کتابخانه دانشگاهی – Telegram
کتابخانه دانشگاهی
145K subscribers
9.92K photos
1.09K videos
470 files
4.84K links
📚 بزرگترین اجتماع فرهیختگان در تلگرام

.


سفارش تبلیغات:
@Library_Ad


.


.


اینستاگرام ما:
https://www.instagram.com/Academic_Library

.


.

کانال دوم ما:
@BookTop
.

.


.



.




انتقاد و پیشنهاد:
@libraryy

.



.



.



.



.
Download Telegram
#تلنگر 📚

نمکدان را که پُر میکنی
توجهی به ریختن نمکها نداری
اما زعفران را که میسابی
به دانه دانه اش توجه میکنی

حال آنکه بدونِ نمک هیچ غذایی خوشمزه نیست،
ولی بدون زعفران ماهها و سالها میتوان آشپزی کرد و غذا خورد!

مراقب نمک های زندگیتان باشید
ساده و بی ریا و همیشه دم دستتان هستند
ولی روزی اگر نباشند
وای بر سفره زندگی ...


#محمود_معظمی

📚 @Academic_Library
👍1
دکترمصدق در آخرین ماههای عمر:"اگر قرار باشد هرکس بیمار شد برای مداوا به خارج برود پس این مملکت اینهمه پزشک را برای چه میخواهد؟همان کاری که برای مردم میکنید برای من همان کاررا بکنید"

@Academic_Library
1
گیج کننده‌ترین اقدامی که علیه خویش
می‌توانیم بکنیم این است که بکوشیم قلب‌مان را به چیزی قانع کنیم که مغزمان می‌داند یک دروغ بزرگ است !



#شنون‌_آدلر

📚 @Academic_Library
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مغز شما قادر به تغییر سمت حرکت این قطار است، کافیست فکر کنید به سمت مخالف در حال حرکت است!

نمونه ای ساده از قدرت تاثیر افکار بر آنچه میبنیم و چیزی که حقیقتاً در جریان است.

📚 @Academic_Library
هیچ وقت متوجه لحظات واقعا مهم در زندگی نمی‌شوی،
تا وقتی که دیگر خیلی دیر شده است ...



#آگات_کریستی

📚 @Academic_Library
#یک_دقیقه_مطالعه 📚

ريشه عبارت "از اين ستون به اون ستون فرجه"

می گویند در ازمنه گذشته جوان بی گناهی به اعدام محکوم شده بود زیرا تمام امارات و قراین ظاهری بر ارتکاب جرم و جنایت او حکایت می کرد. جوان را به سیاستگاه بردند و به ستونی بستند تا حکم اعدام را اجرا کنند. حسب المعمول به او پیشنهاد کردند که در این واپسین دقایق عمر خود اگر تقاضایی داشته باشد در حدود امکان بر آورده خواهد شد .

محکوم بی گناه که از همه طرف راه خلاصی را مسدود دید نگاهی به اطراف و جوانب کرد و گفت:" اگر برای شما مانعی نداشته باشد مرا به آن ستون مقابل ببندید." درخواستش را اجابت کردند و گفتند: آیا تقاضای دیگری نداری؟ جوان بیگناه پس از لختی سکوت و تامل جواب داد: می دانم که زحمت شما زیاد می شود ولی میل دارم مرا از این ستون باز کنید و به ستون دیگر ببندید.

عمله سیاست که تاکنون مسئول و تقاضایی به این شکل و صورت ندیده و نشنیده بودند از طرز و نحوه در خواست جوان محکوم دچار حیرت شده پرسیدند:" انتقال از ستونی به ستون دیگر جز آنکه اجرای حکم را چند دقیقه به تاخیر اندازد چه نفعی به حال تو دارد؟" محکوم بی گناه که هنوز بارقه امید در چشمانش می درخشید سر بلند کرد و گفت:" دنیا را چه دیدی؟ ستون به ستون فرج است!"

مجدأ عمله سیاست برای انجام آخرین در خواستش دست به کار شدند که بر حسب اتفاق یا تصادف و یا هر طور دیگر که محاسبه کنیم در خلال همان چند دقیقه از دور فریادی به گوش رسید که :" دست نگهدارید، دست نگهدارید، قاتل دستگیر شد." و به این ترتیب جوان بی گناه از مرگ حتمی نجات یافت.

📚 @Academic_Library
📚چرا باید کتاب خواند؟

✍🏻طرح جالبی از تفاوت کتاب و فیلم



📚 @Academic_Library
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹جالبه بدونید ژاپنی ها به رانندگانی که پشت چراغ قرمز و خطوط عابر پیاده توقف می‌کنند اینجوری احترام میگذارن!

🔺يكى از دلايلى كه ژاپن، ژاپن شد.


🆑 @Academic_Library
👍1
فرار آلبانی‌ها بخاطر وضعیت بد اقتصادی در اوایل دهه ۹۰ میلادی ...



