Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 – Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
613 subscribers
1.91K photos
19 videos
43 files
557 links
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس

نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Download Telegram
Forwarded from 🚀Vmess vpn🚀
@vmessorg.npvt
1.5 KB
کانفیگ فیلترشکن NPV 🔐

Location : 🇩🇪

Protocol : 🛜

Channel 🪐 @vmessorg
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Anti Meli.npvt
3.3 KB
🔴 کانفیگ  NPV Tunnel متصل

🦁 نحوه اتصال کلیک کن👉

⚡️ وصل شین چند دقیقه توی تلگرام صبر کنین لود ‌شه

اینترنت آزاد برای همه
💬

Join ➣ @Merlin_ViP 💥
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🌇 دوستان خارج از کشور از من پرسیدن که خانواده ها الان میتونن زنگ بزنن و ما چطور باید برخورد کنیم ، چون اونها احتمالا تروما دارن بخاطر تجربه های وحشتناک اخیر.
اینو مخصوص دوستانی مینویسم که خارج از ایران‌ هستند و تو این چهار هفته‌ی اخیر، تماس‌ نداشتند و احتمالا از الان مکرر از داخل ایران تماس خواهند داشت.

نکته اینجاست که خودمون هم داریم فرسوده میشیم تو خارج از کشور از بی خبری عزیزان ما.

👑راهنمای عملی مدیریت تماس‌ها با عزیزان دچار تروما؛ مخصوصا برای خانواده‌های خارج از کشور

اصل صفر: "تو درمانگر نیستی"
خیلی مهمه از همین‌جا شروع کنیم.
وظیفه‌ی تو نجات روانی یا حل بحران انقلابی نیست. تو فقط "یک انسان حامی" هستی، نه روان‌درمانگر، نه خبرنگار، نه فعال عملیاتی.

👑 مثال:
اگر مادرت میگه:
"تو باید به من بگی چیکار کنم، من دارم دیوونه میشم"
پاسخ سالم:
"می‌فهمم چقدر سخته، ولی من نمی‌تونم راه‌حل بدم. فقط میتونم کنارت باشم و گوش بدم."

اصل ۱: تماس را "قاب‌بندی" کن (Frame the call)
تماسِ بدون چارچوب = فرسودگی دوطرفه میاره.
قبل یا ابتدای تماس، قاب زمانی و محتوایی بده.

🤴 جمله‌های آماده:
"الان ۳۰ دقیقه می‌تونم حرف بزنم."
"می‌تونیم درباره حالت حرف بزنیم، ولی وارد جزئیات خبرها نشیم."
"اگه دیدم حالم داره بد میشه، مکالمه رو قطع می‌کنم."

👑 مثال:
دایی‌ات هر شب ۲ ساعت از اعدام و شکنجه میگه و برات سخته شتیدنش؛ تو میگی:

"برام مهمی، ولی فقط ۴۰ دقیقه می‌تونم گوش بدم. بعدش باید تماس رو تموم کنیم."

👑این خودخواهی نیست؛ مراقبت از ظرفیت روانیه.

اصل ۲: گوش دادن همدلانه نه تأیید فاجعه
گوش بده، اما هیجان رو تشدید نکن.

🤴 پرهیز کن از:

"آره، وضع خیلی وحشتناکه، دیگه امیدی نیست..."
"این آخرشه، همه‌چی تموم شد."

🌇 جایگزین سالم:
"خیلی ترسناک به نظر میاد"
"حق داری این‌قدر مضطرب باشی"
"می‌بینم چقدر فشار روت زیاده"

🌇 مثال:
خاله میگه: "همه رو میکشن، نوبت ما هم میرسه"
پاسخ سالم:
"می‌فهمم ترست واقعیه. بیا الان فقط روی این فکر کنیم که امشب چطور آروم‌تر بخوابی. چی نیاز داری؟

اصل ۳: از جزئیات خشن جلوگیری کن
جزئیات تصویری و خشن تروما را منتقل می‌کند (Secondary Trauma).

👑 جمله‌ی مرزی (Boundary):
"لطفاً وارد جزئیات صحنه نشو"
"می‌دونم اتفاق وحشتناکه، لازم نیست دقیق توصیفش کنی، من دیدم به اندازه کافی تو میدیا"

👑 مثال:
پسرخاله شروع میکنه شرح گلوله و خون و تو میگی:
"ببخش، نمی‌تونم این بخشش رو بشنوم، ولی هنوز می‌خوام حالت رو بدونم."

اصل ۴: از "چرا" سؤال نپرس
"چرا" در تروما = احساس گناه و درماندگی.


