🔸 چرا نابغهها کار هنری میکنند؟
«اگر فیزیکدان نمیشدم، احتمالا موسیقیدان میشدم.»
آلبرت انیشتین
شاید تا به حال چیزهایی راجع به اینکه بعضی از برندگان نوبل و دانشمندان سرشناس در کنار فعالیتهای علمی خود، به فعالیتهای هنریای همچون نقاشی و موسیقی پرداختهاند شنیده باشید. اما به راستی کارهای هنری چگونه در زندگی این اشخاص تأثیر میگذارند؟
ریچارد فاینمن به موازات کار علمی خود، اوقاتی را با نقاشی میگذراند. او نگرش متفاوتی نسبت به عمل نقاشی داشت و آن را نوعی «نگاه صادقانه» تعبیر میکرد؛ «جایی» که میتوانست ببیند، بدون اینکه ذهنش فورا دست به قضاوت بزند، ببیند بدون اینکه به خود اجازهی روشن کردن ذهنیت تحلیلیاش را بدهد.
آلبرت انیشتین بارها گفته بود موسیقی به شکلگیری ایدههای فیزیکاش کمک کرده است. رابطهی او با زبان موسیقی را میتوان از این جملهی معروفش که میگوید «افکارش بیشتر تصاویر، حسهای حرکتی و روابط مبهم هستند» دریافت. چرا که وجه مشترک زبان موسیقی و این بینش او، سطحی از ابهام و انتزاع است. شاید بتوان گفت موسیقی یکی از چیزهایی بود که مجال پرورش تفکر شهودی را برای او فراهم میکرد.
به نقل از نزدیکانش، او وقتی ویولون میزد، گاهی بسیار بد و گوشخراش مینواخت و این وضعیت بستری برای «رها» بودنش بود؛ نیازی که موسیقی و شرایطی که یولون نواختن برای او مهیا میکرد، آن را اغنا میساخت.
کاخال، برندهی نوبل پزشکی ۱۹۰۶، طراحی و نقاشی را به شکل جدی دنبال میکرد. به دلیل عدم وجود تصویربرداری مغزی، او بافتها را زیر میکروسکوپ میدید و سپس آنها را روی کاغذ ترسیم میکرد. کاخال در این فرآیند میفهمید چه چیزی مهم است که دیده شود.
در واقع، طراحیهای تحلیلی او منجر به این نظریه شد که مغز از واحدهای جداگانهای تشکیل میشود که امروزه به اسم «نورون» شناخته میشود. مشاهدهی فعال و بدون پیشفرض و سپس ترسیم، بخشی از مسیر حرفهای کاخال و تکهای از پازل موفقیت او در علم و نوبل بوده است.
در مثالهای بالا متوجه این امر میشویم که کارکرد کنش هنری برای هریک از آنها، کارکردی شخصی است و احتمالاً با دیگری متفاوت است. اما هریک از آنها از امکانی که هنر به آنها داده، نهایت بهره را بردهاند.
کار هنری، با تقویت ابعاد شهودی تفکر، موجب شکلگیری ایدههای نو و بیبدیل میشود. آنسلم کیفر میگوید: «کار هنرمندها این است که بین چیزها ارتباطهای جدید خلق کنند.» این توانایی، مهارتی است که هر خالقی، اعم از هنرمندان، متفکران و دانشمندانی که نظریههای بدیع طرح میکنند، به آن نیاز دارد.
مهارتی که منجر به ساختارشکنی و خلافآمد عادت میشود و به فرد این امکان را میدهد که وقایع، نظریهها و به طور کلی جهان را با عینکهای مختلفی ببیند.
فردی که به طور مستمر با تخریب، بازسازی و خلق در ارتباط است، میآموزد که اشتباه کردن، خراب کردن و فرو ریختن تمام ساختارها اعم از ذهنی و مادی، بخش از فرآیند نوآوری است و یاد میگیرد که با ناتمام بودن و نقص کنار بیاید.
✍🏻 علی چناری | کارگروه منتورینگ المپیاد هنر دانشگاه علوم پزشکی تهران
🆔@ArtOlymp
🌐المپیاد هنر و رسانه علوم پزشکی تهران
«اگر فیزیکدان نمیشدم، احتمالا موسیقیدان میشدم.»
آلبرت انیشتین
شاید تا به حال چیزهایی راجع به اینکه بعضی از برندگان نوبل و دانشمندان سرشناس در کنار فعالیتهای علمی خود، به فعالیتهای هنریای همچون نقاشی و موسیقی پرداختهاند شنیده باشید. اما به راستی کارهای هنری چگونه در زندگی این اشخاص تأثیر میگذارند؟
ریچارد فاینمن به موازات کار علمی خود، اوقاتی را با نقاشی میگذراند. او نگرش متفاوتی نسبت به عمل نقاشی داشت و آن را نوعی «نگاه صادقانه» تعبیر میکرد؛ «جایی» که میتوانست ببیند، بدون اینکه ذهنش فورا دست به قضاوت بزند، ببیند بدون اینکه به خود اجازهی روشن کردن ذهنیت تحلیلیاش را بدهد.
