Forwarded from تو نمیمیری ژوزه
گشت دختر مردم رو جوری کتک زده که سکتهی قلبی و مغزی کرده و رفته تو کما( درواقع کشتنش)، بعد اون بلاگر بیهمهچیز با هر و کر عکس میذاره که گشت وقتی گرفتمون کلی خندیدیم و موقع آزاد کردنم گفتن چقدر انرژی داری و خوشرویی.
بعد میگن حجاب دغدغهی نیست. بعد میگن ما نمیتونیم بها بدیم برای این قضیه.
بعد میگن حجاب دغدغهی نیست. بعد میگن ما نمیتونیم بها بدیم برای این قضیه.
Forwarded from تا اطلاع ثانوی بدون اسم
قلب من متعلق به این دو شخصیته
بابا خفه شو آقای عامل بذار ناراحت باشیم کسشر میگی خندهم میگیره
~طلا تو مشتم بود. یه لحظه انداختمش، مِدوِد برداشت. مفت چنگش مبارک زن و بچهش.
-جهانپهلوان تختی
-جهانپهلوان تختی
یه چیزی یه جایی توی گوشیم داره آپدیت میشه و میتونم حسش کنم اما نمیتونم کاری دربارهش بکنم
امشب مغزم "تمام روی مکان" هستش و در یک آن به هزاران موضوع مختلف فکر میکنم و جوک میسازم
تو رو خدا تظاهر نکنید. خواهش میکنم تظاهر نکنید. بخدا حتی از خود واقعیت هم حال به هم زنتره فقط زندگی عادی رو ادامه بده
برای من بدترین حسی که بعد از منتشر شدن هر کدوم از این اخبار باهاش درگیرم، حس ناتوانیام در انجام یه کار اثرگذاره.
هر بار عمیقا درک میکنم که من هیچی نیستم، هیچکاری نمیتونم بکنم. فقط یه آدم دیگهام که تظاهر میکنم هنوز امیدوارم؛ اما راستش دیگه فقط شرمندهم. شرمندهم از اینکه ته قلبم هنوز باور دارم.
Forwarded from ژاژخایان
آقا ما زیاد بود آقا!
آنقدر زیاد که هرچه میکشتیم تمام نمیشدند.
آنقدر زیاد که هرچه میکشتیم تمام نمیشدند.
کچیبیتز یه استوری گذاشت آهنگ جدید پارتیایشون رو بخاطر اتفاقات اخیر دیرتر پخش میکنن استوری بعدی نوشته ویدئوی "چک با نون لواش" آپلود شد بریزید یوتیوب.
~من هشتگ نیستم، من انسانم.
-شاهین صفاری (دیدین یهو یه جمله، یه اوجی یا فرودی توی یه موسیقی و این مدل صدایی رو میشنوید و یهو انگار با سرعت از چشمتون میره داخل و یه دور توی بدنتون میچرخه؟ همچین حسی بهم دست داد با شنیدنش.)
-شاهین صفاری (دیدین یهو یه جمله، یه اوجی یا فرودی توی یه موسیقی و این مدل صدایی رو میشنوید و یهو انگار با سرعت از چشمتون میره داخل و یه دور توی بدنتون میچرخه؟ همچین حسی بهم دست داد با شنیدنش.)
کابوس دیدم یه پیرزن مست ترسناک که بنظر مادربزرگ خیالی خوابم بود یه سینی پر از ظرف شیشهای دستش گرفته بود و مدام به سمتم پرتاب میکرد و من سعی میکردم آرومش کنم. وحشتناک بود
باور کن منم میفهمم یه روز خوب میاد، برام واضحه که هیچ حکومتی تا ابد نمونده اینم نمیمونه اما راستش واسم اهمیتی نداره وقتی خودمم رفتم زیر خاک تغییری حاصل شه؛ حتی نمیخوام وقتی ۷۰ سالم شد اینطوری باشم که خب حداقل نوهام راحت میشه. نه من فقط میخوام جوونی عادیام رو توی همین محله و شهری که الان هستم بگذرونم.