📚 @Academic_Library
هیچکس به شما وعده نداده است که زندگی شما بدون مشکل خواهد بود!

یک نفس عمیق بکشید و به خود بگویید
این فقط یک روز بد است، نه یک زندگی بد!


📚 @Academic_Library
👍1
وقتی تحصیل کرده هستید
که بتوانید
تقریبا
هر حرفی را بشنوید
بدون آنکه عصبانی شوید
یا اعتماد به نفستان را
از دست بدهید ...

#رابرت_فراست

📚 @Academic_Library
می‌ دانم اگر قضاوت نادرستی درباره‌ ی کسی بکنم، جهان همه ‌ی تلاشش را می‌کند تا مرا در شرایط او قرار دهد تا به من ثابت کند در تاریکی همه ‌ی ما شبیه یکدیگریم ...


#داستایوفسکی

🆑 @Academic_Library
دیروز بقال سر کوچه را دیدم.
حلالیت طلبید !
گفت تمام سال ها کار کردنش را ، جان کندنش را ، کرده چند برگ دلار . گفت : خسته شده از همه چیز. همین دوشنبه آفتاب نزده می رود . میرود دنبال رویا هایش . آن هم. قاچاق ! از مرز رد می شود و تمام . نمی دانم کجا فقط دارد میرود !

۳ روز پیش یکی از کاسبان محل را دیدم ، گفت ۱۰۰ میلیونش جور شده، تمام زندگی را گذاشته بود توی کوله پشتی و پاسپرتش که دستش بود. ماچش را داد و رفت ! نمیدانم میرسد یا نه ولی قرار بود قاچاق برود انگلیس !

همین پیش پای شما دوستم را دیدم دنبال قرض بود، می گفت آلمانی هم یاد گرفته ، پسر باهوشی بود . کمی پول می خواست که برود و قرضی که معلوم نبود کی پس می دهد ! از آلمان می گفت. رویایی که نمیدانم چقدر دور و نزدیک بود .

حتی نانوا محل می گفت از ما که گذشت تو برو ...

پنجاه میلیون تومان را دادم به دلال و گفتم ، ده هزار لطفا !
گفت کجای کاری برادر دلاری ۱۱ !
۱ دلار ۱۱۰۰۰۰ ریال
گفتم کمتر بده فقط زودتر تا کمتر از این هم نشده!

#شاهین_شیخ_الاسلامی

📚 @Academic_Library
👍1😢1
امروز ‏۳۰ژوئیه روز جهانی ‎دوستی است این روز قصد دارد تا با پرکردن شکاف نژادی، مذهبی، قومی میان انسانها پیوند دوستی برقرار کند و با گفتمان پذیرش و درک فرهنگ دوستی را درجهان گسترش دهد

@Academic_Library
تو هم به یاد داشته باش:
منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است،
تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند ...



#ماهاتما_گاندی

📚 @Academic_Library
کسانی که نمی‌خواهند به عقایدشان شک کنند، متعصبند!

کسانی که می‌ترسند به عقایدشان شک کنند، برده اند!

و کسانی که نمی‌توانند به عقایدشان شک کنند، احمقند!

#برتراند_راسل

📚 @Academic_Library
👍1
اینجا بامِ منازل مسکونی کمبریج است در انگلستان است. میزان متوسط دریافت انرژی خورشیدی این کشور یک‌پنجم ایران است؛ اما از دریافت انرژی خورشیدی عملاً بیشتر حمایت می‌شود تا ایران


📚 @Academic_Library
هیچ وقت متوجه لحظات واقعا مهم در زندگی نمی‌شوی،
تا وقتی که دیگر خیلی دیر شده است.



#آگاتا_کریستی

📚 @Academic_Library
#یک_دقیقه_مطالعه 📚

📝 چهار سخن تکان دهنده!

زاهدی گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد .

اول مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد. او گفت ای شیخ خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد بود!

دوم مستی دیدم که افتان و خیزان راه میرفت به او گفتم قدم ثابت بردار تا نیفتی . گفت تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده ای؟

سوم کودکی دیدم که چراغی در دست داشت گفتم این روشنایی را از کجا آورده‌ای؟ کودک چراغ را فوت کرد و آن را خاموش ساخت و گفت: تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟

چهارم زنی بسیار زیبا که درحال خشم از شوهرش شکایت میکرد . گفتم اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن. گفت من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بیخود شده ام که از خود خبرم نیست تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟

📚 @Academic_Library
👍1
دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند؛
یکی آن که اندوخت و نخورد؛
و دیگر آن که آموخت و (عمل) نکرد ...



#گلستان_سعدی

📚 @Academic_Library
👍1
سال ۱۹۷۵ نیومکزیکو آمریکا

چپ: پل الن اخراج شده‌ی دانشگاه واشنگتن
راست: بیل گیتس اخراج شده‌ دانشگاه هاروارد


آنها اما مایکروسافت را پایه گذاری کردند!

📚 @Academic_Library