✔️ نظـــــرتون رو درباره این تبلیغ ایرانی که یکی از همراهان کانال برام فرستاده، اعلام کنید!
#تبلیغات
💡 @AR_NOSRATI 💡
#تبلیغات
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏138👍56🤔30👎9👌4
#کارتون
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍82👌8🤯3👎2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺📺📺
📣 در چیـــــن باستان، ثروتمندان برای اونکه جایگاه اجتماعی و ثروتشون رو به نمایش بذارن، بطریهای توتون خودشون رو به هنرمندان کارآزمودهای میدادن تا درون بطریها رو به زیباترین شکل ممکن نقاشی کننن و با تبدل یک بطری ساده به اثر هنری، ارزش ذاتی براش خلق کنن. این هنر حالا یکی از نمادهای تاریخ و فرهنگ چینه!
#هنر
💡 @AR_NOSRATI 💡
#هنر
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏57❤27🤯11👍6🤩5💯2
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🥰56❤32🤣16👎6😍6🤔2😭2
مجله | خلاقیت، بدون مرز
📚📚📚
✔️ اولیـــــن روز آزادی!
🔸 مـــــیخواهم از صبح روزی شروع کنم که پس از روزهای متمادی پر اضطراب، پرچم سپید بر روی دروازههای اردوگاه به اهتزاز درآمد. در این زمان بود که حالت اضطراب و سرگردانی درونی ما فروکش کرد؛ گویی درون ما به استراحت پرداخته بود، اما اشتباه است که بگویم از شادی سر از پا نمیشناختیم، پس چه شده بود؟
🔹 هـــــمه ما زندانیان با گامهای خسته و آرام به سمت دروازههای اردوگاه رفتیم. با ترس به اطراف نگاه کردیم، سپس با نگاه پرسشگر به یکدیگر خیره شدیم. حتی چند گام از دروازه دور شدیم و در محیط خارج از اردوگاه قدم زدیم؛ هیچ کس فریاد نکشید و برای فرار از لگد یا کتک جاخالی ندادیم. چند نگهبان به ما سیگار تعارف کردند. ابتدا آنها را نشناختیم، چون لباس شخصی پوشیده بودند. به آرامی در امتداد جاده منتهی به اردوگاه شروع به قدم زدن کردیم. پاهایمان درد گرفت و احتمال داشت هر لحظه بر زمین بیفتیم، اما همچنان لنگ لنگان به مسیر خود ادامه دادیم اصرار داشتیم که محیط خارج از اردوگاه را از چشم یک انسان آزاد مشاهده کنیم. چندین بار واژه آزادی را تکرار کردیم، اما هنوز باور نداشتیم که آزاد شدیم. طی سالهای متمادی که در حسرت آزادی سوخته بودیم، آن قدر این واژه را تکرار کرده بودیم که مفهوم خود را از دست داده بود. حقیقت این بود که ذهن ما قادر نبود واقعیت آزادی را درک کند؛ چگونه ممکن بود متوجه بشویم که اکنون آزاد هستیم!؟
🔸 در مـــــسیر خود به یک چمنزار پر از گلهای رنگارنگ رسیدیم؛ این بار گلها را دیدیم و به یاد آوردیم که آنها همیشه همان جا بودند؛ اما ما رغبتی به تماشای آنها نداشتیم، چون احساسی نسبت به زیباییها نداشتیم. اولین جرقه شادی را زمانی در درون خود احساس کردیم که یک خروس با دم رنگارنگ دیدیم، اما این نیز همچون یک جرقه زودگذر بود. هنوز به این جهان تعلق نداشتیم.
🔹 شـــــب هنگام که دوباره در کلبههایمان گرد هم آمدیم، یکی از زندانیان از دیگری پرسید:
«بگو ببینم، امروز خوشحال بودی؟»
و دیگری در حالی با شرم پاسخ داد که نمیدانست همه ما همین احساس را داریم:
«راستش... نه!»
همه ما توانایی احساس شادی و خوشحالی را از دست داده بودیم و مدتی طول کشید تا آن را به تدریج بیاموریم!
