#تلنگر 📚
معروف است كه خداوند به موسی گفت: قحطی خواهد آمد، به قومت بگو آماده شوند !
موسی به قومش گفت و قومش از دیوار خانه ها سوراخ ایجاد کردند که در هنگام سختی به داد هم برسند که این قحطی بگذرد !
مدتی گذشت اما قحطی نیامد ، موسی علت را از خدا پرسید خدا به او گفت من دیدم که قوم تو به هم رحم کردند !
من چگونه به این قوم رحم نکنم ؟
«به همدیگه رحم کنیم که خدا هم بهمون رحم کنه»
📚 @Academic_Library
معروف است كه خداوند به موسی گفت: قحطی خواهد آمد، به قومت بگو آماده شوند !
موسی به قومش گفت و قومش از دیوار خانه ها سوراخ ایجاد کردند که در هنگام سختی به داد هم برسند که این قحطی بگذرد !
مدتی گذشت اما قحطی نیامد ، موسی علت را از خدا پرسید خدا به او گفت من دیدم که قوم تو به هم رحم کردند !
من چگونه به این قوم رحم نکنم ؟
«به همدیگه رحم کنیم که خدا هم بهمون رحم کنه»
📚 @Academic_Library
اونايی كه دلار و رب گوجه احتكار نكردند؛ بخونند‼️
توی تصاویر غریبی که این روزها، دست به دست میشود، یکی از حیرت انگیزترین فیلمها، برای یک فروشندهی بیدکان است. توی فیلم، جوانکی میخواهد سیبزمینیها را با خاک بفروشد. خاکی که کناری ریخته، و مشت مشت میریزد توی مشمای پیرمرد مشتری.
من این فیلم را بارها دیدهام. چندباری زوم کردهام روی صورت پسرک، و خوب بهچشمهایش، نگاه کردهام. بعد، با پیرمرد رفتهام توی آلونک گونیپیچ شده، به مرد دیگری خیره شدهام که خاک روی سیبزمینیها میریزد تا وزنش درست شود و بعدتر، با دل شکستگی پیرمرد، کیسه را رها کردهام همانجا که خاک را نمیشود خورد.
من، توی این تصویر ترامپ را نمیبینم حضرات. شمربن ذیالجوشن را، صدام حسین کافر و یا بنیامین اسرائیلیها را که شبها خواب تورقوزآباد میبیند. توی این تصویر، ماییم. خود ما آدمهای معمولی... اما بیرحم.
ما که ترکیبی هستیم از دوگانگیای دلهرهآور. فحش میدهیم از بالا را تا پایین، و بعد توی فروشگاه، دیکتاتورتر میشویم از قذافی با سبدهای پر از روغن، رب و نوار بهداشتی؛ که تصویر واضحیاست از ایدئولوژی احمقانهی کارشناسی آن ور مرزی که نه من را میشناسد و نه تو را.
ما این روزها، داریم به خودمان میبازیم. به دلارهای پنهان توی بالشتهای خانه، به سکههای چیده شده توی گاوصندوق قدیمی و گونیهای برنج آمادهی کرم گذاشتن توی انباریهای شش متریخانهها. و بدتر از آن، تصور غلطیکه هر کس باید گلیم خودش را از آب بیرون بکشد.
بیایید حالا یک بار به این فکر کنیم که شاید منظور از کشیدن جنگها به داخل ایران، فقط بمب و موشک و ترور بیگناهان نیست. که شاید آنها، صدای بیشتری داشته باشند، خونهای فراوانی بریزند و مادرهای زیادی را داغدار کنند،
اما، به گمانم، این بیرحمی ما نسبت به هم، جنگ دلهره آورتری است. چرا که بعد از شروع این جنگ، همهی ما از هم خواهیم ترسید. از نگاههای هم. از کلام هم و حتا از محبتهای هم. آن وقت دیگر، مادر، فرزند، رفیق و وطن، چه معنایی خواهد داشت؟
و باید بگویم که هنر این روزها، نه چیدن حسادت برانگیز کلمات است، نه ساخت فیلمهایی درخشان یا کشیدن نقاشیهایی غریب. که هنرمند واقعی کسی است که نیازهای مردم را انبار نمیکند یا دلار نمیخرد که نقدینگی بالاتر برود.
