امروز روز جهانی پیشگیری از خودکشی است. هر۴۰ ثانیه یکنفر در دنیا بر اثر خودکشی جانشو از دست میده.
گاهی یه «حالت خوبه؟» میتونه جان کسی رو نجات بده.
سکوت نکنیم و ناجی هم باشیم ❤️
📚 @Academic_Library
گاهی یه «حالت خوبه؟» میتونه جان کسی رو نجات بده.
سکوت نکنیم و ناجی هم باشیم ❤️
📚 @Academic_Library
🔴 نشانههای زیر خط فهم بودن!
❗️بر اساس محاسبه یک اقتصاددان در تهران خانوادههای دارای درآمد کمتر از ۴ میلیون تومان زیر خط فقرند. اما آیا جامعه شناسی هم پیدا میشود جرات کند، خط فهم را تعیین کند و تعداد کسانی که زیرخط فهم هستند را نیز اندازه گیری کند؟ براستی مشکل ما خط فهم است یا خط فقر؟
🔺وقتی من سوار ماشین ۸۰ میلیونی هستم اما ته مانده سیگارم را به بیرون پرت می کنم زیر خط فهمم.
🔻وقتی به راحتی و قبل از دست کم یک بار مقایسه بر اساس اعداد و ارقام خود را (ایرانیان) باهوش تر از تمام ملل می دانم زیر خط فهمم.
🔺وقتی به فرزندم اجازه نمی دهم که باورهای مرا به چالش بکشد، زیر خط فهمم.
🔻وقتی زمانی که صرف دیدن «تکرار» سریالی که دیشب نگاه گرده ام از زمانی که برای خواندن کتاب های عمیق و تحلیل های کارشناسانه روزنامه می گذارم، بیشتر است، زیرخط فهمم
🔺وقتی حاضرم برای یک پیتزا به همراه نوشابه و سیب زمینی و سالادش ۷۰ هزار تومان بدهم اما برای خرید یک کتاب ۲۰ هزارتومانی دل درد می گیرم، زیر خط فهمم.
🔻وقتی ارزش طلا، ساعت و لباسی که به همراه دارم بیشتر از مجموع قیمت کتاب هاییست که در ذهن دارم، زیر خط فهمم.
🔺وقتی معیشت دیگران برای من مهم نیست و بخشی از مالم را برای نجات زندگی همسایه، همشهری و هم سرزمینم اختصاص نمی دهم زیرخط فهمم.
🔻وقتی تاریخ نمی خوانم یا نمی دانم و تاریخ را دوباره و بلکه چندباره تکرار می کنم، زیرخط فهمم.
🔺وقتی نیم ساعت درباره نحوه لباس پوشیدن خواننده زن یک برنامه تلویزیونی گفتگو میکنم اما حاضر نیستم نیم ساعت خلوت و تفکر کنم زیر خط فهمم.
🔻وقتی پارتی بازی، رانت خواهی، کم کاری، کم فروشی، خیانت در امانت و رشوه را راه ثروتمند شدن می دانم و تلاش، کوشش، عرق ریختن، شرافت، وجدان را به سخره می گیرم، زیرخط فهمم
👈 از زیر خط فهم بیرون بیاییم تا از زیر خط فقر بودن نجات پیدا کنیم!
✍🏻 #دکتر_لشکربلوکی
📚 @Academic_Library
❗️بر اساس محاسبه یک اقتصاددان در تهران خانوادههای دارای درآمد کمتر از ۴ میلیون تومان زیر خط فقرند. اما آیا جامعه شناسی هم پیدا میشود جرات کند، خط فهم را تعیین کند و تعداد کسانی که زیرخط فهم هستند را نیز اندازه گیری کند؟ براستی مشکل ما خط فهم است یا خط فقر؟
🔺وقتی من سوار ماشین ۸۰ میلیونی هستم اما ته مانده سیگارم را به بیرون پرت می کنم زیر خط فهمم.
🔻وقتی به راحتی و قبل از دست کم یک بار مقایسه بر اساس اعداد و ارقام خود را (ایرانیان) باهوش تر از تمام ملل می دانم زیر خط فهمم.
🔺وقتی به فرزندم اجازه نمی دهم که باورهای مرا به چالش بکشد، زیر خط فهمم.
