روسها برای کمک به مردمی که بدلیل مشکلات زندگی وقت سر زدن به گالریها و شناخت هنرمندان کشورشان را ندارند، بجای تبلیغات، آثار هنرمندانشان را در برخی واگن ها به نمایش میگذارند 👌
📚 @Academic_Library
📚 @Academic_Library
وقتی آدم جرات خیال پردازی را داشته باشد،
معجزه های زیادی رخ می دهد
مشکل این است که مردم هیچوقت
چیزهای غیر ممکن را تصور نمی کنند.
📕 آلیس در سرزمین عجایب
✍🏻 #لویس_کارول
📚 @Academic_Library
معجزه های زیادی رخ می دهد
مشکل این است که مردم هیچوقت
چیزهای غیر ممکن را تصور نمی کنند.
📕 آلیس در سرزمین عجایب
✍🏻 #لویس_کارول
📚 @Academic_Library
از زندگی کتابهای زیادی می توان پدید آورد، و از کتابها فقط کمی، خیلی کم، زندگی بدست می آید.
#فرانتس_کافکا
📚 @Academic_Library
#فرانتس_کافکا
📚 @Academic_Library
زود قضاوت نكنيم ... 👆
تنها با كمی دقت می توانيم از مرتكب شدن اشتباهی بزرگ جلوگيری كنيم ...
📚 @Academic_Library
تنها با كمی دقت می توانيم از مرتكب شدن اشتباهی بزرگ جلوگيری كنيم ...
📚 @Academic_Library
کتاب بخوان و زیباییهایش را در رفتارت، نمایش بده. فرهنگ به همین صورت، نیرومند میشود.
اگر چنین نکنی، در حال سقوطی ...
📚 @Academic_Library
اگر چنین نکنی، در حال سقوطی ...
📚 @Academic_Library
📚 ۳۵ موضوعی که در پیری حتما به آن غبطه خواهید خورد
یک ضرب المثل قدیمی هست که میگوید جوانی را جوانها به هدر میدهند. شاید اگر بدانید پیرها به چه چیزهایی غبطه میخورند بتوانید بهتر جوانی کنید:
۱-چرا وقتی میتوانستم سفر کنم، نکردم!
۲- چرا زبان دومی نیاموختم!
۳-چرا وقتم را به خاطر رابطهای تمام شده تلف کردم!
۴- چرا از خود در برابر نور آفتاب محافظت نکردم تا پوست سالمتر و بدون چروکی داشته باشم!
۵- چرا برای دیدن خوانندگان مورد علاقهام به کنسرت نرفتم!
۶- چرا از انجام خیلی از کارها ترسیدم!
۷- چرا ورزش اولویت کارم نبود!
۸- چرا خود را گرفتار سنتها کردم!
۹- چرا از کاری که دوست نداشتم استعفا ندادم!
۱۰- چرا بیشتر درس نخواندم!
۱۱-چرا باور نکردم زیبا هستم!
۱۲- چرا از گفتن دوستت دارم ترسیدم!
۱۳- چرا به راهنماییهای والدینم گوش ندادم!
۱۴-چرا خودخواه بودم!
۱۵- چرا تا این حد نظر دیگران برایم مهم بود!
۱۶- چرا به جای آنکه به رویاهای خودم فکر کنم به فکر براوردن رویای دیگران بودم
۱۷- چرا وقتم را صرف یادآوری خاطرات بد کردم و زمانم را از دست دادم. کاش افسوس گذشته را نمیخوردم!
۱۸- چرا کسانی را که دوست داشتم از خود رنجاندم!
۱۹- چرا از خود دفاع نکردم!
۲۰- چرا برای برخی کارها داوطلب نشدم!
۲۱- چرا بیشتر مراقب دندانهایم نبودم!
۲۲- چرا قبل از مرگ مادر و پدر بزرگ سئوالاتی را که داشتم از آنها نپرسیدم!
۲۳- چرا زیاد کار کردم!
۲۴- چرا آشپزی یاد نگرفتم!
۲۵- چرا از زمان حال لذت نبردم!
۲۶- چرا تلاش نکردم آنچه را شروع کردم به پایان برسانم!
۲۷- چرا گرفتار کلیشههای فرهنگی شدم و از هدفم بازماندم!
۲۸- چرا دوستیهایم را ادامه ندادم!
