تا اطلاع ثانوی بدون اسم – Telegram
تا اطلاع ثانوی بدون اسم
3.45K subscribers
1.35K photos
230 videos
3 files
252 links
Hey there, telegram is using me.

اینجا بعضی از چیزها جدی و بعضی شوخی‌ست‌؛ اما عموم چیزها یک سری شوخی جدی‌ست؛ مثل زندگیت؛ تو ایران.

خط نوشتم که خر کند خنده

http://t.me/BluChtBot?start=61a2aa07bedea2808c
Download Telegram
یادش بخیر اوایل سال رفتم به بابام گفتم فیزیک ۱۴ شدم کلی ابراز نارضایتی کرد در حالی که نمی‌دونست نمره از ۱۰۰ هستش
Forwarded from Finger guns
اخر انقدر پوست لبم رو می‌کنم تا یه آدم جدید تشکیل شه
Forwarded from زوربای سیاه (ariana)
علی مشهدی اینجوریه که ای کاش وجود نداشت
امشب اندوه
من اینطوری‌ام که دوست دارم دو تا بچه داشته باشم ولی وجدانم فقط بهم اجازه میده به یه نفر زجر زندگی رو هدیه بدم
اگه امتحان فردامو نمره قابل قبولی بگیرم واسه خودم یه نوکیا می‌خرم
ما را به رخت و چوب شبانی فریفته‌ست
این گرگ سالهاست که با گله آشناست
آن پارسا که ده خرد و ملک، رهزن است
آن پادشاه که مال رعیت خورد گداست
بر قطره سرشک یتیمان نظاره کن
تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست
پروین، به کجروان سخن از راستی چه سود
کو آنچنان کسی که نرنجد ز حرف راست
رض مارمولک هم تو زرد از آب در اومد گویا
همون مشکل قبلی
ماسک‌ چند لایه شده مثل سینما چندبعدی چند سال پیش. یه بادی آبی اضافه می‌کردن به ازاش ده بعد می‌ذاشتن روش. الانم یکم بندشو که گشاد می‌کنن چند لایه میره روش
می‌خوام برم تو درمانگاه و جلو درش سیل شده نه میشه رفت تو نه میشه در اومد
خیلی بانمک بود شیشه ماشین رو داده بودم پایین داشتم چک می‌کردم چقدر با جدول فاصله داریم بابام حواسش نبود شیشه رو داد بالا مستقیم رفت تو دهنم بعد نمی‌تونستمم حرف بزنم همینطور فشار می‌داد خیلی صحنه جالبی بود
خلاصه الان که دکتر ویزیت کرد علاوه بر گلودرد کبودی لثه و فک هم منشن کردم
دو روز قبل بلیط هواپیما تشخیص اومیکرون yay
وای الان یادم افتاد ده یازده سال پیش مامانم وقتی انگشتم لای همین در ماشین بود درو بسته بود
دقیقا نمی‌دونم مشکل ماشینه یا مامان بابام یا من فرزندخونده‌ام
یه لحظه فکر کردم ۲۸ ژوئنه اما گویا تهران رنگین‌کمون در اومده
به هر قدرت برتری اعتقاد دارید یا ندارید دعا کنید ایران (یوز ماده) چند قلو اونم چند تا ماده بزاد