آلبرت انیشتین بارها گفته بود موسیقی به شکلگیری ایدههای فیزیکاش کمک کرده است. رابطهی او با زبان موسیقی را میتوان از این جملهی معروفش که میگوید «افکارش بیشتر تصاویر، حسهای حرکتی و روابط مبهم هستند» دریافت. چرا که وجه مشترک زبان موسیقی و این بینش او، سطحی از ابهام و انتزاع است. شاید بتوان گفت موسیقی یکی از چیزهایی بود که مجال پرورش تفکر شهودی را برای او فراهم میکرد.
به نقل از نزدیکانش، او وقتی ویولون میزد، گاهی بسیار بد و گوشخراش مینواخت و این وضعیت بستری برای «رها» بودنش بود؛ نیازی که موسیقی و شرایطی که یولون نواختن برای او مهیا میکرد، آن را اغنا میساخت.
کاخال، برندهی نوبل پزشکی ۱۹۰۶، طراحی و نقاشی را به شکل جدی دنبال میکرد. به دلیل عدم وجود تصویربرداری مغزی، او بافتها را زیر میکروسکوپ میدید و سپس آنها را روی کاغذ ترسیم میکرد. کاخال در این فرآیند میفهمید چه چیزی مهم است که دیده شود.
در واقع، طراحیهای تحلیلی او منجر به این نظریه شد که مغز از واحدهای جداگانهای تشکیل میشود که امروزه به اسم «نورون» شناخته میشود. مشاهدهی فعال و بدون پیشفرض و سپس ترسیم، بخشی از مسیر حرفهای کاخال و تکهای از پازل موفقیت او در علم و نوبل بوده است.
در مثالهای بالا متوجه این امر میشویم که کارکرد کنش هنری برای هریک از آنها، کارکردی شخصی است و احتمالاً با دیگری متفاوت است. اما هریک از آنها از امکانی که هنر به آنها داده، نهایت بهره را بردهاند.
کار هنری، با تقویت ابعاد شهودی تفکر، موجب شکلگیری ایدههای نو و بیبدیل میشود. آنسلم کیفر میگوید: «کار هنرمندها این است که بین چیزها ارتباطهای جدید خلق کنند.» این توانایی، مهارتی است که هر خالقی، اعم از هنرمندان، متفکران و دانشمندانی که نظریههای بدیع طرح میکنند، به آن نیاز دارد.
مهارتی که منجر به ساختارشکنی و خلافآمد عادت میشود و به فرد این امکان را میدهد که وقایع، نظریهها و به طور کلی جهان را با عینکهای مختلفی ببیند.
فردی که به طور مستمر با تخریب، بازسازی و خلق در ارتباط است، میآموزد که اشتباه کردن، خراب کردن و فرو ریختن تمام ساختارها اعم از ذهنی و مادی، بخش از فرآیند نوآوری است و یاد میگیرد که با ناتمام بودن و نقص کنار بیاید.
✍🏻 علی چناری | کارگروه منتورینگ المپیاد هنر دانشگاه علوم پزشکی تهران
🆔@ArtOlymp
🌐المپیاد هنر و رسانه علوم پزشکی تهران
👍4😎2
🖼🎄اثر بابانوئل با کشوها (Santa with Drawers)
◾️توسط سالوادور دالی در سال ۱۹۴۸ خلق شده و از مجموعه Hallmark است.
▪️فیگور آشنای بابانوئل با بدنی پر از کشوهای نیمهباز را میبینیم. فضا غیر واقعی، بیزمان، تهی از شادمانی کودکانه است و نشانهای از شادی جمعی یا گرمای کریسمس دیده نمیشود.
این اثر برداشتی غیرمتعارف از شخصیت بابانوئل ارائه داده که شامل عناصر سوررئال است. بابانوئل با نگاهی مستقیم و تعاملی به سوی مخاطب مینگرد. در بخش میانی بدن وی مجموعهای از کشوهای نیمه باز تعبیه شده که درون آنها هدایا دیده میشود؛ عنصری غیرمنتظره که تصویر رایج و متعارف از بابانوئل را به چالش میکشد. وجود تزئینات کریسمسی به بار نمادین و جشنگونهی اثر میافزاید. منظرهی برفی پسزمینه نیز فضای کریسمس را تقویت میکند و در پایین تصویر کودکی با لباس آبیرنگ دیده میشود که با نگاهی سرشار از انتظار به بابانوئل چشم دوخته است.
▪️چرا بابانوئل انقدر بزرگ و آدمهای دورش کوچک هستند؟
در اینجا بابانوئل یک مفهوم بزرگ و بیانگر انتظار، خاطرات کودکی و مناسک است و Inversion of hierarchy را میبینیم.
▪️ممکن است وجود این کشوها به معنی آن باشد که مناسک مجموعهای از کشوهای باز و بسته است. بابانوئل تبدیل شده به ابژهای روانکاوانه که اسطورهی شادی تبدیل به بدنی پر از راز شده است. خاطرات، انتظارها و کانتکس فرهنگی تجربه افراد را از یکدیگر متمایز میکند.