چرا رفتی خیابون؟
چرا فرار نکردی؟

بپرس جاش: "الان کجایی؟"
"بدنت الان چطوره؟"
"امشب کی کنارت هست؟"

👑 مثال:
دوستت میگه مجروح شده و به‌جای تحلیل سیاسی، بپرس:
"الان امنیت داری؟ کسی پیشته؟"

اصل ۵: امید تزریقی ممنوع
امید مصنوعی مثل "همه‌چی درست می‌شه" معمولاً خشم یا ناامیدی می‌سازه.

"نگران نباش، تموم می‌شه"
"این‌ها آخرین نفس‌هاشونه"

بجاش میگیم
"الان دوره‌ی خیلی سختیه"
"ما لازم نیست آینده رو حل کنیم، فقط امروز رو مدیریت کنیم."

اصل ۶: بعد از تماس، تخلیه کن
تماس‌ها را در خودت نگه ندار.
بعد از هر تماس سنگین:
۵ دقیقه راه برو
نفس عمیق ۴–۶
بنویس "چی شنیدم / چی حس کردم"

تماس بعدی رو حداقل ۱ ساعت عقب بنداز

🏛 نشانه بی ادبی نیست این کار و حالا مهمتر نشانه‌های هشدار برای خودت:
بی‌خوابی
تحریک‌پذیری
بی‌حسی عاطفی
وسواس خبر
اگر این‌ها هست ، حتما تماس‌ها رو کمتر کن، نه بیشتر.

اصل ۷: اجازه بده سکوت هم کمک باشه
لازم نیست همیشه چیزی بگی.

✔️ گاهی بهترین جمله:
"من اینجام. دارم گوش
می‌دم."
یا حتی:
"نمی‌دونم چی بگم، ولی تنها نیستی."

🎆🏛جمع‌بندی خیلی کوتاه
تو مسئول نجات نیستی
تماس باید مرز داشته باشه
جزئیات خشن رو قطع کن
امید دروغین نده
بعدش از خودت مراقبت کن.

🏛تهیه شده در +Think
دکتر موریس ستودگان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🥴1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🇮🇷 مدیریت هیجان و استرس دانش‌آموزان در شرایط انقلابی
ویژه مشاوران مدرسه و والدین
مقدمه

دانش‌آموزانی که در بستر انقلاب، سرکوب، خشونت خیابانی یا اضطراب جمعی زندگی می‌کنند، در معرض فشارهای روانی شدید و مداوم هستند. این فشارها می‌توانند به شکل خشم، اضطراب، بی‌خوابی، افت تحصیلی، کناره‌گیری اجتماعی یا رفتارهای پرخطر بروز پیدا کنند. این جزوه با هدف ارائه‌ی راهنمایی عملی و قابل اجرا برای مشاوران مدرسه تدوین شده است تا بتوانند هم به دانش‌آموزان و هم به والدین کمک مؤثر ارائه دهند.

🏛بخش اول: درک وضعیت روانی دانش‌آموز انقلابی
ویژگی‌های شایع:
برانگیختگی عصبی بالا (زود عصبی شدن، بی‌قراری، پرخاش)
نوسان شدید هیجانی (خشم، امید، ناامیدی)

احساس مسئولیت بزرگ‌تر از سن
بی‌اعتمادی به بزرگسالان و نهادها

🤴 نکته تخصصی برای مشاوران:
این واکنش‌ها نشانه اختلال رفتاری یا لجبازی نیستند؛ بلکه پاسخ طبیعی روان به وضعیت غیرطبیعی‌اند.

🏛بخش دوم: خطاهای رایج والدین (افزاینده استرس)

۱. کوچک‌سازی هیجان
«تو هنوز بچه‌ای، نمی‌فهمی»

۲. ترساندن افراطی
«اگر بری بیرون، نابود می‌شی»

۳. کنترل به‌جای گفت‌وگو
قطع کامل اینترنت، تنبیه، تهدید
پیامد مشترک: افزایش خشم پنهان، بی‌اعتمادی و رفتارهای انفجاری

🏛 بخش سوم: الگوی صحیح رفتار والدین (قابل آموزش توسط مشاور)

اصل طلایی:
تنظیم هیجان قبل از هدایت رفتار

۱. نام‌گذاری هیجان
مثال:
«می‌بینم عصبانی و نگران هستی. این حس‌ها طبیعی‌اند.»

۲. تفکیک احساس از رفتار
«احساست قابل درکه، ولی بیایم راهی امن‌تر پیدا کنیم.»

۳. اختیار محدود
«نظرت محترمه. با هم درباره حد و مرزها تصمیم بگیریم.»

