💻 مسابقه کد نویسی اسپاگتی 🍝
Spaghetti Contest
🔹 انجمن علمی کامپیوتر دانشگاه علوم و فنون مازندران با همکاری کمپ آموزشی شریف در نظر دارد مسابقه کد نویسی مبهم را در 29 آذر ماه 1403 به صورت حضوری در این دانشگاه برگزار کند.
🔸 در این مسابقه کد هایی به زبان ++c به صورت مبهم نوشته شده اند و در اختیار شرکت کنندگان قرار داده میشود که باید سعی در رفع ابهام و به دست آوردن خروجی درست کد باشند.
📌 از همه دانشجویان علاقمند به کد نویسی و رمز گشایی، دعوت به عمل میآید که در قالب تیم های 2 الی 3 نفره در این رویداد شرکت کنند.
📌 جهت اطلاع از قوانین و مقررات مسابقه و مشاهده فیلم های آموزشی به کانال رسمی رویداد به آدرس زیر مراجعه بفرمایید.
@spaghetti_ustmb
Spaghetti Contest
🔹 انجمن علمی کامپیوتر دانشگاه علوم و فنون مازندران با همکاری کمپ آموزشی شریف در نظر دارد مسابقه کد نویسی مبهم را در 29 آذر ماه 1403 به صورت حضوری در این دانشگاه برگزار کند.
🔸 در این مسابقه کد هایی به زبان ++c به صورت مبهم نوشته شده اند و در اختیار شرکت کنندگان قرار داده میشود که باید سعی در رفع ابهام و به دست آوردن خروجی درست کد باشند.
📌 از همه دانشجویان علاقمند به کد نویسی و رمز گشایی، دعوت به عمل میآید که در قالب تیم های 2 الی 3 نفره در این رویداد شرکت کنند.
📌 جهت اطلاع از قوانین و مقررات مسابقه و مشاهده فیلم های آموزشی به کانال رسمی رویداد به آدرس زیر مراجعه بفرمایید.
@spaghetti_ustmb
👍3
سلام
اونچیزی که محمدرضا شعبانعلی در "با متمم" شروع کرده و با این مطلب جالب به صورت سریالی داره ادامه ش میده، به نظرمون میتونه کلی اطلاعات فوق العاده و جالب و دید جدیدی بهمون بده. بنابراین با شما هم به اشتراک گذاشتیم.
اونچیزی که محمدرضا شعبانعلی در "با متمم" شروع کرده و با این مطلب جالب به صورت سریالی داره ادامه ش میده، به نظرمون میتونه کلی اطلاعات فوق العاده و جالب و دید جدیدی بهمون بده. بنابراین با شما هم به اشتراک گذاشتیم.
Forwarded from با متمم | هایلایت | محمدرضا شعبانعلی
فردگرایی - جمعگرایی (۱)
اخیراً اوسامو سوزوکی، کسی که قبل از انقلاب ایران مدیریت خودروسازی سوزوکی رو در دست گرفت و تا همین سالهای اخیر هم مدیرش بود، فوت کرد.
داشتم فکر میکردم که اسم این مدیر و بسیاری از مدیرهای شرقی شبیه اون برای ما ناآشناست. مثلاً چند نفر از ما کنیچیرو یوشیدا، کو کوانگ مو، هن جونگ هی، کوجی ساتو، ما هواتنگ و رن ژنگفی رو که به ترتیب مدیرعاملهای سونی، الجی، سامسونگ، تویوتا، تنسنت، هواوی هستن میشناسیم؟
نمیگم با زاکربرگ مقایسه کنیم، چون منصفانه نیست. اما مثلاً منطقی به نظر میرسه مدیرعامل سامسونگ و الجی رو بشناسیم. یا لااقل کارلوس غصن (گوسن) که قدیم کمی دربارهاش در متمم نوشتم و زندگیش میتونه موضوع یه فیلم هالیوودی باشه. یا حداقل مدیرهای فاکسکان که انتظار میره برای عاشقان تکنولوژی شناختهشده باشن.
دربارهٔ علتش میشه به نکات متعددی اشاره کرد. اما من میخوام از زاویهٔ جمعگرایی و فردگرایی به این موضوع توجه کنم تا بهانهای باشه که چند روز تکهتکه دربارهاش براتون حرف بزنم.
