کتابخانه دانشگاهی – Telegram
کتابخانه دانشگاهی
145K subscribers
9.92K photos
1.09K videos
470 files
4.84K links
📚 بزرگترین اجتماع فرهیختگان در تلگرام

.


سفارش تبلیغات:
@Library_Ad


.


.


اینستاگرام ما:
https://www.instagram.com/Academic_Library

.


.

کانال دوم ما:
@BookTop
.

.


.



.




انتقاد و پیشنهاد:
@libraryy

.



.



.



.



.
Download Telegram
دراین مملکت ، یک مشت آدم ، نودو نه و نیم درصد باقیمانده را طوری تربیت کرده اند که در بندگی ابدی زندگی می کنند! و این رابطه ی بندگی چنان محکم است که ممکن است کلید آزادی یک نفر را توی دستش بگذارند و او ناسزایی بگوید و آن را پرت کند توی صورتتان!"

📘 ببر سفید
✍🏻 #آراویند_آدیگا

📚 @Academic_Library
عظمت یک‌ شاهکار عکاسی
نمایی از یک‌ هزارم ثانیه از یک قطره آب که در پس زمینه اش بر روی دیوار نقشه جهان بوده است!


#مارکوس_رگولس

📚 @Academic_Library
در تاریخ بشر سابقه نداشته شاعری همچون سعدی بتونه در یک بیت چند ده کتاب برخورد با انسان رو جا بده!

هرکه عیب دگران پیش تو آورد و شمرد،
بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد


مطمئن باشید اگر کسی از دیگری پیش شما حرفی آورد از خانه ی شما هم برای دیگران حرف میبرد

📚 @Academic_Library
پدرم همیشه می گفت:
زود خوابیدن و زود بیدار شدن آدم را سالم، پولدار و عاقل می کند.

درخانه ساعت هشت، چراغ ها خاموش بود و سپیده دم با بوی قوه و بیکن و نیمرو از خواب بلند می شدیم.
پدرم یک عمر این دستور را دنبال کرد، جوانمرد و مفلس و فکر میکنم چندان هم عاقل نبود...
من نصیحت اورا گوش نکردم، دیر خوابیدم، دیر بیدار شدم. حالا نمی گویم دنیا را فتح کرده ام، اما ترافیک صبح ها را دیگر ندارم، از خیلی از دردسرهای معمولی دورم و با آدم های جدید و بی نظیر آشنا شده ام یکی از آن ها خودم، کسی که پدرم هرگز او را نشناخت...

#چارلز_بوکفسکی

📚 @Academic_Library
من به مردم شدیدا اعتقاد دارم.
اگر حقيقت به آنها گفته شود، در هنگام بروز هر گونه بحران ملی می توان رویشان حساب کرد.
مهم این است که برای آنها دلایل واقعی بياوريم ...


#آبراهام_لينكلن

📚 @Academic_Library
هیچ چیز از معتقد کردن آدم ابله به یک موضوع، آسان تر نیست ...


📘 گناهکار شهر تودلو
✍🏻 #آنتوان_چخوف

📚 @Academic_Library
زندگی آنچه زیسته ایم نیست،
بلکه همان چیزی است که
در خاطرمان مانده
و آن گونه است که به یادش می آوریم
تا روایتش کنیم ...


📘 زنده ام که روایت کنم
✍🏻 #گابریل_گارسیا_مارکز

📚 @Academic_Library
رفتار آدم‌ها و انتخاب‌های آنان درست شبیه قمار است. اینکه زندگی در کل شبیه قمار است و شما هرگز نمی‌دانید چه چیزی در انتظارتان است. از بین گزینه‌های مختلف یکی را انتخاب می‌کنیم چون احساس می‌کنیم درست است و به موفقیت می‌انجامد.