🏛 بخش چهارم: تکنیک‌های عملی کاهش استرس (برای دانش‌آموز)

تکنیک ۱: پنجره تحمل
شناسایی علائم بدن (تپش قلب، دل‌درد)
توقف قبل از واکنش

تکنیک ۲: بهداشت خبر
اخبار حداکثر ۲ بار در روز
پرهیز از دیدن ویدئوهای خشن قبل از خواب

تکنیک ۳: تبدیل خشم به کنش سالم
نوشتن، نقاشی، گفت‌وگوی گروهی امن
فعالیت داوطلبانه یا آموزشی

🏛بخش پنجم: نقش مشاور مدرسه

۱. ایجاد فضای امن روانی
بدون قضاوت، بدون برچسب

۲. واسطه‌گری بین والد و دانش‌آموز
ترجمه خشم به ترس و دغدغه معنا

۳. نرمال‌سازی واکنش‌ها
«در شرایط غیرعادی، واکنش غیرعادی بیماری نیست

تهیه شده در +Think
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
2
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🇮🇷 نگاه سیستمی نشانه محور به انقلاب ملی ایران؛ وقتی سیستم وارد فاز آخر می‌شود


دوستان من سیاست‌مدار نیستم ولی اگر با نگاه سیستمی به شواهد و نشانه های حاضر در ایران نگاه کنیم، میتوانیم نتایج فوق را براورد کنیم.

👑 نشانهٔ شماره یک: شکاف علنی در درون قدرت (نه اختلاف لفظی)

این مهم‌ترین نشانه است. متظورم دعوای جناحی اصلاح طلب و اصولگرا یا اختلاف مجلس و دولت و حرف‌های کنترل‌شده نیست. عمدتا عدم اطاعت بخشی از نیروهای امنیتی و اداری و یا استعفاهای معنادار وزرا یا "کنار کشیدن خاموش"، همچنان لو رفتن اسناد از درون خود سیستم،
دوگانگی در دستور سرکوب (دستور هست، اجرا شل می‌شود و مجبورند از خارج نیرو نیابتی وارد کنند.)

در یک نمونه تاریخی، شوروی بهترین مثال است: وقتی حزب دیگر حاضر نشد "هزینه دفاع" بدهد یا در سال ۵۷ در ایران وقتی ارتش گفت "بی‌طرف"...

🏛 اگر دیدیم: "دستور هست، ولی اجرا نمی‌شود" نشانگر این است که‌‌، سیستم ترک برداشته.

👑 نشانهٔ شماره دو: نافرمانی عادی‌شده، نه اعتراض هیجانی
انقلاب‌ها معمولا با خشم شروع نمی‌شوند؛ با بی‌اعتنایی عمومی تمام می‌شوند.
نشانه‌هایی که باید دنبال کرد؛ مردم دیگر حتی از سرکوب هم "شگفت‌زده" نمی‌شوند یا نمی‌ترسند. قانون مسخره می‌شود، نه ترسناک، نرفتن، نپرداختن، شرکت نکردن...و
کارمندان حداقلی کار می‌کنند همان پدیده slowdown.
بهترین مثال سیاسی؛ آلمان شرقی ۱۹۸۹ دقیقاً همین‌جا فرو ریخت. وقتی دیدیم: "مردم حتی عصبانی هم نیستند؛ بی‌اعتنا هستند"،
🏛 این یعنی مشروعیت مرده.

👑 نشانهٔ شماره سه: فروپاشی روایت رسمی
هر رژیم با "داستان" زنده است، نه با زور.

نشانهٔ خطر انجاست که حتی طرفدارانش دیگر از روی ایمان دفاع نمی‌کنند. دفاع‌ها توجیهی، عصبی، پرخاشگرانه می‌شود. و
طنز، تمسخر، میم‌ها از ترس قوی‌تر می‌شوند.

مثال خوب سباسی شوروی می‌باشد: مردم می‌خندیدند به تلویزیون یا در سال ۵۷ شاهنشاه فرمودن "صدای انقلاب شما را شنیدم"، یعنی روایت تمام شده

🏛 وقتی دیدیم: "هیچ‌کس داستان رسمی را باور نمی‌کند؛ حتی خودی‌ها"

👑 نشانهٔ شماره چهار: بحران مالیِ کنترل‌ناپذیر
نه صرفاً فقر مد نظر من است، بلکه ناتوانی حکومت در مدیریت بحران.
نشانه‌های این مرحله؛ حقوق‌ها با تأخیر یا بی‌اثر، ناتوانی در تأمین کالاهای حیاتی یا تصمیم‌های متناقض اقتصادی و همچنین فروش آینده برای زنده ماندن امروز

🤴 همهٔ رژیم‌های اقتدارگرا اینجا می‌بازند: پول، انرژی، لجستیک!

🏛 وقتی دیدیم:
"حکومتی فقط مسکن می‌دهد، نه راه‌حل..."

👑 نشانهٔ شماره پنج: ظهور آلترناتیو در ذهن مردم (نه لزوما یک سازمان)
این نکته خیلی ظریف است.
نه این‌که حزب آماده یا رهبر کاریزماتیک کامل، بلکه بیشتر
مردم دیگر "بی‌تصور" نیستند.
گفتنِ "بعدش چی میشه" کمتر ترسناک است و آینده قابل تصور می‌شود.
از نگاه سیاسی قبل از سقوط، مردم اول در ذهنشان از نظام عبور می‌کنند بعد در خیابان.