البته قبلاً در معرفی هافستد در متمم بهش اشاره کردهام اما کافی نبوده.
#جمع_گرایی #فردگرایی
اخیراً اوسامو سوزوکی، کسی که قبل از انقلاب ایران مدیریت خودروسازی سوزوکی رو در دست گرفت و تا همین سالهای اخیر هم مدیرش بود، فوت کرد.
داشتم فکر میکردم که اسم این مدیر و بسیاری از مدیرهای شرقی شبیه اون برای ما ناآشناست. مثلاً چند نفر از ما کنیچیرو یوشیدا، کو کوانگ مو، هن جونگ هی، کوجی ساتو، ما هواتنگ و رن ژنگفی رو که به ترتیب مدیرعاملهای سونی، الجی، سامسونگ، تویوتا، تنسنت، هواوی هستن میشناسیم؟
نمیگم با زاکربرگ مقایسه کنیم، چون منصفانه نیست. اما مثلاً منطقی به نظر میرسه مدیرعامل سامسونگ و الجی رو بشناسیم. یا لااقل کارلوس غصن (گوسن) که قدیم کمی دربارهاش در متمم نوشتم و زندگیش میتونه موضوع یه فیلم هالیوودی باشه. یا حداقل مدیرهای فاکسکان که انتظار میره برای عاشقان تکنولوژی شناختهشده باشن.
دربارهٔ علتش میشه به نکات متعددی اشاره کرد. اما من میخوام از زاویهٔ جمعگرایی و فردگرایی به این موضوع توجه کنم تا بهانهای باشه که چند روز تکهتکه دربارهاش براتون حرف بزنم.
البته قبلاً در معرفی هافستد در متمم بهش اشاره کردهام اما کافی نبوده.
#جمع_گرایی #فردگرایی
Forwarded from با متمم | هایلایت | محمدرضا شعبانعلی
فردگرایی - جمعگرایی (۲)
توی فرهنگهای فردگرا، پررنگ بودن فرد چیز بدی نیست.
اما فرهنگهای جمعگرا از اینکه فرد خودش رو "متمایز" ببینه و هویت فردی خودش رو پررنگ کنه استقبال نمیکنن.
توی آمریکای شمالی فرهنگ فردگرایی پررنگتره و در شرق آسیا، فرهنگ جمعگرایی.
نمیگم در همهٔ بخشهای جامعه. فقط میگم پررنگتر و کمرنگتر.
به خاطر همین، مدیر آمریکایی هیچ مشکلی نداره از خودش حرف بزنه. رسانهها هم "آدمها" رو میبینن.
اما فرهنگ جمعگرا نوعی تواضع رو تحمیل میکنه. اگر از خودت بگی، انگار جمع رو ندیدی.
اینه که از سامسونگ حرف زده میشه نه مدیرعامل سامسونگ.
از الجی حرف زده میشه نه مدیرعامل الجی.
اما در مورد آمریکا ما از استیو جابز و تیم کوک حرف میزنیم.
اوج این نگاه فرهنگی رو من در تلویزیون اوایل انقلاب یادمه. دوران بچگیمون.
طرف رو میآوردن مثلا دانشآموز بود دیوار مدرسهاش رو داوطلبانه رنگ زده بود.
میگفتن چی شد این کار رو کردی؟
میگفت "به نام خدا. با سلام به ملت شریف. به یاد رزمندگان عزیزمون در جبهه. و با تشکر از مدیر خوب مدرسهمون آقای فلانی. با احترام به معلم مهربانمون خانم فلانی. و ممنون از همکلاسیها که شلوغ نکردن. و پدر مدرسه آقای فلانی که سطل رو نگه داشت و با عذرخواهی از همسایهها و ممنون از پدر و مادرم که برای من زحمت میکشن و با سلام ویژه به خالهی عزیزم اگر الان داره برنامه رو میبینه ....
بله. من دیدم دیوار کثیفه و رنگ توی خونه اضافه است. آوردم رنگ کردم".
از خدا تا خاله و از رزمنده تا همسایه رو میاورد توی حرفش که بگه یه سطل رنگ داشته توی انبار.
