کتابخانه دانشگاهی – Telegram
کتابخانه دانشگاهی
145K subscribers
9.92K photos
1.09K videos
470 files
4.84K links
📚 بزرگترین اجتماع فرهیختگان در تلگرام

.


سفارش تبلیغات:
@Library_Ad


.


.


اینستاگرام ما:
https://www.instagram.com/Academic_Library

.


.

کانال دوم ما:
@BookTop
.

.


.



.




انتقاد و پیشنهاد:
@libraryy

.



.



.



.



.
Download Telegram
همیشه در این آب و خاک دزدها و قاچاقچی ها همه کاره بوده اند، چون که مقامات صلاحیت دارِ خارجی اینطور صلاح دیده اند!

میخواهم هفتاد سال سیاه چیز ننویسم. مُرده شور ببرند! عقم می‌نشیند که دست به قلم ببرم، به زبان این رجاله‌ها چیز بنویسم. یک مشت بی‌ شرف. یک خط هم نباید بماند. این اراذل لیاقت ندارند که کسی برایشان کاری بکند. یک مشت دزد قالتاق. اصلاً سرشان تو این حرف‌ها نیست. نمی‌خوانند، اگر هم بخوانند نمی‌فهمند! پس برای کی بنویسم؟

#صادق_هدایت

📚 @Academic_Library
سپندارمذگان روز عشق ایرانیان خجسته باد ❤️

سپندارمذگان يا روز عشق ايرانى در گاهشمار خورشيدى برابر با 29 بهمن و در گاهشمار زرتشتى برابر با 5 اسفند است.

سپندارمذ لقب زمین و به معنی گستراننده، مقدس و فروتن می‌باشد. زمینی که نماد عشق است و با فروتنی و از خودگذشتگی، آغوش خود را برای همه گسترانیده و زشت و زیبا را به یک چشم می‌نگرد. بدین روی نیاکانمان در این روز با دادن هدیه به بانوان و دوشیزگان "مهر و عشق" خود را به آنان ابراز می‌داشتند.

📚 @Academic_Library
مرگ ما روزی خواهد بود
كه نخواهیم و نتوانیم
از زیبایی لذت ببریم
و در پی آن نباشیم
تا دوستش بداریم ...

#آندره_ژید

📚 @Academic_Library
اگه خوشحال نیستید باید
اونی که بهش گوش میدید رو #عوض_کنید !

📚 @Academic_Library
در دنیا هیچ چیز پایدار نیست
و اگر انسان توقع بقای چیزی را
داشته باشد احمق است
اما اگر از آنچه که برای
مدت کوتاهی دارد ، لذت نبرد
از آن هم احمق ‌تر است ...

#ویلیام_موام

📚 @Academic_Library
بايد همه چيز را فدا كنيد تا زندگى تان را به زيبايى همان روياهايى در آورديد كه در خيالتان مى رقصند.

#رومن_پاين

📚 @Academic_Library
برای فریب دادن
عده ای را شیر میکنند
و عده ای را خر...!

مواظب باشید حیوان صفت نشوید
بازنده بازنده است چه درنده چه چرنده!

#لوئیس_بورخس

📚 @Academic_Library
سپاسگزار خداوند باشیم که خورشید را خیلی بالاها در آسمان بند کرده است، در غیر این صورت یکی پیدا می شد خاموشش کند به این بهانه که یک رفیق حزب مخالف، خیلی عینک دودی میفروشد!

#گوارسکی

📚 @Academic_Library
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندگی نباید فقط زیسته شود،
باید جشن گرفته شود.

کسانی که فقط زندگی میکنند در واقع زندگی نميکنند، تنها کسانی که جشن می گیرند زندگی می کنند. و هر لحظه باید به جشن تبدیل شود.
هرکاری که میکنی،
با روح جشن انجام بده، با شادی فوران کن،
از شادی لبریز شو...
آهسته آهسته با جشن کیهانی
که همیشه ادامه دارد، ھماھنگ می شوی.

