کتابخانه دانشگاهی – Telegram
کتابخانه دانشگاهی
145K subscribers
9.92K photos
1.09K videos
470 files
4.84K links
📚 بزرگترین اجتماع فرهیختگان در تلگرام

.


سفارش تبلیغات:
@Library_Ad


.


.


اینستاگرام ما:
https://www.instagram.com/Academic_Library

.


.

کانال دوم ما:
@BookTop
.

.


.



.




انتقاد و پیشنهاد:
@libraryy

.



.



.



.



.
Download Telegram
زندگی با همه ی بدیهاش
یه خوبی داره که با گذشتِ زمان
شخصیتِ دوم آدمهای اطرافت رو
نشونت میده ...



#ميلان_کوندرا

📚 @Academic_Library
«اگر می خواهید با آسودگی خاطر به رختخواب برگردید، با هدف از آن برخیزید.»



#جورج_لوریمر

📚 @Academic_Library
#یک_دقیقه_مطالعه 📚

از خجالت کشیدن نترسید❗️

کمی قرمز شدن می تواند اثرات مثبتی روی روابط شما داشته باشد. در یکی از دانشگاه های کالیفرنیا تحقیقی صورت گرفته است که در آن به شرکت کنندگان یک فیلم ضبط شده از مردی را نشان می دادند که در آن به او گفته می شد که در آزمونی بسیار مهم نمره فوق العاده ای را گرفته است. در فیلمی که به برخی از این شرکت کنندگان نشان داده می شد واکنش مرد با شرم و حیا همراه بود و برخی دیگر او را در حالی می دیدند که از خود کبر و غرور نشان می داد. زمانی که میزان اعتماد آنها به این مرد مورد سنجش قرار گرفت، آنهایی که واکنش همراه با خجالت او را دیده بودند اعتماد بیشتری نسبت به او داشتند. طبق نظر محققین داشتن شرم و حیا نشان دهنده اهمیت دادن فرد به اطرافیان است و باعث می شود آنها بخواهند با او تعامل بیشتری داشته باشند.

#روانشناسی

📚 @Academic_Library
لیست دکترهای یک ساختمان پزشکان در آمریکا

توجه شما رو جلب می کنم به تعداد اسم دکترهای ایرانی!


📚 @Academic_Library
#یک_دقیقه_مطالعه 📚

حكايت ميكنند كه دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبت هایش از درد چشم خود نالید. بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان عصا زنان به عیادت نامزدش می رفت و از درد چشم می نالید.
موعد عروسی فرا رسید. زن نگران صورت خود که آبله آن را از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود. مردم می گفتند چه خوب! عروس نازیبا، همان بهتر که شوهرش هم نابینا باشد.
20 سال بعد از ازدواج آن دو، زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند و فهميدند كه مرد 20 سال خود را به كورى زده بود!
وقتى از او سوال شد كه چرا چنين كردى؛ مرد گفت:
من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم!

📚 @Academic_Library
👍3👎2💔1
#تا_انتها_بخوانید 📚

همیشه سر زدن به کتابفروشی های انقلاب برایم غم انگیز است:
مغازه های بی رونق و مشتریان بی رمق.

کسانی که به توصیه یا اجبار استاد خود، راهی انقلاب شده اند
تا کتابی را تهیه کنند و بخوانند.
کسانی که «کتاب خواندن» برایشان، یک شغل است.
چهار سال یا شش یا ده سال این کار را انجام می دهند تا «فارغ التحصیل» شوند.

در زبان انگلیسی، برای پایان مقطع تحصیلی، از واژه Graduate استفاده می کنند از ریشه ی Grad به معنای «پله» و «گام».
پایان مقطع تحصیلی به معنای یک گام به پیش یا حرکت به یک پله ی بالاتر است.

ولی ما از «فارغ» شدن استفاده می کنیم.
تو گویی که زایمانی سخت در کار بوده
و اکنون می خواهیم به روند عادی زندگی بازگردیم.

