Blue ash challenge – Telegram
Forwarded from Home for you (blue ash)
https://news.1rj.ru/str/afkar_clown
موسس برند لباس
Forwarded from Home for you (blue ash)
https://news.1rj.ru/str/IllusionsofQ
کارگاه چاپ کتاب های مانگاه
Forwarded from Home for you (blue ash)
این یه چالش سناریو نویسی کوتاه
و ظرفیتش کمه
.
شما به من ۳تا چیز که دوست دارید رو میگید.
و من بر اساس اون یه خاطره تینجری که نداشتید ولی میخواستیدش براتون میسازم

ظرفیت:1190
لینک هارو برمیدارم تا تمتون خراب نشه وقتی برداشتم این پیام ادیت میشه
Forwarded from Home for you (blue ash)
•°بالاخره کلاس گیتار برقیت تمام شده و با یه نوشیدنی گرم از استارباکس توی پرنسس پارک نشستی گوشیت زنگ میخوره و میبینی بابات زنگ داره میزنه لویی خیلی نگرانت بود چون تو مثل همیشه توی پارک داشتی با گربه ها بازی میکردی و یادت رفته بود هری زود نگران میشه و و به لویی میکه بهت زنگ بزنه
Forwarded from Home for you (blue ash)
●○اون بهت زنگ زد و گفت بیا فرار کنیم امشب بریم دریا
نزدیکای ۱ شب از خونه میزنین بیرون و فرار میکنید سمت دریا تا ماه رو تماشا کنید و موسیقی گوش کنید
Forwarded from Home for you (blue ash)
●○اون شب تا صبح کنارت بیدار موند و تمام زخماتو بوسید
بهت گفته بود همه چیز درست میشه و فردا با هم از اینجا برای همیشه میریم
Forwarded from Home for you (blue ash)
●○از مسابقیه بکس میای خونه و مشغول تمیز کردن کلکسیون مدال های طلایی هستی که تاحالا بردی دوستات بهت زنگ میزنن و میگن بیا بریم یه دست گیم بزنیم
Forwarded from Home for you (blue ash)
●○اون دوستت ساعت ۱نیم شب زنگ میزنه بهت و میگه جمع کن بریم امشب با هم پیتزا بخوریم منتظرش وایمیسی که با اسنپ بیاد میبینی با ماشین امده دنبالت و بالاخره گواهنامه گرفته
Forwarded from Home for you (blue ash)
●○°•تو و دوستت امروز خیلی غمگین بودید برای اینکه این حس رو دیگه نداشته باشبد اون بلند میشه و کفش پاشنه بلند هایی که توی کمد قدیمیت مونده بود رو پوشیدید و شروع کردید احمقانه رقصیدن و تلو تلو خوردن و بستنی شکلاتی رو میخواستید از تو فیریز در بیارید
Forwarded from Home for you (blue ash)
◇♧تو برای اولین بار تتها با دوستات رفتی یه سفر
یه سفر دریایی به جای اینکه تمام مدت پیاده بری یه متور کرایه میکنی و شبا با دوستات کورس میزارید
Forwarded from Home for you (blue ash)
●○•°دوستت از پایین پنجره نصفه شب یه گوله برف پرت کرد سمت شیشه پنجره اتاقت پایینو نگاه کردی و دیدی برف نشسته
سریع لباستو پوشیدی و رفتی پایین تا باهاش برف بازی کنی ولی زمین یخ بسته بود و هی میفتادی زمین و دوستت در عوض ک بلندت کنه جنگ برفی راه انداخته بود
Forwarded from Home for you (blue ash)
●○•اون روز دوستت برای هدیه تولدت یه ماهی قرمز با دم طلایی اورده بود و گفته یود بهت امروز روز توعه
وسایلتونو رو جمع کردید و چای دارچین رو برداشتید و رفتید بالا پشت بوم تا به ستاره ها نگاه کنید