🔻وقتی زمانی که صرف دیدن «تکرار» سریالی که دیشب نگاه گرده ام از زمانی که برای خواندن کتاب های عمیق و تحلیل های کارشناسانه روزنامه می گذارم، بیشتر است، زیرخط فهمم
🔺وقتی حاضرم برای یک پیتزا به همراه نوشابه و سیب زمینی و سالادش ۷۰ هزار تومان بدهم اما برای خرید یک کتاب ۲۰ هزارتومانی دل درد می گیرم، زیر خط فهمم.
🔻وقتی ارزش طلا، ساعت و لباسی که به همراه دارم بیشتر از مجموع قیمت کتاب هاییست که در ذهن دارم، زیر خط فهمم.
🔺وقتی معیشت دیگران برای من مهم نیست و بخشی از مالم را برای نجات زندگی همسایه، همشهری و هم سرزمینم اختصاص نمی دهم زیرخط فهمم.
🔻وقتی تاریخ نمی خوانم یا نمی دانم و تاریخ را دوباره و بلکه چندباره تکرار می کنم، زیرخط فهمم.
🔺وقتی نیم ساعت درباره نحوه لباس پوشیدن خواننده زن یک برنامه تلویزیونی گفتگو میکنم اما حاضر نیستم نیم ساعت خلوت و تفکر کنم زیر خط فهمم.
🔻وقتی پارتی بازی، رانت خواهی، کم کاری، کم فروشی، خیانت در امانت و رشوه را راه ثروتمند شدن می دانم و تلاش، کوشش، عرق ریختن، شرافت، وجدان را به سخره می گیرم، زیرخط فهمم
👈 از زیر خط فهم بیرون بیاییم تا از زیر خط فقر بودن نجات پیدا کنیم!
✍🏻 #دکتر_لشکربلوکی
📚 @Academic_Library
❤1
چهارم ریاضی بودیم...
دو سه روز از آغاز سال تحصیلی بیشتر نگذشته بود.
جو مدرسه هم خیلی بگیر ببند بود و آوردن نوار کاست به مدرسه یه چیزی بود تو مایه های قتل شبه عمد! یه ناظم داشتیم به اسم آقای شریفی که تازه از شهربابک اومده بود. آدمی بود سختگیر ودر عین حال ساده دل.
یه روز یکی از بچه ها نوار جدید شهرام شب پره رو آورده بود مدرسه که تو راهرو از جیبش افتاد.
بلافاصله آقای شریفی عین عقاب پیداش شد ولی خوشبختانه تو شلوغی زنگ تفریح نفهمید از جیب کی افتاده.
از سعید، که اتفاقا نوار هم مال اون بود، پرسید این مال کیه؟
اونهم گفت آقا مال هر کی هست اسمش روش نوشته!
چون نوار دم کلاس ما پیدا شده بود حدس زد مال یکی از ماست.
آقای شریفی گذاشت همه اومدن سر کلاس بعد اومد تو و بلند گفت مبصر کلاس؟ من بلند شدم گفتم بله آقا.
گفت شهرام شب پره کدوم یکیه؟! گفتم آقا امروز نیومده! گفت هر وقت اومد راهش نمیدی تو کلاس، بیارش دفتر! گفتم چشم.
این قضیه تو مدرسه پیچید و شده بود سوژه خنده.
گذشت تا چند روز بعد که آقای شریفی منو احضار کرد دفتر.
با یه لحن شماتت آمیزی گفت آقا مهدی من از شما انتظار نداشتم به من دروغ بگی! من گفتم چه دروغی گفتیم آقا؟
گفت سر قضیه شهرام شب پره. آه از نهادم بلند شد و تو دلم گفتم یکی منو لو داده. تته پته کنان پرسیدم چی شده مگه آقا؟
گفت : من از بچه ها پرسیدم گفتند امسال اصلا اینجا ثبت نام نکرده، رفته دبیرستان واعظی!
یه نفس راحتی کشیدم و گفتم آقا من روز اول سال دیدمش، فکر کردم هنوز میاد اینجا.
گفت همون بهتر که رفت، بچه های مردم رو منحرف میکرد...
📚 @Academic_Library
دو سه روز از آغاز سال تحصیلی بیشتر نگذشته بود.