بگذریم…در خیابان انقلاب به این آگهی ها مواجه شدم:
با قیمت بسیار ارزان، برایت پایان نامه می نویسند:
تاریخ و علوم سیاسی، مدیریت و اقتصاد، زبان و ادبیات فارسی، مقاله ISI‌ با قیمتی باورنکردني،
برایت برنامه نویسی می کنند: با هر زبان که بخواهی!

آری، خوشبختانه امکانات در حدی زیاد شده، که میتوانی بی آنکه چیزی از مدیریت بفهمی، مدرکش را دریافت کنی.
بی آنکه زبان بدانی، ترجمه کنی.
بی آنکه سیاست و اقتصاد بفهمی، مقاله هایی در آن حوزه داشته باشی، آنهم در سطح ژورنال های بین المللی و آی اس آی. کافی است پول داشته باشی آنهم نه زیاد، بلکه به نرخ دانشجویی !!

از امروز وقتی میوه فروش همسایه به هر کس که کت و شلوار پوشیده «دکتر» و آنها که اسپورت می پوشند را «مهندس» صدا می زند نمی خندم!
او جامعه را بهتر می شناسد.
حتماً او هم می داند که هزینه ی دکتر و مهندس شدن، گرفتن یک تاکسی به مقصد میدان انقلاب است.
از امروز دیگر، به حسابدار شرکتمان نمی خندم که همیشه می گوید: درسته من دیپلم دارم اما دیپلم قدیم است!
او فرق دیپلم جدید و قدیم را خوب فهمیده است.

از امروز دیگر تعجب نمی کنم که چرا دوستم که کارشناس سخت افزار است – به قول خودش – سوراخ های اطراف لپ تاپ را، با یکدیگر اشتباه می گیرد!

از امروز دیگر می دانم که چرا، یکی از آشنایانم که سمت بالای اقتصادی در یک سازمان دارد، نمی تواند «اصل» و «بهره»ی وامی را که پرداخت می کند، جداگانه محاسبه کند.
از امروز دیگر می دانم که چرا می گوییم: «فارغ التحصیلی»!!!

ما مردمی شده ایم که #تقلب می کنیم.
دانش معامله می کنیم. عنوان می خریم.

اقتصاد ایرانی، صنعت ایرانی، فرهنگ ایرانی، تاریخ ایرانی، ادبیات ایرانی.
همه را می توانم صفحه ای ۱۵۰۰ تومان بخرم
و خوشحال باشم که مدرکم را با کمترین وقت و هزینه گرفته ام.

اما فراموش می کنم که در جامعه ای زندگی می کنم که سایر کالاها و خدمات نیز، به احتمال زیاد توسط کسانی به من ارائه می شود که دانش خود را از همین میدان، شاید کمی بالاتر یا پایین تر، خریده اند!

لابد می گویید: اگر اوضاع چنین اسفناک است، چرا مردم بی درد و دغدغه این وضعیت را پذیرفته اند و کسی نگران نیست؟

دلیلش این است که «همه چیزمان» با «همه چیزمان» جور است.

وقتی نماز را که قرار بود، راهمان را هموار و روحمان را بیدار کند، نمی خوانیم و پول می دهیم تا پس از مرگ برایمان بخوانند
طبیعتاً مقاله مان را هم می دهیم تا دیگری بنویسد.
اصل، ثواب است که ما برده ایم ...!

📚 @Academic_Library
#تلنگر 📚

خودت هستى ؟
نميشه كه عمده حرفهات كم ارزش باشه و بخواهى روابط ارزشمند داشته باشى،
يك رفيق داشتم تا منو ميديد شروع ميكرد به صحبت درباره بيزينس و سرمايه گذارى و ...طبيعتا من پابه پاش ميرفتم تا يه جايى بهش گفتم : داداش ! تو با همه اطرافيانت تنها صحبتى كه دارى فرصتهاى شغلى و پروژه هايت است حتى همسرت ! كلى گفتگوهاى لذت بخش ديگه را دارى با ماها از دست ميدى ،
به آدمها فرصت بده از عشقهاشون ، شكستها و ظفرمندي هاشون ، روياهاشون حرف بزنند . خودت هم اينقدر بي نقص جلوه نكن كه رو اعصاب برى ؛
حتى اگر سربلندى ، بين مردمان متوسط ، تمام قد نايست ؛ ناخودآگاه موجب دردسر ميشود . معمولى زيست كن ولى در جانت رفيع باش؛


اينطورى دلنشين تر ميشوى ...

