Forwarded from ریشه🌱
بسیاری از چیزهایی که در مورد عشق می آموزیم توسط افرادی آموزش داده می شوند که هرگز واقعاً ما را دوست نداشته اند.
• R.H Sin
☆ More Quotes
• R.H Sin
☆ More Quotes
Forwarded from لاته
برام جالبه که بعضی آدما به خودشون اجازه میدن روی همه چیز برچسب بزنن، فلان چیز سطحیه؛ پس اگه تو دوسش داری آدم سطحیای هستی. جدا از اینکه اصلا معنی ✌️🏻سطحی بودن✌️🏻 رو نمیدونم. اما خیلیهامون روزهای سختی رو میگذرونیم، روزانه با چیزهایِ جدیِ زیادی سر و کله میزنیم، زندگی به اندازهیِ کافی آشغال هست و چه اشکالی داره برای بهتر کردن حالمون، فرار کردن از واقعیتهای مسخرهی زندگی برای چند دقیقه؛ کتابی رو بخونیم که یه عاشقانه بین یه مردِ پولدار که جراح مغز و اعصابه و یه دختر گلفروشه؟ چه اشکالی داره اگه ازش لذت ببریم؟ اجازه ندید آدمای دیگه برای چیزهایی که دوست دارید، چیزهایی که میبینید و میخونید سرزنشتون کنن. یکی شاید با خوندنِ کتابای کالین هوور و جوجو مویز حالش خوب میشه و لذت میبره، یکی هم با خوندنِ نمایشنامههای داستایفسکی، همین تفاوت باعث میشه با خودت بگی پس اولی انسانِ سطحیایه و دومی فاخر؟ نمیفهمم. کاش دست بردارید از باید و نباید کردنهای مسخره و برچسب زدنهای مسخرهتری که انجام میدید و درموردش با افتخار مینویسید و به آدما بخاطرِ لذت بردن از همین چیزهای کوچیک توی زندگیشون احساس بدی میدید.
نه آرامشت را به چشمی وابسته کن،
نه دستت را به گرمای دستی دلخوش.
چشم ها بسته میشوند و دستها مشت میشوند و تو میمانی و یک دنیا تنهایی ...
- فروغ فرخزاد
نه دستت را به گرمای دستی دلخوش.
چشم ها بسته میشوند و دستها مشت میشوند و تو میمانی و یک دنیا تنهایی ...
- فروغ فرخزاد
Forwarded from "𝙏𝙝𝙚 𝙒𝙖𝙩𝙚𝙧𝙇𝙞𝙡𝙮"🖤 (𝑺𝒂𝒌𝒖𝒓𝒂.)
برای آخرین بار بر لبانت بوسه خواهم زد،و تو
برای آخرین بار ؛
نگاهی که قلبت را به تپشی دیوانه وار میندازد به فراموشی بسپار
و زندگی کن.
_خواهی دید من دیگر دنیایت نیستم!
برای آخرین بار ؛
نگاهی که قلبت را به تپشی دیوانه وار میندازد به فراموشی بسپار
و زندگی کن.
_خواهی دید من دیگر دنیایت نیستم!
Forwarded from والله نمیدانم.
:«اگه تو عاشقی، بهفناروندهای.
اگه من معشوقم، بهفنادهندهام» :))
اگه من معشوقم، بهفنادهندهام» :))
Forwarded from •| Sillage |•
سلام بر قلبی که قبل از خواب درد میکشد
و به وسعت دنیا میگرید
و کسی آن را احساس نمیکند
و به وسعت دنیا میگرید
و کسی آن را احساس نمیکند
لمس سر انگشتان او
«مرا در آغوش بگير که هيچ كجا خانهى خود آدم نمیشود» من در بین دستان تو رشد کردم. سینهت میهن من است و بازوانت پناهگاهم! انگشت هایت که تنم را لمس میکنند، انگار که درد از بند بند وجودم پر میکشد. من از تمام این مرز و بوم، از تمام این میهن آزاده و شکوهمند تا…
قبول دارم این متنم خیلی کلیشهای و مزخرفه! ولی بخاطر همون جمله "سینهت میهن من است و بازوانت پناهگاهم" نمیخام پاکش کنم