📗 انسان در جستجوی معنا / نوشته ویکتور امیل فرانکل
#شعرومتن
💡 @AR_NOSRATI 💡
🔸 مـــــیخواهم از صبح روزی شروع کنم که پس از روزهای متمادی پر اضطراب، پرچم سپید بر روی دروازههای اردوگاه به اهتزاز درآمد. در این زمان بود که حالت اضطراب و سرگردانی درونی ما فروکش کرد؛ گویی درون ما به استراحت پرداخته بود، اما اشتباه است که بگویم از شادی سر از پا نمیشناختیم، پس چه شده بود؟
🔹 هـــــمه ما زندانیان با گامهای خسته و آرام به سمت دروازههای اردوگاه رفتیم. با ترس به اطراف نگاه کردیم، سپس با نگاه پرسشگر به یکدیگر خیره شدیم. حتی چند گام از دروازه دور شدیم و در محیط خارج از اردوگاه قدم زدیم؛ هیچ کس فریاد نکشید و برای فرار از لگد یا کتک جاخالی ندادیم. چند نگهبان به ما سیگار تعارف کردند. ابتدا آنها را نشناختیم، چون لباس شخصی پوشیده بودند. به آرامی در امتداد جاده منتهی به اردوگاه شروع به قدم زدن کردیم. پاهایمان درد گرفت و احتمال داشت هر لحظه بر زمین بیفتیم، اما همچنان لنگ لنگان به مسیر خود ادامه دادیم اصرار داشتیم که محیط خارج از اردوگاه را از چشم یک انسان آزاد مشاهده کنیم. چندین بار واژه آزادی را تکرار کردیم، اما هنوز باور نداشتیم که آزاد شدیم. طی سالهای متمادی که در حسرت آزادی سوخته بودیم، آن قدر این واژه را تکرار کرده بودیم که مفهوم خود را از دست داده بود. حقیقت این بود که ذهن ما قادر نبود واقعیت آزادی را درک کند؛ چگونه ممکن بود متوجه بشویم که اکنون آزاد هستیم!؟
🔸 در مـــــسیر خود به یک چمنزار پر از گلهای رنگارنگ رسیدیم؛ این بار گلها را دیدیم و به یاد آوردیم که آنها همیشه همان جا بودند؛ اما ما رغبتی به تماشای آنها نداشتیم، چون احساسی نسبت به زیباییها نداشتیم. اولین جرقه شادی را زمانی در درون خود احساس کردیم که یک خروس با دم رنگارنگ دیدیم، اما این نیز همچون یک جرقه زودگذر بود. هنوز به این جهان تعلق نداشتیم.
🔹 شـــــب هنگام که دوباره در کلبههایمان گرد هم آمدیم، یکی از زندانیان از دیگری پرسید:
«بگو ببینم، امروز خوشحال بودی؟»
و دیگری در حالی با شرم پاسخ داد که نمیدانست همه ما همین احساس را داریم:
«راستش... نه!»
همه ما توانایی احساس شادی و خوشحالی را از دست داده بودیم و مدتی طول کشید تا آن را به تدریج بیاموریم!
📗 انسان در جستجوی معنا / نوشته ویکتور امیل فرانکل
#شعرومتن
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔46❤9😢5🕊5🤔3🔥2👍1🦄1
✔️ ایـــــن کـــــار «مـــــهناز یـــــزدانی» خیـــــلی تلـــــخه، امـــــا دوســـــت داشـــــتم ببـــــینید!
#کارتون
💡 @AR_NOSRATI 💡
#کارتون
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔124😭50👎18🕊9❤6🤔1🦄1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔥🔥🔥
✔️ آتـــــشسوزی خـــــوشیمن!
📣 در ۱۵ نـــــوامبر ۲۰۲۳، زنی به نام «دنیل»، یک ویدئوی کوتاه از خودروی سوختهاش در تیکتاک منتشر کرد، خودرو تقریبا نابود شده بود، اما ماگ استنلیاش هنوز سالم بود و عجیب اینکه یخهای داخلش، بعد از آن حجم آتش، هنوز آب نشده بود. ویدئوی «دنیل» در عرض چند روز بیش از ۸۰ میلیون بازدید گرفت،!