✍🏻 #دکتر_شيرى

📚 @Academic_Library
#تا_انتها_بخوانید 📚

یادتونه یه زمانی ...

کمربند بستن تو ماشین خیلی چیز عجیبی بود؟
بعضی از مردم سگ و گربه ها را با سنگ میزدند؟
حفظ پاکیزگی محیط زیستمون بی اهمیت بود؟

نوع لباس پوشیدن و مدل موی افراد برای بقیه مهم بود؟
جمله " با لباس عروس میری با کفن سفید برمیگردی" لقلقه زبان همه بود؟
یادتونه یه زمانی میگفتند
مردم ایران واسه هزار تومن پول مفت هرکاری میکنند؟

یادتونه
هر خرافات و خزعبلی از هر طرف می رسید باور میکردیم؟

اما حالا :
کمربند بستن عادی ترین اتفاق تو رانندگیه
سازمانهای مردم نهاد زیادی تشکیل شدند برای حمایت و نگهداری از حیوانات
مردم جمع میشن و گروهی میرن زباله های اطراف را جمع اوری میکنند و کلی هم راضی اند.

دیگه لباس پوشیدن دیگران برای خیلی از ما عجیب نیس ، چون ضرری برامون نداره و چپ چپ نگاهش نمیکنیم

متارکه و جدا شدن وقتی راه دیگه ای نیست ، بهترین راه حله.

اغلبمون دیگه هر خبری که منتشر میشه ؛ تا منبع و ماخذ موثقش را پیدا نکنیم ؛ دیگه باور نمیکنیم.

بیاییم قبول کنیم ما مردم داریم کم کم آگاه میشیم
درک و فهممون از مسائل روز به روز داره بیشتر میشه
داریم در مسیر درستی حرکت میکنیم

قبول که تا ایده آل ها حالا حالاها فاصله داریم
قبول که هنوز تلفات حوادث رانندگی مون زیاده
قبول که هنوز سرانه مطالعه تو کشورمون پایینه

قبول که همچنان میزان فقر و اعتیاد و بزه خیلی زیاده
قبول که هنوز خیلی از مردم احساس مشارکت اجتماعی قوی ندارند.
اما
با گذشته فرق کردیم.

اینقدر خودمون را سرزنش نکنیم.
اینقدر از مردم ایران بد نگیم.
مردم ؛ من و شما هم هستیم.
بیشتر از قبل هوای همدیگه را داشته باشیم و یه ذره به آینده مون امیدوارانه نگاه کنیم.

#مهدی_تاجوری

📚 @Academic_Library
‏این نقشه میزان تابش خورشید توی ایران و آلمانه ...

حالا حدس بزنید کدوم یکی 41,000 مگاوات از انرژی خورشید برق تولید میکنه و کدوم یکی #شاید حول و حوش 60 مگاوات!!


📚 @Academic_Library
حقیقت این است که همۀ انسان‌ها این تصور را دارند که خدا درست همان طرفی ایستاده که آنها ایستاده‌اند ...!



#برتراند_راسل

📚 @Academic_Library
🕊1
🇧🇷زندانی در برزیل وجود دارد که زندانیان با خواندن یک کتاب و نوشتن یک گزارش (برداشت‌ خودشان از آن کتاب) می‌ توانند چهار روز از مدت زمان حبس خود کم کنند.


📚 @Academic_Library
هر کتابی که خواستید اینجا دانلود کنید @BookTop رایگانِ رایگان
شاید گرمی خانواده و دور هم بودنشون یکی از معدود چیزایی باشه که نشه با پول خرید ...!




