کتابخانه دانشگاهی – Telegram
کتابخانه دانشگاهی
145K subscribers
9.9K photos
1.08K videos
470 files
4.83K links
📚 بزرگترین اجتماع فرهیختگان در تلگرام

.


سفارش تبلیغات:
@Library_Ad


.


.


اینستاگرام ما:
https://www.instagram.com/Academic_Library

.


.

کانال دوم ما:
@BookTop
.

.


.



.




انتقاد و پیشنهاد:
@libraryy

.



.



.



.



.
Download Telegram
🔻 #تا_انتها_بخوانید

✍🏻سال ﺍﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ، ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺑﻮﺩﻡ...
ﺳﺎﻝ ١٣٤٠، ﻭﺳﻄﺎﯼ ﺳﺎﻝ ﺍﻭﻣﺪﯾﻢ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﯾﮏ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻨﺪ.
ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ، ﻟﻬﺠﻪ ﻏﻠﯿﻆ ﺗﺮﮐﯽ ﻗﺸﻘﺎﯾﯽ، ﺍﺯ ﺷﻬﺮﯼ ﻏﺮﯾﺐ...
ﻣﺎ ﮐﺘﺎﺑﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺍ ﺍﻧﺎﺭ ﺑﻮﺩ، ﻭﻟﯽ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺁﺏ ﺑﺎﺑﺎ...
ﻣﻌﻀﻠﯽ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ، ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ!
ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺗﻮ ﺷﻬﺮ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﻧﺒﻮﺩ
ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺳﺨﺘﯽ ﻭ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﺩﺭﺳﮑﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﺪﻡ.
ﺗﻮ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺷﺪﻡ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ!
ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺑﯽ حوﺻﻠﻪ‌ﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺷﺪ ﺩﺷﻤﻦ ﻗﺴﻢ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻣﻦ!
ﻫﺮ ﮐﺲ ﺩﺭﺱ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﻣﯽﮔﻔﺖ: ﻣﯽﺧﻮﺍﯼ ﺑﺸﯽ ﻓﻼﻧﯽ ﻭ ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﻣﻦِ ﺑﯿﻨﻮﺍ ﺑﻮﺩﻡ!
ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﺯﺣﻤﺖ ﺭﻓﺘﻢ ﮐﻼﺱ ﺩﻭﻡ!
ﺁﻧﺠﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺑﺨﺖِ ﺑﺪِ ﻣﻦ، ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻢ ﺷﺪ ﻣﻌﻠﻤﻤﺎﻥ !!
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﻣﯽ ﻧﺸﺴﺘﻢ ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﭼﻮﺑﯽ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻡ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﺮﻭﺩ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﻢ!
ﺩﯾﮕﺮ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻠﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ!
ﮐﻼﺱ ﺳﻮﻡ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻢ ﺟﻮﺍﻥ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺁﻣﺪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻣﺎﻥ!
ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ ﻗﺸﻨﮓ ﻣﯽﭘﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﺧﻼﺻﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﮐﺎﺭ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻮﺩ.
ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻼﺱ ﻣﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ. ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﻧﺸﺴﺘﻢ.
ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻢ ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ!
ﺩﺭﺱ ﺩﺍﺩ، ﻣﺸﻖ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﯿﺎﺭﯾﻦ.
آنقدﺭ ﺑﻪ ﺩﻟﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻤﯿﺰ ﻣﺸﻘﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻢ،
ﻭﻟﯽ ﻣﯽﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ ﭼﯿﺴﺖ!
ﻓﺮﺩﺍ ﮐﻪ ﺍﻭﻣﺪ، ﯾﮏ ﺧﻮﺩﻧﻮﯾﺲ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﮔﺮﻓﺖ ﺩﺳﺘﺶ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ دیدن و ﺍﻣﻀﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺸﻖ ﻫﺎ...
ﻫﻤﮕﯽ ﺷﺎﺥ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ!!
ﺁﺧﻪ ﻣشقهامون ﺭو ﯾﺎ ﺧﻂ ﻣﯿﺰﺩﻥ ﯾﺎ ﭘﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﮐﺮدند!
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺭﺳﯿﺪ ﺑﺎ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ ﻣﺸﻘﺎﻣﻮ ﻧﺸﻮﻥ ﺩﺍﺩﻡ...
ﺩﺳﺘﺎﻡ ﻣﯽﻟﺮﺯﯾﺪ ﻭ ﻗﻠﺒﻢ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﻣﯽﺯﺩ...
ﺯﯾﺮ ﻫﺮ ﻣﺸﻘﯽ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﯽنوﺷﺖ...
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﺮﺍ ﻣﻦ ﭼﯽ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻪ؟
ﺑﺎ ﺧﻄﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﻮﺷﺖ: ﻋﺎﻟﯽ!
ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﻪ ﺳﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﻣﻦ ﺑﯿﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ...
ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﺭﺩ ﺷﺪ.
ﺳﺮﻡ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺩﻓﺘﺮﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ.
ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯽﮔﺬﺍﺭﻡ ﺑﻔﻬﻤﺪ ﻣﻦ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺳﻢ...
ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﻢ...
ﺁﻥ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﻣﻌﺪﻝ ﺑﯿﺴﺖ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺷﺪﻡ ﻭ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ﺳﺎﻝﻫﺎﯼ ﺑﻌﺪ...
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻡ.
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺩﺍﺩﻡ ﻧﻔﺮ ﺷﺸﻢ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺭﻓﺘﻢ.
ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﺮﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩ...