۲۹- چرا با کودکانم بیشتر بازی نکردم!
۳۰- چرا انسان ریسکپذیری نبودم!
۳۱- چرا برای افزایش دانش و ارتباطاتم تلاش نکردم!
۳۲- چرا تا این حد فرد نگرانی بودم!
۳۳- چرا سر هر چیزی زود عصبانی شدم!
۳۴- چرا به اندازه کافی با افرادی که دوستشان داشتم وقت نگذراندم!
۳۵- چرا برای یک بار هم که شده پشت میکروفن نرفتم تا در مقابل جمع صحبت کنم!
📚 @Academic_Library
یک ضرب المثل قدیمی هست که میگوید جوانی را جوانها به هدر میدهند. شاید اگر بدانید پیرها به چه چیزهایی غبطه میخورند بتوانید بهتر جوانی کنید:
۱-چرا وقتی میتوانستم سفر کنم، نکردم!
۲- چرا زبان دومی نیاموختم!
۳-چرا وقتم را به خاطر رابطهای تمام شده تلف کردم!
۴- چرا از خود در برابر نور آفتاب محافظت نکردم تا پوست سالمتر و بدون چروکی داشته باشم!
۵- چرا برای دیدن خوانندگان مورد علاقهام به کنسرت نرفتم!
۶- چرا از انجام خیلی از کارها ترسیدم!
۷- چرا ورزش اولویت کارم نبود!
۸- چرا خود را گرفتار سنتها کردم!
۹- چرا از کاری که دوست نداشتم استعفا ندادم!
۱۰- چرا بیشتر درس نخواندم!
۱۱-چرا باور نکردم زیبا هستم!
۱۲- چرا از گفتن دوستت دارم ترسیدم!
۱۳- چرا به راهنماییهای والدینم گوش ندادم!
۱۴-چرا خودخواه بودم!
۱۵- چرا تا این حد نظر دیگران برایم مهم بود!
۱۶- چرا به جای آنکه به رویاهای خودم فکر کنم به فکر براوردن رویای دیگران بودم
۱۷- چرا وقتم را صرف یادآوری خاطرات بد کردم و زمانم را از دست دادم. کاش افسوس گذشته را نمیخوردم!
۱۸- چرا کسانی را که دوست داشتم از خود رنجاندم!
۱۹- چرا از خود دفاع نکردم!
۲۰- چرا برای برخی کارها داوطلب نشدم!
۲۱- چرا بیشتر مراقب دندانهایم نبودم!
۲۲- چرا قبل از مرگ مادر و پدر بزرگ سئوالاتی را که داشتم از آنها نپرسیدم!
۲۳- چرا زیاد کار کردم!
۲۴- چرا آشپزی یاد نگرفتم!
۲۵- چرا از زمان حال لذت نبردم!
۲۶- چرا تلاش نکردم آنچه را شروع کردم به پایان برسانم!
۲۷- چرا گرفتار کلیشههای فرهنگی شدم و از هدفم بازماندم!
۲۸- چرا دوستیهایم را ادامه ندادم!
۲۹- چرا با کودکانم بیشتر بازی نکردم!
۳۰- چرا انسان ریسکپذیری نبودم!
۳۱- چرا برای افزایش دانش و ارتباطاتم تلاش نکردم!
۳۲- چرا تا این حد فرد نگرانی بودم!
۳۳- چرا سر هر چیزی زود عصبانی شدم!
۳۴- چرا به اندازه کافی با افرادی که دوستشان داشتم وقت نگذراندم!
۳۵- چرا برای یک بار هم که شده پشت میکروفن نرفتم تا در مقابل جمع صحبت کنم!
📚 @Academic_Library
قرار بود با سواد شویم❗️
یک عمر صبح زود بیدار شدیم و لباس فرم پوشیدیم. صبحانه خورده و نخورده، خواب و بیدار، خوشحال و ناراحت، با ذوق یا به زور، راه افتادیم به سمت مدرسه...
قرار بود با سواد شویم...
روی نیمکت نشستیم، صدای حرکت گچ روی تخته ی سبز رنگی که می گفتند سیاه است را شنیدیم، با زنگ تفریح نفس راحت کشیدیم و زنگ آخر که می خورد مثل پرنده که در قفسش باز می شود از خوشحالی پرواز کردیم...
قرار بود با سواد شویم...