📣 واکـــــنش برند استنلی هم فراتر از انتظار بود؛ مدیر جهانی استنلی، «ترنس رایلی» در جواب به این ویدئو گفت که این برند نه تنها چند ماگ جدید برای «دنیل» میفرستند، بلکه برای قدردانی خودروی جدیدی هم به او هدیه خواهد داد، تصمیمی بیسابقه که بسیار خبرساز شد و نام استنلی را بیش از پیش بر سر زبانها انداخت.
🔔 ایـــــن ماجرا یادآوری کرد تجربه واقعی مشتری گاهی از هر کمپین تبلیغاتی قویتر است، زیرا یک تجربه واقعی، بیش از هر تبلیغی، کیفیت واقعی محصول را نشان میدهد.
#ویدیو
💡 @AR_NOSRATI 💡
#ویدیو
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍77👌15❤9🥰4👎2👏2🤯2🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤66👍15👏8👎2🤔1😢1👌1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌52❤23👏12👎2🤣2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚📚📚
✔️ یـــــک ایده برای کتـــــابخانهی ۳بـــــعدی جـــــذاب مخصوص کتـــــابخوانها!
#خلاقیت
💡 @AR_NOSRATI💡
#خلاقیت
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤39👍15👎13😍5👏3🤔3🏆1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💚🤍❤️
✔️ ایـــــن توریست خارجی به نام «Natali Colugnatti» که تمام ایران رو گشته و با فرهنگ ما آشناست، میگه که همیشه از این همه شعر و تمثیلهای زیبا که در گفتگوهای روزمره و تعارفات ایرانی حضور داره، متعجب میشه، مردم دنیا باید از این چیزا بیشتر به هم بگن!
📣 پیـــــشترها با همین موضوع، از یک کمدین غربی در این پست، ویدیویی منتشر کردم که دیدنش خالی از لطف نیست.
🔔 چـــــنین بازخوردهایی نشون میده که در فرهنگ ما ایرانیها، زیباییهایی وجود داره که برای خودمون عادی شده و متوجهاش نیستیم، اما برای غریبهها بسیار پرمعنا و جذابه. قدر خودمون رو بیشتر بدونیم!
#ویدیو
💡 @AR_NOSRATI💡
#ویدیو
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤62👍14🤗6😇4🦄1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🐵🐵🐵
✔️ قـــــهرمان نــــاخواسته بـــــرند ایـــــکیا: بـــــچهمیمونی مـــــوفقتر و مـــــحبوبتر از ســـــوپراستارها و سلبریتیها
📌 در یـــــکی از غیرمنتظرهترین رویدادهای بازاریابی ویروسی سال ۲۰۲۶، یک میمون کوچک ژاپنی به نام «پانچ» با وابستگی عاطفی عمیق خود به یک عروسک اورانگوتان، توجه جهان را جلب کرد.
📌 ایـــــن ماجرا از آن جهت برای فعالان حوزه برندینگ جذاب است که عروسک مورد علاقه این میمون، محصولی معمولی از فروشگاه «IKEA» بود. انتشار تصاویر «پانچ» که عروسک را همچون مادری در آغوش گرفته بود، به سرعت در تیکتاک و اینستاگرام میلیونها بازدید کسب کرد.
📌 بـــــرند «IKEA» با وجود اینکه خود خالق این کمپین نبود، با هوشمندی از موج احساسی ایجادشده استفاده کرد. این برند با واکنش سریع و اهدای دهها عروسک مشابه به باغوحش، نهتنها این روایت عاطفی را تقویت کرد، بلکه نام خود را به عنوان برندی همدل در مرکز یک داستان جهانی قرار داد.
🔔 ایـــــن یک نمونه موفق از استفادهی برندها از موجهای ویروسی در صفحات اجتماعی است که ارزش آن از هر تبلیغ برنامهریزیشدهای فراتر رفته است.
#تبلیغات
💡 @AR_NOSRATI💡
#تبلیغات
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍38❤25🕊8🤣3👎2😭2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺📺📺
✔️ کـــــل ایـــــن اثـــــر، از گـــــل و گیـــــاه گـــــرفته تـــــا پـــــروانه، از چـــــوب یـــــکتکه تراشـــــیده شـــــدن!