📚 @Academic_Library
راز موفقیت در این اجتماع این است که یقین داشته باشیم همه تقریبن به یک اندازه بیشعورند اما جوری وانمود کنیم که انگار هرکدام از آنها بیشتر از دیگری می فهمد..!


#وودی_آلن

📚 @Academic_Library
‏خیابان های باریک با نمایی از تاکسی های زرد رنگ!

حجم بیکران تاکسی های زرد نشون از بیکاری زیاد توی سنندج داره و مسئولینی که برای ایجاد شغل فقط سهمیه‌ تاکسی فروختن!


📚 @Academic_Library
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خلاصه ۳۵ سال تغییرات اقتصادی در جهان
ابرقدرت‌های اقتصادی از ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۵ چه تغییراتی کردند؟

توجهتون رو به تغييرات ايران جلب ميكنم ...

📚 @Academic_Library
🔺 چند ميگيری ؛ گريه كنی !

عجیب‌ترین شغل‌های جهان که اين روزها در ايران باب شده‌اند!

🔸 پیچیدن عمامه به زیباترین شکل

در آگهی‌ که این روز‌ها در صفحات مجازی دست‌به‌دست می‌شود، نوشته شده است: «با عرض سلام خدمت روحانیت معزز، پیچیدن عمامه متنوع در طرح‌های مختلف (متناسب با سلیقه شما) پذیرفته می‌شود.» با شماره‌ای که ذیل این آگهی درج شده بود، تماس گرفتیم.
مبلغ بستن عمامه از ۴۵ تومان شروع می‌شود و نسبت به مدلی که انتخاب کنید قیمت این کار تا ۸۰ تومان هم اضافه می‌شود. البته خود بحث عمامه (نوع جنس، متراژ و...) هم بر قیمت آن تاثیر می‌گذارد.

🔹 دادزن‌

دادزن‌ها كه براي مغازه‌ها مشتري جمع مي‌كنند در مشهد بین ۳۰ تا ۱۰۰ هزار تومان در روز پول می‌گیرند. برخی حقوق ثابت دارند و مابقی به صورت درصدی هستند و هر چه مشتری بیشتری بیاید پول بیشتری کاسب مي‌شوند.

🔸 شهادت دهنده در دادگاه‌!

اگر به دادگاه سری زده باشید، به‌ویژه دادگاه‌های خانواده می‌بینید افرادی هستند که جلوی دادگاه‌ها ایستاده‌اند و زیر لب می‌گویند: «شاهد، شاهد طلاق، داور طلاق، شاهد اعسار، شهادت می‌دهم و...» به درست و غلط بودن این شغل و اینکه درآمد این شغل حلال است یا خیر، کاری نداریم. قیمت هر شهادت در دادگاه چیزی حدود ۵۰ تا ۷۰ تومان است.

🔹 پارکینگ بر پول بگیر!

پارک در محل‌هایی مثل جلوی شیر‌های آتش‌نشانی ممنوع است، برخی افراد که عجله دارند خواسته یا ناخواسته در این محل‌ها پارک می‌کنند. افرادی هستند که کمین می‌کنند و وقتي راننده رفت، با جرثقیل تماس می‌گیرند تا ماشین از آن محل به پارکینگ انتقال داده شود.

راننده که به محل پارک ماشین برمی‌گردد و متوجه می‌شود ماشینش نیست، جلو می‌آیند و می‌گویند: «ماشین را جرثقیل برد، بیا با موتور به محل پارکینگ ببرمت» و هزینه‌ای بین ۳۰ تا ۵۰ تومان برای این کار از راننده می‌گیرند!

🔸 دست جلوی پلاک بگیر!

اين افراد براي ورود متخلفين به طرح ترافيك، با گرفتن حدود ۲۰ تا ۵۰ تومان، دست خود را جلوی پلاک ماشین ميگيرند تا دوربین کنترل ترافیک نتواند پلاک شما را ثبت کند.

🔹 گریه کن!

شغل این افراد، تدارک دیدن و مهیا کردن افراد برای حضور در همایش‌ها، مراسم ختم و عروسی و... است و می‌توانند سالن یک همایش را با ظرفیتی بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر پرکنند !

