تا اطلاع ثانوی بدون اسم – Telegram
تا اطلاع ثانوی بدون اسم
3.45K subscribers
1.35K photos
230 videos
3 files
252 links
Hey there, telegram is using me.

اینجا بعضی از چیزها جدی و بعضی شوخی‌ست‌؛ اما عموم چیزها یک سری شوخی جدی‌ست؛ مثل زندگیت؛ تو ایران.

خط نوشتم که خر کند خنده

http://t.me/BluChtBot?start=61a2aa07bedea2808c
Download Telegram
تو این ساعت و این وضعیت تازه فایلمم زیادی بزرگه باید برم با اپلیکیشن کم کنمش
یه بار نشستم از اول دیدم خندیدم بعد پاکشون کردم خیلی ناراحت شدم کاش یجایی فوروارد کرده بودم
چه جوکایی داشتم حیف ساعت ازدواج دن با مدرسه من تداخل داره
Forwarded from عین الدوله
حالا دن بیلزریان ازدواج کرده شما چرا انقدر صمیمی شدید که می‌گید دن؟
به بعضیام باید گفت یا ایها الذین اَدمینوا اجتنبوا کثیرا من الظن ان بعض الظن اثم و لا تجسسوا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ببین همه چیز درباره ریکاوری و بازگشته. شکست عشقی؟ لایی؟ سایه زدی؟ فقط کافیه بتونی درست بازی زندگی رو به نفع خودت برگردونی
بابای بیلزریان بهش گفته تو زن بگیر زنای بقیه‌ رو هم در کنارش ادامه بده
میگن موفق باشی پشتت حرف زیاده. هر کانالی رو باز می‌کنم یه فحش نثارم شده.
اینا دیگه خیلی خز شدن ولی راستش Its all about money
تو این جامعه کاپیتالیسم لیترلی همه چی پوله تراماتایزد میشی نداشته باشی
اخلاقی که فکر می‌کنم با هم تفاهم داشته باشید اما شرطشو پیام آخر نوشته
Forwarded from برنامه ناشناس
علاقه‌مند به مسائل ارزشی...............
تیر آخر بر پیکر بی‌جان تظاهرهایم
حالا جدای این جالب بود چون اگه یادتون باشه چند ماه پیش با هم خیلی جدی به تحلیل خود و اینکه اصلا خود کیه پرداختیم
امروز از خواب بیدارم کردن که بریم سر کلاس بعد زیر کولر خوابیده بودم خیلی سردم بود وارد کلاس که شدم پریدم تو بغل اولین نفری که دیدم که یکم گرم شم چون پارسال سر فصل گرما زیاد گوش نداده بودم فکر می‌کردم اینطوری کمکی می‌کنه. بعد چند ثانیه بودم یهو دیدم معلممون رو یکی از صندلیای کلاس نشسته داره نگاه می‌کنه
هیچی دیگه دو تا زدم پشت همکلاسیم گفتم خوش برگشتی پسر خیلی دلمون واست تنگ شده بود رفتم نشستم سر جام
اها اینو تعریف نکردم فکر کنم:)))
ما بعد کلاسا ساعت هفت اینا یه نیم ساعت فوتبال می‌زنیم بعد میریم خونه. طبعا یه سری نمیان که رسیدن خونه جنازه نباشن. یکی از دوستام سوار دوچرخه شده بود که بره من کلی اصرار کردم که بمون و فلان اونم با بی‌میلی اومد. به ۱۰ دقیقه نکشید پاش رفت رو توپ خورد زمین یه صدا اومد قرچ:))))))
اینطوری شدش که:))))))
ایلیا اگه این پیامو می‌بینی بازی اشکنک داره واسه همه پیش میاد توام یادت میره دو سال دیگه بهش می‌خندی من خودم دو بار انگشت شکوندم دو بار دست یه بار سر یه بارم زیر چشممو خط انداختم اینا همه‌ش تجربه‌ست