🏛 وقتی دیدیم؛ "ترس از فردای بدون رژیم کمتر از ترس امروز شده..."

👑 رژیم‌ها وقتی سقوط می‌کنند که دیگر نتوانند اطاعت بخرند، ترس تولید کنند، و داستان بفروشند.

و من می‌خواهم دقیقاً به همین اشاره کنم که سقوط از ۱۴۰۱ بعد از جنبش زن زندگی آزادی شروع شده و نافرمانی های اجتماعی بهترین شاهد برای لرزاندن ستون استبداد و دیکتاتور دینی بود. رژیم در اینجا به یک بن‌بست سیاسی رسیده و پایان هولناک اما قطعی.

👑 یک هشدار مهم از دل تاریخ از انقلاب فرانسه تا شوروی ، از دیوار برلین تا انقلاب برمه، از فروپاشی کمونیست چاوشسکو در شرق تا بهار عرب قابل ذکر است.
آخرین فاز، خطرناک‌ترین و خشن‌ترین فاز است. چون سیستم می‌فهمد، باخته است و مانند حیوانی زخمی با درنده‌خو حمله می‌کند. ولی می‌دانیم که همه انقلاب ها از خون سیراب شده‌اند.

ادامه دارد....

۱-۲
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
امروز ایران ماتم‌زده است و این ماتم از نوع غم تنها نیست بلکه توام با خشم و انتقام است. بدون هیجان‌سازی، ایران دقیقاً کجای این مسیر ایستاده با همان چارچوب سیستمی تاریخی که گفتیم، تحلیل کنیم؛ میدانیم که فروپاشی رژیم‌های اقتدارگرا به ۵ فاز تقسیم می‌شوند،
ایران امروز بین فاز ۳ و ورود به فاز ۴ است ولی با احتیاط میگویم چون طبل جنگ زده شده ولی سیاست با ارابه خرگوش میگیرد و در سیاست هیچ چیز مطمین نیست.

🌇 فاز ۱: نارضایتی خام
از این مرحله سال‌هاست رد شده‌ایم. همان اعتراضات پراکنده، امید به اصلاح، ترس غالب ...

🌇 فاز ۲: انفجار خشم
این هم پشت سر گذاشته شده
مثل اعتراضات سراسری، سرکوب شدید، شوک اولیه و بازار متبلور...

از نگاه من جنیش ۱۴۰۱ نقطه‌ی پایان فاز ۲ بود.

🌇 فاز ۳: مرگ مشروعیت + عادی‌شدن بحران و از نگاه من ایران امروز اینجاست. نشانه‌های قطعی فاز ۳ (که الان می‌بینیم):
اکثریت بزرگ جامعه نه اصلاح می‌خواهد، نه سازش را باور دارد
و قانون دیگر "مرجع اخلاقی" نیست. مخصوصا بعد از کشتار بی‌رحمانه ۱۷ تا ۱۹ دی امسال. شاید کمی ترس هست و این انسانیست اما فلج‌کننده نیست.
و قبلا با مهاجرت نخبگان شتاب‌دار و مشارکت سیاسی فروپاشیده و یا طنز، تمسخر، بی‌اعتنایی گسترده به قوانین مانند حجاب اجباری.

🤴این فاز خطرناک برای جامعه است، اما کشنده برای رژیم. نکته اینجاست که رژیم هنوز زور اسلحه دارد، اما دیگر معنا و مشروعیت ندارد.

👑 فاز ۴: شکاف در قدرت + نافرمانی مؤثر
ایران بعد از مرگ خمینی (لعنت الله علیه) همیشه در این فاز بوده، مرگ رفسنجانی ملعون و منتظری و رئیسی قاتل همه و همه بیانگر این است، اما به شکل کودتا کامل نشده...
نشانه‌هایی که شروعش را می‌بینیم: فرسودگی نیروهای سرکوب، ورود نیابتی ها، خلع سلاح ارتش در روزهای ۱۷ تا ۱۹ دی، بی‌انگیزگی بدنه اداری، تناقض در تصمیم‌های دولت پزشکیان و سپاه پاسداران با سیگنال‌های متفاوت به امریکا و اسرائیل و پذیرش شرایط پشت پرده های قطر. و همچنین افزایش افشاگری‌های درون‌ سیستمی و سیستم قوی جاسوسی برای انگلیس و اسرائیل در بالاترین سطوح نظام،
عقب‌نشینی‌های تاکتیکی بی‌سر و صدا و باج‌دادن به امریکا و اسرائیل و اخبار دروغ به حامیان اندک ولی خوش‌باور و منفعت‌طلب.

