تفاوت
Last
The last
Late
......
🪷#Last (n) گذشته ، پیش، قبل
Last night, last month, last week
🪷#Last (v) طول کشیدن، دوام آوردن
It won't last long. زیاد طول نمیکشه
Food lasts longer in the refrigerator.
غذا در یخچال بیشتر دوام می آورد.
🪷#The last آخرین
The last part, the last time
🪷#The lastest جدیدترین
The lastest news, the lastest technology
🪷#Late دیر، دیرهنگام
Why are you late?
Late in the evening.
It was a late decision.
🪷#Later "بعدا
See you later, a few minutes later
🪷#Lately اخیرا
I haven't seen him lately.
Lately, he seems very worried.
🪷#Latter بعدی، آخری
You can go to the shop or buy it alone. The former takes more time, the later is more expensive.
Last
The last
Late
......
🪷#Last (n) گذشته ، پیش، قبل
Last night, last month, last week
🪷#Last (v) طول کشیدن، دوام آوردن
It won't last long. زیاد طول نمیکشه
Food lasts longer in the refrigerator.
غذا در یخچال بیشتر دوام می آورد.
🪷#The last آخرین
The last part, the last time
🪷#The lastest جدیدترین
The lastest news, the lastest technology
🪷#Late دیر، دیرهنگام
Why are you late?
Late in the evening.
It was a late decision.
🪷#Later "بعدا
See you later, a few minutes later
🪷#Lately اخیرا
I haven't seen him lately.
Lately, he seems very worried.
🪷#Latter بعدی، آخری
You can go to the shop or buy it alone. The former takes more time, the later is more expensive.
❤4👍1
🤔تفاوت کلمات مشابه
#Advice و #Advise
🌿این دو کلمه معانی و ظاهر مشابه دارند که گاهی گیج کننده به نظر میرسد.
🔻 Advice
🌿این کلمه در واقع به معنی " پیشنهاد یا توصیه" هست. این کلمه اسم غیرقابل شمارش است و به جای فعل نمیتوان از آن استفاده کرد.
🔻 Advise
🌿این کلمه فعلی به معنی "پیشنهاد کردن" یا "توصیه کردن" است و به جای اسم یا حالت اسمی آن یعنی advice نمیتوان از آن استفاده کرد.
🌿به تفاوت تلفظ دو کلمه نیز دقت کنید:
🔻 Advice
/edväis/
🔻 Advise
/edväiz/
#Advice و #Advise
🌿این دو کلمه معانی و ظاهر مشابه دارند که گاهی گیج کننده به نظر میرسد.
🔻 Advice
🌿این کلمه در واقع به معنی " پیشنهاد یا توصیه" هست. این کلمه اسم غیرقابل شمارش است و به جای فعل نمیتوان از آن استفاده کرد.
🔻 Advise
🌿این کلمه فعلی به معنی "پیشنهاد کردن" یا "توصیه کردن" است و به جای اسم یا حالت اسمی آن یعنی advice نمیتوان از آن استفاده کرد.
🌿به تفاوت تلفظ دو کلمه نیز دقت کنید:
🔻 Advice
/edväis/
🔻 Advise
/edväiz/
👍2
⏰ مفهوم " الان" در زمانهای مختلف در جملات
⏳ الان (گذشته)را با just میگن :↙️
I just arrived. همین الان رسیدم
I just saw him. همین الان دیدمش
He just texted me. همین الان بهم پیام داد
⏳ الان (حال) را با now میگن :↙️
I 'm teaching now.
الان در حال درس دادنم.
My mom is cooking now.
مامانم الان در حال آشپزیه.
⏳ الان (آینده) را با will نشان میدهند، کاری ک همین الان تصمیم گرفتیم ک انجامش بدهیم :↙️
I 'll turn on the AC. الان کولر رو روشن میکنم
I ' ll call him. الان بهش زنگ میزنم
⏳ الان (گذشته)را با just میگن :↙️
I just arrived. همین الان رسیدم
I just saw him. همین الان دیدمش
He just texted me. همین الان بهم پیام داد
⏳ الان (حال) را با now میگن :↙️
I 'm teaching now.