🎖ﭼﺮﺍ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﻣﺜﺒﺖ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﺭﯾﻎ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ؟
ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﻣﺎ ﭘﺪﺭﺍﻥ، ﻣﺎﺩﺭﺍﻥ، ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ، ﺍﺳﺘﺎﺩﺍﻥ، ﻣﺮﺑﯿﺎﻥ، ﺭﺋﻴﺴﺎﻥ ﻭ...
شاید با کلامی از ما زندگی کسی تغییر کند !

👤ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺍﻣﯿﺮﻣﺤﻤﺪ ﻧﺎﺩﺭی ﻗﺸﻘﺎﯾﯽ (ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﻭ ﻋﻠﻮﻡ ﺗﺮﺑﯿﺘﯽ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻛُﻨﺖ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ)

🆑 @Academic_Library
👍1
🔴 #تلنگر

در حال خرید بودم که صدای پیرمرد دوره گردی به گوشم رسید؛
_آقا این بسته نون چند؟
فروشنده با بی حوصلگی گفت: هزار و پونصد تومن!
پیرمرد با نگاهی پر از حسرت رو به فروشنده گفت:
نمیشه کمتر حساب کنی؟!
توی اون لحظات توقع شنیدن هر جوابی رو از فروشنده داشتم جز این که شنیدم!؛
_نه، نمیشه!!
دوره گرد پیر، مظلومانه با غروری که صدای شکستنش گوشمو کر کرده بود بسته ی نون رو سر جاش گذاشت و از مغازه خارج شد!
درونم چیزی فروریخت...هاج و واج از برخورد فروشنده به دوستم چشم دوخته بودم.
از نگاه غمگینش فهمیدم اونم به چیزی فکر میکنه که من فکر میکنم!
یه لحظه به خودم اومدم، باید کاری میکردم.
این مبلغ بینهایت ناچیز بود اما برای اون پیرمرد انگار تمام دنیا بود!
به دوستم گفتم تا دور نشده این بسته نون رو بهش برسون!
پولش رو حساب کردم و از مغازه خارج شدم.
پیرمرد بینوا به قدری از دیدن یه بسته نون خوشحال شده بود که انگار همه ی دنیا توی دستاشه!
چه حس قشنگی بود...
.
اون روز گذشت...
شب پشت چراغ قرمز یه دختر بچه ی هفت، هشت ساله
با یه لبخند دلنشین به سمتم اومد؛
ازم فال میخری؟
با لبخند لپشو گرفتمو گفتم چند؟
_فالی دو هزار تومن!
داخل کیفمو نگاه کردم اما دریغ از حتی یه هزار تومنی!
با ناراحتی نگاش کردمو گفتم عزیزم اصلا پول خرد ندارم!
و با جوابی که ازش شنیدم درون خودم غرق شدم...
_اشکال نداره، یه فال مهمون من باشید!!
بی اختیار این جمله چند بار توی ذهنم تکرار شد؛
_یه فال مهمون من باش!!