#هنر
💡 @AR_NOSRATI💡
#هنر
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤35👏22👍6😍4🤯2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺📺📺
✔️ زنــــــدگی خـــــلاقانه در دل طبیـــــــعت؛ بــــــرای ادمهـــــــایی کــــــــــه عـــــــاشق ســـــــرما و یخــــــــبندان هستند!
#طبیعت #خلاقیت
💡 @AR_NOSRATI💡
#طبیعت #خلاقیت
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤23🔥10🤩7🤣2😭2👍1👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💚🤍❤️
آن نخل ناخلف که تبر شد
ز ما نبود
ما را زمانه گر شکند
ساز میشویم
✍️ صائب تبریزی
#شعرومتن
💡 @AR_NOSRATI💡
آن نخل ناخلف که تبر شد
ز ما نبود
ما را زمانه گر شکند
ساز میشویم
#شعرومتن
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤51👍9👎3😢3🦄2🕊1
📚📚📚
✔️ دکتـــــر «هیـــــدکی وادا» چـــــه گفـــــته کـــــه کـــــتابش در ژاپـــــن نیـــــم میـــــلیون فـــــروش داشتـــــه؟!
🔸دکتر «هیدکی وادا»، روانپزشک ژاپنی در کتابش با عنوان «روش زندگی پس از ۸۰ سالگی» یا «دیوار ۸۰ سالگی» میگوید که در سنین بالا، به اعداد و ارقام برگهی آزمایش اهمیت نده، اگر فشارخون یا میزان چربیات کمی بالاست یا چند کیلویی اضافهوزن داری، اصلاً نگران نباش، این دقیقاً همان چیزی است که بدنت به آن نیاز دارد. محرومیت غذایی سخت و کاهش وزن اجباری، از آن اضافهوزن جزئی برایت خطرناکتر است.
🔹او مـــــیگوید خوردن افراطی ویتامین و مکمل و آزمایشهای دورهای را فراموش کن. دست از سر بدنت بردار! اگر قرار باشد برای پایین نگهداشتن یک عدد در برگه آزمایش، تمام روزهای باقیمانده را با ترس و محرومیت بگذرانی، زندگی کردن چه لذتی دارد؟ بدن تو باهوشتر از آن چیزی است که فکر میکنی، به حرفش گوش کن.
🔸 پـــــیام انقلابی «وادا» این است: مبارزه با طبیعت را متوقف کن. بگذار فشارخون و چربیات کمی بالاتر باشد و ترازو چند کیلویی بیشتر نشان بدهد، به شرطی که بتوانی بخوری، بخندی، شاد باشی و زندگی کنی.
📣 جـــــالب اینجاست که این کتاب جنجالی آنقدر با استقبال روبرو شده که در ژاپن بیش از نیم میلیون نسخهی آن به فروش رفته است. پس اگر حس میکنی گاهی زندگی کردن بر اساس اعداد و ارقام برگه آزمایش سخت است، بدان که تنها نیستی!
#شعرومتن
💡 @AR_NOSRATI💡
🔸دکتر «هیدکی وادا»، روانپزشک ژاپنی در کتابش با عنوان «روش زندگی پس از ۸۰ سالگی» یا «دیوار ۸۰ سالگی» میگوید که در سنین بالا، به اعداد و ارقام برگهی آزمایش اهمیت نده، اگر فشارخون یا میزان چربیات کمی بالاست یا چند کیلویی اضافهوزن داری، اصلاً نگران نباش، این دقیقاً همان چیزی است که بدنت به آن نیاز دارد. محرومیت غذایی سخت و کاهش وزن اجباری، از آن اضافهوزن جزئی برایت خطرناکتر است.
🔹او مـــــیگوید خوردن افراطی ویتامین و مکمل و آزمایشهای دورهای را فراموش کن. دست از سر بدنت بردار! اگر قرار باشد برای پایین نگهداشتن یک عدد در برگه آزمایش، تمام روزهای باقیمانده را با ترس و محرومیت بگذرانی، زندگی کردن چه لذتی دارد؟ بدن تو باهوشتر از آن چیزی است که فکر میکنی، به حرفش گوش کن.