الان در حال درس دادنم.
My mom is cooking now.
مامانم الان در حال آشپزیه.
⏳ الان (آینده) را با will نشان میدهند، کاری ک همین الان تصمیم گرفتیم ک انجامش بدهیم :↙️
I 'll turn on the AC. الان کولر رو روشن میکنم
I ' ll call him. الان بهش زنگ میزنم
❤8👍2
✴️ امتحان دادن یا امتحان گرفتن
🔹 take an exam = امتحان دادن (از دید دانشآموز یا کسی که امتحان میده)
🔹 give an exam = یعنی امتحان گرفتن (از دید معلم)
مثالها:
🧑🎓 I'm taking my math exam tomorrow.
— فردا امتحان ریاضی دارم / میخوام امتحان بدم.
👩🏫 The teacher is giving us a history exam next week.
— معلم هفتهی بعد ازمون امتحان تاریخ میگیره.
یعنی اگه خودت امتحان میدی: ✅ take
اگه معلمی و داری برگزار میکنی: ✅ give
🔹 take an exam = امتحان دادن (از دید دانشآموز یا کسی که امتحان میده)
🔹 give an exam = یعنی امتحان گرفتن (از دید معلم)
مثالها:
🧑🎓 I'm taking my math exam tomorrow.
— فردا امتحان ریاضی دارم / میخوام امتحان بدم.
👩🏫 The teacher is giving us a history exam next week.
— معلم هفتهی بعد ازمون امتحان تاریخ میگیره.
یعنی اگه خودت امتحان میدی: ✅ take
اگه معلمی و داری برگزار میکنی: ✅ give
👍5❤1
🔺 معادل جمله " چاره ای جز .... ندارم/ نداشتم" 😔
با این ساختار ↙️↙️↙️
I have/had no choice but + فعل
✏️I had no choice but to go.
چاره ای جز رفتن نداشتم.
✏️I had no choice but to stay.
چاره ای جز موندن نداشتم.
✏️I have no choice but to endure.
چاره ای جز تحمل کردن ندارم.
✏️I have no choice but to be patient.
چاره ای جز صبوری کردن ندارم.
✏️I have no choice but to accept these conditions.
چاره ای جز قبول این شرایط ندارم.
با این ساختار ↙️↙️↙️
I have/had no choice but + فعل
✏️I had no choice but to go.
چاره ای جز رفتن نداشتم.
✏️I had no choice but to stay.
چاره ای جز موندن نداشتم.
✏️I have no choice but to endure.
چاره ای جز تحمل کردن ندارم.
✏️I have no choice but to be patient.
چاره ای جز صبوری کردن ندارم.
✏️I have no choice but to accept these conditions.
چاره ای جز قبول این شرایط ندارم.
👍5❤1🔥1
💎 "تاوان دادن" به انگلیسی
🔺 اگه خواستی بگی تاوانش رو میدی از این ساختار استفاده کن
👇👇👇👇
You will pay for + (دلیل تاوان)
بعد از for اسم یا فعل با ing می آید.
1⃣ You will pay for your behavior.
تاوان رفتارت رو خواهی داد.
2⃣ If you don't stop, you will pay for it.
اگه دست برنداری، تاوانش رو خواهی داد.
3⃣ He said, "You will pay for what you've done!"
اون گفت: «تاوان کاری که کردی رو خواهی داد»
4⃣ You will pay for betraying me.
تو تاوان خیانت به من را خواهی داد.
🔺 اگه خواستی بگی تاوانش رو میدی از این ساختار استفاده کن
👇👇👇👇
You will pay for + (دلیل تاوان)
بعد از for اسم یا فعل با ing می آید.
1⃣ You will pay for your behavior.
