Forwarded from برنامه ناشناس
نباید ریشاتو میزدی🚶🏻♀️این حق نیست
نباید ریشاتو میزدی🚶🏻♀️این حق نیست
Forwarded from Tyty’s planet☁️
We act so stupid when we are in love
جهت عقب نموندن از جمع بریم که آلبوم جدید تیلور رو گوش بدیم.
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید
گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید
گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز
گفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید
گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم
گفتا که شب رو است او از راه دیگر آید
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید
گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد
گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید
گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت
گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید
گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد
گفتا مگوی با کس تا وقت آن درآید
گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد
گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سر آید.
گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید
گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز
گفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید
گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم
گفتا که شب رو است او از راه دیگر آید
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید
گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد
گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید
گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت
گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید
گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد
گفتا مگوی با کس تا وقت آن درآید
گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد
گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سر آید.
Forwarded from برنامه ناشناس
گاهی یهو یه حسی بوجود میاد که نه میتونی بگی عشقه نه میتونی بگی کراش زودگذره،یهو یه نفرو میبینی که در واقع ندیدیش اما وقتی با دقت تماشاش میکنی میفهمی اونو هزاران ساله میشناسیش ، توذهنت تصاویری پخش میشه که توی آغوشش بودی و باهم حرف میزدین ، انگار هزاران سال رفیقت بوده .. جالبه که اون از وجودت خبر نداره اما هرشب حتی برخلاف میلت توی خوابات حضور داره و واست شالگردن بنفش هدیه میاره و خودش مینداز گردنت تا سرما نخوری ... و وقتی بیدار میشی تنها کاری که از دستت برمیاد اینه که تک تک صحنات خوابت رو بنویسی و هی تو ذهنت مرور کنی مرور کنی که یادت بمونه و تصور میکنی وقتی که واسه اولین بار ببینتت و واسه اولین بار صورتشو لمسش کنی ..و روز تولدش که توی یک سومِ اولِ اولین ماهِ تابستونه، میری توی صفحه چت دایرکتش و مینویسی"تولدت مبارک" اما جرئت سند کردن نداری و بعد از ۲ساعت و ۳۷دقیقه پاکمیکنی و صفحه دایرکتشو میبندی و به جاش میری استوری های تولدی که دوستاش ازش گذاشتن و هزار و هزار بار میبینی..
شاید حتی ندونی چند سالشه و ندونی اصن اون ازت خوشش بیاد یانه اما تو بازم ... دوستش داری . 🙂
_🌙
گاهی یهو یه حسی بوجود میاد که نه میتونی بگی عشقه نه میتونی بگی کراش زودگذره،یهو یه نفرو میبینی که در واقع ندیدیش اما وقتی با دقت تماشاش میکنی میفهمی اونو هزاران ساله میشناسیش ، توذهنت تصاویری پخش میشه که توی آغوشش بودی و باهم حرف میزدین ، انگار هزاران سال رفیقت بوده .. جالبه که اون از وجودت خبر نداره اما هرشب حتی برخلاف میلت توی خوابات حضور داره و واست شالگردن بنفش هدیه میاره و خودش مینداز گردنت تا سرما نخوری ... و وقتی بیدار میشی تنها کاری که از دستت برمیاد اینه که تک تک صحنات خوابت رو بنویسی و هی تو ذهنت مرور کنی مرور کنی که یادت بمونه و تصور میکنی وقتی که واسه اولین بار ببینتت و واسه اولین بار صورتشو لمسش کنی ..و روز تولدش که توی یک سومِ اولِ اولین ماهِ تابستونه، میری توی صفحه چت دایرکتش و مینویسی"تولدت مبارک" اما جرئت سند کردن نداری و بعد از ۲ساعت و ۳۷دقیقه پاکمیکنی و صفحه دایرکتشو میبندی و به جاش میری استوری های تولدی که دوستاش ازش گذاشتن و هزار و هزار بار میبینی..
شاید حتی ندونی چند سالشه و ندونی اصن اون ازت خوشش بیاد یانه اما تو بازم ... دوستش داری . 🙂
_🌙