📘 #قمارباز
✍🏻 #داستایوفسکی

📚 @Academic_Library
1
🔻۲۰ سوالی که اپل در #مصاحبه‌ های #استخدامی می‌پرسد…

۱. به من بگویید که در زندگی‌تان چه کاری انجام داده‌اید که به طور ویژه‌ای به آن افتخار می‌کنید؟
۲. چه شکست‌هایی خورده‌اید و چه چیزهایی از آن‌ها آموخته‌اید؟
۳. یکی از مشکلات جالبتان را توصیف کنید و بگویید چطور حل‌اش کردید؟
۴. چگونه به یک کودک ۸ ساله توضیح می‌دهید که مودم چیست و چه کاربردی دارد؟
۵. چه چیزی شما را امروز به اینجا کشانده است؟
۶. پنج سال دیگر می‌خواهید چه کاری انجام دهید؟
۷. چرا می‌خواهید به شرکت اپل ملحق شوید و اگر در این شرکت استخدام شوید، دل‌تان برای چه چیزی در محل کار فعلی‌تان تنگ می‌شود؟
۸. خود را توصیف کنید، چه چیزی به شما هیجان می‌بخشد؟
۹. چگونه یک تستر را امتحان می‌کنید؟
۱۰. اگر شما را استخدام کنیم، دوست دارید بر روی چه موضوعی کار کنید؟
۱۱. ما چرا باید شما را استخدام کنیم؟
۱۲. آیا فرد خلاقی هستید؟ به چه چیز خلاقانه‌ای می‌توانید فکر کنید؟
۱۳. یک تجربه تحقیر کننده را توصیف کنید.
۱۴. چه چیزی مهم‌تر است، حل مشکل مشتری یا ایجاد تجربه خوب برای او؟
۱۵. شما فردی مثبت به نظر می‌رسید، چه چیزهایی می‌تواند روحیه‌تان را خراب کند؟
۱۶. به من نشان دهید که چگونه فقط از طریق صدای‌تان به یک مشتری نشان می‌دهید که تمایل به کمک به او دارید؟
۱۷. با توجه به یک اپلیکیشن مانند آی‌تونز که عکس‌ها را جمع‌آوری می‌کند و در مرور زمان استفاده نشود، شما چه استراتژی‌ای برای کنار گذاشتن عکس‌های غیرقابل استفاده در طول زمان به کار می‌برید؟
۱۸. در چهار سال گذشته بهترین روز شما چه روزی بوده است؟ بدترین روزتان چطور؟
۱۹. روزانه چه تعداد کودک متولد می‌شوند؟
۲۰. زمانی که به عنوان یک مشتری وارد یکی از فروشگاه‌های اپل می‌شوید، چه چیزی در مورد فروشگاه نظرتان را جلب می‌کند و در زمان ورود چه احساسی دارید؟

📚 در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید
👇👇

https://www.instagram.com/Academic_Library

📚 @Academic_Library
‏دنیای بی آرزو،
دنیای خوف انگیزی است،
و انسانِ بی آرمان،
انسانی حقیر، بسیار حقیر،
و بسیار حقیر ...


📘 #ابوالمشاغل
✍🏻 #نادر_ابراهیمی

📚 @Academic_Library
گندم برای این است که کوبیده شود.
بگذار بکوبندت !
همچنان که ضرب المثل می گوید:

هر مرگی را پیکاری هست
و هر دانه ای را کاهی.


📘 جان شيفته
✍🏻 #رومن_رولان

📚 @Academic_Library
1
به آدمهایی محتاج هستیم
که به آینده بچه هایشان فکر کنند
نه به گذشته پدرهایشان.

📘 #کلیدر
✍🏻 #محمود_دولت_آبادی

📚 @Academic_Library
مصمم شوید که کارى باید صورت گیرد، سپس راه انجام آن را خواهید یافت.


#آبرهام_لینکلن

📚 @Academic_Library
آیا مطالعه کردن در فضای تاریک باعث کاهش شدید قدرت بینایی می شود ؟!