تاوان رفتارت رو خواهی داد.
2⃣ If you don't stop, you will pay for it.
اگه دست برنداری، تاوانش رو خواهی داد.
3⃣ He said, "You will pay for what you've done!"
اون گفت: «تاوان کاری که کردی رو خواهی داد»
4⃣ You will pay for betraying me.
تو تاوان خیانت به من را خواهی داد.
❤8
✅ تلفظ /Sion/ در کلمات انگلیسی
🍂 اگر قبل از sion حروف صدادار باشد(u, o, i, a, e, ) ، " ژِن" تلفظ میشود.
Decision تصمیم
Confusion پریشانی
🍂 اگر قبل از sion حرف R باشد، باز هم "ژن" تلفظ میکنیم.
Version نسخه
Immersion غسل
🍂 اگر sion جزو موارد بالا نبود، (شِن)تلفظ میشود.
Discussion بحث
Profession حرفه
🍂 اگر قبل از sion حروف صدادار باشد(u, o, i, a, e, ) ، " ژِن" تلفظ میشود.
Decision تصمیم
Confusion پریشانی
🍂 اگر قبل از sion حرف R باشد، باز هم "ژن" تلفظ میکنیم.
Version نسخه
Immersion غسل
🍂 اگر sion جزو موارد بالا نبود، (شِن)تلفظ میشود.
Discussion بحث
Profession حرفه
❤6👍1
💟 گرامر Subjunctive Mood
🖌 موقعیت «Subjunctive Mood» یا همان وجه التزامی فعل معمولا برای اشاره به یک وضعیت غیرواقعی یا آرزو استفاده میشود. البته در زبان رسمی از آن برای پیشنهاد دادن، دستور دادن یا اشاره به الزامات نیز میتوان استفاده کرد.
☆ I suggest that Hanna sing the song.
پیشنهاد میکنم «هانا» ترانه را بخواند.
(پیشنهاد کردن)
☆ I wish I were an actor.
ای کاش یک هنرپیشه بودم.
(بیان آرزو)
☆ I command that he leave.
من از او میخواهم که برود.
(دستور دادن)
🖌 از s که نشانه سوم شخص مفرد است، نباید برای وجه التزامی فعل استفاده کرد.
🖌 در زمان حال برای افعال to be از be استفاده می شود.
🖌 اگر قرار باشد برای زمان گذشته از یکی از افعال to be استفاده کنیم باید برای همه ضمایر و اسامی (حتی مفرد) از were استفاده کنیم.
🖌 بعد از تعدادی از افعال خاص :
ask, demand, determine, insist, move, order, pray, prefer, recommend, regret, request, require, suggest
این ساختار بکار میرود :
👉 S(فاعل) + subjunctive verb + that + S (فاعل) + base form of verb + ...
☆ The principal demands that we study hard.
مدیر تقاضا کرد که ما زیاد درس بخوانیم.
☆ Mr. Johnson recommends that he join the company.
آقای جانسون توصیه می کند که او به شرکت ملحق شود.
☆ He suggests that you be present at the meeting.
او پیشنهاد می کند که شما در جلسه حاضر باشید.
☆ He requested that the meeting not be finished before 8:00 pm.
او درخواست کرد که جلسه تا قبل از ساعت 8 شب تمام نشود.
🖌 موقعیت «Subjunctive Mood» یا همان وجه التزامی فعل معمولا برای اشاره به یک وضعیت غیرواقعی یا آرزو استفاده میشود. البته در زبان رسمی از آن برای پیشنهاد دادن، دستور دادن یا اشاره به الزامات نیز میتوان استفاده کرد.
☆ I suggest that Hanna sing the song.
پیشنهاد میکنم «هانا» ترانه را بخواند.
(پیشنهاد کردن)
☆ I wish I were an actor.
ای کاش یک هنرپیشه بودم.
(بیان آرزو)
☆ I command that he leave.
من از او میخواهم که برود.