▪️دقت بفرمایید تحلیلها تا حدی میتوانند شخصی باشند. تحلیل هنری نه حقیقتی ثابت و قطعی است و نه صرفا برداشت شخصی؛ بلکه خوانشی مستدل که بر مشاهدهی بصری، زمینهی تاریخی و چارچوب نظری تکیه دارد.
◾️دو جریان هنری سوررئالیسم و کیچ (Kitsch) در این اثر قابل مشاهده است. سوررئالیسم یا فرا واقع گرایی سبکی است که به خلق غیر منطقی و فراتر از محدودیتهای عینی میپردازد. کیچ به آثار آبکی، پر زرق و برق، قابل دسترس و غالبا بدون درون مایه غنی اطلاق میشود که سطحی یا کمارزش تلقی میشوند، اما گاها به شکلی آگاهانه و طنزآمیز مورد بحث است.
▪️ارجاع خودآگاهانهی دالی به هویت هنریاش را شاهد هستیم؛ امضای او بر روی یک صخره در بخش پایینی تصویر.
◾️این سبک سالوادور دالی است سبکی که در آن عناصر عجیب و رویاگونه در کنار جزئیات واقعگرایانه قرار میگیرند تا ادراک مخاطب را به چالش کشیده و او را به تأملی عمیقتر وادارند.
✍🏻 زهرا شریف | کارگروه منتورینگ المپیاد هنر دانشگاه علوم پزشکی تهران
🆔@ArtOlymp
🌐المپیاد هنر و رسانه علوم پزشکی تهران
◾️توسط سالوادور دالی در سال ۱۹۴۸ خلق شده و از مجموعه Hallmark است.
▪️فیگور آشنای بابانوئل با بدنی پر از کشوهای نیمهباز را میبینیم. فضا غیر واقعی، بیزمان، تهی از شادمانی کودکانه است و نشانهای از شادی جمعی یا گرمای کریسمس دیده نمیشود.
این اثر برداشتی غیرمتعارف از شخصیت بابانوئل ارائه داده که شامل عناصر سوررئال است. بابانوئل با نگاهی مستقیم و تعاملی به سوی مخاطب مینگرد. در بخش میانی بدن وی مجموعهای از کشوهای نیمه باز تعبیه شده که درون آنها هدایا دیده میشود؛ عنصری غیرمنتظره که تصویر رایج و متعارف از بابانوئل را به چالش میکشد. وجود تزئینات کریسمسی به بار نمادین و جشنگونهی اثر میافزاید. منظرهی برفی پسزمینه نیز فضای کریسمس را تقویت میکند و در پایین تصویر کودکی با لباس آبیرنگ دیده میشود که با نگاهی سرشار از انتظار به بابانوئل چشم دوخته است.
▪️چرا بابانوئل انقدر بزرگ و آدمهای دورش کوچک هستند؟
در اینجا بابانوئل یک مفهوم بزرگ و بیانگر انتظار، خاطرات کودکی و مناسک است و Inversion of hierarchy را میبینیم.
▪️ممکن است وجود این کشوها به معنی آن باشد که مناسک مجموعهای از کشوهای باز و بسته است. بابانوئل تبدیل شده به ابژهای روانکاوانه که اسطورهی شادی تبدیل به بدنی پر از راز شده است. خاطرات، انتظارها و کانتکس فرهنگی تجربه افراد را از یکدیگر متمایز میکند.
▪️دقت بفرمایید تحلیلها تا حدی میتوانند شخصی باشند. تحلیل هنری نه حقیقتی ثابت و قطعی است و نه صرفا برداشت شخصی؛ بلکه خوانشی مستدل که بر مشاهدهی بصری، زمینهی تاریخی و چارچوب نظری تکیه دارد.
◾️دو جریان هنری سوررئالیسم و کیچ (Kitsch) در این اثر قابل مشاهده است. سوررئالیسم یا فرا واقع گرایی سبکی است که به خلق غیر منطقی و فراتر از محدودیتهای عینی میپردازد. کیچ به آثار آبکی، پر زرق و برق، قابل دسترس و غالبا بدون درون مایه غنی اطلاق میشود که سطحی یا کمارزش تلقی میشوند، اما گاها به شکلی آگاهانه و طنزآمیز مورد بحث است.
▪️ارجاع خودآگاهانهی دالی به هویت هنریاش را شاهد هستیم؛ امضای او بر روی یک صخره در بخش پایینی تصویر.
◾️این سبک سالوادور دالی است سبکی که در آن عناصر عجیب و رویاگونه در کنار جزئیات واقعگرایانه قرار میگیرند تا ادراک مخاطب را به چالش کشیده و او را به تأملی عمیقتر وادارند.