فقط مساله هماهنگی است.
تو کلید راز را کشف می کنی؛
در حالت جشن هستی ناپدید میشوي و کل هستی
همچون جشن در تو منفجر میشود.
اینھا لحظات وجد ھستند
و آهسته آهسته اینها زندگی تو میشوند.
آنگاه نه تنها زمانی که بیداری، بلکه حتی وقتی که در خوابی در نوعی جشن هستی،
اینها ادامه می یابند،
روزها و شبها و ھدف نھایی همین است.
این معنای نام توست :جهان عاشقانه...

#اوشو

📚 @Academic_Library
ايمان داشتن به بخت و قسمت بدترين نوعِ «بـردگى» اسـت!

#اپيكتتوس

📚 @Academic_Library
تایتانیک وقتی داشت غرق می‌شد، طبقات پایین میزدن تو سر خودشون؛

طبقات بالا هنوز داشتن میرقصیدن!

پ.ن: هیچ وقت از گرون شدن خونه، ماشین یا طلاهاتون خوشحال نباشید؛ این یک فاجعه است که کم کم همه درکش میکنن...

وقتی همه غرق شدیم ...!

📚 @Academic_Library
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دانی که پس از عمر چه مانَد باقی؟
مِهر است و محبت است و باقی همه هیچ...!

#مولانا

📚 @Academic_Library
📚 در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید
👇👇

https://www.instagram.com/Academic_Library
#تلنگر 📚

دين چيست ؟

متنى از #لئوناردو_باف پژوهشگر دينى معروف برزيلى:
در ميزگردى که درباره «دين و آزادى» برپا شده بود از دالايى‌لاما، با کنجکاوى، و البته کمى بدجنسى پرسيدم:

عالى جناب، بهترين دين کدام است؟

فکر کردم که او لابد خواهد گفت:
«بودايى» يا «اديان شرقى که خيلى قديمى‌تر از مسيحيت هستند.»

دالايى‌لاما کمى درنگ کرد، لبخندى زد و به چشمان من خيره شد ... و آنگاه گفت:

«بهترين دين، آن است که از شما آدم بهترى بسازد.»
من که از چنين پاسخ خردمندانه‌اى شرمنده شده بودم، پرسيدم:

آنچه مرا انسان بهترى مى‌سازد چيست؟
پاسخ داد:
«هر چيز که شما را دل‌رحم‌تر
فهميده‌تر،
مستقل‌تر،
بى‌طرف‌تر،
بامحبت‌تر،
انسان دوست‌تر،
با مسئوليت‌تر
و اخلاقى‌تر سازد

دينى که اين کار را براى شما بکند، بهترين دين است»

📚 در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید
👇👇

https://www.instagram.com/Academic_Library

📚 @Academic_Library
13 پیشنهاد «پزشکان دانشگاه تهران» برای مقابله با کرونا

۱- پیشنهاد می‌شود، تمام مقاطع تحصیلی از مهد کودک، مدارس و دانشگاه‌ها تا پایان تعطیلات عید با هدف پیشگیری از انتشار ویروس تعطیل شوند.

۲- تمام اعمال پزشکی غیراورژانس با هدف پیشگیری از انتشار ویروس و اختصاص امکانات به کنترل بیماری، در صورت امکان با تاخیر انجام شوند.

۳- فعالیت تمام اماکن عمومی از قبیل: سینماها، تئاترها، باشگاه‌های ورزشی، استادیوم‌ها تا پس از تعطیلات عید به تاخیر بیفتد.

۴- تمام سفر‌های غیرضروری حذف شوند.

در صورتی که سفر اجتناب‌ناپذیر باشد استفاده از وسایل نقلیه خصوصی به‌جای عمومی توصیه شود.

۵- تعداد کارمندان ادارات، با دادن مرخصی اجباری به سایرین، به حداقل‌های موردنیاز و ضروری کاهش یابد.