🔸 پـــــیام انقلابی «وادا» این است: مبارزه با طبیعت را متوقف کن. بگذار فشارخون و چربیات کمی بالاتر باشد و ترازو چند کیلویی بیشتر نشان بدهد، به شرطی که بتوانی بخوری، بخندی، شاد باشی و زندگی کنی.
#شعرومتن
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤24🤔11👍7🔥4👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📝📝📝
✔️ داســـــتان پـــــر از امـــــید و عبـــــرت سربداران:
ســـــر بـــــه دار مـــــیدهیم، تـــــن بـــــه ذلــــت نمـــــیدهیم.
🔸 هیـــــچ قومی به اندازهی مغولها در تاریخ ایران بدنام نیست. این قوم در حکومت صدوبیستسالهشان تا میتوانستند به جان و مال و ناموس ایرانیان دستدرازی کردند. لشگریان مغول شهرها را به اتش کشیدند، مردان را کشتند، کودکان را به بردگی گرفتند، به زنان و دختران تجاور کردند. شاعران، هنرمندان و صنعتگران را یا به قتل رساندند و یا فراری دادند. راهها، پلها، کارگاهها، قناتها و هر چیزی که نشانی از تمدن و فرهنگ ایران داشت را نابود کردند. این ظلم و ستم چنان به درازا کشید که یاس و ناامیدی بر ایرانیان چیره شد و هیچ کس را جرات اعتراض و شورش نبود!
🔹 مـــــورخ معروف، «ابن اثیر» مینویسد:
🔸 امـــــا سنت تاریخ است که هیچ ظلمی پایدار نمی ماند و درست همان زمانی که ظالم خود را شکستناپذیر و جاویدان میانگارد، ناگهان از اوج قدرت به حضیض ذلت، سقوط میکند. داستان سقوط مغولها هم از خانه دو برادر در روستای باشتین در نزدیکی سبزوار آغاز شد.
🔹 بـــــه نقل از ویکیپدیا: رفتار ناهنجار یک ایلچی مغول در دهکدهٔ باشتین در نزدیکی سبزوار کاسهٔ صبر روستاییان را لبریز، و طغیانی را که از مدتها پیش زمان آن رسیده بود تسریع کرد. پنج ایلچی مغول در خانه حسین حمزه و حسن حمزه منزل کردند و از ایشان شراب و شاهد طلبیدند و به خواسته خود اصرار و به میزبان خود بیحرمتی نمودند و کار را بجایی رساندند که ناموس ایشان را خواستند. دو برادر گفتند دیگر تحمل این ننگ را نخواهیم کرد، بگذار سر ما برود. شمشیر از نیام کشیدند هر پنج تن مغول را کشتند و قیام بدین ترتیب آغاز شد.
🔸 در ایـــــن هنگام عبدالرزاق که فرزند یکی از مالکان محل بود وارد باشتین شد و با ایلچی که از جانب خواجه علاءالدین هندو (وزیر خراسان) برای بردن حسن حمزه و حسین حمزه آمده بود روبرو شد. وی پس از آگاهی از حوادثی که در زادگاهش وقوع یافته بود با عزمی راسخ جانب روستاییان را گرفت و آنان را به خروج علیه مأموران مغول دعوت کرد. گروهی از روستازادگان جسور، مسلح شده و عبدالرزاق را که به خاطر نیروی جسمانی و شجاعتش مشهور بوده به سرداری خویش برگزیدند. قیامکنندگان نام سربداران را اختیار کردند و شعارشان این بود:
سر به دار می دهیم تن به ذلت نمیدهیم.
و اینگونه بود که قیام سربداران جان گرفت و به نابودی مغولها انجامید!
✍️ «سیف فرغانی» که در عصر مغولها میزیست، این قصیده پرمفهوم را که «رشید کاکاوند» در این ویدیو به زیبایی میخواند درباره آن دوران تاریک سروده است.
#شعرومتن
💡 @AR_NOSRATI💡
ســـــر بـــــه دار مـــــیدهیم، تـــــن بـــــه ذلــــت نمـــــیدهیم.