✍🏻 زهرا شریف | کارگروه منتورینگ المپیاد هنر دانشگاه علوم پزشکی تهران
🆔@ArtOlymp
🌐المپیاد هنر و رسانه علوم پزشکی تهران
❤3
المپیاد هنر و رسانه دانشگاه علوم پزشکی تهران
🖼🎄اثر بابانوئل با کشوها (Santa with Drawers) ◾️توسط سالوادور دالی در سال ۱۹۴۸ خلق شده و از مجموعه Hallmark است. ▪️فیگور آشنای بابانوئل با بدنی پر از کشوهای نیمهباز را میبینیم. فضا غیر واقعی، بیزمان، تهی از شادمانی کودکانه است و نشانهای از شادی جمعی…
Santa with Drawers by Salvador Dali, 1948.
🔺توضیحات را در پست بالایی بخوانید.
🆔@ArtOlymp
🌐المپیاد هنر و رسانه علوم پزشکی تهران
🔺توضیحات را در پست بالایی بخوانید.
🆔@ArtOlymp
🌐المپیاد هنر و رسانه علوم پزشکی تهران
❤5
🎬 فیلم کوتاه همسایهها (Neighbours)
◾️این فیلم کوتاه ساختهی نورمن مکلارن در سال ۱۹۵۲ است؛ اثری ماندگار در تاریخ انیمیشن که با تکنیک پیکسلیشن (Pixilation) ساخته شده و موفق به دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم کوتاه مستند شد.
▪️داستان فیلم بسیار ساده است: دو مرد همسایه در صلح و آرامش کنار هم زندگی میکنند تا اینکه گل کوچکی در مرز میان زمینهایشان میروید. این گل بهجای آنکه عامل زیبایی باشد، به منشا نزاع تبدیل میشود. رقابت، خشونت و در نهایت نابودی هر دو طرف ماحصل درگیری بر سر مالکیت است. فضای قرینه و نمادین فیلم بیننده را به سمتی میبرد که یک گل سرخ با برهم زدن قرینگی میتواند دلیل بزرگترین جنگها باشد.
▪️مکلارن با حذف دیالوگ و تکیه بر زبان بدن، حرکت، ریتم و موسیقی، روایت خود را جهانی میکند؛ بهگونهای که فیلم بدون وابستگی به زبان یا فرهنگ خاصی قابل فهم است. این سادگی فرمی، در تضاد با خشونت فزایندهی رفتار شخصیتها قرار میگیرد.
▪️تکنیک پیکسلیشن (حرکت فریم به فریم بازیگران واقعی) به حرکات شخصیتها حالتی غیرطبیعی، اغراقشده و مکانیکی میدهد. این انتخاب فرمی آگاهانه، انسان را شبیه ماشین نشان میدهد؛ موجودی که در چرخهی تعصب، رقابت و خشونت، اختیار و انسانیت خود را از دست میدهد.
▪️گل، بهعنوان یک عنصر نمادین، میتواند نمایندهی منابع، مرز، ایدئولوژی یا هر آن چیزی باشد که انسانها بهخاطر آن وارد نزاع میشوند. در این میان، دیوار که بهتدریج میان دو همسایه ساخته میشود، استعارهای از مرزهای مصنوعی است که بهجای امنیت، جدایی و تخریب به همراه میآورد.
▪️در پایانبندی فیلم هر دو همسایه در نتیجهی خشونت خود نابود میشوند بیانگر آن است که منازعات مبتنی بر مالکیت و حذف دیگری پیروز واقعی وجود ندارد. تنها چیزی که باقی میماند ویرانی مشترک است.
◾️همسایهها اثری است که با بیانی ساده، اما فرمی هوشمندانه، به نقد خشونت، تعصب و مرزکشیهای انسانی میپردازد. این فیلم یادآور آن است که نزاع بر سر تملک، حتی کوچکترین چیزها میتواند به از دست رفتن انسانیت بینجامد.
✍🏻 سحر سلیمانی | کارگروه منتورینگ المپیاد هنر
دانشگاه علوم پزشکی تهران
🆔 @ArtOlymp
🌐 المپیاد هنر و رسانه علوم پزشکی تهران
◾️این فیلم کوتاه ساختهی نورمن مکلارن در سال ۱۹۵۲ است؛ اثری ماندگار در تاریخ انیمیشن که با تکنیک پیکسلیشن (Pixilation) ساخته شده و موفق به دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم کوتاه مستند شد.
▪️داستان فیلم بسیار ساده است: دو مرد همسایه در صلح و آرامش کنار هم زندگی میکنند تا اینکه گل کوچکی در مرز میان زمینهایشان میروید. این گل بهجای آنکه عامل زیبایی باشد، به منشا نزاع تبدیل میشود. رقابت، خشونت و در نهایت نابودی هر دو طرف ماحصل درگیری بر سر مالکیت است. فضای قرینه و نمادین فیلم بیننده را به سمتی میبرد که یک گل سرخ با برهم زدن قرینگی میتواند دلیل بزرگترین جنگها باشد.
▪️مکلارن با حذف دیالوگ و تکیه بر زبان بدن، حرکت، ریتم و موسیقی، روایت خود را جهانی میکند؛ بهگونهای که فیلم بدون وابستگی به زبان یا فرهنگ خاصی قابل فهم است. این سادگی فرمی، در تضاد با خشونت فزایندهی رفتار شخصیتها قرار میگیرد.
