شنوی ؟
من غریبانه به این خوشبختی می نگرم
من به نومیدی خود معتادم
گوش کن
وزش ظلمت را می شنوی؟
در شب اکنون چیزی می گذرد
ماه سرخست و مشوش
و بر این بام که هر لحظه در او بیم فرو ریختن است
ابرها، همچون انبوه عزاداران
لحظهء باریدن را گوئی منتظرند
لحظه ای و پس از آن،هیج
پشت این پنجره شب دارد می لرزد
و زمین دارد
باز می ماند از چرخش
پشت این پنجره یک نامعلوم
نگران من و تست
ای سراپایت سبز
دستهایت را چون خاطره ای سوزان، در دستان عاشق من بگذار
و لبانت را چون حسی گرم از هستی
به نوازش لبهای عاشق من بسپار
باد ما را با خود خواهد برد
فروغ فرخزاد
باد با برگ درختان میعادی دارد
در شب کوچک من دلهرهء ویرانیست
گوش کن
وزش ظلمت را می شنوی ؟
من غریبانه به این خوشبختی می نگرم
من به نومیدی خود معتادم
گوش کن
وزش ظلمت را می شنوی؟
در شب اکنون چیزی می گذرد
ماه سرخست و مشوش
و بر این بام که هر لحظه در او بیم فرو ریختن است
ابرها، همچون انبوه عزاداران
لحظهء باریدن را گوئی منتظرند
لحظه ای و پس از آن،هیج
پشت این پنجره شب دارد می لرزد
و زمین دارد
باز می ماند از چرخش
پشت این پنجره یک نامعلوم
نگران من و تست
ای سراپایت سبز
دستهایت را چون خاطره ای سوزان، در دستان عاشق من بگذار
و لبانت را چون حسی گرم از هستی
به نوازش لبهای عاشق من بسپار
باد ما را با خود خواهد برد
فروغ فرخزاد
ما معمولی ها هر چی رو که خواستیم یا گرون بود یا غیر قانونی بود یا ما رو دوست نداشت...