مثلا تعداد کارمندان هر شعبه بانک در بازه زمانی مربوطه به نصف کاهش پیدا کند.

۶- توصیه به تعطیلی موقت تمام جشن‌ها و مراسم خانوادگی و دید و بازدید‌ها و همچنین مراسم مذهبی عمومی از قبیل: عزاداری‌ها و جشن‌ها.

۷- ماسک و مواد ضدعفونی‌کننده به میزان موردنیاز تهیه و درصورت امکان رایگان توزیع شوند.

۸- رستوران‌ها فقط حق توزیع غذای بیرون‌بر داشته باشند.

۹- ضدعفونی سطوحی که در معرض تماس عمومی قرار دارند در بازه‌های زمانی مشخص انجام شود. (مانند فضا‌های در معرض تماس اتوبوس، مترو و...)

۱۰- از پتانسیل‌های صداوسیمای کشور برای آموزش موثر در حوزه پیشگیری و کاهش آسیب‌ها و عوارض به نحو مطلوب استفاده شود.

۱۱- دانشجویان و کارآموزان گروه‌های پزشکی و پیراپزشکی با هدف کاهش احتمال مخاطرات کادر پزشکی غیرموثر بر درمان تا پایان تعطیلات عید تعطیل شوند.

۱۲- ساعت کاری ادارات، بانک‌ها، بازار، شرکت‌ها و کارخانه‌ها طی این دوره زمانی کاهش یابد.

۱۳- ادارات مالیاتی مکلف شوند مساعدت لازم را نسبت به کاهش مبلغ مالیات بر درآمد، طی دوره مذکور داشته باشند.

📚 در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید
👇👇

https://www.instagram.com/Academic_Library

📚 @Academic_Library
صرفا بدلیل اینکه منحصر به فرد و متفاوتی، به این معنا نیست که مفیدی
متفاوت بودن چه فایده ای داره
وقتی که به دردی نمیخوری؟

"هر تفاوتی عالی نیست"

📚 @Academic_Library
👍1
#اتاق_فکر 📚

در روستایی کشاورزی زندگی می کرد که پول زیادی را از پیرمردی قرض گرفته بود و باید هرچه زودتر به او پس می داد،
کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند.
وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمی تواند پول او را پس بدهد معامله ای پیشنهاد داد
او گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهیش را خواهد بخشد
دختر از شنیدن این حرف به وحشت افتاد!
پیرمرد کلاه بردار برای اینکه حسن نیت خود را نشان بدهد گفت:

اصلا یک کاری می کنیم
من یک سنگریزه سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسه ای خالی می اندازم
دختر تو باید با چشمان بسته یکی از این دو را بیرون آورد
اگر سنگریزه سیاه را بیرون آورد باید همسر من بشود
و بدهی بخشیده می شود
و اگر سنگریزه سفید را بیرون آورد لازم نیست که با من ازدواج کند
و بدهی نیز بخشیده می شود
اما اگر او حاضر به انجام این کار نشود باید پدر به زندان برود

این گفت و گو در جلوی خانه ی کشاورز انجام شد
زمین آنجا پر از سنگریزه بود
پیرمرد خم شد و دو سنگریزه برداشت
دختر که چشمان تیزبینی داشت متوجه شد
که او دو سنگریزه ی سیاه از زمین برداشته است
ولی چیزی نگفت !
سپس پیرمرد از دخترک خواست که یکی از آنها را از کیسه بیرون آورد

تصور کنید اگر شما آنجا بودید چه کار می کردید؟
چه توصیه ای برای آن دختر داشتید؟

اگر خوب موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید می بینید که سه امکان وجود دارد:
1ـ دختر جوان باید آن پیشنهاد را رد کند
2ـ هر دو سنگریزه را در آورد و نشان دهد که پیرمرد تقلب کرده است
3ـ یکی از آن سنگریزه های سیاه را بیرون آورده
با پیرمرد ازدواج کند تا پدرش به زندان نیفتد