🔸 هیـــــچ قومی به اندازهی مغولها در تاریخ ایران بدنام نیست. این قوم در حکومت صدوبیستسالهشان تا میتوانستند به جان و مال و ناموس ایرانیان دستدرازی کردند. لشگریان مغول شهرها را به اتش کشیدند، مردان را کشتند، کودکان را به بردگی گرفتند، به زنان و دختران تجاور کردند. شاعران، هنرمندان و صنعتگران را یا به قتل رساندند و یا فراری دادند. راهها، پلها، کارگاهها، قناتها و هر چیزی که نشانی از تمدن و فرهنگ ایران داشت را نابود کردند. این ظلم و ستم چنان به درازا کشید که یاس و ناامیدی بر ایرانیان چیره شد و هیچ کس را جرات اعتراض و شورش نبود!
🔹 مـــــورخ معروف، «ابن اثیر» مینویسد:
مردی برای من نقل کرد که من با هفده نفر در راهی میرفتیم، سواری از مغولان به ما رسید و امر داد که دستهای یکدیگر را ببندیم، همراهان من به اطاعت امر او قیام کردند، با ایشان گفتم او یک نفر است و ما هفده نفر علت توقف ما در کشتن او و گریختن چیست؟ گفتند میترسیم! گفتم او الساعه شما را میکشد اما اگر ما او را بکشیم شاید خداوند ما را خلاص بخشد. خدا میداند کسی بر این اقدام جرأت نکرد. عاقبت من با کاردی او را کشتم و پا به فرار گذاشته و نجات یافتیم.
🔸 امـــــا سنت تاریخ است که هیچ ظلمی پایدار نمی ماند و درست همان زمانی که ظالم خود را شکستناپذیر و جاویدان میانگارد، ناگهان از اوج قدرت به حضیض ذلت، سقوط میکند. داستان سقوط مغولها هم از خانه دو برادر در روستای باشتین در نزدیکی سبزوار آغاز شد.
🔹 بـــــه نقل از ویکیپدیا: رفتار ناهنجار یک ایلچی مغول در دهکدهٔ باشتین در نزدیکی سبزوار کاسهٔ صبر روستاییان را لبریز، و طغیانی را که از مدتها پیش زمان آن رسیده بود تسریع کرد. پنج ایلچی مغول در خانه حسین حمزه و حسن حمزه منزل کردند و از ایشان شراب و شاهد طلبیدند و به خواسته خود اصرار و به میزبان خود بیحرمتی نمودند و کار را بجایی رساندند که ناموس ایشان را خواستند. دو برادر گفتند دیگر تحمل این ننگ را نخواهیم کرد، بگذار سر ما برود. شمشیر از نیام کشیدند هر پنج تن مغول را کشتند و قیام بدین ترتیب آغاز شد.
🔸 در ایـــــن هنگام عبدالرزاق که فرزند یکی از مالکان محل بود وارد باشتین شد و با ایلچی که از جانب خواجه علاءالدین هندو (وزیر خراسان) برای بردن حسن حمزه و حسین حمزه آمده بود روبرو شد. وی پس از آگاهی از حوادثی که در زادگاهش وقوع یافته بود با عزمی راسخ جانب روستاییان را گرفت و آنان را به خروج علیه مأموران مغول دعوت کرد. گروهی از روستازادگان جسور، مسلح شده و عبدالرزاق را که به خاطر نیروی جسمانی و شجاعتش مشهور بوده به سرداری خویش برگزیدند. قیامکنندگان نام سربداران را اختیار کردند و شعارشان این بود:
سر به دار می دهیم تن به ذلت نمیدهیم.
و اینگونه بود که قیام سربداران جان گرفت و به نابودی مغولها انجامید!
#شعرومتن
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥22🕊10❤9👍5👏3👎2🏆1
📣 زیبـــــا، جـــــذاب و خـــــلاقانه، مخـــــصوصا اون گـــــربه کـــــه از چنـــــگال ســــاخته شـــــده!
#مجسمه
💡 @AR_NOSRATI 💡
#مجسمه
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤20😍11👍7👏1