کسی است که به آینده فکر میکند و به جامعه و دوست ندارد همه را غرق ویرانی ببیند و خودش در خشکی باشد. چرا که ما یک ملتیم. ترسیده و دلخور و آسیب خورده. اما واحد. با هم غرق میشویم و با هم رستگار.... ان شالله.
#مرتضی_برزگر
📚 @Academic_Library
توی تصاویر غریبی که این روزها، دست به دست میشود، یکی از حیرت انگیزترین فیلمها، برای یک فروشندهی بیدکان است. توی فیلم، جوانکی میخواهد سیبزمینیها را با خاک بفروشد. خاکی که کناری ریخته، و مشت مشت میریزد توی مشمای پیرمرد مشتری.
من این فیلم را بارها دیدهام. چندباری زوم کردهام روی صورت پسرک، و خوب بهچشمهایش، نگاه کردهام. بعد، با پیرمرد رفتهام توی آلونک گونیپیچ شده، به مرد دیگری خیره شدهام که خاک روی سیبزمینیها میریزد تا وزنش درست شود و بعدتر، با دل شکستگی پیرمرد، کیسه را رها کردهام همانجا که خاک را نمیشود خورد.
من، توی این تصویر ترامپ را نمیبینم حضرات. شمربن ذیالجوشن را، صدام حسین کافر و یا بنیامین اسرائیلیها را که شبها خواب تورقوزآباد میبیند. توی این تصویر، ماییم. خود ما آدمهای معمولی... اما بیرحم.
ما که ترکیبی هستیم از دوگانگیای دلهرهآور. فحش میدهیم از بالا را تا پایین، و بعد توی فروشگاه، دیکتاتورتر میشویم از قذافی با سبدهای پر از روغن، رب و نوار بهداشتی؛ که تصویر واضحیاست از ایدئولوژی احمقانهی کارشناسی آن ور مرزی که نه من را میشناسد و نه تو را.
ما این روزها، داریم به خودمان میبازیم. به دلارهای پنهان توی بالشتهای خانه، به سکههای چیده شده توی گاوصندوق قدیمی و گونیهای برنج آمادهی کرم گذاشتن توی انباریهای شش متریخانهها. و بدتر از آن، تصور غلطیکه هر کس باید گلیم خودش را از آب بیرون بکشد.
بیایید حالا یک بار به این فکر کنیم که شاید منظور از کشیدن جنگها به داخل ایران، فقط بمب و موشک و ترور بیگناهان نیست. که شاید آنها، صدای بیشتری داشته باشند، خونهای فراوانی بریزند و مادرهای زیادی را داغدار کنند،
اما، به گمانم، این بیرحمی ما نسبت به هم، جنگ دلهره آورتری است. چرا که بعد از شروع این جنگ، همهی ما از هم خواهیم ترسید. از نگاههای هم. از کلام هم و حتا از محبتهای هم. آن وقت دیگر، مادر، فرزند، رفیق و وطن، چه معنایی خواهد داشت؟
و باید بگویم که هنر این روزها، نه چیدن حسادت برانگیز کلمات است، نه ساخت فیلمهایی درخشان یا کشیدن نقاشیهایی غریب. که هنرمند واقعی کسی است که نیازهای مردم را انبار نمیکند یا دلار نمیخرد که نقدینگی بالاتر برود.
کسی است که به آینده فکر میکند و به جامعه و دوست ندارد همه را غرق ویرانی ببیند و خودش در خشکی باشد. چرا که ما یک ملتیم. ترسیده و دلخور و آسیب خورده. اما واحد. با هم غرق میشویم و با هم رستگار.... ان شالله.
#مرتضی_برزگر
📚 @Academic_Library
مترجم پلیست میان دو فرهنگ.
در ایران تنها ۵٪ از آثار جهان به فارسی ترجمه شده و ۹۵٪ برای فارسیزبانان ناشناخته مانده.
مترجم عزیز روزت مبارک🌹
۳۰ سپتامبر، روز جهانی مترجم
📚 @Academic_Library
در ایران تنها ۵٪ از آثار جهان به فارسی ترجمه شده و ۹۵٪ برای فارسیزبانان ناشناخته مانده.
مترجم عزیز روزت مبارک🌹
۳۰ سپتامبر، روز جهانی مترجم
📚 @Academic_Library
روزها را یکی پس از دیگری با سلام و صلوات به خاک میسپریم و از گذشتن آن هم افسوس نداریم. همه چیز این مملکت مال آدم های بخصوصی است. کیف، لذت، گردش و همه چیز. نصیب ما این میان، گند و کثافت و مسئولیت شد. مسئولیتش دیگر خیلی مضحک است! آنهای دیگر مسئولیت اتومبیل سواری و قمار و هرزگی دارند.