جو مدرسه هم خیلی بگیر ببند بود و آوردن نوار کاست به مدرسه یه چیزی بود تو مایه های قتل شبه عمد! یه ناظم داشتیم به اسم آقای شریفی که تازه از شهربابک اومده بود. آدمی بود سختگیر ودر عین حال ساده دل.
یه روز یکی از بچه ها نوار جدید شهرام شب پره رو آورده بود مدرسه که تو راهرو از جیبش افتاد.
بلافاصله آقای شریفی عین عقاب پیداش شد ولی خوشبختانه تو شلوغی زنگ تفریح نفهمید از جیب کی افتاده.
از سعید، که اتفاقا نوار هم مال اون بود، پرسید این مال کیه؟
اونهم گفت آقا مال هر کی هست اسمش روش نوشته!
چون نوار دم کلاس ما پیدا شده بود حدس زد مال یکی از ماست.
آقای شریفی گذاشت همه اومدن سر کلاس بعد اومد تو و بلند گفت مبصر کلاس؟ من بلند شدم گفتم بله آقا.
گفت شهرام شب پره کدوم یکیه؟! گفتم آقا امروز نیومده! گفت هر وقت اومد راهش نمیدی تو کلاس، بیارش دفتر! گفتم چشم.
این قضیه تو مدرسه پیچید و شده بود سوژه خنده.
گذشت تا چند روز بعد که آقای شریفی منو احضار کرد دفتر.
با یه لحن شماتت آمیزی گفت آقا مهدی من از شما انتظار نداشتم به من دروغ بگی! من گفتم چه دروغی گفتیم آقا؟
گفت سر قضیه شهرام شب پره. آه از نهادم بلند شد و تو دلم گفتم یکی منو لو داده. تته پته کنان پرسیدم چی شده مگه آقا؟
گفت : من از بچه ها پرسیدم گفتند امسال اصلا اینجا ثبت نام نکرده، رفته دبیرستان واعظی!
یه نفس راحتی کشیدم و گفتم آقا من روز اول سال دیدمش، فکر کردم هنوز میاد اینجا.
گفت همون بهتر که رفت، بچه های مردم رو منحرف میکرد...
📚 @Academic_Library
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سرویس مدارس در هلند دوچرخههای چند نفرهای است که بچهها را وادار میکند برای رسیدن به مدرسه رکاب بزنند.
نتیجه: آدم هایی که با خودشون و جهان در صلح هستند!
📚 @Academic_Library
نتیجه: آدم هایی که با خودشون و جهان در صلح هستند!
📚 @Academic_Library
🔴 هشداری جدی برای خانواده ها
دوستان موارد زیر را جدی بگیرید:
به دلیل رشد فزاینده و عجیب پرونده های کیفری با منشأ فقر و بیکاری مجرمان طی 4 ماه گذشته در دادگاه های کشور ضرورت موارد زیر را به همگان گوشزد کنید:
از خروج خردسالان از منزل به هر دلیلی بدون حضور والدین، حتی المکان پدر، از منزل جلوگیری کنید.
خودرو خود را در محیط امن و تحت نظر روزانه خویش پارک کنید. سرقت خودرو سر به فلک کشیده ...
از آویختن زیور آلات هنگام خروج از منزل و حتی میهمانی ها برای خود ،همسر و فرزندانتان ، حتی بدلیجات، جدا بپرهیزید.
حتی المکان به مدت چند روز منزل خود را خالی نگذارید و سیستم امنیتی و قفل منزل خود را مطمئن تر کنید.
از بازگو کردن میزان دارایی خود حتی نزد نزدیکان درجه یک خودداری کنید و شدیدا مراقب درددل کردن های زنانه همسرتان با دوستان و اطرافیان باشید.
محل نگهداری طلا و جواهرات قیمتی خود در منزل را کاملا ایمن کنید و نگذارید هیچکس از ان اطلاع یابد.
هنگام استفاده ازعابربانک و زمان خروج از بانک با پول،حتی به مقدار کم،کاملا محتاط باشید.
در مکان های پرتردد و یا خیلی خلوت با گوشی موبایل زیاد صحبت نکنید.