(دستور دادن)
🖌 از s که نشانه سوم شخص مفرد است، نباید برای وجه التزامی فعل استفاده کرد.
🖌 در زمان حال برای افعال to be از be استفاده می شود.
🖌 اگر قرار باشد برای زمان گذشته از یکی از افعال to be استفاده کنیم باید برای همه ضمایر و اسامی (حتی مفرد) از were استفاده کنیم.
🖌 بعد از تعدادی از افعال خاص :
ask, demand, determine, insist, move, order, pray, prefer, recommend, regret, request, require, suggest
این ساختار بکار میرود :
👉 S(فاعل) + subjunctive verb + that + S (فاعل) + base form of verb + ...
☆ The principal demands that we study hard.
مدیر تقاضا کرد که ما زیاد درس بخوانیم.
☆ Mr. Johnson recommends that he join the company.
آقای جانسون توصیه می کند که او به شرکت ملحق شود.
☆ He suggests that you be present at the meeting.
او پیشنهاد می کند که شما در جلسه حاضر باشید.
☆ He requested that the meeting not be finished before 8:00 pm.
او درخواست کرد که جلسه تا قبل از ساعت 8 شب تمام نشود.
❤7
🍁 کاربرد can't help doing
👉 I can't help + فعل + ing
"نمی توانم جلوی انجام کاری را بگیرم”
🍁 برای اشاره به موقعیتی استفاده می شود که فرد قادر نیست که شرایط خاصی را کنترل یا آن را متوقف کند.
🍕 I can’t help thinking about him all the time.
ترجمه: نمی تونم بهش فکر نکنم.
🍕 I couldn’t help laughing.
نتوانستم جلوی خنده خودم را بگیرم
🍕 I can't help eating.
نمی تونم غذا نخورم. (باید غذا بخورم)
🍕 I couldn't help overhearing.
نمیتونم نشوم( اتفاقی شنیدم که چی میگفتن)
He can’t help worrying about the exam
او نمیتواند جلوی نگرانیاش را درباره امتحان بگیرد( نمیتونه نگران نباشه)
🍕 I couldn't help smiling when I saw her.
وقتی دیدمش ناخودآگاه لبخند زدم.
🍕 I couldn't help feeling nervous before the interview.
قبل از مصاحبه استرس دست از سرم برنمیداشت.
👉 I can't help + فعل + ing
"نمی توانم جلوی انجام کاری را بگیرم”
🍁 برای اشاره به موقعیتی استفاده می شود که فرد قادر نیست که شرایط خاصی را کنترل یا آن را متوقف کند.
🍕 I can’t help thinking about him all the time.
ترجمه: نمی تونم بهش فکر نکنم.
🍕 I couldn’t help laughing.
نتوانستم جلوی خنده خودم را بگیرم
🍕 I can't help eating.
نمی تونم غذا نخورم. (باید غذا بخورم)
🍕 I couldn't help overhearing.
نمیتونم نشوم( اتفاقی شنیدم که چی میگفتن)
He can’t help worrying about the exam
او نمیتواند جلوی نگرانیاش را درباره امتحان بگیرد( نمیتونه نگران نباشه)
🍕 I couldn't help smiling when I saw her.
وقتی دیدمش ناخودآگاه لبخند زدم.
🍕 I couldn't help feeling nervous before the interview.
قبل از مصاحبه استرس دست از سرم برنمیداشت.
❤6
⏰ مفهوم " الان" در زمانهای مختلف در جملات
⏳ الان (گذشته)را با just میگن :↙️
I just arrived. همین الان رسیدم
I just saw him. همین الان دیدمش
He just texted me. همین الان بهم پیام داد
⏳ الان (حال) را با now میگن :↙️
I 'm teaching now.
الان در حال درس دادنم.
My mom is cooking now.
مامانم الان در حال آشپزیه.