و نشانه‌هایی که هنوز کامل نشده: یک نافرمانی هماهنگ سراسری، شکاف علنی و غیرقابل‌جمع در رأس (مانند پیام روحانی و وزیر خارجه او به دفتر شاهزاده) و همچنین فلج اقتصادی هم‌زمان با نافرمانی که شاهد سقوط عظیم بورس ایران و خارج کردن میلیاردها دلار (به گفته خزانه داری امریکا) توسط مجتبی خامنه‌ای به صورت رمز ارز و ... ایران در این فاز هم برای فروپاشی بسیار پیشرفت کرده.

👑 فاز ۵: فروپاشی یا انتقال
هنوز وارد این فاز نشده‌ایم ولی بزودی امکان ان وجود دارد. نکته‌ی مهم این است: هیچ رژیمی از فاز ۳ به عقب برنمی‌گردد. یعنی یا به فاز ۴ و ۵ می‌رود، یا در فاز ۳ می‌پوسد تا فروبریزد. قبلا هم گفتم ایران نشانه‌های فراوانی از هر دو فاز ۳ و ۴ را دارد.
👑از نظر تاریخی "به‌زودی" برای مردم یعنی فردا و این هفته. ولی "به‌زودی" برای تاریخ یعنی ۱ تا ۳ سال که در ایران از جنبش مهسا آغاز شد. و یکبار دیگر تاریخ نشان داد؛ زمان کار خودش را می‌کند، نه با شتاب، نه با وعدهٔ فوری گرچه متاسفانه بهای گزافی پرداخت کردیم.
اگر جنگی با امریکا و اسرائیل شروع شود، سقوط ناگهانی فردا ممکن می‌شود. و با داشتن آلترناتیو شاهزاده بازگشت به ثبات ممکن می‌شود. چون رژیم به مرحله‌ی فرسایش نهایی ورود کرده بود و تغییر برگشت‌ناپذیر از نگاه سیستمی کاملا قابل پیش‌بینی می‌باشد.

به امید پیروزی نور بر ظلمت و به پاس خون مبارزان انقلاب ملی و همه آنانی که در راه وطن در این ۴۷ سال گذشته جان و زندگی و ارزوهای خود را هدیه کرده‌اند، تا اخر این راه خواهیم رفت. پاینده ایران 👑

دکتر موریس ستودگان +Think
۲۷ ژانویه ۲۰۲۶ / ۷ بهمن ۱۴۰۴


۲-۲
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🇮🇷 گرفتاری جمعی در سوگ پیچیده Complicated / Prolonged Grief


در سوگی که امروز تجربه می‌شود، مسئله صرفا از دست دادن عزیزی یا فقدان دوستان و افراد نیست؛ بلکه اختلالی عمیق در احساس امنیت، عدالت و انسجام معنایی زندگی است.
چنین فقدان‌هایی—به‌ویژه زمانی که ناگهانی، خشونت‌بار و ناعادلانه‌اند— زمینه‌ساز شکل‌گیری سوگ پیچیده می‌شوند.

در سوگ پیچیده، روان نه‌تنها با غیاب عزیزان، بلکه با ناتوانی در معناپردازی، احساس خشم پایدار، درماندگی، و توقف فرآیند طبیعی سازگاری مواجه است.

ذهن انسان به‌سختی می‌تواند بپذیرد که زندگی برای برخی ادامه دارد، در حالی که برای برخی دیگر، به شکلی غیرقابل تصور، خشونت‌آمیز و بی‌معنا قطع می‌شود.

از منظر بالینی، این واکنش‌ها نشانه آسیب‌شناسی فردی نیستند؛ بلکه پاسخی قابل انتظار به فقدان‌های جمعی، بی‌عدالتی ساختاری و تداوم تهدید هستند. در چنین شرایطی، سوگ از سطح فردی عبور کرده و به تجربه‌ای جمعی و بین‌نسلی تبدیل می‌شود.

من بارها از خودم پرسیده ام که در مواجهه با سوگ پیچیده و جمعی، روان‌درمانی تا چه اندازه می‌تواند بدون پرداختن به بسترهای اجتماعی، اخلاقی و سیاسی رنج، مداخله‌ای مؤثر و صادقانه داشته باشد؟ و انزمان مرز میان "درمان" و "عادی‌سازی رنج" کجاست؟ این یک چالش نه جدید اما واقعیست.


دکتر موریس ستودگان
ژانویه ۲۰۲۶
#هلوکاست_ایران
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
5
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
👑 دوستان توجه کنین حتما سایفون رو نصب کنین رو تلفن هاتون و همیشه روشن بزارین. امن هست و مجانی و امکان برقراری ارتباط با جهان بدون اینترنت وجود داره. حتما روشن نگه دارین اگه از امشب اینترنت قطع شد.