📕 نامه هایی به حسن شهید نورایی
✍🏻 #صادق_هدایت
📚 @Academic_Library
📕 نامه هایی به حسن شهید نورایی
✍🏻 #صادق_هدایت
📚 @Academic_Library
گدايى در ايران باستان ننگ بود و اگر فردى به فقر دچار میشد بايد به سرپرستی يكى از نزديكان در میآمد!
از زبان اهورامزدا نقل شده : "آن زمان که خشکسالی و دروغ در مملکتی باشد، فقر هم هست".
@Academic_Library
از زبان اهورامزدا نقل شده : "آن زمان که خشکسالی و دروغ در مملکتی باشد، فقر هم هست".
@Academic_Library
👍1
نزدیک به زمین زندگی کنید.
همواره ساده بیندیشید.
در مشاجرات، عادل و بخشنده باشید.
در حکومت، سعی در فرمانروایی و سلطه نداشته باشید.
در کار، آن چیزی را انجام دهید که از آن لذت میبرید.
در زندگی خانوادگی، همیشه در دسترس و حاضر باشید.
وقتی از اینکه خودتان هستید خوشنودید
و از رقابت و مقایسه دست کشیدید،
همگان به شما احترام میگذارند.
📕 تائو ت چینگ
✍🏻 #لائو_تزو
📚 @Academic_Library
همواره ساده بیندیشید.
در مشاجرات، عادل و بخشنده باشید.
در حکومت، سعی در فرمانروایی و سلطه نداشته باشید.
در کار، آن چیزی را انجام دهید که از آن لذت میبرید.
در زندگی خانوادگی، همیشه در دسترس و حاضر باشید.
وقتی از اینکه خودتان هستید خوشنودید
و از رقابت و مقایسه دست کشیدید،
همگان به شما احترام میگذارند.
📕 تائو ت چینگ
✍🏻 #لائو_تزو
📚 @Academic_Library
❤1
تولد چیست؟
سوالی که یونسکو برای همه ملتهای دنیا مطرح کرد. بهترین پاسخ : از هند ارسال شد که گفته بود:
تولد؛ تنها روزی است؛ که مادر با گریه های نوزادش لبخند می زند.
📚 @Academic_Library
سوالی که یونسکو برای همه ملتهای دنیا مطرح کرد. بهترین پاسخ : از هند ارسال شد که گفته بود:
تولد؛ تنها روزی است؛ که مادر با گریه های نوزادش لبخند می زند.
📚 @Academic_Library
❤1
از نظر گاندی، هفت موردی که بدون هفت مورد دیگر خطرناک هستند:
۱- ثروت، بدون زحمت
۲- لذت، بدون وجدان
۳- دانش، بدون شخصیت
۴- تجارت، بدون اخلاق
۵- علم، بدون انسانیت
۶- عبادت، بدون ایثار
۷- سیاست، بدون شرافت
این هفت مورد را گاندی تنها چند روز پیش از مرگش بر روی یک تکه کاغذ نوشت و به نوهاش داد.
📕 گاندی گونهای زندگی
✍🏻 #کریشنا_کری_پالانی
۲ اکتبر، سالروز تولد مُبدع مبارزهی منفی، مهاتماگاندی و روز جهانی جهان بدون خشونت گرامی باد...🌹
📚 @Academic_Library
۱- ثروت، بدون زحمت
۲- لذت، بدون وجدان
۳- دانش، بدون شخصیت
۴- تجارت، بدون اخلاق
۵- علم، بدون انسانیت
۶- عبادت، بدون ایثار
۷- سیاست، بدون شرافت
این هفت مورد را گاندی تنها چند روز پیش از مرگش بر روی یک تکه کاغذ نوشت و به نوهاش داد.
📕 گاندی گونهای زندگی
✍🏻 #کریشنا_کری_پالانی
۲ اکتبر، سالروز تولد مُبدع مبارزهی منفی، مهاتماگاندی و روز جهانی جهان بدون خشونت گرامی باد...🌹
📚 @Academic_Library
ژاپن وقتی پیشرفت کردکه از امپراتورش شنید: من خدا نیستم؛ من هیرو هیتو هستم؛ بابت همه اشتباهاتم متاسفم
تاوقتی خودرا خدا یا نمایندگان خدا بدانند جز فقروبدبختی نصیبی برای کشورشان نیست!