⏳ الان (آینده) را با will نشان میدهند، کاری ک همین الان تصمیم گرفتیم ک انجامش بدهیم :↙️
I 'll turn on the AC. الان کولر رو روشن میکنم
I ' ll call him. الان بهش زنگ میزنم
⏳ الان (گذشته)را با just میگن :↙️
I just arrived. همین الان رسیدم
I just saw him. همین الان دیدمش
He just texted me. همین الان بهم پیام داد
⏳ الان (حال) را با now میگن :↙️
I 'm teaching now.
الان در حال درس دادنم.
My mom is cooking now.
مامانم الان در حال آشپزیه.
⏳ الان (آینده) را با will نشان میدهند، کاری ک همین الان تصمیم گرفتیم ک انجامش بدهیم :↙️
I 'll turn on the AC. الان کولر رو روشن میکنم
I ' ll call him. الان بهش زنگ میزنم
❤7
🤔تفاوت کلمات مشابه
#Advice و #Advise
🌿این دو کلمه معانی و ظاهر مشابه دارند که گاهی گیج کننده به نظر میرسد.
🔻 Advice
🌿این کلمه در واقع به معنی " پیشنهاد یا توصیه" هست. این کلمه اسم غیرقابل شمارش است و به جای فعل نمیتوان از آن استفاده کرد.
🔻 Advise
🌿این کلمه فعلی به معنی "پیشنهاد کردن" یا "توصیه کردن" است و به جای اسم یا حالت اسمی آن یعنی advice نمیتوان از آن استفاده کرد.
🌿به تفاوت تلفظ دو کلمه نیز دقت کنید:
🔻 Advice
/edväis/
🔻 Advise
/edväiz/
#Advice و #Advise
🌿این دو کلمه معانی و ظاهر مشابه دارند که گاهی گیج کننده به نظر میرسد.
🔻 Advice
🌿این کلمه در واقع به معنی " پیشنهاد یا توصیه" هست. این کلمه اسم غیرقابل شمارش است و به جای فعل نمیتوان از آن استفاده کرد.
🔻 Advise
🌿این کلمه فعلی به معنی "پیشنهاد کردن" یا "توصیه کردن" است و به جای اسم یا حالت اسمی آن یعنی advice نمیتوان از آن استفاده کرد.
🌿به تفاوت تلفظ دو کلمه نیز دقت کنید:
🔻 Advice
/edväis/
🔻 Advise
/edväiz/
👏1
✅ تفاوت بین Apologise و Apologize
#Apologies نقش اسم را دارد مثل
Please, take my apologies
#Apologize نقش فعل را دارد مثل
I want to apologize
مثال
Wrong: I must apologies / I have to apologies. ❌
Right: I must apologize / I have to apologize. ✅
تفاوت این دو جمله را نیز بدانیم:
🍀 I am sorry :
🍀برای وقتی که واقعا اساس ناراحتی میکنیم و عذر خواهی میکنیم
🍀 I aplogize :
🍀برای مواقعی که عذر خواهی ما رسمی است و ممکن است واقعا احساس ناراحتی نکنیم ولی مجبور باشیم به نوعی یک جمله رسمی گفته باشیم.
#Apologies نقش اسم را دارد مثل
Please, take my apologies
#Apologize نقش فعل را دارد مثل
I want to apologize
مثال
Wrong: I must apologies / I have to apologies. ❌
Right: I must apologize / I have to apologize. ✅
تفاوت این دو جمله را نیز بدانیم:
🍀 I am sorry :
🍀برای وقتی که واقعا اساس ناراحتی میکنیم و عذر خواهی میکنیم
🍀 I aplogize :
🍀برای مواقعی که عذر خواهی ما رسمی است و ممکن است واقعا احساس ناراحتی نکنیم ولی مجبور باشیم به نوعی یک جمله رسمی گفته باشیم.