به ازای افرادی که در این مراسم حضور دارند، سرویس ایاب و ذهاب، یک وعده غذا و حدود ۲۰ تا ۳۰ هزار تومان مطالبه می‌کنند که قبل از ورود به سالن این مبلغ باید به افراد پرداخت شود. حق‌الزحمه خودش هم برای هر مراسم چیزی حدود سه تا پنج میلیون تومان است.

🔸 فروش نوبت در صف تعویض پلاک

اين افراد صبح زود می‌روند در صف تعويض پلاك نوبت می‌گیرند و بعد که صف طولانی شد به افرادی که عجله دارند، جایشان را می‌فروشند! هزینه فروش نوبت هم بستگی به مدل ماشین دارد.
به‌عنوان مثال در بازدیدی که ما از این خرید و فروش نوبت داشتیم قیمت برای پژو ۲۰۶، ۸۰ تومان و برای یک هیوندا ۱۶۰ تومان بود، آقایی می‌گفت: هفته پیش یک BMW که خیلی هم عجله داشت نوبتی را به مبلغ ۳۰۰ هزار تومان از فلان آقا خرید.

🔹 اجاره پکیج و ژنراتور

پس از ساخت‌وساز، تا برخی المان‌های مهندسی در ساختمان نباشد پايان كار نميدهند. اما برخی کارفرما‌ها تمایلی به اینکه این وسایل را برای خانه تهیه کنند ندارند. برخی مغازه‌دار‌ها پکیج و ژنراتور کرایه می‌دهند

🔸 پارکبان‌های تقلبی

افرادی بدون آنكه هیچ وابستگی‌ای به شهرداری داشته باشند لباس پاركبان مي‌پوشند و از خيابان خدا پول زور می‌گیرند و گویا حتی قانون حریف آن‌ها نمی‌شود؛ چراکه نمی‌توان جرمی برای آن‌ها نوشت تنها از این خیابان به خیابان دیگر می‌روند.

🔹 قلیان موتوری

قلیان چاق‌کن شغلی است که این روز‌ها حتی اگر درکنار ساحل هم قدم بزنید برای خودش کاسبی دارد. سرویس تحویل آن مقابل در منزل هزینه‌ای بین ۶۰ تا ۸۰ تومان دارد.

📚 @Academic_Library
تعميرگاه دار، هم سياست را مي فهمد هم رفاقت را و هم اقتصاد را ...




📚 @Academic_Library
خارج، حالت را خوب نخواهد کرد!

رفیق! تو فکر می کنی اگر بیایی خارج، حالت خوب می شود؟
به والله قسم نه! نمی شود.
من اینقدر ایرانی حال خراب در همین خارج دیده ام که نگو و نپرس.
آنها حال خرابشان را با خود به همه جا می برند؛ آنها دلشوره ها و ترس ها و اضطراب ها و بکن ها و نکن ها و بگیرها و ببندها و دروغ ها و فریب ها و تنگ نظری ها و خیانت ها و حسادت ها و نفاق ها و پشت هم اندازی ها و قانون‌گریزی ها و دور زدن ها و زیر آب زدن ها را با خود همه جا می برند. و هر کدام از این ها کافی ست که حال آدم خراب باشد همه عمر.

بهشت هم با افکار و کردار جهنمی ما، جهنم خواهد شد.
تو فکر می کنی خارج از اول خارج بود بعد یک عده رفتند و داخلش شدند؟
نه ، خارج را همین خارجی ها خارجش کردند ؛ همان طور که ایران را ایرانی ها ، ایرانش کردند؛ عراق را عراقی ها عراقش کردند؛ افغانستان را افغان ها افغانستانش کردند...

فکر نکن این فقط حکومت‌ها هستند که آدم ها را می سازند، نه اتفاقاً این آدم ها هستند که حکومت‌ها را می سازند.