پیروزی با ماست.

پاینده ایران
👑
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
ما اینور conduit رو نصب کردیم که پل بشیم برای شما داخل ایران که بتونین به اینترنت وصل بشبن. خیلی ها تو ایران وصل شدن.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
با توجه به موقعیت فعلی ایران و پیامهایی که از دوستان خوانده می‌شود که دال بر شرم و احساس گناه می‌باشد، میتوان در یک چارچوب نظری روشن از "شرم اخلاقی" که هم در روان‌شناسی هیجان، هم در فلسفه اخلاق، و هم در روان‌کاوی بررسی شده،  را در بستر "تحولات انقلاب ملی و سوگ جمعی"  توضیح دهیم. با علم براینکه شرم اخلاقی گاهی فراتر ازاحساس گناهمی‌رود.
شرم اخلاقی یا Moral Shame یک هیجان خودآگاه است که فقط به "خطای رفتاری" محدود نمی‌شود، بلکه به ارزیابی منفی از خود اخلاقی مربوط است.

در گناه همان‌Guilt تمرکز بر "کار نادرست" است؛ اما در شرم، تمرکز بر "خود نادرست" است.
گناه می‌گوید؛ "کار بدی کردم"
شرم می‌گوید "من آدم بد یا نابسنده‌ای هستم".
و در #شرم_اخلاقی، نه فقط رفتار، بلکه هویت اخلاقی و تصویر فرد از خویشتن دچار ترک می‌شود.

✔️ریشه‌های نظری از Helen B. Lewis — تمایز ساختاری گناه و شرم
لوئیس شرم را هیجانی می‌داند که با فروپاشی انسجام خود همراه است. در گناه، فرد هنوز یک "خود قابل ترمیم" دارد؛ در شرم، کل خود زیر سوال می‌رود و در نتیجه گرایش به پنهان‌سازی، عقب‌نشینی، یا دفاع‌های شدید، شکل می‌گیرد.

در سطح اجتماعی:
در شرایط انقلاب یا بحران سیاسی، افراد ممکن است نه فقط از "سکوت یا بی‌عملی"، بلکه از "تصویر خود به عنوان یک شهروند" احساس فروپاشی کنند.

🔹 در نگاه June Tangney — هیجان‌های خودآگاه Self-Conscious Emotions
تنگنی نشان می‌دهد شرم و گناه هر دو هیجان‌های خودآگاه‌اند، اما پیامدهای متفاوت دارند: گناه سبب اصلاح رفتار و یا حتی جبران می‌شود ولی شرم باعث اجتناب، کناره‌گیری، دفاع یا حمله متقابل می‌گردد. او در پژوهش‌ های تجربی نشان می‌دهد شرم بالا با
👈افسردگی
👈پرخاشگری دفاعی
👈اجتناب اجتماعی
همبستگی دارد.

کاربرد در موقعیت انقلابی:
وقتی افراد احساس کنند "به اندازه کافی شجاع، اخلاقی و درست" نبوده‌اند، شرم می‌تواند  به کناره‌گیری از مشارکت، خاموشی هیجانی یا حمله کلامی افراطی به دیگران منجر شود (گونه‌ای دفاع در برابر شرم).

از دید Martha Nussbaum — شرم، کرامت و اخلاق
نوسبام از منظر فلسفه اخلاق، شرم را هیجانی می‌داند که به آسیب‌پذیری انسانی و کرامت گره خورده. او هشدار می‌دهد که شرم می‌تواند: هم اخلاق‌ساز باشد؛ مثلا حساسیت به کرامت بوجود اورد و هم ابزار سرکوب شود؛ که همان شرم‌گذاری اجتماعی و سیاسی می‌باشد.

در بستر تحولات انقلاب ملی ایران گفتمان‌های انقلابی گاهی از "شرم اخلاقی" برای بسیج استفاده می‌کنند: مثلا "اگر سکوت کنی، شریک ظلمی"

این می‌تواند انگیزش اخلاقی ایجاد کند یا به شرم سمی و فرسودگی اخلاقی بینجامد.

از دید Donald Winnicott — خود واقعی و فروپاشی خود

وینیکات مستقیم درباره شرم اخلاقی نظریه نداد، اما در مفهوم True Self / False Self می‌توان ریشه شرم را دید:
وقتی فرد ناچار می‌شود خود واقعی را پنهان کند در نتیجه
"خود کاذب: شکل می‌گیرد که سبب تجربه مزمن شرم و تهی‌بودن می‌شود.

در فضای سرکوب یا قطبی‌شدگی اجتماعی ناتوانی در بیان موضع واقعی زندگی در دوگانگی هویتی شرم وجودی تولید می‌کند.