▪️تکنیک پیکسلیشن (حرکت فریم به فریم بازیگران واقعی) به حرکات شخصیتها حالتی غیرطبیعی، اغراقشده و مکانیکی میدهد. این انتخاب فرمی آگاهانه، انسان را شبیه ماشین نشان میدهد؛ موجودی که در چرخهی تعصب، رقابت و خشونت، اختیار و انسانیت خود را از دست میدهد.
▪️گل، بهعنوان یک عنصر نمادین، میتواند نمایندهی منابع، مرز، ایدئولوژی یا هر آن چیزی باشد که انسانها بهخاطر آن وارد نزاع میشوند. در این میان، دیوار که بهتدریج میان دو همسایه ساخته میشود، استعارهای از مرزهای مصنوعی است که بهجای امنیت، جدایی و تخریب به همراه میآورد.
▪️در پایانبندی فیلم هر دو همسایه در نتیجهی خشونت خود نابود میشوند بیانگر آن است که منازعات مبتنی بر مالکیت و حذف دیگری پیروز واقعی وجود ندارد. تنها چیزی که باقی میماند ویرانی مشترک است.
◾️همسایهها اثری است که با بیانی ساده، اما فرمی هوشمندانه، به نقد خشونت، تعصب و مرزکشیهای انسانی میپردازد. این فیلم یادآور آن است که نزاع بر سر تملک، حتی کوچکترین چیزها میتواند به از دست رفتن انسانیت بینجامد.
✍🏻 سحر سلیمانی | کارگروه منتورینگ المپیاد هنر
دانشگاه علوم پزشکی تهران
🆔 @ArtOlymp
🌐 المپیاد هنر و رسانه علوم پزشکی تهران
❤4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎬 فیلم کوتاه و بسیار دیدنی همسایهها، نورمن مکلارن، ۱۹۵۲
🔺توضیحات را در پست بالایی بخوانید
🆔@ArtOlymp
🌐المپیاد هنر و رسانه علوم پزشکی تهران
🔺توضیحات را در پست بالایی بخوانید
🆔@ArtOlymp
🌐المپیاد هنر و رسانه علوم پزشکی تهران
❤5
📌انیمیشن «E» نگاهی نو به رابطه انسان با محدودیت های نظام های بیرونی.
🌟انیمیشن کلاسیک «E» بهعنوان نمونهای تحلیلی از انیمیشنهای اولیهای است که حرکت به مثابه عنصری بنیادین در بیان هنری عمل میکند، نه صرفا نتیجهی تکنیک. در این اثر، طراحی کاراکتر و فضا تابع مستقیم منطق حرکت هستند و فرمهای بصری بهگونهای انتخاب شدهاند که بیشترین کارایی را در انتقال کنش داشته باشند.
ساختار حرکتی در «E» مبتنی بر ریتم، تکرار و اغراق کنترلشده است؛ عناصری که به ایجاد تداوم زمانی و خوانایی حرکت کمک میکنند. حذف جزئیات غیرضروری در طراحی، موجب تمرکز مخاطب بر توالی فریمها و کیفیت انتقال انرژی از یک وضعیت به وضعیت دیگر میشود. «E» نمونهای واضح از اقتصاد بصری در انیمیشنهای کلاسیک محسوب میشود.
از نظر روایی، معنا در «E» نه از طریق روایت خطی یا گفتار، بلکه از دل کنش و واکنشهای بصری استخراج میشود. این ویژگی، اثر را به متنی مناسب برای تحلیل رابطهی میان تصویر، زمان و معنا تبدیل میکند. بررسی این انیمیشن نشان میدهد که چگونه محدودیتهای فنی دوران تولید، به شکلگیری زبانی منجر شدهاند که هنوز نیز در آموزش مبانی انیمیشن کاربرد دارد.
🌟پیام اصلی «E» را میتوان در تأکید بر رابطهی انسان (یا سوژه) با محدودیتها و نظمهای بیرونی دانست. کاراکتر نه قهرمانانه بر شرایط غلبه میکند و نه بهطور کامل شکست میخورد؛ بلکه در چرخهای از تلاش، ناکامی و سازگاری قرار میگیرد. این نگاه، بهجای ارائهی یک نتیجهی اخلاقی صریح، مخاطب را با وضعیتی باز و قابل تأمل مواجه میکند که در آن، معنا از تکرار و تجربهی زیستهی کنش استخراج میشود.
چنین پیامی را باید در بستر تاریخی و اجتماعی زمان تولید انیمیشن تحلیل کرد؛ دورهای که جوامع صنعتی با نظمهای مکانیکی، تکرار کار، محدودیتهای ساختاری و تغییرات سریع اجتماعی مواجه بودند. در این زمینه، «E» بازتابی استعاری از تجربهی زیست در جهانی قانونمند و گاه سختگیرانه است؛ جهانی که در آن، فرد بیش از آنکه قادر به تغییر ساختار باشد، ناچار به فهم، تحمل و تطبیق با آن است.