این نوع تفکر، نمونهٔ فرهنگ جمعگراست. فرد جرئت نمیکنه توش عرض اندام کنه. وقتی هم مصاحبه تموم میشد، به این فکر نمیکرد که جواب رو درست داده یا نه. فکر این بود که کسی جا نیفتاده باشه که دلخور بشه.
الان هم ورزشکار اگر بره خودش رو تکهپاره کنه و آخرش مدال بگیره، انتظار داریم مدال رو به چیزی بزرگتر از خودش تقدیم کنه؛ مثلاً به ملت شریف ایران.
تقدیم کردن خوبه. جالبه. اما حالا فرض کنیم بدبخت بگه: مدال گرفتم. تقدیم هم نمیکنم. مال خودمه. میگیم خاک بر سر خودخواهش کنن.
#جمع_گرایی #فرد_گرایی
توی فرهنگهای فردگرا، پررنگ بودن فرد چیز بدی نیست.
اما فرهنگهای جمعگرا از اینکه فرد خودش رو "متمایز" ببینه و هویت فردی خودش رو پررنگ کنه استقبال نمیکنن.
توی آمریکای شمالی فرهنگ فردگرایی پررنگتره و در شرق آسیا، فرهنگ جمعگرایی.
نمیگم در همهٔ بخشهای جامعه. فقط میگم پررنگتر و کمرنگتر.
به خاطر همین، مدیر آمریکایی هیچ مشکلی نداره از خودش حرف بزنه. رسانهها هم "آدمها" رو میبینن.
اما فرهنگ جمعگرا نوعی تواضع رو تحمیل میکنه. اگر از خودت بگی، انگار جمع رو ندیدی.
اینه که از سامسونگ حرف زده میشه نه مدیرعامل سامسونگ.
از الجی حرف زده میشه نه مدیرعامل الجی.
اما در مورد آمریکا ما از استیو جابز و تیم کوک حرف میزنیم.
اوج این نگاه فرهنگی رو من در تلویزیون اوایل انقلاب یادمه. دوران بچگیمون.
طرف رو میآوردن مثلا دانشآموز بود دیوار مدرسهاش رو داوطلبانه رنگ زده بود.
میگفتن چی شد این کار رو کردی؟
میگفت "به نام خدا. با سلام به ملت شریف. به یاد رزمندگان عزیزمون در جبهه. و با تشکر از مدیر خوب مدرسهمون آقای فلانی. با احترام به معلم مهربانمون خانم فلانی. و ممنون از همکلاسیها که شلوغ نکردن. و پدر مدرسه آقای فلانی که سطل رو نگه داشت و با عذرخواهی از همسایهها و ممنون از پدر و مادرم که برای من زحمت میکشن و با سلام ویژه به خالهی عزیزم اگر الان داره برنامه رو میبینه ....
بله. من دیدم دیوار کثیفه و رنگ توی خونه اضافه است. آوردم رنگ کردم".
از خدا تا خاله و از رزمنده تا همسایه رو میاورد توی حرفش که بگه یه سطل رنگ داشته توی انبار.
این نوع تفکر، نمونهٔ فرهنگ جمعگراست. فرد جرئت نمیکنه توش عرض اندام کنه. وقتی هم مصاحبه تموم میشد، به این فکر نمیکرد که جواب رو درست داده یا نه. فکر این بود که کسی جا نیفتاده باشه که دلخور بشه.
الان هم ورزشکار اگر بره خودش رو تکهپاره کنه و آخرش مدال بگیره، انتظار داریم مدال رو به چیزی بزرگتر از خودش تقدیم کنه؛ مثلاً به ملت شریف ایران.
تقدیم کردن خوبه. جالبه. اما حالا فرض کنیم بدبخت بگه: مدال گرفتم. تقدیم هم نمیکنم. مال خودمه. میگیم خاک بر سر خودخواهش کنن.
#جمع_گرایی #فرد_گرایی
دو کاندید استخدام، هر دو با صلاحیتهای یکسان، برای یک موقعیت مطلوب در شرکت فورد موتور درخواست داده بودند. سوابق تحصیلی آنها بینقص بود و هیچ تفاوت آشکاری بین آنها وجود نداشت.
برای ارزیابی این استخدامهای بالقوه، هنری فورد رویکردی غیرمتعارف را اتخاذ کرد. او هر دو کاندید را به شام در یک رستوران محلی دعوت کرد و در طول شب رفتار و تعاملات آنها را مشاهده کرد. جالب اینکه، گفتوگوها حول موضوعات کلی بود و به مهندسی یا صنعت خودرو مربوط نمیشد.