لحظه ای به این شرایط فکر کنید
هدف این حکایت ارزیابی تفاوت بین تفکر منطقی و تفکری است که اصطلاحا جنبی نامیده می شود
معضل این دختر جوان را نمی توان با تفکر منطقی حل کرد.
به نتایج هر یک از این سه گزینه فکر کنید
اگر شما بودید چه کار می کردید؟

و این کاری است که آن دختر زیرک انجام داد:
دست خود را به داخل کیسه برد و یکی از آن دو سنگریزه را برداشت
و به سرعت و بدون اینکه سنگریزه دیده شود
وانمود کرد که از دستش لغزیده و به زمین افتاده
پیدا کردن آن سنگریزه در بین انبوه سنگریزه های دیگر غیر ممکن بود

در همین لحظه دختر گفت:
آه چقدر من دست و پا چلفتی هستم !
اما مهم نیست
اگر سنگریزه ای را که داخل کیسه است درآوریم
معلوم می شود سنگریزه ای که از دست من افتاده چه رنگی بوده است....

و چون سنگریزه ای که در کیسه بود سیاه بود
پس باید طبق قرار، سنگریزه ی گم شده سفید باشد
پیرمرد هم نتوانست به حیله گری خود اعتراف کند
و شرطی را که گذاشته بود به اجبار پذیرفت
و دختر نیز تظاهر کرد که از این نتیجه حیرت کرده است
نتیجه ای که 100 درصد به نفع آنها بود

1ـ همیشه یک «راه حل» برای مشکلات پیچیده وجود دارد
2ـ این حقیقت دارد که ما همیشه از زاویه ی «خوب» به مسایل نگاه نمی کنیم
3ـ همه ی شما می توانید سرشار از «افکار و ایده های مثبت و تصمیم های عاقلانه» باشید.

📚 در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید
👇👇

https://www.instagram.com/Academic_Library

📚 @Academic_Library
من مشکلات را حل نمی کنم.
من افکارم را درست می کنم،
سپس مشکلات خودشان حل می شوند ...


#لوئیس_هی

📚 @Academic_Library
به مردم کمک کن حتی زمانی که میدونی اونا نمیتونن کمک تورو جبران کنند ...


📚 @Academic_Library
ما ویروس «پول» گرفته‌‎ایم نه کرونا!

🔰چندی پیش در یادداشتی نوشتم که متاسفانه دچار «کوری سفید» شده‌ایم اما داستان کوری سفید چیست؟ ساراماگو، نویسنده پرتغالی در کتابی با عنوان «کوری» با لحنی هولناک به رعایت نکردن حقوق دیگران اشاره می‌کند. داستانی که از یک چهارراه آغاز می‌شود و شهری را دچار یک کوری سفید می‌کند. کسانی که دچار کوری سفید شدند، تلاش می‌کنند خود را زنده نگه دارند؛ حتی اگر این زنده ماندن به مرگ دیگران ختم شود. همه می‌خواهند خود را نجات دهند و کسی به فکر دیگران نیست. تنها یک نفر در این شهر کورها بیناست که در واقع وجدان بیدار این جامعه است، ایده‌آل درون هر انسان.

🔰درد آور است که کشور درگیر کرونا است و برخی به فکر جیب خود هستند و می‌خواهند از درد مردم برای خود برج و بارو بسازند.

🔰دردآور است که برخی وقتی می‌بینند مردم در به در به دنبال ماسک می‌گردند، به فکر ایجاد بازار سیاه ماسک می‌افتند. احتکار می‌کنند. یک ماسک ساده را به قیمت خون پدرشان می‌فروشند.

🔰دردآور است که مایع ضدعفونی کننده که کمک می‌کند مردم دچار کرونا نشوند، نایاب می‌شود و یا برخی آن را به قیمت طلا می‌فروشند.