شرم اخلاقی در سطح جمعی و انقلابی‌ مشخص می‌کند که در بحران‌های اجتماعی و انقلاب‌ها، پدیده‌ای رخ می‌دهد که می‌توان آن را شرم اخلاقی جمعی نامید:
افراد ممکن است به شرم از بی‌عملی، شرم از همدستی ناخواسته، شرم از ناتوانی در جلوگیری از رنج دیگران یا
شرم از فاصله داشتن از رنج میدان دچار شوند.

اینجا مفهوم نزدیک به آن در روان‌شناسی تروما مطرح می‌شود:
پدیده Moral Injury — آسیب اخلاقی
وقتی فرد نتوانسته مطابق ارزش‌های بنیادی‌اش عمل کند
یا شاهد نقض شدید ارزش‌ها بوده سبب می‌شود که آسیب اخلاقی شکل گیرد. و طبیعتا پیامدهای آن می‌تواند خودسرزنشی مزمن، افسردگی پنهان تا کناره‌گیری بی‌حسی همدلانه (Empathic Shutdown) باشند.

تمایز مهم شرم اخلاقی سازنده در قبال شرم سمی
شرم اخلاقی با ویژگی سازنده می‌تواند پیامدهایی مانند متصل به ارزش بودن به اضافه امکان جبران و مسئولیت‌پذیری و همچنین کنش اخلاقی ایجاد کند.

اما شرم سمی با ویژگی‌های حمله به کل خود پیامدهایی مانند فلج روانی، پرخاش دفاعی و یا قطع همدلی بدنبال خواهد داشت.

با یک جمع‌بندی تحلیلی میتوان گفت که در بستر تحولات انقلابی و ملی، شرم اخلاقی می‌تواند نیروی بیدارکننده وجدان باشد یا تبدیل به نیروی فرساینده روان جمعی شود.
تفاوت عمده در این است که آیا شرم  به مسئولیت و کنش معنادار وصل می‌شود یا
به خود-تخریبی و خاموشی هیجانی.

باید بدانیم که شرم اخلاقی نشانه‌ی فقدان اخلاق نیست؛ بلکه نشانه‌ی حساسیت اخلاقی بالاست در شرایطی که ظرفیت عمل و توان روانی محدود شده. کار ما روانشناسان  تبدیل این شرم فلج کننده به مسئولیت پذیری قابل تحمل در سطحی گسترده می‌باشد.

تهیه شده در +Think
دکتر موریس ستودگان
#انقلاب_ملی_ایران  بهمن ۱۴۰۴
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
1
Forwarded from ⋆ Ꮺ ָ࣪𝘕𝘪𝘤𝘢𝘳𝘵𝘪𝘷𝘦᭡៹ (ta)
از هرکسی که تریبونی داره، مهم نیست 10 نفر 100 نفر یا +1000 نفر میخوام این پست مهم رو شِیر کنه داخل چنلش و تا حد امکان صداشون باشید، صداشون رو به دنیا برسونید نادیده نگیرید و هرچقدر در توانتون هست کمک کنید
فقط ما میتونم صدای هم باشیم

لیست های بازداشتی ها، افراد در خطر اعدام و مفقودی ها برای ریتوییت :

لیست اول.

لیست دوم.

لیست سوم.

لیست چهارم.

لیست پنجم.

لیست ششم.

لیست هفتم.

لیست هشتم.

لیست نهم.

لیست دهم.

لیست یازدهم

لیست دوازدهم

لیست سیزدهم


نامشان را صدا بزن، صدای بی صدایان باش.
نامشان را بخاطر بسپار.
3
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
"آن‌که از وضعیتِ انسانی نومید شود، بزدل است؛ اما آن‌که به آن امید ببندد، نادان است."


آلبر کامو؛ فیلسوف اگزیستانسیال و نویسنده فرانسوی که اندیشه‌هایش حول "پوچی"، امید، و مقاومت انسانی می‌چرخد. با این نوشته خود یادآور یکی از عمیق‌ترین ایده‌های انسان به امید است. او میگوید "انسان حتی در تاریک‌ترین لحظات هم محکوم به تسلیم نیست. اگر امیدی وجود نداشته باشد، باید آن را بیافریند؛ و اگر نومیدی به عادت تبدیل شود، خطرناک‌تر از خود ناامیدی است."
از نگاه کامو، شجاعت انسان در همین ایستادگی است—در ادامه دادن عشق و معنا، حتی وقتی جهان پاسخی روشن نمی‌دهد.

در ادامه در رمان طاعون (The Plague) می‌نویسد;
"Where there is no hope, it is incumbent on us to invent it."
آن‌جا که امیدی نیست، باید آن را بسازیم و ادامه میدهد،
"the habit of despair is worse than despair itself"
عادت به نومیدی از خود نومیدی بدتر است.