❤1😁1
♨ جفت های همایند و انواع آنها
✍جفت های همایند (کالوکیشن ها) کلماتی هستند که معمولاً به همراه یکدیگر بکار می روند. می توان آنها را به 7 گروه تقسیم کرد:
Adverb + Adjective
🔹در این ترکیب قیدها به همراه صفت ها بکار می روند و بیانگر میزان شدت یا کیفیت آنها هستند:
Utterly charming
Extremely happy
Highly intelligent
Noun + noun
🔸در این ترکیب دو اسم به همراه یکدیگر بکار می روند تا بیانگر یک مفهوم واحد باشند:
Business model
Coffee shop
Power plant
Verb + adverb
🔹قید به همراه فعل بکار گرفته می شود تا کیفیت انجام عمل را توصیف کند:
Walk briskly
Drive carefully
Talk quietly
Adjective + noun
🔸این نوع ترکیب پرکاربردترین نوع کالوکیشن می باشد. صفت ها بیانگر کیفیت اسم پس از خود هستند:
Bitter cold
Green tea
Heavy rain
Verb + noun
🔹در این ترکیب یک اسم پس از فعل بکار می رود
Make a decision
Take a break
Give advice
Verb + preposition
🔸این ترکیب از یک فعل و یک حرف اضافه تشکیل یافته و برای ایجاد مفهومی جدید از آن استفاده می شود:
Believe in
Depend on
Listen to
Verb + adjective
🔹در این ترکیب یک صفت پس از یک فعل قرار می گیرد تا خلق مفهوم جدید کند:
Make happy
✍جفت های همایند (کالوکیشن ها) کلماتی هستند که معمولاً به همراه یکدیگر بکار می روند. می توان آنها را به 7 گروه تقسیم کرد:
Adverb + Adjective
🔹در این ترکیب قیدها به همراه صفت ها بکار می روند و بیانگر میزان شدت یا کیفیت آنها هستند:
Utterly charming
Extremely happy
Highly intelligent
Noun + noun
🔸در این ترکیب دو اسم به همراه یکدیگر بکار می روند تا بیانگر یک مفهوم واحد باشند:
Business model
Coffee shop
Power plant
Verb + adverb
🔹قید به همراه فعل بکار گرفته می شود تا کیفیت انجام عمل را توصیف کند:
Walk briskly
Drive carefully
Talk quietly
Adjective + noun
🔸این نوع ترکیب پرکاربردترین نوع کالوکیشن می باشد. صفت ها بیانگر کیفیت اسم پس از خود هستند:
Bitter cold
Green tea
Heavy rain
Verb + noun
🔹در این ترکیب یک اسم پس از فعل بکار می رود
Make a decision
Take a break
Give advice
Verb + preposition
🔸این ترکیب از یک فعل و یک حرف اضافه تشکیل یافته و برای ایجاد مفهومی جدید از آن استفاده می شود:
Believe in
Depend on
Listen to
Verb + adjective
🔹در این ترکیب یک صفت پس از یک فعل قرار می گیرد تا خلق مفهوم جدید کند:
Make happy
❤5
❇️ کاربرد فعل bring در جمله
✏️What brings you here?
✏️What brings you here tonight?
✏️با توجه به موقعیت bring میتوانیم از گذشته فعل هم استفاده کنیم
✏️What brought you here?
چه اتفاقی افتاده که الان اینجایی؟
مثال بیشتر برای این فعل :
✏️What brings you here to this conference?
تو توی این کنفرانس چیکار میکنی؟
✏️What brings you here to my office?
توی دفتر من چیکار میکنی؟
✏️What brings you here to the party?
چی باعث شده به این مهمونی بیای؟[تو اینجا چکار میکنی؟]
✏️What brings you here?
✏️What brings you here tonight?
✏️با توجه به موقعیت bring میتوانیم از گذشته فعل هم استفاده کنیم
✏️What brought you here?
چه اتفاقی افتاده که الان اینجایی؟
مثال بیشتر برای این فعل :
✏️What brings you here to this conference?
تو توی این کنفرانس چیکار میکنی؟
✏️What brings you here to my office?
