تا اطلاع ثانوی بدون اسم – Telegram
تا اطلاع ثانوی بدون اسم
3.45K subscribers
1.35K photos
230 videos
3 files
252 links
Hey there, telegram is using me.

اینجا بعضی از چیزها جدی و بعضی شوخی‌ست‌؛ اما عموم چیزها یک سری شوخی جدی‌ست؛ مثل زندگیت؛ تو ایران.

خط نوشتم که خر کند خنده

http://t.me/BluChtBot?start=61a2aa07bedea2808c
Download Telegram
اینقدر هیجان زده نگید پاشید برید اوین. نزدیک اوین تمام مامور ها حکم تیر دارند. حکم تیر. متوجه اید؟ اطرافش باید تجمع بشه.
تجمع شما جلوی اوین باعث قتل عامه.
احمق نباشید. اگر میخواید کمک کنید تو سطح شهر پراکندگی ایجاد کنید
Forwarded from StarCat
کنارش #مهسا_امینی رو بزنید حتما که هشتگ اصلی از ترند درنیاد:(
یادتونه حین واقعه دانشگاه شریف اخباری مربوط به علم و صنعت پخش شد مبنی بر اینکه از اینور غافل نشید و بشتابید سمتش؟ در حالی که هیچ خبری نبود؟ یادتونه سر جنایت دانشگاه شریف همه‌ی اینترنت‌ها وصل بود و اخبار ترسناک حتی توسط خبرگزاری‌های وابسته هم منتشر میشد؟ یادتونه می‌گفتن ترس تو دل مردم انداختن یکی از راه‌های مقابله‌ست؟
منم خیلی می‌ترسم اما تو رو خدا اینارو یادتون باشه‌. ترسمون خفه‌مون نکنه باهاش خفه کنیم:(
از خبری که فردا باهاش از خواب بیدار میشم می‌ترسم. چرا نمیرید بسه دیگه از تپه اوین تا خود سیلک جای نریده باقی نذاشتید.
دارم زیر فشار چیزهایی که نمی‌فهمم له میشم
بنظرم قشنگ‌تر از اینکه دو نفر بفهمن باید به نظر هم احترام بذارن اینه که بپذیرن که می‌تونن جفتشون به نظر اون یکی بی‌احترامی کنن
ما گر ز سر بریده می‌ترسیدیم
خارج بدنیا می‌اومدیم
تو رو خدا شاهکار بینش‌پژوه رو دیگه حساب نکنید. نماینده ذلت‌. دلیل نفرتم رو یادم نمیاد اما بصورت وصف‌ناپذیری ازش بدم میاد.
این خانم نبات هم رفتم پیجشو کاوش کنم که با سندیت ازش خوشم نیاد اما دیدم خوشگله فعلا روی خط نگه‌شون می‌داریم تا ببینیم چی میشه.
تا اطلاع ثانوی بدون اسم
ما گر ز سر بریده می‌ترسیدیم خارج بدنیا می‌اومدیم
پلات توییست این پیام این بود که شعر درباره شخص خارجی سروده شده الان خودم دقت کردم:)))
توی مغزم یه بورد خیلی خیلی بزرگ رو تصور می‌کنم. هر روز عکس یه شخصیت جدید با پونز وصل میشه به این دیوار. الناز رکابی، حسین رونقی و ده‌ها آدم دیگه. با غرور تصور می‌کنم.
این یکی نیمکره مغزم هم یه دیوار دیگه هست، عکس مزدورا و بی‌شرفا رو زدم سمتشون دارت پرت می‌کنم.
دیروز سر کلاس یهو گوشیم زنگ خورد. ۲ دقیقه‌ی طولانی و طاقت‌فرسا رو پشت سر گذاشتم تا ویبره‌ش قطع شد. تموم که شد نگاه کردم دیدم شماره ناشناسه. هیچی دیگه الان چسبیده کف گلو
بیاید گفت‌وگو کنیم دیگه چرا نمی‌آید پس؟
می‌کشید آخه
دور تا دور دیوار مدرسه‌مون شعار نوشتن و اسپری زدن و شعار نوشتن و اسپری زدن:))
هر چیزی که پیشنهاد می‌کنی نه مرسی ویدئوی حلیم خوردن حداد عادل رو نگاه می‌کنم.