#تا_انتها_بخوانید 📚
با وقتی که صرف شبکههای اجتماعی میکنید
چه کارهایی میشود کرد؟!
در روانشناسی رسانه اصطلاحی هست به نام "ترس از بیخبری". یعنی میترسید چیزی رخ داده باشد و شما در جریان نباشید. یکی از دلایل اینکه مدام به شبکههای اجتماعی سر میزنیم همین است. تحقیقات اخیر نشان میدهد در بریتانیا هر بزرگسال میانگین روزی دو ساعت در شبکههای اجتماعی میچرخد. در این گزارش میخواهیم ببینیم با این وقت چه میشود کرد؟
اول) میشود خوابید
تقریبا همه میدانند که بهتر است روزی حدود ۸ ساعت بخوابند. اما نتایج تحقیقی که شورای خواب بریتانیا انجام داده، ۷۴ درصد بریتانیاییها شبها کمتر از ۷ ساعت میخوابند. همچنین ۹ درصد جمعیت تقریبا هر شب پیش از خواب سراغ شبکههای اجتماعی میروند. و این زمانی است که در واقع از خوابشان میزنند.
خواب کامل شبانه فواید بیشمار دارد. کسی که درست و به اندازه میخوابد پرانرژیتر است، بهتر تمرکز میکند، و حتی روانش سالمتر است. البته شبکههای اجتماعی تنها عامل کمخوابی نیست. اما اگر روزی دو ساعت بیشتر وقت داشتیم، احتمال اینکه بیشتر بخوابیم بیشتر بود.
دوم) میشود #ورزش کرد
به جای اینکه تصویر ورزش کردن دیگران را لایک بزنیم، میتوانیم ورزش کنیم. متخصصان توصیه میکنند هر کس روزی حدود نیم ساعت ورزش و نرمش کند. در حالیکه آمار نشان میدهد سرانه ورزش در بریتانیا هفتهای ۴۸ دقیقه است. برای اینکه به توصیه متخصصان عمل کنیم، حتی لازم نیست شبکههای اجتماعی را کنار بگذاریم. کافی است کمی کمتر وقت صرفش کنیم.
اگر هر روز کمی ورزش کنید، بسیار زودتر از آنکه فکر میکنید وضع جسمانیتان بهتر میشود.
سوم) میشود #کتاب خواند
میانگین سرعت خواندن ۳۰۰ کلمه در دقیقه است. اگر هر روز آن دو ساعتی را که صرف شبکههای اجتماعی میکنیم کتاب میخواندیم، علامه میشدیم. مثلا "کشتن مرغ مقلد" را سه روزه میخواندیم. حتی کتابی قطور مثل "جنگ و صلح" را میشود ده روزه تمام کرد.
از این مهمتر، نتایج یک تحقیق دانشگاه میشیگان نشان میدهد اگر روزی نیم ساعت کتاب بخوانید، حدود دو سال بیشتر عمر میکنید. همین امروز موبایل را بگذارید زمین و کتاب بردارید.
چهارم) میشود غذا پخت
شبکههای اجتماعی پر از عکس خوراکی است، اما اگر دقت کنید بیشتر عکسها از خوردنیهایی است که خود عکاس آماده نکرده. آمار نشان میدهد که بریتانیاییها برای عکس گرفتن از غذا بیشتر وقت میگذارند تا پختن غذا. حدود نیمی از کل غذاهای آماده که در اروپا خورده میشود را بریتانیاییها میخورند. و میانگین روزی ۹ پوند برایش هزینه میکنند. گذشته از این، بریتانیاییها بهطور متوسط هفتهای ۴۴ پوند بیرون غذا میخورند.
به جای تماشای عکس غذای دیگران، میتوانید غذایی سالم درست کنید.
پنجم) میشود به کارهای نکرده رسید
اگر روزی دو ساعت بیشتر وقت داشته باشیم، میتوانیم به کارهایی برسیم که همیشه میخواستهایم یا میخواهیم انجام بدهیم ولی نشده یا نمیشود. آن وقتی که صرف دیدن و خواندن درباره کارهایی که خانواده و دوست و دوستهای دوستهایمان میکنیم، میتوانیم صرف کارهایی بکنیم که دوست داریم بکنیم و نکردهایم: کلاس زبان، کلاس رقص، کوهنوردی، بافتنی و دهها کار دیگر.
📚 اینستاگرام ما را دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
با وقتی که صرف شبکههای اجتماعی میکنید
چه کارهایی میشود کرد؟!
در روانشناسی رسانه اصطلاحی هست به نام "ترس از بیخبری". یعنی میترسید چیزی رخ داده باشد و شما در جریان نباشید. یکی از دلایل اینکه مدام به شبکههای اجتماعی سر میزنیم همین است. تحقیقات اخیر نشان میدهد در بریتانیا هر بزرگسال میانگین روزی دو ساعت در شبکههای اجتماعی میچرخد. در این گزارش میخواهیم ببینیم با این وقت چه میشود کرد؟
اول) میشود خوابید
تقریبا همه میدانند که بهتر است روزی حدود ۸ ساعت بخوابند. اما نتایج تحقیقی که شورای خواب بریتانیا انجام داده، ۷۴ درصد بریتانیاییها شبها کمتر از ۷ ساعت میخوابند. همچنین ۹ درصد جمعیت تقریبا هر شب پیش از خواب سراغ شبکههای اجتماعی میروند. و این زمانی است که در واقع از خوابشان میزنند.