@Academic_Library
تاوقتی خودرا خدا یا نمایندگان خدا بدانند جز فقروبدبختی نصیبی برای کشورشان نیست!
@Academic_Library
#تلنگر 📚
پیرمردی که شغلش دامداری بود، نقل میکرد:
گرگی در اتاقکی در آغل گوسفندان ما زاییده بود و سه چهار توله داشت و اوائل کار به طور مخفیانه مرتب به آنجا رفت و آمد می کرد و به بچه هایش میرسید ، چون آسیبی به گوسفندان نمیرساند وبخاطر ترحم به این حیوان و بچههایش، او را بیرون نکردیم، ولی کاملا او را زیر نظر داشتم.
این ماده گرگ به شکار میرفت و هر بار مرغی، خرگوشی ، برهای شکار میکرد و برای مصرف خود و بچههایش می آورد.
اما با اینکه رفت آمد او از آغل گوسفندان بود، هرگز متعرض گوسفندان ما نمیشد.
ما دقیقا آمار گوسفندان و بره های آنها را داشتیم وکاملا" مواظب بودیم، بچهها تقریبا بزرگ شده بودند.
یکبار و در غیاب ماده گرگ که برای شکار رفته بود، بچههای او یکی از برهها را کشتند!
ما صبرکردیم، ببینیم چه اتفاقی خواهد افتاد؛ وقتی ماده گرگ برگشت و این منظره را دید، به بچههایش حملهور شد؛ آنها را گاز می گرفت و میزد و بچهها سر و صدا و جیغ میکشیدند و پس از آن نیز همان روز آنها را برداشت و از آغل ما رفت.
روز بعد، با کمال تعجب دیدیم، گرگ، یک بره ای شکار کرده و آن را نکشته و زنده آن را از دیوار آغل گوسفندان انداخت رفت.»
این یک گرگ است و با سه خصلت:
درندگی , وحشیبودن و حیوانیت شناختهمیشود. اما میفهمد، هرگاه داخل زندگی کسی شد و کسی به او پناه داد و احسانکرد به او خیانت نکند و اگر ضرری به او زد جبران نماید.
هر ذاتی رو میشه درست کرد، جز ذات خراب ...!
📚 @Academic_Library
پیرمردی که شغلش دامداری بود، نقل میکرد:
گرگی در اتاقکی در آغل گوسفندان ما زاییده بود و سه چهار توله داشت و اوائل کار به طور مخفیانه مرتب به آنجا رفت و آمد می کرد و به بچه هایش میرسید ، چون آسیبی به گوسفندان نمیرساند وبخاطر ترحم به این حیوان و بچههایش، او را بیرون نکردیم، ولی کاملا او را زیر نظر داشتم.
این ماده گرگ به شکار میرفت و هر بار مرغی، خرگوشی ، برهای شکار میکرد و برای مصرف خود و بچههایش می آورد.
اما با اینکه رفت آمد او از آغل گوسفندان بود، هرگز متعرض گوسفندان ما نمیشد.
ما دقیقا آمار گوسفندان و بره های آنها را داشتیم وکاملا" مواظب بودیم، بچهها تقریبا بزرگ شده بودند.
یکبار و در غیاب ماده گرگ که برای شکار رفته بود، بچههای او یکی از برهها را کشتند!
ما صبرکردیم، ببینیم چه اتفاقی خواهد افتاد؛ وقتی ماده گرگ برگشت و این منظره را دید، به بچههایش حملهور شد؛ آنها را گاز می گرفت و میزد و بچهها سر و صدا و جیغ میکشیدند و پس از آن نیز همان روز آنها را برداشت و از آغل ما رفت.
روز بعد، با کمال تعجب دیدیم، گرگ، یک بره ای شکار کرده و آن را نکشته و زنده آن را از دیوار آغل گوسفندان انداخت رفت.»
این یک گرگ است و با سه خصلت:
درندگی , وحشیبودن و حیوانیت شناختهمیشود. اما میفهمد، هرگاه داخل زندگی کسی شد و کسی به او پناه داد و احسانکرد به او خیانت نکند و اگر ضرری به او زد جبران نماید.
هر ذاتی رو میشه درست کرد، جز ذات خراب ...!