از اینهمه تفاوت بین آدمها به ستوه اومدم!
صبح رو به خاطر آوردم، یه فروشنده ی بالغ و به ظاهر عاقل
که صاحب یه مغازه ی لوکس توو بهترین نقطه ی شهر تهران بود
از هزار و پونصد تومن ناقابل نگذشت ...
اما،
یه دختر بچه ی هفت، هشت ساله ی فال فروش دوست داشت یه فال مهمونش باشم و از دو هزار تومنش گذشت...
.
همین تلنگرای کوچیک باعث میشه ما آدما بهمون ثابت بشه که
"مرام و معرفت" نه به سنه، نه به داراییه، نه به سطح سواد آدما!

معرفت یه گوهر نابه که نصیب هر کسی نمیشه ...

"الهی كه صاحب قلبهای بزرگ دستاشون هیچوقت خالی نباشه تا بتونن با قلب پاک و بخشندشون دنیارو گلستون کنن..."

🆑 @Academic_Library
چه تصادفِ تلخی!

امروز که هموطنان ما در استان کرمانشاه، به یاری و همدلی ما چشم دوخته اند ، دقیقا 13 نوامبر ، #روز_جهانی_مهربانی ست!

🆑 @Academic_Library
کانالِ دانشجویانِ کارشناسی👇
https://telegram.me/joinchat/Cg7POkCZK1ZWJOY42bTo2w


کانالِ دانشجویانِ ارشد و دکتری👇
https://telegram.me/joinchat/Cg7POkCZK1ZWJOY42bTo2w
1
#صادقانه کار کن ، مهم نیست چه نوع کاری !
کار همراه با صداقت هرگز باعث #ننگ و #رسوایی نیست ...!



🆑 @Academic_Library
🔻 #تا_انتها_بخوانید 🔻

وﻗﺘﯽ تو جبهه ﻫﺪﺍﯾﺎﯼ ﻣﺮﺩﻣﯽ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺩﺭ ﻧﺎﯾﻠﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﺎﺯﮐﺮﺩﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﯾﮏ ﻗﻮﻃﯽ ﺧﺎﻟﯿﻪ ﮐﻤﭙﻮﺗﻪ ﮐﻪ ﺩﺍﺧﻠﺶ ﯾﮏ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﺳﺖ، ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ:

ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺭﺯﻣﻨﺪﻩ ﺳﻼﻡ، ﻣﻦ ﯾﮏ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﺩﺑﺴﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ. ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻤﮏ ﺑﻪ ﺭﺯﻣﻨﺪﮔﺎﻥ ﺟﺒﻬﻪ ﻫﺎﯼ ﺣﻖ ﻋﻠﯿﻪ ﺑﺎﻃﻞ ﻧﻔﺮﯼ ﯾﮏ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﻫﺪﯾﻪ ﺑﻔﺮﺳﺘﯿﻢ. ﺑﺎ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺭﻓﺘﻢ ﺍﺯ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺑﻘﺎﻟﯽ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﺑﺨﺮﻡ. ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﻫﺎ ﺭﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ، ﺍﻣﺎ ﻗﯿﻤﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﮔﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩ، ﺣﺘﯽ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﮔﻼﺑﯽ ﮐﻪ ﻗﯿﻤﺘﺶ 25 ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺍﺭﺯﺍﻥ ﺗﺮ ﺑﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﺑﺨﺮﻡ.

ﺁﺧﺮ ﭘﻮﻝ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺳﯿﺮﮐﺮﺩﻥ ﺷﮑﻢ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖ. ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﮐﻨﺎﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﻗﻮﻃﯽ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﺑﺎ ﺩﻗﺖ ﺍﻥ ﺭﺍ ﺷﺴﺘﻢ ﺗﺎ ﺗﻤﯿﺰِ ﺗﻤﯿﺰ ﺷﺪ. ﺣﺎﻻ ﯾﮏ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺭﺯﻣﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭﻡ، ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﮐﻪ ﺗﺸﻨﻪ ﺷﺪﯾﺪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻗﻮﻃﯽ ﺁﺏ ﺑﺨﻮﺭﯾﺪ ﺗﺎ ﻣﻦ ﻫﻢ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﺸﻮﻡ ﻭ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﺑﻪ ﺟﺒﻬﻪ ﻫﺎ ﮐﻤﮑﯽ ﮐﻨﻢ.

ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺗﻮ ﺳﻨﮕﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺁﺏ ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﻗﻮﻃﯽ ﻧﻮﺑﺖ ﻣﯽﮔﺮﻓﺘﻨﺪ، ﺁﺏ ﺧﻮﺭﺩﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﺶ ﺭﯾﺨﺘﻦ ﭼﻨﺪ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﺷﮏ ﺑﻮﺩ...
"شهيد حسين خرازى"

"شرمشان باد، کسانی که با اختلاس، دزدی و رانت خواری به خون شهیدان خیانت کردند و می کنند ..."