خواب کامل شبانه فواید بیشمار دارد. کسی که درست و به اندازه میخوابد پرانرژیتر است، بهتر تمرکز میکند، و حتی روانش سالمتر است. البته شبکههای اجتماعی تنها عامل کمخوابی نیست. اما اگر روزی دو ساعت بیشتر وقت داشتیم، احتمال اینکه بیشتر بخوابیم بیشتر بود.
دوم) میشود #ورزش کرد
به جای اینکه تصویر ورزش کردن دیگران را لایک بزنیم، میتوانیم ورزش کنیم. متخصصان توصیه میکنند هر کس روزی حدود نیم ساعت ورزش و نرمش کند. در حالیکه آمار نشان میدهد سرانه ورزش در بریتانیا هفتهای ۴۸ دقیقه است. برای اینکه به توصیه متخصصان عمل کنیم، حتی لازم نیست شبکههای اجتماعی را کنار بگذاریم. کافی است کمی کمتر وقت صرفش کنیم.
اگر هر روز کمی ورزش کنید، بسیار زودتر از آنکه فکر میکنید وضع جسمانیتان بهتر میشود.
سوم) میشود #کتاب خواند
میانگین سرعت خواندن ۳۰۰ کلمه در دقیقه است. اگر هر روز آن دو ساعتی را که صرف شبکههای اجتماعی میکنیم کتاب میخواندیم، علامه میشدیم. مثلا "کشتن مرغ مقلد" را سه روزه میخواندیم. حتی کتابی قطور مثل "جنگ و صلح" را میشود ده روزه تمام کرد.
از این مهمتر، نتایج یک تحقیق دانشگاه میشیگان نشان میدهد اگر روزی نیم ساعت کتاب بخوانید، حدود دو سال بیشتر عمر میکنید. همین امروز موبایل را بگذارید زمین و کتاب بردارید.
چهارم) میشود غذا پخت
شبکههای اجتماعی پر از عکس خوراکی است، اما اگر دقت کنید بیشتر عکسها از خوردنیهایی است که خود عکاس آماده نکرده. آمار نشان میدهد که بریتانیاییها برای عکس گرفتن از غذا بیشتر وقت میگذارند تا پختن غذا. حدود نیمی از کل غذاهای آماده که در اروپا خورده میشود را بریتانیاییها میخورند. و میانگین روزی ۹ پوند برایش هزینه میکنند. گذشته از این، بریتانیاییها بهطور متوسط هفتهای ۴۴ پوند بیرون غذا میخورند.
به جای تماشای عکس غذای دیگران، میتوانید غذایی سالم درست کنید.
پنجم) میشود به کارهای نکرده رسید
اگر روزی دو ساعت بیشتر وقت داشته باشیم، میتوانیم به کارهایی برسیم که همیشه میخواستهایم یا میخواهیم انجام بدهیم ولی نشده یا نمیشود. آن وقتی که صرف دیدن و خواندن درباره کارهایی که خانواده و دوست و دوستهای دوستهایمان میکنیم، میتوانیم صرف کارهایی بکنیم که دوست داریم بکنیم و نکردهایم: کلاس زبان، کلاس رقص، کوهنوردی، بافتنی و دهها کار دیگر.
📚 اینستاگرام ما را دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این انیمیشن زیبا یک پیام تامل برانگیز دارد ، گاهی اوقات لازم است از زندگی فاصله بگیری و از خودت بپرسی ما واقعا داریم چه میکنیم؟ حاصل این همه تلاش ما را به کجا می برد؟
🆑 @Academic_Library
🆑 @Academic_Library
#یک_دقیقه_مطالعه 📚
2500 سال قبل پیرمردی 70ساله درحضور بیش از 100 نفر هیئت منصفه به جرم "تشویش افکار عمومی" و "نشر اکاذیب" به اعدام محکوم شد.
این مرد سقراط نام داشت.
ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺷﻬﺮ ﻭ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺁﻣﺪ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻭ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺩﻫﺎﻥ ﺍﻭ ﺩﺭ ﻧﻤﯽﺁﻣﺪ،
"ﻣﮕﺮ ﺳﻮﺍﻝ" !
ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﮐﺲ ﻣﯽﭘﺮﺳﯿﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﺳﻮﺍﻝ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽﺩﺍﺩ؛
ﻣﻔﺎﻫﯿﻤﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﻘﯿﺪﻩﯼ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ، ﻣﻄﻠﻖ ﻭ ﺍﺑﺪﯼ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﭼﺎﻟﺶ ﻭ ﻧﻘﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽﺩﺍﺩ.
ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺳﻘﺮﺍﻁ ﺍﺯ ﻋﻘﻼﻧﯿﺖ ﭼﯿﺰﯼ ﺷﺒﯿﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ:
"نقد ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺪﻭﻥ خط ﻗﺮﻣﺰ"
ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺗﺎ ﺣﺪﻭﺩﯼ ﺍﻫﻞ ﻧﻘﺪ ﻭ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻭﭼﺎﻟﺶ ﻫﺴﺘﯿﻢ، ﺍﻣﺎ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﻣﺎ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﻭ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯾﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﭘﺸﺖ ﺧﻂ ﻗﺮﻣﺰ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﻨﺎ، ﻣﺎ ﺩﭼﺎﺭ ﻋﻘﻼﻧﯿﺖ ﻣﺤﺪﻭﺩ ﻭ ﻣﺤﺼﻮﺭ ﻫﺴﺘﯿﻢ؛ ﻫﺮﮐﺪﺍﻡ ﺗﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﺧﺮﺩﻭﺭﺯﯼ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺗﺤﺖ ﺳﻠﻄﻪﯼ ﻋﻘﺎﯾﺪ "ﻋﺎﺩﺗﯽ" ﻭ "ﻋﺎﻃﻔﯽ" ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﯾﻢ.