🔰دردآور است که برخی در این کشور نان خود را در خون مردم می‌زنند و می‌خورند. دست‌ها را به هم می‌مالند و ذوق می‌کنند که حساب بانکی‌شان پر از پول شده است. اصلا برای آنها مهم نیست که جامعه نگران یک بیماری مهلک است. بیماری که جان آدم‌ها را می‌گیرد.

🔰در شهر ووهان چین مردمی که در خانه‌هایشان حبس شده‌اند شب هنگام روی بالکن می‌آیند و یکدیگر را خطاب قرار می‌دهند: jiayou یعنی روغنش را زیاد کن. در زبان محلی آن‌ها یعنی امید داشته باش، یعنی قوی باش یعنی نوعی دلگرمی دادن. ⁣متاسفانه در کشور ما برخی می‌گویند روغنش را زیاد کن اما برای اینکه نان خود را در روغن بپزند.

🔰بله، ما هم دچار کوری سفید شده‎‌ایم. رفتاری که امروز در جامعه ایران شاهد آن هستیم کم از کوران کتاب ساراماگو ندارد.

🔰در زمان جنگ هم بودند عده‌ای که از وضعیت قرمز آن روزها به آلاف و الوف رسیدند اما بسیاری از مردم هوای هم را داشتند. خیلی‌ها دم به دم هم می‌دادند تا از پس از مشکلات زمان جنگ درآیند.

🔰الان اما هم دلی و هم زبانی کم رنگ تر شده است. بخشی از مردم در زمانه کرونا به دنبال انبار کردن ماسک و ضدعفونی هستند. همسر به شوهرش می‌گوید برو بازهم بخر مبادا که کم بیاید. بدون اینکه فکر کند شاید همسایه‌ای که دیوار به دیوار او است با هزار مشکل زندگی می‌کند و توان خرید را ندارد.

🔰وقتی به حرف است ما می‌شویم بهترین مردم عالم. می‌دانید که بهتر از ما در جهان وجود ندارد. به قول آن هوادار تراکتور ما بعد از منچستر در جهان اول هستیم اما وقتی پای عمل برسد متاسفانه به هم رحم نمی‌کنیم.

🔰در این چند روز معلوم شد که در کرونا هم مردود شدیم. درست مثل آن روزها که پوشک یا نوار بهداشتی گران شده بود. مثل آن روزهایی که قیمت دلار سر به آسمان می‌سایید.

🔰ویروس اصلی که ما را دچار خود کرده است«پول» است. درمان هم ندارد. وقتی خدا می‌شود پول، دیگر کاری نمی‌شود کرد. جامعه ما به وضعیت بحران رسیده است. اگر پول داشته باشی می‌توان زندگی کنی و بحران‌ها را از پشت سر بگذاری و اگر نه، هرچقدر هم انسان خوبی باشی باز زندگی‌ات می‌لنگد و نمی‌توانی چرخ آن را بچرخانی.

🔰بی‌رحم شدن و تنها به فکر خود بودن تبدیل به یک عادت شده است. ترک عادت هم که می‌دانید سخت است. احتیاج به تخت و طناب دارد. احتیاج به سال‌ها فرهنگ سازی . حال جامعه ما خراب است اما نه آنقدر که نشود جلوی آن را گرفت فقط کافی است در خلوت خود با وجدان‌مان خلوت کنیم تا او میان و ما و ما قضاوت کند.

🔰حال ما خوب می‌شود اگر انصاف دوباره سکه رایج کشور شود.

#مصطفی_داننده

📚 در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید
👇👇

https://www.instagram.com/Academic_Library

📚 @Academic_Library
👍1
#تلنگر 📚

‏دوم راهنمایی یه معلم تاریخ داشتیم، جلسه اول بعد از سلام علیک، درِ گوش یکی از بچه‌ها یه جمله گفت، قرار شد اون به بغل‌دستیش بگه و همینطور دهن به دهن برسه آخر کلاس...

نفر آخر که جمله رو گفت، اولی گفت اصلا این نبود جمله!!

معلممون گفت بچه‌ها، کل تاریخو همینجوری نوشتن..!


📚 @Academic_Library