📚 @Academic_Library
دوستان موارد زیر را جدی بگیرید:
به دلیل رشد فزاینده و عجیب پرونده های کیفری با منشأ فقر و بیکاری مجرمان طی 4 ماه گذشته در دادگاه های کشور ضرورت موارد زیر را به همگان گوشزد کنید:
از خروج خردسالان از منزل به هر دلیلی بدون حضور والدین، حتی المکان پدر، از منزل جلوگیری کنید.
خودرو خود را در محیط امن و تحت نظر روزانه خویش پارک کنید. سرقت خودرو سر به فلک کشیده ...
از آویختن زیور آلات هنگام خروج از منزل و حتی میهمانی ها برای خود ،همسر و فرزندانتان ، حتی بدلیجات، جدا بپرهیزید.
حتی المکان به مدت چند روز منزل خود را خالی نگذارید و سیستم امنیتی و قفل منزل خود را مطمئن تر کنید.
از بازگو کردن میزان دارایی خود حتی نزد نزدیکان درجه یک خودداری کنید و شدیدا مراقب درددل کردن های زنانه همسرتان با دوستان و اطرافیان باشید.
محل نگهداری طلا و جواهرات قیمتی خود در منزل را کاملا ایمن کنید و نگذارید هیچکس از ان اطلاع یابد.
هنگام استفاده ازعابربانک و زمان خروج از بانک با پول،حتی به مقدار کم،کاملا محتاط باشید.
در مکان های پرتردد و یا خیلی خلوت با گوشی موبایل زیاد صحبت نکنید.
📚 @Academic_Library
پل طبیعت یکی از شاهکارهای مهندسی ایرانی است که در سال ۲۰۱۵ جزو ۵ انتخاب برتر ۳۰۰ معمار برجسته جهان قرار گرفت، طراح پل بانوی ایرانی به نام لیلا عراقیان است👌
📚 @Academic_Library
📚 @Academic_Library
دركلیسا، جک از دوستش ماكس می پرسد:
«فكر می كنی میشه هنگام دعا كردن سیگار كشید؟»
ماكس میگه:
«چرا از كشیش نمی پرسی؟»
جك نزد كشیش می رود و می پرسد: «می توانم وقتی در حال دعا كردن هستم، سیگار بكشم.»
كشیش پاسخ می دهد: «نه، پسرم، نمیشه. این بی ادبی است.»
جك نتیجه را برای دوستش ماكس بازگو می كند.
ماكس میگه: «تعجبی نداره. تو سئوالت رو درست مطرح نكردی. بگذار من بپرسم.»
ماكس نزد كشیش میره و می پرسه « وقتی در حال سیگار كشیدنم می تونم دعا كنم؟»
كشیش مشتاقانه پاسخ می ده: «مطمئناً، پسرم.
مطمئناََ!!!
حالا امروزی تر:
کسی که نماز میخونه و روزه ميگيره ، میتونه اختلاس و دزدی کنه؟ نه!
کسی که اختلاس و دزدی میکنه، میتونه نماز بخونه؟ بله مطمئناً!
پس باید سوال رو درست پرسید!
📚 اینستاگرام ما را دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
«فكر می كنی میشه هنگام دعا كردن سیگار كشید؟»
ماكس میگه:
«چرا از كشیش نمی پرسی؟»
جك نزد كشیش می رود و می پرسد: «می توانم وقتی در حال دعا كردن هستم، سیگار بكشم.»
كشیش پاسخ می دهد: «نه، پسرم، نمیشه. این بی ادبی است.»
جك نتیجه را برای دوستش ماكس بازگو می كند.
ماكس میگه: «تعجبی نداره. تو سئوالت رو درست مطرح نكردی. بگذار من بپرسم.»
ماكس نزد كشیش میره و می پرسه « وقتی در حال سیگار كشیدنم می تونم دعا كنم؟»
كشیش مشتاقانه پاسخ می ده: «مطمئناً، پسرم.
مطمئناََ!!!
حالا امروزی تر:
کسی که نماز میخونه و روزه ميگيره ، میتونه اختلاس و دزدی کنه؟ نه!
کسی که اختلاس و دزدی میکنه، میتونه نماز بخونه؟ بله مطمئناً!
پس باید سوال رو درست پرسید!
📚 اینستاگرام ما را دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
سگی را گفتند از چه روی شما را نجس نامیدند ؟
سگ با پوزخند پاسخ داد : ما از زمانی با فتوا نجس شدیم که پاچه دزدان شهر را گرفتیم !