ﻋﻘﺎﯾﺪ ﻋﺎﺩﺗﯽ، ﻋﻘﺎﯾﺪﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩﻩﺍﯾﻢ ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺪﯾﻬﯽ ﻓﺮﺽ ﮐﺮﺩﻩﺍﯾﻢ.
عقاید ﻋﺎﻃﻔﯽ هم عقایدی هستند ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻘﺪ ﻗﺮﺍر ﻧﻤﯽﺩﻫﯿﻢ ﭼﻮﻥ ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭﮔﯿﺮﯼ ﻋﺎﻃﻔﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ.
ﺧﻄﺎﻫﺎﯼ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖﺷﺎﻥ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺑﯿﻨﯿﻢ ﻭ ﺧﻄﺎﻫﺎﯼ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺁﻥها ﮐﯿﻨﻪ ﻭ ﻧﻔﺮﺕ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺑﺴﯿﺎر ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﭼﻪ ﻫﺴﺖ ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﻢ.
ﺧﻼﺻﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻥ ﮔﺰﺍﺭﻩﻫﺎﯼ ﻋﺎﺩﺗﯽ و ﻋﺎﻃﻔﯽ ﭘﺸﺖ ﺧﻂ ﻗﺮﻣﺰ ﻧﻘﺪ، "ﻋﻘﻼﻧﯿﺖ" ﺭﺍ ﻣﺤﺪﻭﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ.
ﺳﻘﺮﺍﻁ ﺑﺎ ﻣﻮﺭﺩ ﺳﻮﺍﻝ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻥ ﻫﻤﻪ چیز ﻭ ﻫﻤﻪ ﮐﺲ ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﺑﻪ "ﺗﺸﻮﯾﺶ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻋﻤﻮﻣﯽ" ﻣﯽﮐﺮﺩ.
ﺍﻭ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﺸﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻧﻤﯽﮔﺬﺍﺷﺖ ﺩﺭﺧﻤﻮﺩﮔﯽ ﻫﺎﯼ ﻓﮑﺮﯼ ﻭ ﻋﻘﯿﺪﺗﯽ ﺧﻮﺩ ﺗﺨﺪﯾﺮ ﺷﻮﻧﺪ.
ﺍﻭ ﻣﺎﻧﻊ ﺧﻮﺍﺏ ﺭﺍﺣﺖ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﯽﺷﺪ.
ﺑﻪ همین ﺧﺎﻃﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺁﺗﻦ ﺍﻭ ﺭﺍ "ﺧﺮﻣﮕﺲ" ﻣﯽﻧﺎﻣﯿﺪﻧﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻟﻘﺐ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺧﺮﻣﮕﺲ ﻣﺎﻧﻊ ﭼﺮﺕﺯﺩﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﯽﺷﻮﺩ.
او از راه پرخطر "یقین زدایی" منصرف نشد.
ﺳﻘﺮﺍﻁ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺳﺎﻟﺘﯽ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻗﺎﺋﻞ ﺑﻮﺩ.
ﺭﺳﺎﻟﺖ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯﺩ ﮐﻪ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻭ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺟﺎﯾﮕﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﻧﺴﺒﯽ ﻭ ﺧﻄﺎ ﭘﺬﯾﺮ ﺍﺳﺖ.
ﺩﺭ ﺗﺠﺮﺑﻪﺑﺸﺮﯼ، ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻣﻄﻠﻖ ﻭ ﺧﻄﺎﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﺍﻣﺮ ﻣﺤﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﺴﺒﯽ ﻭ ﻣﺘﮑﺜﺮ ﺍﺳﺖ.
امروزه روش سقراط را آگنوستیکی و شک گرایی(شک ورزی) یا سنت سقراطی میگویند.
بسیاری از انسانها مطابق عرف جامعه بودن(عرفی بودن) یا انباشتن اطلاعات را نشانه عقلانیت میدانند.
اما سقراط نشان داد که اینطورنیست، عقلانیت با "فرآیند تفکر" سر و کار دارد.
ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺳﻘﺮﺍﻁ، ﻫﺮ ﺑﺎﻭﺭی ﻛﻪ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶ ﻧﻜﺸﻴﻢ ﻭ ﺍز ﻏﺮﺑﺎﻝ ﻧﻘﺪ ﻧﮕﺬﺭﺍﻧﻴﻢ، ﻫﺴﺘﻪﺍی میﮔﺮﺩﺩ ﺑﺮﺍی ﺯﻧﺪگی ﺍﺑﻠﻬﺎﻧﻪ ﻭ ﻣﺎنعیﺳﺖ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺯﻧﺪگی ﻋﺎﻗﻼﻧﻪ.
سرنوشت سقراط پایان غم انگیزی داشت و نخستین کسی بود که جانش را در راه عقلانیت از دست داد!
سقراط با نوشیدن جام زهر شوکران اعدام شد!
