تا اطلاع ثانوی بدون اسم – Telegram
تا اطلاع ثانوی بدون اسم
3.45K subscribers
1.35K photos
230 videos
3 files
252 links
Hey there, telegram is using me.

اینجا بعضی از چیزها جدی و بعضی شوخی‌ست‌؛ اما عموم چیزها یک سری شوخی جدی‌ست؛ مثل زندگیت؛ تو ایران.

خط نوشتم که خر کند خنده

http://t.me/BluChtBot?start=61a2aa07bedea2808c
Download Telegram
VAGHTESHE KE BEPARI
🍓1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نمی‌دونم چند بار دیدمش. چقدر دوست داشتم. هر کجا مرز کشیدند بیا پل بزنیم.
🍓1
دیروز از جلوی در سفارت انگلیس رد می‌شدم. تمام دیوار شعارنویسی شده بود. یه شعاری درباره تو گونی کردن بود انقدر وزن نداشت و داغون بود که با خودم گفتم این حتما اشتباه نوشته شده. رفتم ۱۰۰ متر جلوتر دو بار دیگه همونو نوشته بودن:)))
از الان واسه فردای آزادی وقت کم دارم‌. هر چقدر بیشتر مبارزه کنیم زمان بیشتری خواهیم داشت. حدود ۱۸ سال رو باید جبران کنم.
همه کشورهای آفریقایی ۵ مراکش و آرژانتین ۷
رشت آماده‌‌ی اسپین‌آف پسر کوله به پشت. بشتابید‌.
شهاب حسینی در نقطه ثقل‌ترین وسط‌ دنیا بازی می‌کنه.
۲۹ انگار نباید عدد اول باشه. قیافه‌ش جیغ می‌زنه مضرب سیزدهه. به هر روی فردا می‌بینمتون.
Forwarded from زوربای سیاه
ای بابا انگار این قیامتی که از پنجره‌ی خونه‌مون دارم می‌بینم مال دی ۹۶ه :(
هوای تهران اینطوری شده که ابر و باد و مه و خورشید و فلک دیگه تاثیری برش نداره‌. یه سقوطی بسیار اساسی‌تر از ریزش بارون برای درست شدنش نیازه.
تو مدرسه مرغ و خروس داریم. دو تا از مرغ‌ها به دلیلی حاضر نشدن با خروسه رابطه برقرار کنن اونم زده پرهای جفتشونو کنده داغونشون کرده. هیچی دیگه ما هم از اون تایم به بعد خروسمون رو محسن نامجو صدا می‌کنیم
Forwarded from دیرپای خُجَسته (محمدرضا فرهادی)
مادر #آرمیتا_عباسی الآن اومد کتابفروشی و دوره‌ی پنج جلدی دونده‌ی هزارتو رو گرفت. وقتی گفت برای دخترم آرمیتا می‌خوام، حیرت‌زده شدم. بی‌اختیار اشک مادر در اومد. گفت فردا قرار ملاقات دادن بالاخره؛ تنها سرگرمیش اونجا کتاب خوندنه، مشتری خودتون بود و زیاد میومد نشر چشمه کتاب می‌خرید. گفت برای هشت بهمن براش دادگاه بریدن. بی‌اختیار پرسیدم چه‌کاری از طرف ما نیازه؟ گفت فقط هشتگ و اطلاع‌رسانی و خود آرمیتا تو تماس تلفنی گفت: مامان نذار هشتگ‌ها کم بشه.
لطفاً تا می‌تونید صدای #آرمیتا_عباسی باشید. نمی‌دونید چه لحظات غم‌انگیزی بود، گفتگو با مادر. اما خودش گفت امیدمونو از دست ندادیم جفتمون.
هشتگ یادتون نره.
🍌1
Forwarded from وِتْ‌وِته (کیمیا)
😳🙏🏻
شعله تا سرگرم کار خویش شد
هر نی‌ای شمع مزار خویش شد.
ما پیروزیم‌. می‌دونیم. می‌دونید. فراری از حقیقتش نیست. کوتاه و زیبا.
۱۰۰ روزه که می‌دونیم. این عدد انقدر میره جلو تا زمانی که دوباره تاریخش از صفر شروع شه‌. ما آزادی رو دیدیم‌. حالا هم دست جلو بردیم تا لمسش کنیم.