📚 @Academic_Library
#یک_دقیقه_مطالعه 📚

دانمارک و سوئد در قرن هفده میلادی درگیر جنگ دامنه داری با یکدیگر بودند.

در یکی از این جنگ ها و پس از عقب نشینی سوئدی ها، یکی از سربازان دانمارکی که جراحت مختصری برداشته بود احساس تشنگی کرد. وقتی دست به قمقه برد تا آب بنوشد، صدایی ضعیف به گوشش رسید. این صدای یک سرباز مجروح سوئدی بود که تقاضای آب می کرد.

سرباز دانمارکی به سویش رفت، کنارش زانو زد تا از آب قمقمۀ خود به او بدهد. درست در همین لحظه سرباز سوئدی به روی سرباز دانمارکی شلیک کرد. گلوله مختصر خراشی در شانه اش ایجاد کرد. او گفت: می خواستم به تو آب بدهم ولی تو خواستی مرا به قتل برسانی. آیا پاداش من این بود؟
من قصد داشتم تمام آب قمقمه را به تو بدهم. ولی حالا که این کار را کردی فقط نصف آن را به تو می دهم.

یکی از افسران ارتش دانمارک که از نزدیک شاهد این ماجرا بود پادشاه دانمارک را از آنچه دیده بود آگاه ساخت. پادشاه، سرباز را به حضور طلبید.

- چرا نیمی از آب قمقمه ی خود را به دشمنی دادی که قصد کشتن تو را داشت؟
سرباز پاسخ داد: هر چند او قصد جان مرا کرده بود ولی به هر حال، انسانی مجروح بود و انسانیت به من حکم می کرد که به یک فرد تشنه و مجروح آب برسانم.

پادشاه گفت: تو لایق آن هستی که سردار ارتش من باشی.

نکته: با هرکس مطابق شأن خود رفتار کن نه شأن مخاطبت. این اصل که با هر کس مطابق آنچه او عمل کرده رفتار کنید، شما را تبدیل به یک اثرپذیر مطلق و بی اراده می کند.

📘 به دنیا آمده ایم تا آن را تغییر دهیم
✍🏻 #مسعود_لعلی

📚 در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید
👇👇

https://www.instagram.com/Academic_Library

📚 @Academic_Library
1👍1
بزرگترین خیانتی که انسان می تواند به خودش بکند؛

ترس از این است که حالا دیگران درباره من چه فکری می کنند؟!

#ژان_پل_سارتر

📚 @Academic_Library
آنان که دستی را که نان شان میداد، گاز گرفتند، محکوم اند به بوسیدن پاهایی که لگدشان می زند !


#اریک_هافر

📚 @Academic_Library
#تلنگر 📚

مردی صبح از خواب بیدار شد
و با همسرش صبحانه خورد ولباسش را پوشید وبرای رفتن به کار آماده شد
هنگامی که وارد اتاقش شد تا کلیدهایش را بردارد گردوغباری زیاد روی میز وصفحه تلویزیون دید.

به آرامی خارج شد و به همسرش گفت :
دلبندم ، کلیدهایم را از روی میز بیاور

زن وارد شد تا کلید ها را بیاورد دید همسرش با انگشتانش وسط غبارهای روی میز نوشته " یادت باشه دوستت دارم "
و خواست از اتاق خارج شود صفحه تلویزیون را دید که میان غبار نوشته شده بود" امشب شام مهمون من "

زن از اتاق خارج شد و کلید را به همسرش داد و به رویش لبخند زد
انگار خبر می داد که نامه اش به او رسیده

این همان همسر عاقلیست که اگر در زندگی مشکلی هم بود ، مشکل را از ناراحتی و عصبانیت به خوشحالی ولبخند تبدیل می کند

☑️ هیچوقت با حالت دستوری با افراد خانواده تان صحبت نکنید

📚 در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید
👇👇

https://www.instagram.com/Academic_Library

📚 @Academic_Library
‌‏زندگی همین است؛ به یک گل می‌ماند که شاد و خندان توی چمن شکفته می‌شود؛ یک بز سر می‌رسد، می‌بلعدش و همه‌چیز تمام می‌شود...