📚 @Academic_Library
2500 سال قبل پیرمردی 70ساله درحضور بیش از 100 نفر هیئت منصفه به جرم "تشویش افکار عمومی" و "نشر اکاذیب" به اعدام محکوم شد.
این مرد سقراط نام داشت.
ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺷﻬﺮ ﻭ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺁﻣﺪ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻭ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺩﻫﺎﻥ ﺍﻭ ﺩﺭ ﻧﻤﯽﺁﻣﺪ،
"ﻣﮕﺮ ﺳﻮﺍﻝ" !
ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﮐﺲ ﻣﯽﭘﺮﺳﯿﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﺳﻮﺍﻝ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽﺩﺍﺩ؛
ﻣﻔﺎﻫﯿﻤﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﻘﯿﺪﻩﯼ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ، ﻣﻄﻠﻖ ﻭ ﺍﺑﺪﯼ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﭼﺎﻟﺶ ﻭ ﻧﻘﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽﺩﺍﺩ.
ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺳﻘﺮﺍﻁ ﺍﺯ ﻋﻘﻼﻧﯿﺖ ﭼﯿﺰﯼ ﺷﺒﯿﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ:
"نقد ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺪﻭﻥ خط ﻗﺮﻣﺰ"
ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺗﺎ ﺣﺪﻭﺩﯼ ﺍﻫﻞ ﻧﻘﺪ ﻭ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻭﭼﺎﻟﺶ ﻫﺴﺘﯿﻢ، ﺍﻣﺎ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﻣﺎ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﻭ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯾﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﭘﺸﺖ ﺧﻂ ﻗﺮﻣﺰ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﻨﺎ، ﻣﺎ ﺩﭼﺎﺭ ﻋﻘﻼﻧﯿﺖ ﻣﺤﺪﻭﺩ ﻭ ﻣﺤﺼﻮﺭ ﻫﺴﺘﯿﻢ؛ ﻫﺮﮐﺪﺍﻡ ﺗﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﺧﺮﺩﻭﺭﺯﯼ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺗﺤﺖ ﺳﻠﻄﻪﯼ ﻋﻘﺎﯾﺪ "ﻋﺎﺩﺗﯽ" ﻭ "ﻋﺎﻃﻔﯽ" ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﯾﻢ.
ﻋﻘﺎﯾﺪ ﻋﺎﺩﺗﯽ، ﻋﻘﺎﯾﺪﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩﻩﺍﯾﻢ ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺪﯾﻬﯽ ﻓﺮﺽ ﮐﺮﺩﻩﺍﯾﻢ.
عقاید ﻋﺎﻃﻔﯽ هم عقایدی هستند ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻘﺪ ﻗﺮﺍر ﻧﻤﯽﺩﻫﯿﻢ ﭼﻮﻥ ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭﮔﯿﺮﯼ ﻋﺎﻃﻔﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ.
ﺧﻄﺎﻫﺎﯼ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖﺷﺎﻥ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺑﯿﻨﯿﻢ ﻭ ﺧﻄﺎﻫﺎﯼ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺁﻥها ﮐﯿﻨﻪ ﻭ ﻧﻔﺮﺕ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺑﺴﯿﺎر ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﭼﻪ ﻫﺴﺖ ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﻢ.
ﺧﻼﺻﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻥ ﮔﺰﺍﺭﻩﻫﺎﯼ ﻋﺎﺩﺗﯽ و ﻋﺎﻃﻔﯽ ﭘﺸﺖ ﺧﻂ ﻗﺮﻣﺰ ﻧﻘﺪ، "ﻋﻘﻼﻧﯿﺖ" ﺭﺍ ﻣﺤﺪﻭﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ.
ﺳﻘﺮﺍﻁ ﺑﺎ ﻣﻮﺭﺩ ﺳﻮﺍﻝ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻥ ﻫﻤﻪ چیز ﻭ ﻫﻤﻪ ﮐﺲ ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﺑﻪ "ﺗﺸﻮﯾﺶ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻋﻤﻮﻣﯽ" ﻣﯽﮐﺮﺩ.
ﺍﻭ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﺸﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻧﻤﯽﮔﺬﺍﺷﺖ ﺩﺭﺧﻤﻮﺩﮔﯽ ﻫﺎﯼ ﻓﮑﺮﯼ ﻭ ﻋﻘﯿﺪﺗﯽ ﺧﻮﺩ ﺗﺨﺪﯾﺮ ﺷﻮﻧﺪ.
ﺍﻭ ﻣﺎﻧﻊ ﺧﻮﺍﺏ ﺭﺍﺣﺖ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﯽﺷﺪ.
ﺑﻪ همین ﺧﺎﻃﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺁﺗﻦ ﺍﻭ ﺭﺍ "ﺧﺮﻣﮕﺲ" ﻣﯽﻧﺎﻣﯿﺪﻧﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻟﻘﺐ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺧﺮﻣﮕﺲ ﻣﺎﻧﻊ ﭼﺮﺕﺯﺩﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﯽﺷﻮﺩ.
او از راه پرخطر "یقین زدایی" منصرف نشد.
ﺳﻘﺮﺍﻁ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺳﺎﻟﺘﯽ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻗﺎﺋﻞ ﺑﻮﺩ.
ﺭﺳﺎﻟﺖ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯﺩ ﮐﻪ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻭ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺟﺎﯾﮕﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﻧﺴﺒﯽ ﻭ ﺧﻄﺎ ﭘﺬﯾﺮ ﺍﺳﺖ.