بند دوم انگشت اشاره مان را زیر فشار قلم له کردیم و مشق نوشتیم، به ما دیکته گفتند تا درست بنویسیم...
گفتند از روی غلط هایت بنویس تا یاد بگیری، ما نوشتیم و یاد گرفتیم...
قرار بود با سواد شویم...
از شعر، از گذشته های دور، از مناطق حاصل خیز، از جامعه، از فیثاغورث، از قانون جاذبه، از جدول مندلیف گفتند ، تا ما همه چیز را یاد بگیریم...
استرس و نگرانی... شب بیداری و تارک دنیا شدن. کنکور شوخی نداشت، باید دانشجو می شدیم.
قرار بود با سواد شویم...
دانشگاه، جزوه، کتاب، امتحان و نمره... تمام شد. تبریک حالا ما دیگر با سواد شدیم
فقط می خواهم چند سوال بپرسم...
ما چقدر سواد رفتار اجتماعی داریم؟
ما چقدر سواد فرهنگی داریم؟
ما چقدر سواد رابطه داریم؟
ما چقدر سواد دوست داشتن داریم؟
ما چقدر سواد انسانیت داریم؟
ما چقدر سواد زندگی داریم؟
قرار بود با سواد شویم ...
#حسین_حائریان
📚 @Academic_Library
یک عمر صبح زود بیدار شدیم و لباس فرم پوشیدیم. صبحانه خورده و نخورده، خواب و بیدار، خوشحال و ناراحت، با ذوق یا به زور، راه افتادیم به سمت مدرسه...
قرار بود با سواد شویم...
روی نیمکت نشستیم، صدای حرکت گچ روی تخته ی سبز رنگی که می گفتند سیاه است را شنیدیم، با زنگ تفریح نفس راحت کشیدیم و زنگ آخر که می خورد مثل پرنده که در قفسش باز می شود از خوشحالی پرواز کردیم...
قرار بود با سواد شویم...
بند دوم انگشت اشاره مان را زیر فشار قلم له کردیم و مشق نوشتیم، به ما دیکته گفتند تا درست بنویسیم...
گفتند از روی غلط هایت بنویس تا یاد بگیری، ما نوشتیم و یاد گرفتیم...
قرار بود با سواد شویم...
از شعر، از گذشته های دور، از مناطق حاصل خیز، از جامعه، از فیثاغورث، از قانون جاذبه، از جدول مندلیف گفتند ، تا ما همه چیز را یاد بگیریم...
استرس و نگرانی... شب بیداری و تارک دنیا شدن. کنکور شوخی نداشت، باید دانشجو می شدیم.
قرار بود با سواد شویم...
دانشگاه، جزوه، کتاب، امتحان و نمره... تمام شد. تبریک حالا ما دیگر با سواد شدیم
فقط می خواهم چند سوال بپرسم...
ما چقدر سواد رفتار اجتماعی داریم؟
ما چقدر سواد فرهنگی داریم؟
ما چقدر سواد رابطه داریم؟
ما چقدر سواد دوست داشتن داریم؟
ما چقدر سواد انسانیت داریم؟
ما چقدر سواد زندگی داریم؟
قرار بود با سواد شویم ...
#حسین_حائریان
📚 @Academic_Library
👍2
یگانه قانون حقیقی همان است که به آزادی منجر میشود.
قانون دیگری وجود ندارد ...
📕 جاناتان مرغ دریایی
✍🏻 #ریچارد_باخ
📚 @Academic_Library
قانون دیگری وجود ندارد ...
📕 جاناتان مرغ دریایی
✍🏻 #ریچارد_باخ
📚 @Academic_Library
#حکایت 📖
چوپاني ماري را از ميان بوته های آتش گرفته نجات داد و در خورجين گذاشته و به راه افتاد.
چند قدمی که گذشت مار از خورجين بيرون آمده و گفت:
به گردنت بزنم يا به لبت؟
چوپان گفت:
آيا سزای خوبی اين است؟
مار گفت:
سزای خوبی، بدی است. قرار شد تا از کسی سوال بکنند،
به روباهی رسيدند و از او پرسيدند.
روباه گفت:
من تا صورت واقعه را نبينم نمیتوانم حکم کنم. پس برگشته و مار را درون بوته هاي آتش انداختند،
مار به استمداد برآمد و روباه گفت:
بمان تا رسم خوبی از جهان برافکنده نشود ...