از این منظر، پیام «E» برای جامعهی معاصر خود، نه صرفاً سرگرمکننده، بلکه تأملبرانگیز و حتی انتقادی است. انیمیشن با زبان حرکت و روایت حداقلی، وضعیتی آشنا را به شکلی نمادین بازنمایی میکند و به مخاطب امکان میدهد بدون مواجههی مستقیم با پیامهای ایدئولوژیک، دربارهی موقعیت خود در نظم اجتماعی بیندیشد. همین ویژگی است که «E» را به اثری ماندگار و قابل تحلیل در تاریخ انیمیشن کلاسیک تبدیل میکند.
✍🏻 امیر علی گروهای | کارگروه منتورینگ المپیاد هنر دانشگاه علوم پزشکی تهران
🆔 @ArtOlymp
🌐المپیاد هنر و رسانه علوم پزشکی تهران
تحلیل فرمی انیمیشن:
🌟انیمیشن کلاسیک «E» بهعنوان نمونهای تحلیلی از انیمیشنهای اولیهای است که حرکت به مثابه عنصری بنیادین در بیان هنری عمل میکند، نه صرفا نتیجهی تکنیک. در این اثر، طراحی کاراکتر و فضا تابع مستقیم منطق حرکت هستند و فرمهای بصری بهگونهای انتخاب شدهاند که بیشترین کارایی را در انتقال کنش داشته باشند.
ساختار حرکتی در «E» مبتنی بر ریتم، تکرار و اغراق کنترلشده است؛ عناصری که به ایجاد تداوم زمانی و خوانایی حرکت کمک میکنند. حذف جزئیات غیرضروری در طراحی، موجب تمرکز مخاطب بر توالی فریمها و کیفیت انتقال انرژی از یک وضعیت به وضعیت دیگر میشود. «E» نمونهای واضح از اقتصاد بصری در انیمیشنهای کلاسیک محسوب میشود.
از نظر روایی، معنا در «E» نه از طریق روایت خطی یا گفتار، بلکه از دل کنش و واکنشهای بصری استخراج میشود. این ویژگی، اثر را به متنی مناسب برای تحلیل رابطهی میان تصویر، زمان و معنا تبدیل میکند. بررسی این انیمیشن نشان میدهد که چگونه محدودیتهای فنی دوران تولید، به شکلگیری زبانی منجر شدهاند که هنوز نیز در آموزش مبانی انیمیشن کاربرد دارد.
پیام محتوائی انیمیشن:
🌟پیام اصلی «E» را میتوان در تأکید بر رابطهی انسان (یا سوژه) با محدودیتها و نظمهای بیرونی دانست. کاراکتر نه قهرمانانه بر شرایط غلبه میکند و نه بهطور کامل شکست میخورد؛ بلکه در چرخهای از تلاش، ناکامی و سازگاری قرار میگیرد. این نگاه، بهجای ارائهی یک نتیجهی اخلاقی صریح، مخاطب را با وضعیتی باز و قابل تأمل مواجه میکند که در آن، معنا از تکرار و تجربهی زیستهی کنش استخراج میشود.
چنین پیامی را باید در بستر تاریخی و اجتماعی زمان تولید انیمیشن تحلیل کرد؛ دورهای که جوامع صنعتی با نظمهای مکانیکی، تکرار کار، محدودیتهای ساختاری و تغییرات سریع اجتماعی مواجه بودند. در این زمینه، «E» بازتابی استعاری از تجربهی زیست در جهانی قانونمند و گاه سختگیرانه است؛ جهانی که در آن، فرد بیش از آنکه قادر به تغییر ساختار باشد، ناچار به فهم، تحمل و تطبیق با آن است.
از این منظر، پیام «E» برای جامعهی معاصر خود، نه صرفاً سرگرمکننده، بلکه تأملبرانگیز و حتی انتقادی است. انیمیشن با زبان حرکت و روایت حداقلی، وضعیتی آشنا را به شکلی نمادین بازنمایی میکند و به مخاطب امکان میدهد بدون مواجههی مستقیم با پیامهای ایدئولوژیک، دربارهی موقعیت خود در نظم اجتماعی بیندیشد. همین ویژگی است که «E» را به اثری ماندگار و قابل تحلیل در تاریخ انیمیشن کلاسیک تبدیل میکند.