من اینجا هستم در همین خارج دوست داشتنی شما و دارم از نزدیک میبینم که قانون هست اما چطور بعضی ایرانی ها همه فکر و ذکرشان این است که همین قانون را دور بزنند و زیر پا بگذارند.
کار هست اما چرا او هزار و یک ترفند می زند که از همان کار شانه خالی کند.
آزادی بیان هست اما چرا حرفی ندارد که بیانش کند.
تساوی حقوق زن و مرد هست اما چرا باز هر بلایی که می تواند بر سر زنش می آورد.
امید هست ، اما او چرا ندارد؟
لذت های پاک و بی آلایش هست اما او چرا نمی تواند ببرد؟
موزه هست اما چرا او نمی رود؟
کتابخانه هست اما چرا او عضو نمی شود؟
هزار و یک فعالیت فرهنگی هست اما چرا او شرکت نمی کند.
کتاب هست بدون سانسور و ممیزی هم هست اما چرا او نمی خواند؟
موسیقی کلاسیک هست، تئاتر مدرن هست، هنر متعالی هست، فلسفه ی روز هست، علم محض هست، اما چرا او باز دنبال قلیان دو سیب است و سالن مد و غیبت پشت سر پری خانم و زری خانم؟

تمرینش نکرده؟ یادش نداده اند؟ دل و دماغ ندارد؟ رنج بسیار کشیده؟ میراث دار یک اندوه تاریخی ست؟ تقصیر زمین است تقصیر زمان است، تقصیر این است، تقصیر آن است؟ باشد حق با شماست.

اما باور کن خارج، حال کسی را خوب نخواهد کرد.
اول باید حال خودت را خوب کنی، بعد با خود ببری حالت را هر جا که می خواهی ...

#عرفان_نظرآهاری

📚 @Academic_Library
👍1
📚 ۱۰ توصیه برای کسب و کار در بحران اقتصادی

۱- وارد هیچ قرض، بدهی و فعالیت های ریسکی جدیدی نشیم.

۲- ترجیحا فقط با بهترین و وفادار ترین مشتری هامون همکاری کنیم که البته خیلی بستگی به شرکت داره.

۳- مصارف هزینه اضافی را شناسایی و حذف کنیم و تا اونجا که میشه خرید خود را محدود کنیم و فقط به شکل نقدی یا کوتاه مدت فروش داشته باشیم.

۴- مسائل مالی را بیش از پیش ارزیابی و دقت کنیم و حتی پیش بینی های مختلف رو در نظر بگیریم. سختگیری خیلی زیادی در قسمت مالی لازمه.

۵- از زمان آزادی که داریم برای آموزش های علمی و روانی کارکنان برای دوران بحران استفاده کنیم.

۶- از تحقیق و توسعه و نوآوری در فعالیت های فعلی یا جدید غافل نشیم چون این فرآیند متوقف نمیشه. مثل از آب گل آلود ماهی گرفتن میمونه.

۷- از حمایت احساسی و نزدیک شدن تیم به هم غافل نشیم.
بیرون این سازمان شرایط سختی هست ولی داخل شرکت فضا باید دوستانه، بدون استرس و صمیمی باشه. برای این کار، فعالیتهای گروهی خیلی کمک میکنه.

۸- با سختگیری و ریزبینی بیشتری بازاریابی و تبلیغات انجام دهیم و فقط روش هایی ادامه دار باشن که جوابشون رو پس دادن


۹- استانداردهای بالاتری از قبل برای همکاری های جدید داشته باشیم. با هر کسی وارد معامله نشیم چون وضع خیلی ها خرابه ممکنه ما ضرر کنیم.

۱۰- سعی کنیم اخراج افراد جزو آخرین گزینه هامون باشه بخصوص در این اوضاع چون ضررهای عجیبی به روحیه شرکت میزنه.

پ.ن: در مورد گزینه ی 10 باید توضیح بدم که اکثر شرکتها دارن تعدیل نیرو میکنن و یک عالمه ادم در دوماه اینده بیکار میشن و این واقعا خطرناکه ...

#امیرعلی_ق

📚 @Academic_Library
👍1
قدرت واقعى يک مرد،
به اندازه ى لبخند زنى هست كه كنارش نشسته ...

📚 @Academic_Library