لمس سر انگشتان او
Photo
چنل ون هالزی رو میشناسین؟
چنل اخبار و اپدیت از هالزی که تو تلگرام فعالیت داره و ادمیناش تصمیم گرفتن نامه های همه فنهای ایرانی هالزی رو جمع کنن و یک کتاب ازش درست کنن
تو کنسرت ترکیه از طریق یاسی عکاس هالزی به دست هالزی رسید
و الان ... اون کتاب ... درست توی این اتاقه
هالزی همه اون صدتا نامه رو خونده :)
الانه که گریم بگیره
چنل اخبار و اپدیت از هالزی که تو تلگرام فعالیت داره و ادمیناش تصمیم گرفتن نامه های همه فنهای ایرانی هالزی رو جمع کنن و یک کتاب ازش درست کنن
تو کنسرت ترکیه از طریق یاسی عکاس هالزی به دست هالزی رسید
و الان ... اون کتاب ... درست توی این اتاقه
هالزی همه اون صدتا نامه رو خونده :)
الانه که گریم بگیره
لمس سر انگشتان او
از اونجایی که دلم برای چالش تنگ شده✨
به لطف راهنمایی دوست عزیزم یک اهنگ مناسب برای چالش روز پنجم پیدا کردم😂
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وضعیت ما چهار نفر زنگ تفریحها :
قر ریز و گاها اشکارا همراه با زمزمه این اهنگ😂
قر ریز و گاها اشکارا همراه با زمزمه این اهنگ😂
اگر موقع بحث و دعوا یکی اون وسط محض خوشمزه بازی گفت "باشه حالا گریه نکن"
جدا بزنین تو دهنش ! هرچی محکم تر بهتر
جدا بزنین تو دهنش ! هرچی محکم تر بهتر
تا میتونید با دوستاتون عکس بگیرین
نگهشون دارین ! خاطرات فراموش نمیشن ولی بعضی اوقات گم میشن
اون عکسا میتونه یک یادآوری باشه تا خاطرات دوباره رنگ بگیرن ، حسها زنده بشن و قلبتون اکلیلی بشه
نگهشون دارین ! خاطرات فراموش نمیشن ولی بعضی اوقات گم میشن
اون عکسا میتونه یک یادآوری باشه تا خاطرات دوباره رنگ بگیرن ، حسها زنده بشن و قلبتون اکلیلی بشه
دوستای من هروقت عکسامو ببینن خنده رو لباشون میاد یا شایدم قهقهه. این منو خوشحال میکنه
ولی همه چیز تغییر میکنه درسته؟
اون زمانی که من اینور دنیام و تو اونور و هیچکدوم از اون یکی خبر نداره بعد چندین سال که عکسامون نگا میکنی چی فکر میکنی؟
" من با یک دیوونه دوست بودم " شاید اولین جمله ای باشه که به ذهنت میرسه
ولی همه چیز تغییر میکنه درسته؟
اون زمانی که من اینور دنیام و تو اونور و هیچکدوم از اون یکی خبر نداره بعد چندین سال که عکسامون نگا میکنی چی فکر میکنی؟
" من با یک دیوونه دوست بودم " شاید اولین جمله ای باشه که به ذهنت میرسه
Forwarded from ' R̶a̶i̶n̶y̶S̶o̶u̶l̶s̶
یه لحظه دلم خواست مثل یه بچه پامو زمین بکوبم، داد بکشم که نمیخوام انجامش بدم، که راحتم بذارن، که درد دارم، که اینبار ملاحظه لعنتیاشونو نمیکنم، که نمیخوام و بازهم نمیخوام، حداقل بتونم گریه کنم. یادم اومد بچه بودم هم اینکارارو نکردم، شاید برای خودم خلق نشدم.
رابطه درس و خواب اینقدر مستقیمه که بنظرم برای تجویز بیخوابی و کم خوابی برای انسانها بهتره بهشون یک کتاب درسی بدیم
لمس سر انگشتان او
از اونجایی که دلم برای چالش تنگ شده✨
چالش روز هشتم : Eror 404