🆑 @Academic_Library
2
غصّه خوردن و تسلیت گفتن تمام!
بیاییم از کسانی که برای ۲۸ صَفَر و ... نذری دارند، بخواهیم بخشی از اقلام نذری یا مبلغش را به زلزله زدگان کمک کنند.

لطفاً نشر دهید🙏

🆑 @Academic_Library
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 منطق تقلب از دید دکتر خسروی استاد دانشگاه تهران

این ویدئو برای یادآوری به خودمون هست، عادت به تقلب نتیجه ش میشه مسکن مهر و ...


🎥 #حتما_ببینید☝️

🆑 @Academic_Library
👍1
باند یاکوزا، بزرگترین باند خلافکار ژاپن که به مافیای ژاپن مشهور است در دو زلزله سالهای ۱۹۵۵ و ۲۰۱۱ سریع‌تر از دولت چندین اقلام غذایی، دارویی، آب و وسایل ضروری را به مردم رساندند!

🆑 @Academic_Library
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 نمی خواستم آنها بمیرند و بپوسند. پس بلند شدم و ... : بهترین معلم 2017

🔹 این فیلم زیبا تقدیم به همه کسانی که دوست دارند جهان را بهتر از آنچه تحویل گرفته اند تحویل دهند ...

🆑 @Academic_Library
🔻 #تا_انتها_بخوانید 🔻

آلمان: "تکنولوژی و بنز" / فنلاند: "نظام آموزشی برتر" / برزیل: "قهوه و فوتبال"

ایران من، با چه کلماتی در دنیا شناخته می شود؟!

🔹 "بهتر است کشور من در جهان به چه چیزی شناخته شود؟" به عبارت دیگر" وقتی یک شهروند خارجی، نام کشور مرا می شنود، اولین چیزی که به ذهنش می رسد، کدام کلمه یا کلمات است؟"

🔹این، مهم ترین سؤالی است که همه مدیران یک کشور به ویژه مقامات ارشد آن، باید مدام بدان اندیشه کنند و درباره اش برنامه ریزی و عمل کنند.

🔹مقامات کره شمالی، این کار را کرده اند؛ آنها تصمیم گرفته اند وقتی کسی در دنیا نام کشورشان را می شنود، "بمب اتمی" به ذهنش متبادر شود.

در مقابل وقتی نام کره جنوبی در جای جای جهان شنیده می شود، کلماتی مانند سامسونگ، ال جی ، کیا و هیوندایی با آن همراه می شود.

🔹آلمان، نام "تکنولوژی و بنز" را به ذهن متبادر می کند؛ فنلاند، یادآور "نظام آموزشی برتر" است، برزیل، دو کلمه "قهوه و فوتبال" را به یاد می آورد، هلند، "باغ های گل و دام های برتر"، فرانسه، "فرهنگ، هنر، مد و توریسم" ، افغانستان ، "تروریسم و مواد مخدر" ، امارات "دوبی ، تجارت آزاد و هواپیمایی امارات" و قطر، "گاز" را به ذهن متبادر می کنند و ... .

🔹این نام ها، تصادفی با برند کشورها پیوند نخورده اند؛ هر کدام از این ها محصول عملکرد مدیران و مردم آن کشورها هستند.

🔹حال سؤال این است: آیا مسوولان و مردم کشور ما به کلمه یا کلمات کلیدی که در پی نام "ایران" در ذهن مردم جهان متبادر می شود، برنامه ای دارند یا حتی فکرش را کرده اند؟!

🔹چندی پیش، سفری به بلغارستان داشتم؛ در فرودگاه زنی میانسال از دخترم پرسید: از کدام کشور آمده اید؟
وقتی فهمید ایرانی هستیم، لبخندی زد و با شوق و ذوق و لهجه خاص خودش گفت: "اُاُاُ... اصغر فرهادی!"
برایم خوشحال کننده بود که نام کشورم نه با سلاح هسته ای و نقض حقوق بشر و ... که با نام یک هنرمند بزرگ و محبوب همراه می شد.