#عبید_زاکانی
📚 @Academic_Library
سگ با پوزخند پاسخ داد : ما از زمانی با فتوا نجس شدیم که پاچه دزدان شهر را گرفتیم !
#عبید_زاکانی
📚 @Academic_Library
#یک_دقیقه_مطالعه 📚
شبی رئیس جمهوری یک کشور به همراه همسرش تصمیم گرفتند که کاری غیرعادی انجام دهند و برای شام به رستورانی که زیاد هم گران قیمت نبود، بروند.
وقتی آنها به رستوران رفتند صاحب رستوران از محافظان رئیس جمهور پرسید که آیا می تواند خصوصی با همسر رئیس جمهور صحبت کند ، آنها اجازه دادند.
همسر رئیس جمهور به طور خصوصی با آن مرد صحبت کرد.
بعد از آن رئیس جمهور از همسرش پرسید که چرا او این همه مشتاق خصوصی صحبت کردن با تو بود؟
همسرش گفت که صاحب رستوران گفته در ایام جوانیش دیوانه وار عاشق او بوده است ... سپس رئیس جمهور گفت و اگر تو با او ازدواج می کردی اکنون صاحب این رستوران بودی.
همسر رئیس جمهور در پاسخ گفت: اگر من با او ازدواج میکردم او الان رئیس جمهور بود...»
📚 @Academic_Library
شبی رئیس جمهوری یک کشور به همراه همسرش تصمیم گرفتند که کاری غیرعادی انجام دهند و برای شام به رستورانی که زیاد هم گران قیمت نبود، بروند.
وقتی آنها به رستوران رفتند صاحب رستوران از محافظان رئیس جمهور پرسید که آیا می تواند خصوصی با همسر رئیس جمهور صحبت کند ، آنها اجازه دادند.
همسر رئیس جمهور به طور خصوصی با آن مرد صحبت کرد.
بعد از آن رئیس جمهور از همسرش پرسید که چرا او این همه مشتاق خصوصی صحبت کردن با تو بود؟
همسرش گفت که صاحب رستوران گفته در ایام جوانیش دیوانه وار عاشق او بوده است ... سپس رئیس جمهور گفت و اگر تو با او ازدواج می کردی اکنون صاحب این رستوران بودی.
همسر رئیس جمهور در پاسخ گفت: اگر من با او ازدواج میکردم او الان رئیس جمهور بود...»
📚 @Academic_Library
👍1
چارلی چاپلین و هیتلر، هر 2 در 1سال و 1ماه، تنها با 4 روز اختلاف به دنیا آمده بودند، اما یکی جهان را به خنده انداخت و دیگری به گریه ...
مراقب تاثیری که روی جهان میگذارید باشید👌
📚 @Academic_Library
مراقب تاثیری که روی جهان میگذارید باشید👌
📚 @Academic_Library
به پدر و مادرمون زياد چشم بگيم
بذاريم حس كنن بعد ٢٠سال يه چيزی دارن كه وايسن توروی تار موهای سفيد و چين و چروكاشون و بگن: "می ارزيد!"
تصوير: پدر و پسری بعد از چهلسال مجدد عكس گرفتن
@Academic_Library
بذاريم حس كنن بعد ٢٠سال يه چيزی دارن كه وايسن توروی تار موهای سفيد و چين و چروكاشون و بگن: "می ارزيد!"
تصوير: پدر و پسری بعد از چهلسال مجدد عكس گرفتن
@Academic_Library
روستای "طاد" در بخش مرکزی شهرستان تفرش یک تنه استاندارد نامگذاری کوچه و خیابان را چند پله بالا برد. زیبایی کوچه باغهای این روستا در کنار این نامها صد چندان شد ...
📚 @Academic_Library
📚 @Academic_Library
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی کتاب خوندن میشه روزی یه دقیقه اونم قبل خواب ...
حال و روز ایران امروز ...
🎥 #حتما_ببینید ☝️
📚 @Academic_Library
حال و روز ایران امروز ...
🎥 #حتما_ببینید ☝️
📚 @Academic_Library
#یک_دقیقه_مطالعه 📚
ترجمه بهترین متن نیویورک تایمز در سال 2014 به قلم فرهاد زرین:
ذره ذره، محبت را باختم و شکست را بردم.