✍🏻 امیر علی گروهای | کارگروه منتورینگ المپیاد هنر دانشگاه علوم پزشکی تهران
🆔 @ArtOlymp
🌐المپیاد هنر و رسانه علوم پزشکی تهران
❤4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎬 انیمیشن کوتاه و مفهومی E
🆔@ArtOlymp
🌐المپیاد هنر و رسانه علوم پزشکی تهران
توضیحات را در پست بالایی بخوانید
🆔@ArtOlymp
🌐المپیاد هنر و رسانه علوم پزشکی تهران
❤4
Forwarded from نخبگان و دانشجویان استعداد درخشان وزارت بهداشت
با سلام و احترام
دانشجویان عزیز و گرامی شرکت کننده در المپیاد هفدهم لطفا پرسشنامه زیر را در اولین فرصت تکمیل بفرمایید.
https://B2n.ir/Medolymipad17
قطعا نظرات شما عزیزان چراغ راه ما برای المپیاد هجدهم خواهد بود خیلی ممنون
محمد بهناز
دبیر علمی هجدهمین المپیاد دانشجویان علوم پزشکی کشور
دانشجویان عزیز و گرامی شرکت کننده در المپیاد هفدهم لطفا پرسشنامه زیر را در اولین فرصت تکمیل بفرمایید.
https://B2n.ir/Medolymipad17
قطعا نظرات شما عزیزان چراغ راه ما برای المپیاد هجدهم خواهد بود خیلی ممنون
محمد بهناز
دبیر علمی هجدهمین المپیاد دانشجویان علوم پزشکی کشور
Porsline
نظرسنجی المپیاد
با پُرسلاین به راحتی پرسشنامه خود را طراحی و ارسال کنید و با گزارشهای لحظهای آن به سرعت تصمیم بگیرید.
⚫️ مجموعه بافندگان اثر کته کولویتز
◾️مجموعهی بافندگان (The Weavers) اثر کته کولویتز (Käthe Kollwitz) که در سالهای ۱۸۹۷ تا ۱۸۹۸ خلق شد، یکی از شاخصترین نمونههای هنر اعتراضی در تاریخ هنر مدرن بهشمار میآید. کولویتز این مجموعه را به عنوان صدای طبقهی فرودست مطرح کرد. این مجموعه شامل شش اثر است، با الهام از اعتراض بافندگان فقیر. بهجای روایت قهرمانانه یا رمانتیک از اعتراض، بر فرآیند تدریجی شکلگیری خشم جمعی تمرکز دارد، فرآیندی که رنج، آگاهی، خشم و نهایتا اعتراض را منتج میشود.
◾️کولویتز فقر و رنج را نه بهعنوان سرنوشت یا حادثهای فردی بلکه بهعنوان پیامد مستقیم ساختارهای ناعادلانهی اجتماعی به تصویر میکشد.
◾️فضای آثار بسته و تاریک، خانهها بینور، بدنها نحیف و خمیده، ژستها بسته، فشرده و دفاعی و چهرهها فرسوده و خستهاند که همگی حس خفگی اجتماعی را منتقل میکنند. زنان، مردان و کودکان در کنار یکدیگر حضور دارند و فردیت آنان در دل یک هویت جمعی محو میشود؛ آنچه برجسته میشود، طبقه است نه فرد.
◾️در سیر روایی شاهد گذار تدریجی از تسلیم و فرسودگی به آگاهی و خشم خاموش است. کولویتز اعتراض را نمایش نمیدهد، بلکه لحظهی پیش از آن را ثبت میکند؛ جایی که رنج انباشته به آستانهی اعتراض میرسد. زنان در این مجموعه نقشی محوری دارند و نهتنها قربانی شرایط، بلکه حاملان آگاهی و تصمیم جمعیاند؛ حضوری که نگاه پیشرو کولویتز به جایگاه زن در تاریخ اجتماعی را نشان میدهد.
◾️انتخاب تکنیک چاپ سنگی در این مجموعه آگاهانه است. خطوط ضخیم و خشن، کنتراست شدید نور و سایه و حذف هرگونه تزئین بصری به انتقال فشار، سنگینی و خشونت پنهان فقر کمک میکند. چاپ سنگی بهعنوان رسانهای تکثیرپذیر و در دسترس، امکان انتشار گستردهی اثر را فراهم میکرد و با محتوای اجتماعی آن همراستا بود؛ هنری که برای دیدهشدن در میان مردم شکل گرفته، نه برای فضای اشرافی گالریها.
◾️کولویتز در این مجموعه نه داوری میکند و نه ترحم میطلبد؛ او شاهدی است بر رنج انسانی. زیبایی در این آثار نه در تناسب بلکه در تجربهی زیستهی انسانها نهفته است.
بافندگان یادآور این است که فقر تقدیر نیست، رنج فردی ریشه اجتماعی دارد، سکوت طولانی به خشم جمعی منجر میشود، تاریخ اعتراض از بدنهای گرسنه آغاز میشود و تاریخ اجتماعی پیش از آنکه در شعارها نوشته شود، بر چهرهها و دستهای فرسوده حک میگردد.
✍🏻 زهرا شریف | کارگروه منتورینگ المپیاد هنر دانشگاه علوم پزشکی تهران
🆔@ArtOlymp
🌐المپیاد هنر و رسانه علوم پزشکی تهران
◾️مجموعهی بافندگان (The Weavers) اثر کته کولویتز (Käthe Kollwitz) که در سالهای ۱۸۹۷ تا ۱۸۹۸ خلق شد، یکی از شاخصترین نمونههای هنر اعتراضی در تاریخ هنر مدرن بهشمار میآید. کولویتز این مجموعه را به عنوان صدای طبقهی فرودست مطرح کرد. این مجموعه شامل شش اثر است، با الهام از اعتراض بافندگان فقیر. بهجای روایت قهرمانانه یا رمانتیک از اعتراض، بر فرآیند تدریجی شکلگیری خشم جمعی تمرکز دارد، فرآیندی که رنج، آگاهی، خشم و نهایتا اعتراض را منتج میشود.