🔹در روزهای بعد، با یک مرد لهستانی آشنا شدم که تعمیرکار خودرو بود؛ او وقتی نام ایران را شنید، کمی مکث کرد و گفت: آهان! در کشورتان جنگ است؟!
برایش توضیح دادم که ایران سه دهه قبل با عراق می جنگید، آن هم در مناطق مرزی و الان 30 سال است که جنگی وجود ندارد. او رابه ایران دعوت کردم و پاسخ داد: شاید در تعطیلات بعدی.

🔹چند سال پیش نیز یک راننده تاجیک در شهر دوشنبه، ایران را به احمدی نژاد می شناخت و او را می ستود که خوب مقابل آمریکا ایستاده است.

در ترکیه نیز پیرمردی تا فهمید ایرانی ام، بلافاصله وضعیت زنان در ایران را مورد انتقاد قرار داد.

هدف از این خاطره گویی ها این است که یادآور شوم که بالاخره قرار است نام ایران با چه کلماتی همراه باشد؟ شعر و حافظ؟ فرهنگ و تمدن کهن؟ توریسم؟ تروریسم؟ هنر و سینما؟ نقض حقوق بشر؟ منشور کوروش؟ فرش و پسته و گلاب؟ جنگ؟ سرزمین چهار فصل؟ تقابل با آمریکا؟ کُشتی؟ مهربانی و مهمان نوازی؟ موشک؟ یا ... ؟

🔹برنامه ریزان و مدیران کشور و البته مردم ایران باید هم اندیشی کنند به این سؤالات پاسخ دهند: می خواهیم نام کشورمان با چه کلماتی در ذهن مردم جهان همراه شود؟ برای رسیدن به این هدف راهبردی چه کارهای باید کرد و از چه کارهایی باید دوری گزید؟ همراهی چه کلماتی با نام ایران، آزارمان می دهد؟ چه برنامه ای برای جدا کردن مفاهیم منفی از نام کشورمان باید اجرایی کنیم؟ هر بخش از حکومت و نیز مردم، چه وظایفی برای رسیدن به این اهداف دارند؟ چگونه این روند پایش شود؟

🔹فراموش نکنیم که دنیا امروز، دنیای برند است و اگر برند ایران با تداعیات زیبا همراه باشد، هم اعتبار و حیثیت چند هزار ساله مان حفظ می شود و هم این همنشینی هدفمند مفاهیم، می تواند تبدیل به قدرت و ثروت برای ملت ایران شود.

✍🏻 جعفر محمدی/ عصر ایران

🆑 @Academic_Library
2
🔺تصاویر بالا :
یک ‌ماه بعد از بمباران هیروشیما

🔻تصویر پایین :
یک ماه بعد از سونامی ...

و اینگونه ژاپن، ژاپن شد ...!


🆑 @Academic_Library
📚 به مناسبت روز کتاب و کتابخوانی

🗓 فردا ۲۴ آبان

عضویت در کتابخانه های عمومی به صورت رایگان انجام می‌شود.

1. کارت شناسایی
2. عکس
همراه داشته باشید ...

🆑 @Academic_Library
"بولت" در لاین چهارم فقط کمی،کم اورد؛ "گاتلین" 35 ساله قهرمانی را از بولت افسانه ای گرفت..

3صدم ثانیه
9.92
9.94
9.95

قدر ثانیه هارا بدانیم گاهی اینچنین باعث تغییر سرنوشت میشوند!

🆑 @Academic_Libray
سرديس داريوش بزرگ بر سر اداره مركزى پست برلين، كه ميتوان نام darius و پدرش hystaspes (ويشتاسب) را مشاهده كرد

پست پیشتاز امروزی اختراع ایرانیان زمان داریوش است كه چاپار نام داشت!

🆑 @Academic_Library
مهندس سلام
عکس خانه‌ها، برج‌ها و بیمارستان تخریب‌شده‌ای را دیده‌ای که تو پای اسناد نظارت بر کیفیت ساخت آن‌را امضا کرده‌ای؟
آیا ستون بتونی برج مسکن مهری را که خرده‌آجر لابه‌لای بتن آن ریخته‌اند، دیده‌ای؟؟؟؟

آیا دیدی که بیمارستانی که فقط چند ماه پیش اسناد تأیید رعایت اصول مهندسی آن‌را امضا کرده‌ بودی چنان تخریب شده که هیچ خدمت بهداشتی و درمانی در آن به این مردم مصیبت‌زده داده نشد؟

مهندس آن همه درس‌های دشوار استاتیک، مقاومت مصالح، سازه‌های بتنی، سازه‌های فولادی، محاسبات تیر و خرپا، مکانیک خاک و ریاضیات مهندسی خواندی که پای برگه این سازه‌های آشغال را امضا کنی؟

مهندس!! وقتی پا به دانشگاه گذاشتی و ترم اول سر کلاس ریاضی نشستی تا الفبای مهندسی بیاموزی، قرار نبود که همه پیچیدگی‌های علم و زیبایی‌های ریاضی را به سادگی یک معامله و کثافت فساد بفروشی.