وقتی که در برنامه ریزی سال نو(کریسمس) همسرم را به زور با کسانی که دوست نداشت به سفر بردم، فکر کردم که بردم، اما باختم.
وقتی که پول پس انداز مشترک را برای خرید بی ام و آخرین مدل خرج کردم، فکر کردم که بردم، اما باختم.
وقتی که در جمع خانوادگی جواب دندان شکنی به برادر و مادرش دادم و سر جا نشاندمشان، فکر کردم که بردم، اما باختم.
وقتی برای خریدهای ریز و درشت زنانه برچسب حماقت به همسرم زدم و وانمود کردم که گریه اش را ندیدم و پولش را بودجه بندی کردم، فکر کردم که بردم، اما باختم.
وقتی در گردش یک روزه جلوی دوستان، عیب های همسرم را گفتم و همه خندیدیم و کمی سر به سرش گذاشتم و کارهایش را مسخره کردم، فکر کردم که بردم، اما باختم.
وقتی دلش میشکست و ناراحت میشد و میخواستم زیادی لوس نشود و محل اش نمیگذاشتم، فکر کردم که بردم، اما باختم.
وقتی سعی میکردم جلو دیگران وانمود کنم که من عاقلترم و اشتباهات تقصیر اوست و تنهایش میگذاشتم، فکر کردم که بردم، اما باختم.
وقتی سعی نمیکردم که مانند او شوم و او هم، مانند من، فکر میکردیم که بردیم، اما هر دو به تساوی باختیم.
زندگی و محبت را ذره ذره باختیم و شکست را طی بیست و پنج سال بردیم.
همدلی یعنی وقتی یکی از زوجین گریه میکند، دیگری شوری اشک را در خودش حس کند.
همدلی یعنی مبارزه با خودخواهی به خاطر دیگری ...
📚 اینستاگرام ما را دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
ترجمه بهترین متن نیویورک تایمز در سال 2014 به قلم فرهاد زرین:
ذره ذره، محبت را باختم و شکست را بردم.
وقتی که در برنامه ریزی سال نو(کریسمس) همسرم را به زور با کسانی که دوست نداشت به سفر بردم، فکر کردم که بردم، اما باختم.
وقتی که پول پس انداز مشترک را برای خرید بی ام و آخرین مدل خرج کردم، فکر کردم که بردم، اما باختم.
وقتی که در جمع خانوادگی جواب دندان شکنی به برادر و مادرش دادم و سر جا نشاندمشان، فکر کردم که بردم، اما باختم.
وقتی برای خریدهای ریز و درشت زنانه برچسب حماقت به همسرم زدم و وانمود کردم که گریه اش را ندیدم و پولش را بودجه بندی کردم، فکر کردم که بردم، اما باختم.
وقتی در گردش یک روزه جلوی دوستان، عیب های همسرم را گفتم و همه خندیدیم و کمی سر به سرش گذاشتم و کارهایش را مسخره کردم، فکر کردم که بردم، اما باختم.
وقتی دلش میشکست و ناراحت میشد و میخواستم زیادی لوس نشود و محل اش نمیگذاشتم، فکر کردم که بردم، اما باختم.
وقتی سعی میکردم جلو دیگران وانمود کنم که من عاقلترم و اشتباهات تقصیر اوست و تنهایش میگذاشتم، فکر کردم که بردم، اما باختم.
وقتی سعی نمیکردم که مانند او شوم و او هم، مانند من، فکر میکردیم که بردیم، اما هر دو به تساوی باختیم.
زندگی و محبت را ذره ذره باختیم و شکست را طی بیست و پنج سال بردیم.
همدلی یعنی وقتی یکی از زوجین گریه میکند، دیگری شوری اشک را در خودش حس کند.
همدلی یعنی مبارزه با خودخواهی به خاطر دیگری ...
📚 اینستاگرام ما را دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
❤1
یک هیئت عزاداری در یوسف آباد تمام هزینههای مربوط به برگزاری و برپایی مراسم عزاداری، تکیه و پذیرایی و … را صرف کمک و یاری رسانی به یک منطقه محروم کرده👌
📚 @Academic_Library
📚 @Academic_Library