📚 @Academic_Library
❤1👍1
#یک_دقیقه_مطالعه 📚
ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺑﻪ ﺣﺞ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ: ﺍﺯ ﺷﺸﺼﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﺣﺎﺟﯽ ﮐﺴﯽ ﺣﺎﺟﯽ ﻧﯿﺴﺖ، ﻣﮕﺮ ﻋﻠﯽ ﺑﻦ ﻣﻮﻓﻖ، ﮐﻔﺸﮕﺮﯼ ﺩﺭ ﺩﻣﺸﻖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺣﺞ ﻧﯿﺎﻣﺪ.
ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻪ ﺩﻣﺸﻖ ﺭﻓﺖ ﻭ ﻋﻠﯽ ﺑﻦ ﻣﻮﻓﻖ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﭘﺎﺭﻩ ﺩﻭﺯﯼ (ﭘﯿﻨﻪ ﺩﻭﺯﯼ، ﺗﻌﻤﯿﺮ ﻭ ﻭﺻﻠﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﻔﺶ ﻫﺎﯼ ﺧﺮﺍﺏ ﻭ ﭘﺎﺭﻩ) میکند.
ﭘﺮﺳﯿﺪ ﭼﻪ ﮐﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﺑﻪ ﺣﺞ ﻧﺮﻓﺘﯽ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﺣﺠﺎﺝ ﻓﻘﻂ ﺣﺞ ﺗﻮ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ.
ﮔﻔﺖ ﺳﯽ ﺳﺎﻝ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﻣﺮﺍ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺣﺞ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﭘﺎﺭﻩ ﺩﻭﺯﯼ ﺳﯿﺼﺪ ﺩﺭﻫﻢ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﻋﺰﻡ ﺣﺞ ﮐﺮﺩﻡ، عیالم ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺑﻮﺩ، ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺑﻮﯼ ﻃﻌﺎﻡ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ، ﻣﺮﺍ ﮔﻔﺖ: ﺑﺮﻭ ﻭ ﭘﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻃﻌﺎﻡ ﺑﺴﺘﺎﻥ، ﻣﻦ ﺭﻓﺘﻢ، ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﮔﻔﺖ ﺑﺪﺍﻥ ﮐﻪ ﻫﻔﺖ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻃﻔﺎﻝ ﻣﻦ ﻫﯿﭻ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺧﺮﯼ ﻣﺮﺩﻩ ﺩﯾﺪﻡ. ﭘﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﺪﺍ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﻃﻌﺎﻡ ﺳﺎﺧﺘﻢ. ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺣﻼﻝ ﻧﺒﺎﺷﺪ.
ﭼﻮﻥ ﺍﯾﻦ ﺑﺸﻨﯿﺪﻡ ﺁﺗﺸﯽ ﺩﺭ ﺟﺎﻥ ﻣﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩ. ﺁﻥ ﺳﯿﺼﺪ ﺩﺭهم ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﺑﺪﻭ ﺩﺍﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﻧﻔﻘﻪ ﺍﻃﻔﺎﻝ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺣﺞ ﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ.
📕 ﺗﺬﮐﺮﻩ ﺍﻻﻭﻟﯿﺎ
✍🏻 #عطار_نيشابوری
📚 @Academic_Library
ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺑﻪ ﺣﺞ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ: ﺍﺯ ﺷﺸﺼﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﺣﺎﺟﯽ ﮐﺴﯽ ﺣﺎﺟﯽ ﻧﯿﺴﺖ، ﻣﮕﺮ ﻋﻠﯽ ﺑﻦ ﻣﻮﻓﻖ، ﮐﻔﺸﮕﺮﯼ ﺩﺭ ﺩﻣﺸﻖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺣﺞ ﻧﯿﺎﻣﺪ.
ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻪ ﺩﻣﺸﻖ ﺭﻓﺖ ﻭ ﻋﻠﯽ ﺑﻦ ﻣﻮﻓﻖ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﭘﺎﺭﻩ ﺩﻭﺯﯼ (ﭘﯿﻨﻪ ﺩﻭﺯﯼ، ﺗﻌﻤﯿﺮ ﻭ ﻭﺻﻠﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﻔﺶ ﻫﺎﯼ ﺧﺮﺍﺏ ﻭ ﭘﺎﺭﻩ) میکند.
