Forwarded from Brazen Mind's
هربار یکی مهاجرت میکنه، من حس اون بچهای و دارم که سر جلسه امتحان نشسته و برگهش سفیده و داره یکی یکی کم شدن بچههارو نگاه میکنه.
(در حال در اومدن از باشگاه)
کناریم در حال تلفن صحبت کردن:
عشقم خونهام تازه میخوام برم باشگاه شب میرم خونه مهراد نمیرسم بیام
من: 🧐😄
اون: 🤥🤥
مهراد : 😶🌫😶🌫
کناریم در حال تلفن صحبت کردن:
عشقم خونهام تازه میخوام برم باشگاه شب میرم خونه مهراد نمیرسم بیام
من: 🧐😄
اون: 🤥🤥
مهراد : 😶🌫😶🌫
همش میخوام مث قدیم اینجا ویدیو مسیجای رندوم بذارم اما دوربینم تخمی شده نمیذارم
اینطوریه که پنج زنگ اول بازدهیام صفره و زنگ آخر تازه میخوام گوش بدم و دیگه هیچی نمیفهمم