#آنتوان_چخوف

📚 @Academic_Library
سرمایه‌داران دقیق‌تر از كتاب‌خوان‌ها مطالعه می‌كنند،
چون می‌دانند مطالعه‌ی بدون دقت چه ضررهایی به همراه خواهد داشت ...

#برتولت_برشت

📚 @Academic_Library
#تلنگر 📚

ﭘﺴﺮ #ﮔﺎﻧﺪﯼ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ:

ﭘﺪﺭﻡ ﮐﻨﻔﺮﺍﻧﺲ ﯾﮏ ﺭﻭﺯﻩ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺩﺍﺷﺖ،
ﺍﺯ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﺑﺮﺳﺎﻧﻢ،
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺭﺳﺎﻧﺪﻡ ﮔﻔﺖ:
ﺳﺎﻋﺖ 5 ﻫﻤﯿﻦ ﺟﺎ ﻣﻨﺘﻈﺮﺕ ﻫﺴﺘﻢ ﺗﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺮﮔﺮﺩﯾﻢ ...
ﻣﻦ ﺍﺯ ﻓﺮﺻﺖ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩﻡ و ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﺮﯾﺪ ﮐﺮﺩﻡ ...
ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻌﻤﯿﺮﮔﺎﻩ ﺑﺮﺩﻡ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﺭﻓﺘﻢ، ﺳﺎﻋﺖ 5:30 ﯾﺎﺩﻡ ﺁﻣﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﭘﺪﺭ ﺑﺮﻭﻡ!
ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺳﯿﺪﻡ ﺳﺎﻋﺖ 6:00 ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ!
ﭘﺪﺭ ﺑﺎ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﺮﺍ ﺩﯾﺮ ﮐﺮﺩﯼ؟!
ﺑﺎ ﺷﺮﻣﻨﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻍ ﮔﻔﺘﻢ: ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﺒﻮﺩ، ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﺪﻡ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﻤﺎﻧﻢ!

ﭘﺪﺭﻡ ﮐﻪ ﻗﺒﻼ ﺑﻪ ﺗﻌﻤﯿﺮﮔﺎﻩ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮔﻔﺖ:
"ﺩﺭ ﺭﻭﺵ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻣﻦ ﺣﺘﻤﺎ ﻧﻘﺼﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﻻﺯﻡ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ "ﺭﺍﺳﺖ" ﺑﮕﻮﯾﯽ!"
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﻔﻬﻤﻢ ﻧﻘﺺ ﮐﺎﺭ ﻣﻦ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟
ﺍﯾﻦ ﻫﺠﺪﻩ ﻣﺎﯾﻞ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺧﺎﻧﻪ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﺮ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﻡ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ باره ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ ...!

ﻣﺪﺕ ﭘﻨﺞ ﺳﺎﻋﺖ ﻭ ﻧﯿﻢ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺵ ﺍﺗﻮمبیل ﻣﯽ ﺭﺍﻧﺪﻡ ﻭ ﭘﺪﺭﻡ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺩﺭﻭﻍ ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻏﺮﻕ ﺩﺭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺑﻮﺩ، ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ!
ﻫﻤﺎﻥ ﺟﺎ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﮕﻮﯾﻢ ...

ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻞ ﻋﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﭘﺪﺭﻡ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻧﯿﺮﻭﻣﻨﺪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺖ 80 ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻡ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﺪﺍﻥ ﻣﯽﺍﻧﺪﯾﺸﻢ!

☑️ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ تنها ﯾﮏ ﺭﺍﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ آﻥ ﺭﺍﻩ #ﺭﺍستی است ...

📚 در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید
👇👇

https://www.instagram.com/Academic_Library

📚 @Academic_Library