ﭘﺮﺳﯿﺪ ﭼﻪ ﮐﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﺑﻪ ﺣﺞ ﻧﺮﻓﺘﯽ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﺣﺠﺎﺝ ﻓﻘﻂ ﺣﺞ ﺗﻮ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ.
ﮔﻔﺖ ﺳﯽ ﺳﺎﻝ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﻣﺮﺍ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺣﺞ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﭘﺎﺭﻩ ﺩﻭﺯﯼ ﺳﯿﺼﺪ ﺩﺭﻫﻢ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﻋﺰﻡ ﺣﺞ ﮐﺮﺩﻡ، عیالم ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺑﻮﺩ، ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺑﻮﯼ ﻃﻌﺎﻡ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ، ﻣﺮﺍ ﮔﻔﺖ: ﺑﺮﻭ ﻭ ﭘﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻃﻌﺎﻡ ﺑﺴﺘﺎﻥ، ﻣﻦ ﺭﻓﺘﻢ، ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﮔﻔﺖ ﺑﺪﺍﻥ ﮐﻪ ﻫﻔﺖ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻃﻔﺎﻝ ﻣﻦ ﻫﯿﭻ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺧﺮﯼ ﻣﺮﺩﻩ ﺩﯾﺪﻡ. ﭘﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﺪﺍ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﻃﻌﺎﻡ ﺳﺎﺧﺘﻢ. ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺣﻼﻝ ﻧﺒﺎﺷﺪ.
ﭼﻮﻥ ﺍﯾﻦ ﺑﺸﻨﯿﺪﻡ ﺁﺗﺸﯽ ﺩﺭ ﺟﺎﻥ ﻣﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩ. ﺁﻥ ﺳﯿﺼﺪ ﺩﺭهم ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﺑﺪﻭ ﺩﺍﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﻧﻔﻘﻪ ﺍﻃﻔﺎﻝ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺣﺞ ﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ.
📕 ﺗﺬﮐﺮﻩ ﺍﻻﻭﻟﯿﺎ
✍🏻 #عطار_نيشابوری
📚 @Academic_Library
❤1
اسکیمو :
اگر من چیزی در مورد خدا و گناه ندانم ، آیا باز هم به جهنم میروم؟
روحانی :
نه! اگر ندانی، نمیروی.
اسکیمو :
پس چرا میخواهی اینها را به من بگویی؟!
📚 @Academic_Library
اگر من چیزی در مورد خدا و گناه ندانم ، آیا باز هم به جهنم میروم؟
روحانی :
نه! اگر ندانی، نمیروی.
اسکیمو :
پس چرا میخواهی اینها را به من بگویی؟!
📚 @Academic_Library
روی شیشه جلوی موتورش کاغذ چسبانده و نوشته بود مسیر من مستقیم است اگر دوست داری تورا تا جایی میرسانم، هزینهاش را هم تکثیر این مهربانی گذاشته،تو هم هروقت وسیله داشتی یکی را برسان
📚 @Academic_Library
📚 @Academic_Library
زندگی حقِ تمام حیوانات است. نگذاریم آرزویِ حیوانات انقراضِ انسان باشد
4 اکتبر (۱۲ مهر) روز جهانی حیوانات گرامی♡
"کمک کنیم تا جهانِ امروز جایی عادلانهتر برای تمامی حیوانات شود"
📚 @Academic_Library
4 اکتبر (۱۲ مهر) روز جهانی حیوانات گرامی♡
"کمک کنیم تا جهانِ امروز جایی عادلانهتر برای تمامی حیوانات شود"
📚 @Academic_Library
عمیق تر نگاه کن ؛
بحرانِ قیمت نیست ...
بحرانِ انسانیت است ...
ما "انسان" کم آورده ایم ...
چیزی که نمی توان به بازارها تزریق کرد !
#نرگس_صرافیان_طوفان
📚 @Academic_Library
بحرانِ قیمت نیست ...
بحرانِ انسانیت است ...
ما "انسان" کم آورده ایم ...
چیزی که نمی توان به بازارها تزریق کرد !
#نرگس_صرافیان_طوفان
📚 @Academic_Library
هر مدرسه ای را که باز کنید٬
درب زندانی را بسته اید ...
#ویکتور_هوگو
۵ اکتبر روز جهانی معلم گرامی باد🌹
📚 @Academic_Library
درب زندانی را بسته اید ...
#ویکتور_هوگو
۵ اکتبر روز جهانی معلم گرامی باد🌹
📚 @Academic_Library