ﺩﺭ ﺗﺠﺮﺑﻪﺑﺸﺮﯼ، ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻣﻄﻠﻖ ﻭ ﺧﻄﺎﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﺍﻣﺮ ﻣﺤﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﺴﺒﯽ ﻭ ﻣﺘﮑﺜﺮ ﺍﺳﺖ.
امروزه روش سقراط را آگنوستیکی و شک گرایی(شک ورزی) یا سنت سقراطی میگویند.
بسیاری از انسانها مطابق عرف جامعه بودن(عرفی بودن) یا انباشتن اطلاعات را نشانه عقلانیت میدانند.
اما سقراط نشان داد که اینطورنیست، عقلانیت با "فرآیند تفکر" سر و کار دارد.
ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺳﻘﺮﺍﻁ، ﻫﺮ ﺑﺎﻭﺭی ﻛﻪ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶ ﻧﻜﺸﻴﻢ ﻭ ﺍز ﻏﺮﺑﺎﻝ ﻧﻘﺪ ﻧﮕﺬﺭﺍﻧﻴﻢ، ﻫﺴﺘﻪﺍی میﮔﺮﺩﺩ ﺑﺮﺍی ﺯﻧﺪگی ﺍﺑﻠﻬﺎﻧﻪ ﻭ ﻣﺎنعیﺳﺖ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺯﻧﺪگی ﻋﺎﻗﻼﻧﻪ.
سرنوشت سقراط پایان غم انگیزی داشت و نخستین کسی بود که جانش را در راه عقلانیت از دست داد!
سقراط با نوشیدن جام زهر شوکران اعدام شد!
📚 @Academic_Library
👍1
تحصیل کرده ترین تیم ملی حال حاضر جام جهانی 👌
از بین بازیکنان تیم ملی ایسلند، پنج تای انها با مدرک پزشکی هستند و دروازه بان آنها نیز مدرک دندانپزشکی دارد!
📚 @Academic_Library
از بین بازیکنان تیم ملی ایسلند، پنج تای انها با مدرک پزشکی هستند و دروازه بان آنها نیز مدرک دندانپزشکی دارد!
📚 @Academic_Library
وقتــے
تحصیل کرده هستید
کـــه بتوانید
تقریبا هر حرفـے را بشنوید
بدون آنکـــ عصبانــے شوید
یا اعتماد به نفستان را
از دست بدهید ...
👤 #وینستون_چرچیل
🆑 @Academic_Library
تحصیل کرده هستید
کـــه بتوانید
تقریبا هر حرفـے را بشنوید
بدون آنکـــ عصبانــے شوید
یا اعتماد به نفستان را
از دست بدهید ...
👤 #وینستون_چرچیل
🆑 @Academic_Library
حكايتى آشنا از سوء استفاده از عقايد
در دهه 1800 یک آتئیست به نام جورج هول با یک مسیحی بر سر اینکه زمانی غول ها به زمین پا گذاشته اند یا نه بحثی کرد؛
جورج با توجه به اینکه مردم هرآنچه در انجیل آمده باشد را باور ميکنند [همچون وجود انسان هاى غولپيكر] یک مجسمه از يك غول که انگار سنگ شده است، ساخت و در شهر کاردیفِ بریتانیا آن را دفن کرد!
او یک سال صبر کرد و از مردم خواست بیایند و حفاریِ آدم غول پیکرِ کاردیف را ببینند و مردم نيز باور كردند كه آن پيكر يك غول است كه سنگ شده!
تا زمانی که مشخص شد آن مجسمه جعلی بوده؛ او معادل ۴۳۰ هزار دلارِ امروز از به نمايش درآوردن آن پول درآورد...!
📚 @Academic_Library
در دهه 1800 یک آتئیست به نام جورج هول با یک مسیحی بر سر اینکه زمانی غول ها به زمین پا گذاشته اند یا نه بحثی کرد؛
جورج با توجه به اینکه مردم هرآنچه در انجیل آمده باشد را باور ميکنند [همچون وجود انسان هاى غولپيكر] یک مجسمه از يك غول که انگار سنگ شده است، ساخت و در شهر کاردیفِ بریتانیا آن را دفن کرد!
او یک سال صبر کرد و از مردم خواست بیایند و حفاریِ آدم غول پیکرِ کاردیف را ببینند و مردم نيز باور كردند كه آن پيكر يك غول است كه سنگ شده!
تا زمانی که مشخص شد آن مجسمه جعلی بوده؛ او معادل ۴۳۰ هزار دلارِ امروز از به نمايش درآوردن آن پول درآورد...!
📚 @Academic_Library
Telegram
👍1
🔻 #تا_انتها_بخوانید 🔻
دو خلبان نابينا که هر دو عينکهای تيره به چشم داشتند، در کنار ساير خدمه پرواز به سمت هواپيما آمدند، در حالی که يکی از آنها عصايی سفيد در دست داشت و ديگري به کمک يک سگ راهنما حرکت میکرد. زمانی که دو خلبان وارد هواپيما شدند، صداي خنده ناگهانی مسافران فضا را پر کرد.