◾️کولویتز فقر و رنج را نه بهعنوان سرنوشت یا حادثهای فردی بلکه بهعنوان پیامد مستقیم ساختارهای ناعادلانهی اجتماعی به تصویر میکشد.
◾️فضای آثار بسته و تاریک، خانهها بینور، بدنها نحیف و خمیده، ژستها بسته، فشرده و دفاعی و چهرهها فرسوده و خستهاند که همگی حس خفگی اجتماعی را منتقل میکنند. زنان، مردان و کودکان در کنار یکدیگر حضور دارند و فردیت آنان در دل یک هویت جمعی محو میشود؛ آنچه برجسته میشود، طبقه است نه فرد.
◾️در سیر روایی شاهد گذار تدریجی از تسلیم و فرسودگی به آگاهی و خشم خاموش است. کولویتز اعتراض را نمایش نمیدهد، بلکه لحظهی پیش از آن را ثبت میکند؛ جایی که رنج انباشته به آستانهی اعتراض میرسد. زنان در این مجموعه نقشی محوری دارند و نهتنها قربانی شرایط، بلکه حاملان آگاهی و تصمیم جمعیاند؛ حضوری که نگاه پیشرو کولویتز به جایگاه زن در تاریخ اجتماعی را نشان میدهد.
◾️انتخاب تکنیک چاپ سنگی در این مجموعه آگاهانه است. خطوط ضخیم و خشن، کنتراست شدید نور و سایه و حذف هرگونه تزئین بصری به انتقال فشار، سنگینی و خشونت پنهان فقر کمک میکند. چاپ سنگی بهعنوان رسانهای تکثیرپذیر و در دسترس، امکان انتشار گستردهی اثر را فراهم میکرد و با محتوای اجتماعی آن همراستا بود؛ هنری که برای دیدهشدن در میان مردم شکل گرفته، نه برای فضای اشرافی گالریها.
◾️کولویتز در این مجموعه نه داوری میکند و نه ترحم میطلبد؛ او شاهدی است بر رنج انسانی. زیبایی در این آثار نه در تناسب بلکه در تجربهی زیستهی انسانها نهفته است.
بافندگان یادآور این است که فقر تقدیر نیست، رنج فردی ریشه اجتماعی دارد، سکوت طولانی به خشم جمعی منجر میشود، تاریخ اعتراض از بدنهای گرسنه آغاز میشود و تاریخ اجتماعی پیش از آنکه در شعارها نوشته شود، بر چهرهها و دستهای فرسوده حک میگردد.
✍🏻 زهرا شریف | کارگروه منتورینگ المپیاد هنر دانشگاه علوم پزشکی تهران
🆔@ArtOlymp
🌐المپیاد هنر و رسانه علوم پزشکی تهران
❤2
🔶 وظیفه من این است که رنجهای انسانها را به گوش جهانیان برسانم، رنجهای بیپایانی که همچون کوهی انباشته شدهاند.
✍🏻 کته کولویتز
🔺توضیحات را در پست بالایی بخوانید
🆔@ArtOlymp
🌐المپیاد هنر و رسانه علوم پزشکی تهران
✍🏻 کته کولویتز
🔺توضیحات را در پست بالایی بخوانید
🆔@ArtOlymp
🌐المپیاد هنر و رسانه علوم پزشکی تهران
👏3❤2
🔳 "فکر میکنید یک هنرمند چه کسی است؟
کسی که چون نقاش است فقط از چشمانش استفاده میکند یا اگر موسیقیدان است از گوشهایش؟
یا اگر شاعر باشد یک دروغگو است؟
یا در مقابل یک فرد سیاسی است که زندگی میکند تا به هر اتفاق خوب یا بد اطرافش واکنش نشان دهد؟
نقاشی برای تزئین خانهها نیست، بلکه ابزاری است برای حمله یا دفاع در مقابل دشمن."
✍🏻 پابلو پیکاسو، ۱۹۴۵.
🆔@ArtOlymp
🌐المپیاد هنر و رسانه علوم پزشکی تهران
کسی که چون نقاش است فقط از چشمانش استفاده میکند یا اگر موسیقیدان است از گوشهایش؟
یا اگر شاعر باشد یک دروغگو است؟
یا در مقابل یک فرد سیاسی است که زندگی میکند تا به هر اتفاق خوب یا بد اطرافش واکنش نشان دهد؟
نقاشی برای تزئین خانهها نیست، بلکه ابزاری است برای حمله یا دفاع در مقابل دشمن."
✍🏻 پابلو پیکاسو، ۱۹۴۵.
🆔@ArtOlymp
🌐المپیاد هنر و رسانه علوم پزشکی تهران
❤4