شعر و مشاعره – Telegram
دست در آغوش تو كردن به کام


گر چه محال است, محالی خوش است

#عبدالعزیز_کاشانی

#دال
تو آن نه ای كه ز بهر خدات دارم دوست


من آن كسم كه به باد هوات دارم دوست

#جلال_عتیقی

زهی چشم و لبت بادام و شکر


نه, بل کز شکر و بادام خوشتر

#خواجه_عزیز_مستملی

باز غم هجر يار بر دل ما زد جرس


جز زپی وصل او, می نزدم يک نفس

#علاء_الدین_خواری

شب گشت چو روزم از رخ فرخ تو


زهر غم من شکر شد از پاسخ تو

#حکیم_عماد_الدین_غزنوی_سلطانی

#شین
مشكين شود چو باد به موی تو بگـذرد


عاشق شود هر آن كه به روی تو بنگرد

#حکیم_ابوالقاسم_حسن_بن_احمد_عنصری

#میم
در خم هر تار مو زلف تو دارد شـبی


روز دلم كرده ای چون شب ازان تار تار

#عمیدالدین_دیلمی_نونکی

#دال
گر خون می خوری صـد سال در عشق


هـمه باد است اگريک دل بـخستی

#ظهیر_الدین_عیسی_بن_احمد_جامی

#گاف
گر كند ناوک خود را ز دلم قاتل مـن


درد آن تا به قيامت نرود از دل من

#مولانا_عارف

#گاف
سخنهای لب وخالت شراب و نقل هر مجلس


حكايتهای رخسارت چراغ و چشم محفلها

#مولانا_عالم_هروی

#سین
مشكل كه شود كام من از فضل تو حـاصل


سست است مرا طالع و سخت است تو را دل

#میر_نظام_الدین_عبدالملک

#میم
از خیال لب ودندان تو چشمم که پر است


همچورودی‌ست كه‌سنگش همه ياقوت‌ودر است

#درویش_عبدالله

#الف
داشتم از چشم بيمارش به دل صد گونه درد


تا به چشم خود نديد, آن درد را باورنكرد

#مولانا_عبدالوهاب_سهایی

#دال