در سنت اگزیستانسیالیستی کامو، مسئله اصلی نه انکار پوچی، بلکه نحوه مواجهه با آن است. او نومیدی را زمانی خطرناک می‌داند که به "عادت روانی" بدل شود؛ وضعیتی که در آن فرد امکان کنش و آفرینش معنا را از دست می‌دهد. از این پرسپکتیو، امید یک داده‌ی بیرونی نیست، بلکه کنشی آگاهانه و نوعی مقاومت اخلاقی در برابر بی‌معنایی جهان است.
بنابراین انسانِ اصیل کسی است که، حتی در فقدان تضمین متافیزیکی، همچنان به ساختن معنا و حفظ توان دوست داشتن ادامه می‌دهد.

در نتیجه با تکیه بر کامو در زمان‌هایی که یک ملت زیر فشار ناامیدی نفس می‌کشد، خطر فقط شکست نیست؛ خطر بزرگ‌تر، عادت کردن به حس بی‌قدرتی است. آلبر کامو جایی میان تاریکی قرن بیستم نوشت که انسان، حتی وقتی امیدی نمی‌یابد، موظف است آن را بیافریند. این "آفرینش امید" نه خوش‌بینی ساده‌لوحانه است و نه انکار رنج؛ بلکه شکلی از مقاومت وجودی است.

بنابر این ما که در دل یک انقلاب ملی یا دگرگونی اجتماعی زندگی می‌کنیم، بیش از هر زمان دیگری به دلیل کشتار و سرکوب رژیم توتالیتر با وسوسه‌ی نومیدی روبه‌رو می‌شویم. فرسودگی، انتظارهای طولانی، و ترس از آینده می‌تواند روان جمعی را به جایی برساند که ناامیدی طبیعی به نظر برسد. اما از نگاه کامو، درست در همین نقطه است که کرامت انسان سنجیده می‌شود: آیا تسلیم درماندگی و پوچی می‌شویم، یا با وجود آن، به ساختن معنا ادامه می‌دهیم؟
امید، در این معنا، یک احساس گذرا نیست؛ یک تصمیم است. تصمیم به اینکه هنوز می‌توان، می‌توان دوست داشت، مبارزه کرد، هنوز می‌توان تصور کرد، و هنوز می‌توان وطن را بهتر از آنچه هست خواست و ساخت. شاید شجاعت واقعی یک ملت نه در لحظه‌های شور، بلکه در توانایی ادامه دادن پس از خستگی و نومیدی باشد. ولی اگر ناامیدی به عادت تبدیل شود، آینده پیش از آنکه فرا برسد از دست رفته است. اما هر جا ما انسان‌ها هنوز رویا می‌بینیم، هنوز اعتراض می‌کنیم، هنوز آرزوی زندگی شایسته‌تری داریم و به دنبال حقوق اولیه و کرامت انسانی خود هستیم، همان‌جا امید—هرچند کوچک—در حال تولد است. و گاهی تاریخ دقیقا از همین امیدهای کوچک تغییر مسیر می‌دهد و انقلاب دوباره شعله ور می‌شود.

هموطنم؛ من هم مثل تو سراسر امیدم.

دکتر موریس ستودگان
#انقلاب_ملی_ایران فوریه ۲۰۲۶
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
این کار را برای نجات معترضین بازداشتی خیزش ۱۴۰۴ لطفا انجام دهید!

یک وظیفه مهم در شرایط کنونی تلاش برای نجات معترضین است که در اسارت جمهوری اسلامی بشر می برند. عده ای از مبارزین و فعالین سیاسی مبادرت به ایجاد یک وبسایت کرده اند که می تواند ما را در این زمینه کمک کند.در به وب سایت زیر
www.sosiran.eu

ایمیل‌های رسمی و مستند برای تمام ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا به ۲۷ زبان مختلف آماده شده است. شهروندان کشورهای مختلف می‌توانند تنها با یک کلیک، درخواست را به زبان کشور خودشان مستقیماً برای نمایندگان کشورشان در اتحادیه اروپا ارسال کنند. هدف این اقدام، جلب توجه فوری مقامات اروپایی به هزاران معترض بازداشت‌شده در ایران است که بسیاری از آن‌ها در خطر صدور یا اجرای حکم اعدام قرار دارند. این کمپین از شهروندان می‌خواهد با استفاده از این ابزار ساده اما مؤثر، از نمایندگان خود بخواهند برای جلوگیری از اعدام‌ها و کشتار گسترده زندانیان اقدام عملی انجام دهند. لطفاً این لینک را در شبکه‌های اجتماعی خود منتشر کنید و دیگران را نیز به انجام همین کار تشویق کنید. هر صدا مهم است، هر کلیک می‌تواند جانی را نجات دهد.

#معترض_زندانی_آزاد_باید_گردد
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#دادخواهی


👈بفرستین برای عزیزانتون خارج از کشور هم لطفا.
1👍1