📚 @Academic_Library
چوپاني ماري را از ميان بوته های آتش گرفته نجات داد و در خورجين گذاشته و به راه افتاد.
چند قدمی که گذشت مار از خورجين بيرون آمده و گفت:
به گردنت بزنم يا به لبت؟
چوپان گفت:
آيا سزای خوبی اين است؟
مار گفت:
سزای خوبی، بدی است. قرار شد تا از کسی سوال بکنند،
به روباهی رسيدند و از او پرسيدند.
روباه گفت:
من تا صورت واقعه را نبينم نمیتوانم حکم کنم. پس برگشته و مار را درون بوته هاي آتش انداختند،
مار به استمداد برآمد و روباه گفت:
بمان تا رسم خوبی از جهان برافکنده نشود ...
📚 @Academic_Library
بیایید کتاب بخوانیم و برقصیم !
این دو هیچگاه
ضرری به کسی نخواهند رساند !
#فرانسوا_ولتر
📚 @Academic_Library
این دو هیچگاه
ضرری به کسی نخواهند رساند !
#فرانسوا_ولتر
📚 @Academic_Library
کفشی که برای پای تو مناسب است ممکن است پای دیگری را زخم کند؛
بنابر این همیشه مپندار آن چه در ذهن تو می گذرد اصل مطلق است!
#جان_اشتاین_بک
📚 @Academic_Library
بنابر این همیشه مپندار آن چه در ذهن تو می گذرد اصل مطلق است!
#جان_اشتاین_بک
📚 @Academic_Library
مشکل اکثر کشورهای
جهان سوم این است که :
شعور ملت شان،
از شعور دولت شان
بیشتر است ...
#کارل_پوپر
📚 @Academic_Library
جهان سوم این است که :
شعور ملت شان،
از شعور دولت شان
بیشتر است ...
#کارل_پوپر
📚 @Academic_Library
فردا برای هیچ کس تضمین نشده است، پیر یا جوان ...
شاید امروز آخرین باری باشد که کسانی را می بینی ...
#گابریل_گارسیا_مارکز
📚 @Academic_Library
شاید امروز آخرین باری باشد که کسانی را می بینی ...
#گابریل_گارسیا_مارکز
📚 @Academic_Library
یکه ورقهٔ دیپلم یا لیسانس یعنی چه!
یعنی تصدیق به اینکه صاحب این ورقه
دوازده سال یا پانزده سالِ تمام و
سالی چهار بار یا ده بار در فشار ترس
قرار گرفته و قدرت محرکش ترس است
و ترس است و ترس ...
📙مدیر مدرسه
✍🏻 #جلال_آل_احمد
📚 @Academic_Library
یعنی تصدیق به اینکه صاحب این ورقه
دوازده سال یا پانزده سالِ تمام و
سالی چهار بار یا ده بار در فشار ترس
قرار گرفته و قدرت محرکش ترس است
و ترس است و ترس ...
📙مدیر مدرسه
✍🏻 #جلال_آل_احمد
📚 @Academic_Library
📚 #قدرت_فضای_مجازی
آهنگی که یک شرکت هواپیمایی را به خاک سیاه نشاند!
ماجرا از این قرار است که در سال ۲۰۰۸ کارول به همراه تیمش برای برگزاری یک تور در مسیر شیکاگو، سوار هواپیما میشوند و از پنجره هواپیما میبینند که متصدیان حمل بار، کیفهای سازهایشان را پرتاب میکنند و در این میان، گیتار ۳۵۰۰ دلاری کارول میشکند.
او حدود ۹ ماه تلاش میکند تا بتواند خسارت خود را از هواپیمایی یونایتد بگیرد ولی تلاشهای او بینتیجه میماند. در نهایت به دریافت ۱۲۰۰ دلار هزینه تعمیر گیتار راضی میشود ولی مسوولین یونایتد این رقم را هم نمیپردازند. در نهایت او آهنگ United Breaks Guitar را در اعتراض میسازد و انتقام جانانهای از یونایتد میگیرد.