در پایان شام، هنری فورد تصمیم خود را گرفت. او یکی از کاندیدها را انتخاب کرد و به دیگری با تاسف اطلاع داد که پیشنهاد استخدام دریافت نخواهد کرد. طبیعتاً، کاندید ناموفق کنجکاو شد و با جرأت از دلیل انتخاب فورد پرسید.
او با تعجب پرسید: «آقای فورد، در طول شام ما به سختی درباره صلاحیتها یا خود شغل صحبت کردیم. چرا دوستم را به جای من انتخاب کردید؟»
پاسخ هنری فورد هم روشنگرانه بود و هم عمیق. او فاش کرد: «دو دلیل اصلی برای تصمیم من وجود دارد. اولاً، وقتی استیک رسید، او ابتدا آن را چشید و سپس نمک اضافه کرد. در مقابل، شما بدون چشیدن، نمک اضافه کردید. من به افرادی ارزش میدهم که با کنجکاوی به چالشها نزدیک میشوند و قبل از ایجاد تغییرات، تمایل به اکتشاف دارند. شما، در عوض، ترجیح دادید بدون درک وضعیت اولیه تغییر دهید.»
اما این همه ماجرا نبود. هنری فورد به توضیح دلیل دوم پرداخت و بر اهمیت آن تأکید کرد. او گفت: «در طول زمان ما در رستوران، من مشاهده کردم که او با کارکنان پذیرایی با نهایت احترام برخورد کرد. او مودب بود و در تعاملات خود از لطفاً و متشکرم استفاده کرد. در مقابل، شما به نظر میرسید که حضور کارکنان پذیرایی را نادیده میگرفتید و تنها زمانی که با من صحبت میکردید احترام نشان میدادید. برخورد با همه افراد، بدون توجه به موقعیتشان در زندگی، با کرامت و مهربانی، ویژگیای است که من بسیار ارزشمند میدانم.»
برای ارزیابی این استخدامهای بالقوه، هنری فورد رویکردی غیرمتعارف را اتخاذ کرد. او هر دو کاندید را به شام در یک رستوران محلی دعوت کرد و در طول شب رفتار و تعاملات آنها را مشاهده کرد. جالب اینکه، گفتوگوها حول موضوعات کلی بود و به مهندسی یا صنعت خودرو مربوط نمیشد.
در پایان شام، هنری فورد تصمیم خود را گرفت. او یکی از کاندیدها را انتخاب کرد و به دیگری با تاسف اطلاع داد که پیشنهاد استخدام دریافت نخواهد کرد. طبیعتاً، کاندید ناموفق کنجکاو شد و با جرأت از دلیل انتخاب فورد پرسید.
او با تعجب پرسید: «آقای فورد، در طول شام ما به سختی درباره صلاحیتها یا خود شغل صحبت کردیم. چرا دوستم را به جای من انتخاب کردید؟»
پاسخ هنری فورد هم روشنگرانه بود و هم عمیق. او فاش کرد: «دو دلیل اصلی برای تصمیم من وجود دارد. اولاً، وقتی استیک رسید، او ابتدا آن را چشید و سپس نمک اضافه کرد. در مقابل، شما بدون چشیدن، نمک اضافه کردید. من به افرادی ارزش میدهم که با کنجکاوی به چالشها نزدیک میشوند و قبل از ایجاد تغییرات، تمایل به اکتشاف دارند. شما، در عوض، ترجیح دادید بدون درک وضعیت اولیه تغییر دهید.»
اما این همه ماجرا نبود. هنری فورد به توضیح دلیل دوم پرداخت و بر اهمیت آن تأکید کرد. او گفت: «در طول زمان ما در رستوران، من مشاهده کردم که او با کارکنان پذیرایی با نهایت احترام برخورد کرد. او مودب بود و در تعاملات خود از لطفاً و متشکرم استفاده کرد. در مقابل، شما به نظر میرسید که حضور کارکنان پذیرایی را نادیده میگرفتید و تنها زمانی که با من صحبت میکردید احترام نشان میدادید. برخورد با همه افراد، بدون توجه به موقعیتشان در زندگی، با کرامت و مهربانی، ویژگیای است که من بسیار ارزشمند میدانم.»
❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
داستان استخدام در شرکت فورد
🔻Spaghetti Contest 2025🔻
🔷 ششمین دوره مسابقات کدنویسی مبهم برگزار می شود.
📍نهم اسفند 1403، صندوق نوآوری و شکوفایی ریاست جمهوری
◀️ ثبت نام در مسابقات از ۱۰ بهمن آغاز خواهد شد و ۲۵ بهمن ماه ۱۴۰۳ به پایان می رسد.
🟧 توجه:
روال مسابقه به این صورت می باشد که هر تیم برای شرکت در مسابقه باید به ناخوانا ترین شکل ممکن برنامه ای بنویسد که با هر بار اجرا شدن، رشته ای معین به طول حداقل یک و حداکثر سه کاراکتر را روی صفحه نمایش چاپ کند.
هر تیم با کد خودش تو مسابقه شرکت میکنه و کد هر تیم در اختیار سایر تیم ها قرار میگیره. به ازای شکسته شدن کد هر تیم، علاوه بر ثبت امتیاز برای تیمی که کد رو شکسته، تیمی که کدش شکسته امتیاز منفی میگیره.
مسابقات کد نویسی مبهم رویدادی در راستای تخمین مهارت شرکت کنندگان در نوشتن کد های ناخوانا یا در اصطلاح برنامه نویسان همان کد کثیف (Dirty Code) می باشد.
🔷 اطلاعات تکمیلی، آموزش شرکت در مسابقات و گزارش برگزاری دوره های قبل:
🌐 https://spaghetticontest.sharif.ir
🚀 @sharifit | 📷 @sharif_ict
🔷 ششمین دوره مسابقات کدنویسی مبهم برگزار می شود.
📍نهم اسفند 1403، صندوق نوآوری و شکوفایی ریاست جمهوری
◀️ ثبت نام در مسابقات از ۱۰ بهمن آغاز خواهد شد و ۲۵ بهمن ماه ۱۴۰۳ به پایان می رسد.
🟧 توجه:
روال مسابقه به این صورت می باشد که هر تیم برای شرکت در مسابقه باید به ناخوانا ترین شکل ممکن برنامه ای بنویسد که با هر بار اجرا شدن، رشته ای معین به طول حداقل یک و حداکثر سه کاراکتر را روی صفحه نمایش چاپ کند.
هر تیم با کد خودش تو مسابقه شرکت میکنه و کد هر تیم در اختیار سایر تیم ها قرار میگیره. به ازای شکسته شدن کد هر تیم، علاوه بر ثبت امتیاز برای تیمی که کد رو شکسته، تیمی که کدش شکسته امتیاز منفی میگیره.
مسابقات کد نویسی مبهم رویدادی در راستای تخمین مهارت شرکت کنندگان در نوشتن کد های ناخوانا یا در اصطلاح برنامه نویسان همان کد کثیف (Dirty Code) می باشد.
🔷 اطلاعات تکمیلی، آموزش شرکت در مسابقات و گزارش برگزاری دوره های قبل:
🌐 https://spaghetticontest.sharif.ir
🚀 @sharifit | 📷 @sharif_ict
AI Crash?
یا زمستان سرمایهگذاریهای بزرگ؟
درسته که میزان سقوط یکروزهٔ ارزش بازار در شرکتهای تکنولوژی آمریکایی تقریباً معادل درآمد نفتی ایران در یک دههٔ اخیر بوده.
ولی کوچکتر از اونه که بشه به سبک dot com crash سالهای ۲۰۰۰ اسم این رو AI crash گذاشت.
البته هر دو اتفاق، محرک مشابهی دارن: غلط در اومدن پیشبینیها.
در حباب دات کام، ظرفیت تحولآفرینی اینترنت "در آیندهٔ نزدیک" رو زیادتر از واقعیت برآورد کرده بودن
در سقوط ارزش بازار AI، بهنظر میاد ظرفیت محاسباتیِ مورد نیاز "در آینده نزدیک" رو زیادتر از واقعیت برآورد کرده بودن.