یادت هست ترم دوم نقشه‌کشی به تو آموختند؟ قرار بود نقشه ساخت‌وساز بکشی نه نقشه ساخت‌وپاخت.

کودکان بی‌جان را دیده‌ای؟
ضجه‌های مادران‌‌شان، صور اسرافیل است برای قیامت وجدان تو!

ساکنان خانه‌هایی که تو مهندس ناظرش بودی، زیر آوار به خواب ابدی رفتند مهندس! آن روز که معامله کردی، طرف از تو پرسید برای هر امضایت چند می‌گیری؟
و یک ایران امروز از تو می‌پرسد، هر امضایت جان چند نفر را می‌گیرد؟
چگونه آسوده می‌خوابی مهندس؟!

مهندس! پای اسناد چند خانه، جاده، بیمارستان، مرکز خرید، پل، راه و سازه راتا الان امضا کرده‌ای؟
چند می‌گیری آدم می‌کشی؟
راستی چقدر تو تهوع‌آوری و چقدر خوب که همه مهندس‌ها مثل تو نیستند.

👤 #محمد_فاضلی
✍🏻 جامعه شناس

🆑 @Academic_Library
👍31
از عجایب اروپایی اینه که در کپنهاگ پایتخت دانمارک ۳۷ درصد از شهروندان به طور روزانه دوچرخه سواری می کنند . شهردار محلی نیز به توریست ها دوچرخه رایگان می دهد!

🆑 @Academic_Library
24 آبان ماه، روز کتاب، کتاب‌خوانی و کتابدار را به تمام دوست‌داران اندیشه و معرفت و آنان که در وادی آگاهی و دانش گام بر می دارند، تبریک می‌گوییم💐


📚 @Academic_Library
‏امن ترین گاو صندوق در دیار جاهلان کتاب است.
چون هیچگاه لای آن را باز نمی کنند!

۲۴ آبان ، روز کتاب و کتابخوانی گرامی باد

🆑 @Academic_Library
🔴 #تلنگر

شخصی تعریف میکرد:
یه همکار داشتم سربرج که حقوق میگرفت تا 15روز ماه سیگار برگ میکشید،
بهترین غذای بیرون میخورد
ونیمی از ماه رو غذا ی ساده از خونه می آورد،
موقعی که خواستم انتقالی بگیرم کنارش نشتم گفتم تا کی به این وضع ادامه میدی ؟
باتعجب گفت: کدوم وضع!

گفتم زندگی نیمی اشرافی نیمی گدایی...!!
به چشمام خیره شد وگفت:تاحالا سیگار برگ کشیدی؟ گفتم نه!
گفت: تا حالا تاکسی دربست رفتی؟ گفتم نه!
گفت: تا حالا به یک کنسرت عالی رفته ای؟ گفتم نه!
گفت:تا حالا غذای فرانسوی خورده ای؟ گفتم نه!
گفت: تاحالا تمام پولتو برای کسی که دوستش داری هدیه خریدی تا خوشحالش کنی؟ گفتم نه!
گفت: اصلا عاشق بوده ای؟ گفتم نه!
گفت: تا حالا یک هفته از شهر بیرون رفته ای؟ گفتم نه!
گفت اصلا زندگی کرده ای؟ با درماندگی گفتم اره...نه...نمی دونم...!!
همین طور نگاهم میکرد نگاهی تحقیر آمیز...!!
اما حالا که نگاهش میکردم برایم جذاب بود...
موقع خداحافظی تکه کیک خامه ای در دست داشت تعارفم کرد و یه جمله بهم گفت که مسیر زندگیم را عوض کرد،
اوپرسید: میدونی تا کی زنده ای ، گفتم نه!
گفت: پس سعی کن دست کم نیمی از ماه را زندگی کنی....!!

✍🏻 #چارلز_لمبرت

🆑 @Academic_Library