اما در کمال تعجب دو خلبان به سمت کابين پرواز رفته و پس از معرفی خود و خدمه پرواز، اعلام مسير و ساعت فرود هواپيما، از مسافران خواستند کمربندهای خود را ببندند. در همين حال، زمزمههای توام با ترس و خنده در ميان مسافران شروع شده و همه منتظر بودند، يک نفر از راه برسد و اعلام کند اين ماجرا فقط يک شوخی يا چيزی شبيه دوربين مخفی بوده است.
اما در کمال تعجب و ترس آنها، هواپيما شروع به حرکت روی باند کرده و کم کم سرعت گرفت. هر لحظه بر ترس مسافران افزوده می شد چرا که میديدند هواپيما با سرعت به سوی درياچه کوچکی که در انتهای باند قرار دارد، ميرود.
هواپيما همچنان به مسير خود ادامه میداد و چرخهای آن به لبه درياچه رسيده بود که مسافران از ترس شروع به جيغ و فرياد کردند.اما در اين لحظه هواپيما ناگهان از زمين برخاست و سپس همه چيز آرام آرام به حالت عادي بازگشته و آرامش در ميان مسافران برقرار شد.
در همين هنگام در کابين خلبان، يکي از خلبانان به ديگری گفت: «يکی از همين روزها بالاخره مسافرها چند ثانيه ديرتر شروع به جيغ زدن میکنند و اونوقت کار همهمون تمومه...!»
در اين لحظه شما پس از خواندن اين داستان کوتاه، با شيوه مديريت در ايران آشنا شدهايد!
📚 @Academic_Library
دو خلبان نابينا که هر دو عينکهای تيره به چشم داشتند، در کنار ساير خدمه پرواز به سمت هواپيما آمدند، در حالی که يکی از آنها عصايی سفيد در دست داشت و ديگري به کمک يک سگ راهنما حرکت میکرد. زمانی که دو خلبان وارد هواپيما شدند، صداي خنده ناگهانی مسافران فضا را پر کرد.
اما در کمال تعجب دو خلبان به سمت کابين پرواز رفته و پس از معرفی خود و خدمه پرواز، اعلام مسير و ساعت فرود هواپيما، از مسافران خواستند کمربندهای خود را ببندند. در همين حال، زمزمههای توام با ترس و خنده در ميان مسافران شروع شده و همه منتظر بودند، يک نفر از راه برسد و اعلام کند اين ماجرا فقط يک شوخی يا چيزی شبيه دوربين مخفی بوده است.
اما در کمال تعجب و ترس آنها، هواپيما شروع به حرکت روی باند کرده و کم کم سرعت گرفت. هر لحظه بر ترس مسافران افزوده می شد چرا که میديدند هواپيما با سرعت به سوی درياچه کوچکی که در انتهای باند قرار دارد، ميرود.
هواپيما همچنان به مسير خود ادامه میداد و چرخهای آن به لبه درياچه رسيده بود که مسافران از ترس شروع به جيغ و فرياد کردند.اما در اين لحظه هواپيما ناگهان از زمين برخاست و سپس همه چيز آرام آرام به حالت عادي بازگشته و آرامش در ميان مسافران برقرار شد.
در همين هنگام در کابين خلبان، يکي از خلبانان به ديگری گفت: «يکی از همين روزها بالاخره مسافرها چند ثانيه ديرتر شروع به جيغ زدن میکنند و اونوقت کار همهمون تمومه...!»
در اين لحظه شما پس از خواندن اين داستان کوتاه، با شيوه مديريت در ايران آشنا شدهايد!
📚 @Academic_Library
برای موفق شدن دو قانون وجود دارد :
1- هیچوقت تمام چیزهایی را که میدانی "آشکار" نکن
2- 🤐
📚 @Academic_Library
1- هیچوقت تمام چیزهایی را که میدانی "آشکار" نکن
2- 🤐
📚 @Academic_Library
#تا_انتها_بخوانید 📚
دبیر ادبیاتی می گفت:
این روزها بد جوری از این نسل جدید درمانده شده ام!! سالها ی پیش وقتی به درس لیلی و مجنون می رسیدم و با حسی شاعرانه داستان این دو دلداده را تعریف میکردم قطره اشکی از چشم دانش آموزی جاری میشد... یا به مرگ سهراب که میرسیدم همیشه اندوه وصف نشدنی را در چهره ی دانش آموزانم میدیدم .
همیشه قبل از عید اگر برای فراش مدرسه از بچه ها عیدی طلب میکردم خیلی ها داوطلب بودند و خودشان پیش قدم.... و امسال وقتی عیدی برای پیرمرد خدمتگزار خواستم تازه بعد از یک سخنرانی جگر سوز و جگر دوز هیچ کس حتی دستی بلند نکرد... وقتی به مرگ سهراب رسیدم یکی از آخر کلاس فریاد زد چه احمقانه چرا رستم خودش را به سهراب معرفی نکرد که این اتفاق نیفتد و نه تنها بچه ها ناراحت نشدند که رستم بیچاره و سهراب به نادانی و حماقت هم نسبت داده شدند..... وقتی شعر لیلی و مجنون را با اشتیاق در کلاس خواندم و از جنون مجنون از فراق لیلی گفتم
یکی پرسید لیلی خیلی قشنگ بود؟
گفتم از دیده ی مجنون بله ولی دختری سیاه چهره بود و زیبایی نداشت.