وقتی سقوط ۱۱۶ دلاری به ۶ دلاری آمازون رو در حباب دات کام میبینیم (البته در یک سال)، اتفاقهای فعلی رو نهایتاً میشه یهجور اصلاح قیمت (البته کمی تند) دونست.
اما اگر اصرار داشته باشیم شباهتی بین این اتفاق با رویدادهای تاریخی پیدا کنیم، شاید بشه با الهام از زمستان هوش مصنوعی گفت:
این سقوط، برای مدت کوتاهی "زمستان سرمایهگذاریهای بزرگ برای هوش مصنوعی" رو به همراه میاره.
احتمالاً تا مدتی، هر کس بخواد سرمایهٔ چشمگیری برای پروژههای AI جذب کنه، با این سوال مواجه میشه که "مطمئنی با سرمایه و منابع خیلی کمتر نمیشه؟"
و البته احتمالاً این اتفاق، جنبهٔ مثبتی هم داره و تا مدتها برای گروههای استارتاپی کوچیک الهامبخش و امیدبخش میشه. چون به جای منابع بیشتر، دنبال بهبود موثر عملکرد (الگوریتم و معماری بهتر) میرن.
با همهٔ اینها، یادمون هست که در میانمدت و بلندمدت، همونطور که "ظرفیت تحولآفرینی اینترنت" واقعاً به سطحی فراتر از تصور رسید، "نیاز به ظرفیت محاسباتی" هم از بالاترین حد قابلتصور ما فراتر میره.
و این هم یادمون هست که زمان، الان بسیار سریعتر از بیست سال قبل میگذره. و کوتاهمدت و میانمدت و بلندمدت، معنای بیستسال قبل خودش رو نداره.
یا زمستان سرمایهگذاریهای بزرگ؟
درسته که میزان سقوط یکروزهٔ ارزش بازار در شرکتهای تکنولوژی آمریکایی تقریباً معادل درآمد نفتی ایران در یک دههٔ اخیر بوده.
ولی کوچکتر از اونه که بشه به سبک dot com crash سالهای ۲۰۰۰ اسم این رو AI crash گذاشت.
البته هر دو اتفاق، محرک مشابهی دارن: غلط در اومدن پیشبینیها.
در حباب دات کام، ظرفیت تحولآفرینی اینترنت "در آیندهٔ نزدیک" رو زیادتر از واقعیت برآورد کرده بودن
در سقوط ارزش بازار AI، بهنظر میاد ظرفیت محاسباتیِ مورد نیاز "در آینده نزدیک" رو زیادتر از واقعیت برآورد کرده بودن.
وقتی سقوط ۱۱۶ دلاری به ۶ دلاری آمازون رو در حباب دات کام میبینیم (البته در یک سال)، اتفاقهای فعلی رو نهایتاً میشه یهجور اصلاح قیمت (البته کمی تند) دونست.
اما اگر اصرار داشته باشیم شباهتی بین این اتفاق با رویدادهای تاریخی پیدا کنیم، شاید بشه با الهام از زمستان هوش مصنوعی گفت:
این سقوط، برای مدت کوتاهی "زمستان سرمایهگذاریهای بزرگ برای هوش مصنوعی" رو به همراه میاره.
احتمالاً تا مدتی، هر کس بخواد سرمایهٔ چشمگیری برای پروژههای AI جذب کنه، با این سوال مواجه میشه که "مطمئنی با سرمایه و منابع خیلی کمتر نمیشه؟"
و البته احتمالاً این اتفاق، جنبهٔ مثبتی هم داره و تا مدتها برای گروههای استارتاپی کوچیک الهامبخش و امیدبخش میشه. چون به جای منابع بیشتر، دنبال بهبود موثر عملکرد (الگوریتم و معماری بهتر) میرن.
با همهٔ اینها، یادمون هست که در میانمدت و بلندمدت، همونطور که "ظرفیت تحولآفرینی اینترنت" واقعاً به سطحی فراتر از تصور رسید، "نیاز به ظرفیت محاسباتی" هم از بالاترین حد قابلتصور ما فراتر میره.
و این هم یادمون هست که زمان، الان بسیار سریعتر از بیست سال قبل میگذره. و کوتاهمدت و میانمدت و بلندمدت، معنای بیستسال قبل خودش رو نداره.