توی دفتر من چیکار میکنی؟
✏️What brings you here to the party?
چی باعث شده به این مهمونی بیای؟[تو اینجا چکار میکنی؟]
🔥3
🦋 تفاوت need و need to
🍟 کلمه need به معنای "نیاز" است
◇ I need some money.
من به پول نیاز دارم.
◇ I need your help.
من به کمک تان نیاز دارم.
🍟 اما need to در جمله به معنای "باید" است.
I need to buy a car.
من باید ماشین بخرم.
I need to learn English.
من باید انگلیسی یاد بگیرم.
🍟 کلمه need به معنای "نیاز" است
◇ I need some money.
من به پول نیاز دارم.
◇ I need your help.
من به کمک تان نیاز دارم.
🍟 اما need to در جمله به معنای "باید" است.
I need to buy a car.
من باید ماشین بخرم.
I need to learn English.
من باید انگلیسی یاد بگیرم.
❤2
Forwarded from هشتگ تبلیغ تخصصی (گسترده)
💥افزایش فالوور لایک بازدید اینستاگرام روبیکا
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from هشتگ تبلیغ تخصصی (گسترده)
🧠 از مفاهیم پایه تا پروژههای واقعی
🐍 به همراه آموزش Python و SQL Server
👥 دوره آنلاین #علم_داده مناسب برای:
✅ دانشجوها ✅تحلیلگران داده ✅کارکنان واحدهای تخصصی
و
⭐️ افرادی که دنبال تغییر مسیر شغلی به دنیای تحلیلگری داده و دیتاساینس هستن
💯 گواهینامه معتبر مؤسسه توسعه
---
📈 جمعبندی سریع:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from هشتگ تبلیغ تخصصی (گسترده)
🚀 برای پرواز به دنیای دادهها و تبدیل شدن به یک تحلیلگر داده آمادهاید؟
📌 برخی از مخاطبان این دوره
☑️ دانشجویان و فارغ التحصیلان تحصیلات تکمیلی
☑️ کارشناسان و مدیران فعال در کسب و کارها
☑️ علاقمندان به کسب جایگاه شغلی خوب در داخل و خارج از کشور
☑️ فارغ التحصیلان که به دنبال کسب مزیت رقابتی در بازار کار هستند
🏛 موسسه توسعه
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from هشتگ تبلیغ تخصصی (گسترده)
📌 بازاریابی رو به اعداد قابل اندازهگیری تبدیل کن ❗️
✅ سرفصلها:
🔹 بخشبندی بازار و طراحی پرسونا
🔹 تصمیمگیری دادهمحور در بازاریابی
🔹 بهینهسازی کانالهای بازاریابی
🔹طراحی و اجرای تستهای بازاریابی
🏛 موسسه توسعه
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💟 تمام شدن در انگلیسی
🖌 تموم شدن چیزهای مصرفی مثل قهوه در فنجان، کاغذ دفتر ،آب یا چایی در لیوان، مواد غذایی و ......
* I 'm out of coffee. قهوه م تمام شد
* I 'm out of tea.چایی م تمام شد
* I 'm out of paper. کاغذم تمام شد
🖌 تموم شدن زمان چیزی که در یک بازه زمانی اتفاق افتاده
* The film is over. فیلم تمام شد
* The game is over. بازی تمام شد
* The class is over. کلاس تمام شد
🖌 تموم شدن چیزهای مصرفی مثل قهوه در فنجان، کاغذ دفتر ،آب یا چایی در لیوان، مواد غذایی و ......
* I 'm out of coffee. قهوه م تمام شد
* I 'm out of tea.چایی م تمام شد
* I 'm out of paper. کاغذم تمام شد
🖌 تموم شدن زمان چیزی که در یک بازه زمانی اتفاق افتاده
* The film is over. فیلم تمام شد
* The game is over. بازی تمام شد
* The class is over. کلاس تمام شد