این بار نه یک نفر که کل کلاس روان شناسانه به این نتیجه رسیدند که قیس بنی عامر از اول دیوانه بوده عقل درست حسابی نداشته که عاشق یک دختر زشت شده،
تازه به خاطر او سر به بیابان هم گذاشته..... خلاصه گیج و مات از کلاس درس بیرون آمدم و ماندم که باید به این نسل جدید چه درسی داد که به تمسخر نگیرند و بدون فکر قضاوت نکنند.... ماندم که این نسل کجا می خواهند صبوری و از خود گذشتگی را بیاموزند....
نسلی که از جان گذشتن در راه عشق برایشان نامفهوم،
کمک به همنوع برایشان بی اهمیت،
مرگ پسر به دست پدر از نوع حماقت است.... امروز به این نتیجه رسیدم که باید پدر مادر های جوان که بچه های کوچک دارند از همین الان جایی در خانه سالمندان برای خودشان رزرو کنند.
این نسل تنها آباد کننده خانه سالمندان خواهند بود...
برای انهدام یک تمدن سه چیز را باید منهدم کرد
اول خانواده
دوم نظام آموزشی
و سوم الگوها
برای اولی منزلت زن را باید شکست.
برای دومی منزلت معلم.
و برای سومی منزلت بزرگان و اسطوره ها.
دبیر بازنشسته کیان صارمی!
📚 @Academic_Library
دبیر ادبیاتی می گفت:
این روزها بد جوری از این نسل جدید درمانده شده ام!! سالها ی پیش وقتی به درس لیلی و مجنون می رسیدم و با حسی شاعرانه داستان این دو دلداده را تعریف میکردم قطره اشکی از چشم دانش آموزی جاری میشد... یا به مرگ سهراب که میرسیدم همیشه اندوه وصف نشدنی را در چهره ی دانش آموزانم میدیدم .
همیشه قبل از عید اگر برای فراش مدرسه از بچه ها عیدی طلب میکردم خیلی ها داوطلب بودند و خودشان پیش قدم.... و امسال وقتی عیدی برای پیرمرد خدمتگزار خواستم تازه بعد از یک سخنرانی جگر سوز و جگر دوز هیچ کس حتی دستی بلند نکرد... وقتی به مرگ سهراب رسیدم یکی از آخر کلاس فریاد زد چه احمقانه چرا رستم خودش را به سهراب معرفی نکرد که این اتفاق نیفتد و نه تنها بچه ها ناراحت نشدند که رستم بیچاره و سهراب به نادانی و حماقت هم نسبت داده شدند..... وقتی شعر لیلی و مجنون را با اشتیاق در کلاس خواندم و از جنون مجنون از فراق لیلی گفتم
یکی پرسید لیلی خیلی قشنگ بود؟
گفتم از دیده ی مجنون بله ولی دختری سیاه چهره بود و زیبایی نداشت.
این بار نه یک نفر که کل کلاس روان شناسانه به این نتیجه رسیدند که قیس بنی عامر از اول دیوانه بوده عقل درست حسابی نداشته که عاشق یک دختر زشت شده،
تازه به خاطر او سر به بیابان هم گذاشته..... خلاصه گیج و مات از کلاس درس بیرون آمدم و ماندم که باید به این نسل جدید چه درسی داد که به تمسخر نگیرند و بدون فکر قضاوت نکنند.... ماندم که این نسل کجا می خواهند صبوری و از خود گذشتگی را بیاموزند....
نسلی که از جان گذشتن در راه عشق برایشان نامفهوم،
کمک به همنوع برایشان بی اهمیت،
مرگ پسر به دست پدر از نوع حماقت است.... امروز به این نتیجه رسیدم که باید پدر مادر های جوان که بچه های کوچک دارند از همین الان جایی در خانه سالمندان برای خودشان رزرو کنند.
این نسل تنها آباد کننده خانه سالمندان خواهند بود...
برای انهدام یک تمدن سه چیز را باید منهدم کرد
اول خانواده
دوم نظام آموزشی
و سوم الگوها
برای اولی منزلت زن را باید شکست.
برای دومی منزلت معلم.
و برای سومی منزلت بزرگان و اسطوره ها.
دبیر بازنشسته کیان صارمی!
📚 @Academic_Library
❤2
۷۰ ایرانی داوطلب به سفری در مریخ شدند که بازگشتی ندارد !
ناسا، ایران را شجاع ترین کشور جهان نامید !
📚 @Academic_Library
ناسا، ایران را شجاع ترین کشور جهان نامید !
📚 @Academic_Library
واکنش مهراب قاسمخانی به جدول بی ارزشترین پول های دنیا که ایران رتبه یک را از آن خود کرده است ...
📚 @Academic_Library
📚 @Academic_Library
در ۱۹۵۹ یک دانشجوى سياهپوست كنيايى براى ادامه تحصيل در رشته اقتصاد به دانشگاه هاوايى در آمريكا رفت.سالها بعد پسر كوچک آن مرد ۴۴مين رئيس جمهور آمريكا شد. آن سياه پوست"حسين اوباما"بود
@Academic_Library
@Academic_Library
مقایسه حقوق مهندسی درایران و کانادا
درایران :حقوق یکسال = یک پژو 206 با مبلغ حدودی 37 میلیون
در کانادا : حقوق یکسال =بنز کلاس C با قیمت 75 هزار دلار یعنی 375 میلیون
📚 @Academic_Library
درایران :حقوق یکسال = یک پژو 206 با مبلغ حدودی 37 میلیون
در کانادا : حقوق یکسال =بنز کلاس C با قیمت 75 هزار دلار یعنی 375 میلیون
📚 @Academic_Library
اولین نفری که عذرخواهی میکنه
شجاع ترینه!