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹 شبکه خبر (گزارش خبرگزاری صدا و سیما از برگزاری ششمین دوره مسابقه کدنویسی مبهم)
درحال برنامه ریزی برای برگزاری رویداد تجربه محور itnext هستیم.
گروهی از متخصصان موفق و تاثیرگذار دنیای فناوری اطلاعات را گرد هم میآوریم _کسانی که حرفهای ارزشمندی برای گفتن دارند_ آنها از آینده فناوری اطلاعات، تجربههایی که چراغ راه فردا هستند و افق پیش روی فناوری در ایران سخن خواهند گفت.
اطلاعات بیشتر به زودی ...
گروهی از متخصصان موفق و تاثیرگذار دنیای فناوری اطلاعات را گرد هم میآوریم _کسانی که حرفهای ارزشمندی برای گفتن دارند_ آنها از آینده فناوری اطلاعات، تجربههایی که چراغ راه فردا هستند و افق پیش روی فناوری در ایران سخن خواهند گفت.
اطلاعات بیشتر به زودی ...
❤4
Forwarded from ITNext
ثبت نام رویداد تجربه محور ITNext
توضیحات: در این رویداد افراد سر شناس حوزه فناوری اطلاعات تجربیات و داستان موفقیت و شکست های خود را در قالب سخنرانی های کوتاه برای مخاطبین مطرح می کنند.
هدف اصلی از برگزاری این رویداد، انتقال تجربه بزرگان این حوزه، ارائه دلایل موفقیت و شکست، ایجاد انگیزه برای راه اندازی کسب کارهای نوین و خلاقانه، بررسی چالشهای پیش روی استارتاپ ها موفق و نیز نشان دادن راه موفقیت های شغلی به دانشجویان گرامی می باشد.
✅ تاریخ برگزاری: 1 خردادماه 1404
📍محل برگزاری: بابل، سالن همایش های مخابرات استان مازندران
🤩 همراه با برگزاری کارگاه های آموزشی بلاکچین و طراحی تجربه کاربری در بنیاد علمی حریری بابل
⏳ مهلت ثبت نام: 20 اردیبهشت ماه 1404
🎫 ظرفیت ثبتنام تنها ۲۰۰ نفر | همراه با پذیرایی
🌐 ثبت نام: https://sharifcamp.ir/ITNext
🌺🌺🌺🌺🌺
توضیحات: در این رویداد افراد سر شناس حوزه فناوری اطلاعات تجربیات و داستان موفقیت و شکست های خود را در قالب سخنرانی های کوتاه برای مخاطبین مطرح می کنند.
هدف اصلی از برگزاری این رویداد، انتقال تجربه بزرگان این حوزه، ارائه دلایل موفقیت و شکست، ایجاد انگیزه برای راه اندازی کسب کارهای نوین و خلاقانه، بررسی چالشهای پیش روی استارتاپ ها موفق و نیز نشان دادن راه موفقیت های شغلی به دانشجویان گرامی می باشد.
✅ تاریخ برگزاری: 1 خردادماه 1404
📍محل برگزاری: بابل، سالن همایش های مخابرات استان مازندران
🤩 همراه با برگزاری کارگاه های آموزشی بلاکچین و طراحی تجربه کاربری در بنیاد علمی حریری بابل
⏳ مهلت ثبت نام: 20 اردیبهشت ماه 1404
🎫 ظرفیت ثبتنام تنها ۲۰۰ نفر | همراه با پذیرایی
🌐 ثبت نام: https://sharifcamp.ir/ITNext
🌺🌺🌺🌺🌺
❤1
🤩 شریف کمپ با حمایت بانک رفاه کارگران، بنیاد علمی حریری، کلودزی و دایا تدبیر برگزار می کند:
✅ رویداد تجربه محور ITNext
با حضوری چهره های سرشناس فناوری اطلاعات
📍بابلسر، مجتمع رفاهی تفریحی ورزشی بانک رفاه کارگران
⏰ اول خردادماه 1404
🌐 ثبت نام در
https://itnext.sharifcamp.ir
✅ رویداد تجربه محور ITNext
با حضوری چهره های سرشناس فناوری اطلاعات
📍بابلسر، مجتمع رفاهی تفریحی ورزشی بانک رفاه کارگران
⏰ اول خردادماه 1404
🌐 ثبت نام در
https://itnext.sharifcamp.ir