این آهنگ در روز اول آپلود شدن در یوتیوب، ۱۵۰ هزار بار بازدید شد و در هفته اول انتشار، رکورد پرفروشترین آهنگ iTunes را به خود اختصاص داد. طی ۴ روز پس از انتشار این آهنگ، ارزش سهام یونایتد ۱۰% افت کرد و حدود ۱۸۰ میلیون دلار از ارزش سهام این شرکت کاسته شد.
مدیر خدمات مشتریان یونایتد با کارول تماس گرفت و از او دلجویی کرد. این شرکت در برنامهای نمادین، ۳۰۰۰ دلار خسارت به یک موسسه غیرانتفاعی آموزش موسیقی پرداخت و مجبور شد اعلام کند که از این ماجرا درسهای فراوانی گرفته و سیاستهای خدمتدهی به مشتریانش را بازنگری کرده است.
گذشته ها میگفتند یک مشتری ناراضی، نارضایتی خود را به ۷ تا ۱۳ نفر منتقل میکند، ولی این آمار برای قبل از دوران شبکههای اجتماعی بود. امروز یک مشتری ناراضی به ابزارهایی دسترسی دارد که میتواند صدها هزار نفر را با تجربه مثبت یا منفی خود همراه کند.
📚 @Academic_Library
آهنگی که یک شرکت هواپیمایی را به خاک سیاه نشاند!
ماجرا از این قرار است که در سال ۲۰۰۸ کارول به همراه تیمش برای برگزاری یک تور در مسیر شیکاگو، سوار هواپیما میشوند و از پنجره هواپیما میبینند که متصدیان حمل بار، کیفهای سازهایشان را پرتاب میکنند و در این میان، گیتار ۳۵۰۰ دلاری کارول میشکند.
او حدود ۹ ماه تلاش میکند تا بتواند خسارت خود را از هواپیمایی یونایتد بگیرد ولی تلاشهای او بینتیجه میماند. در نهایت به دریافت ۱۲۰۰ دلار هزینه تعمیر گیتار راضی میشود ولی مسوولین یونایتد این رقم را هم نمیپردازند. در نهایت او آهنگ United Breaks Guitar را در اعتراض میسازد و انتقام جانانهای از یونایتد میگیرد.
این آهنگ در روز اول آپلود شدن در یوتیوب، ۱۵۰ هزار بار بازدید شد و در هفته اول انتشار، رکورد پرفروشترین آهنگ iTunes را به خود اختصاص داد. طی ۴ روز پس از انتشار این آهنگ، ارزش سهام یونایتد ۱۰% افت کرد و حدود ۱۸۰ میلیون دلار از ارزش سهام این شرکت کاسته شد.
مدیر خدمات مشتریان یونایتد با کارول تماس گرفت و از او دلجویی کرد. این شرکت در برنامهای نمادین، ۳۰۰۰ دلار خسارت به یک موسسه غیرانتفاعی آموزش موسیقی پرداخت و مجبور شد اعلام کند که از این ماجرا درسهای فراوانی گرفته و سیاستهای خدمتدهی به مشتریانش را بازنگری کرده است.
گذشته ها میگفتند یک مشتری ناراضی، نارضایتی خود را به ۷ تا ۱۳ نفر منتقل میکند، ولی این آمار برای قبل از دوران شبکههای اجتماعی بود. امروز یک مشتری ناراضی به ابزارهایی دسترسی دارد که میتواند صدها هزار نفر را با تجربه مثبت یا منفی خود همراه کند.
📚 @Academic_Library
"راز واقعی جادو اینه که جهان از کلمات ساخته شده, و اگر تو بدونی جهان از چه کلماتی ساخته شده, میتونی هرجوری که میخای بسازیش"
#ترنس_مکنا
📚 @Academic_Library
#ترنس_مکنا
📚 @Academic_Library
هر وقت کلید این آپارتمان را در جیبم لمس می کردم، حس خوبی بهم دست می داد. با وجود تاریکی و ملالش، مکانی بود از آن خودم، اولین مکان از آن خودم. کتاب هایم هم آن جا بودند و شیشه هایی پر از مداد در انتظار تراشیده شدن. خلاصه آن جا همه چیز فراهم بود، هرچه آن زمان به خیالم لازم داشتم تا نویسنده ای شوم که دلم می خواست.
📙 صبحانه در تیفانی
✍🏻 #ترومن_کاپوتی
📚 @Academic_Library
📙 صبحانه در تیفانی
✍🏻 #ترومن_کاپوتی
📚 @Academic_Library