اولین نفری که میبخشه
قویترینه!
و اولین نفری که فراموش میکنه
شادترینه!
📚 @Academic_Library
شجاع ترینه!
اولین نفری که میبخشه
قویترینه!
و اولین نفری که فراموش میکنه
شادترینه!
📚 @Academic_Library
👍1
نروژ اولین کشوری است که به مردان هم مرخصی زایمان اعطا میکند!
مسئولانش براین عقیده اند که وظایف پدرانه مهمتر از کار است و مردان ۱۰ هفته مرخصی را بعد از زایمان همسر دریافت میکنند!
📚 @Academic_Library
مسئولانش براین عقیده اند که وظایف پدرانه مهمتر از کار است و مردان ۱۰ هفته مرخصی را بعد از زایمان همسر دریافت میکنند!
📚 @Academic_Library
👍1
باافزایش بهای سوخت چین مردم خودروها رهاکرده پیاده به منازل خود بازگشتند؛
یک میلیون خودرو مسیرهای شهر وخارج از شهر را مسدود کرد، ۳ ساعت بعد قیمت سوخت به شرایط قبلی بازگشت!!
📚 @Academic_Library
یک میلیون خودرو مسیرهای شهر وخارج از شهر را مسدود کرد، ۳ ساعت بعد قیمت سوخت به شرایط قبلی بازگشت!!
📚 @Academic_Library
🔹مراسم شستشوی پای مادر در مدارس اندونزی
🔸این نوع احترام گذاشتن به والدین یکی از روش های تربیتی مدارس جنوب شرقی آسیا است.
📚 @Academic_Library
🔸این نوع احترام گذاشتن به والدین یکی از روش های تربیتی مدارس جنوب شرقی آسیا است.
📚 @Academic_Library
زمانی که من ۱۲سال داشتم پدرم پول ۳ماهش رو جمع کرد تا برای من یک جفت کفش بخره!
الان من پول دارم ولی هر وقت که به اون کفشها نگاه میکنم بخاطر میارم که از کجا اومدم
#آندرس_اینیستا
📚 @Academic_Library
الان من پول دارم ولی هر وقت که به اون کفشها نگاه میکنم بخاطر میارم که از کجا اومدم
#آندرس_اینیستا
📚 @Academic_Library
❤1
#یک_دقیقه_مطالعه 📚
◀ 7 دلیلی که میگوید چرا دوستان زیادی دوروبرتان نیست ⁉️
👥 دوست خوب ماندنی که همیشه بشود روی کمک و حضور گرمش حساب کرد؛ یک نعمت است. اغلب ما به داشتن دوست نیازمندیم؛ سنگ صبوری که هنگام سختیها و شادیها هوایمان را دارد و هوایش را داریم.
👈 اگر دوستانتان کماند و از این موضوع ناراحتید شاید بهتر است این بار به جای شکایت، به این نکات توجه کنید و آنها را در خودتان اصلاح کنید:
🔸 همیشه اهل ناله و شکایت هستید.
🔸 با داشتن رابطه عاطفی، دوستانتان را به کل فراموش میکنید.
🔸 خودخواه هستید؛ فراموش نکنید هر رابطه انسانی برای پایدار ماندن به درصدی ایثار و فداکاری نیاز دارد.
🔸 معاملهگر هستید و مدام در حال حساب و کتاب میزان محبت و توجه دوستانتان در رابطه هستید.
🔸 اهل سخنپراکنی هستید.
🔸 زورگو هستید و مدام میخواهید خواسته شما اجرا شود.
🔸اهل بیرونرفتن نیستید؛ تجربههای تازه و ملاقات با آدمهای جدید فرصت خوبی است که هرگز نباید از دست بدهید؛ وقتش شده از پیله تنهایی خودتان پر بکشید.
ترجمه : الناز طرزمنی
📚 @Academic_Library
◀ 7 دلیلی که میگوید چرا دوستان زیادی دوروبرتان نیست ⁉️
👥 دوست خوب ماندنی که همیشه بشود روی کمک و حضور گرمش حساب کرد؛ یک نعمت است. اغلب ما به داشتن دوست نیازمندیم؛ سنگ صبوری که هنگام سختیها و شادیها هوایمان را دارد و هوایش را داریم.
👈 اگر دوستانتان کماند و از این موضوع ناراحتید شاید بهتر است این بار به جای شکایت، به این نکات توجه کنید و آنها را در خودتان اصلاح کنید:
🔸 همیشه اهل ناله و شکایت هستید.
🔸 با داشتن رابطه عاطفی، دوستانتان را به کل فراموش میکنید.
🔸 خودخواه هستید؛ فراموش نکنید هر رابطه انسانی برای پایدار ماندن به درصدی ایثار و فداکاری نیاز دارد.
🔸 معاملهگر هستید و مدام در حال حساب و کتاب میزان محبت و توجه دوستانتان در رابطه هستید.
🔸 اهل سخنپراکنی هستید.
🔸 زورگو هستید و مدام میخواهید خواسته شما اجرا شود.
🔸اهل بیرونرفتن نیستید؛ تجربههای تازه و ملاقات با آدمهای جدید فرصت خوبی است که هرگز نباید از دست بدهید؛ وقتش شده از پیله تنهایی خودتان پر بکشید.
ترجمه : الناز طرزمنی
📚 @Academic_Library