کتابخانه دانشگاهی – Telegram
کتابخانه دانشگاهی
145K subscribers
9.92K photos
1.09K videos
470 files
4.84K links
📚 بزرگترین اجتماع فرهیختگان در تلگرام

.


سفارش تبلیغات:
@Library_Ad


.


.


اینستاگرام ما:
https://www.instagram.com/Academic_Library

.


.

کانال دوم ما:
@BookTop
.

.


.



.




انتقاد و پیشنهاد:
@libraryy

.



.



.



.



.
Download Telegram
#اتاق_فکر 📚

در روستایی کشاورزی زندگی می کرد که پول زیادی را از پیرمردی قرض گرفته بود و باید هرچه زودتر به او پس می داد،
کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند.
وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمی تواند پول او را پس بدهد معامله ای پیشنهاد داد
او گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهیش را خواهد بخشد
دختر از شنیدن این حرف به وحشت افتاد!
پیرمرد کلاه بردار برای اینکه حسن نیت خود را نشان بدهد گفت:

اصلا یک کاری می کنیم
من یک سنگریزه سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسه ای خالی می اندازم
دختر تو باید با چشمان بسته یکی از این دو را بیرون آورد
اگر سنگریزه سیاه را بیرون آورد باید همسر من بشود
و بدهی بخشیده می شود
و اگر سنگریزه سفید را بیرون آورد لازم نیست که با من ازدواج کند
و بدهی نیز بخشیده می شود
اما اگر او حاضر به انجام این کار نشود باید پدر به زندان برود

این گفت و گو در جلوی خانه ی کشاورز انجام شد
زمین آنجا پر از سنگریزه بود
پیرمرد خم شد و دو سنگریزه برداشت
دختر که چشمان تیزبینی داشت متوجه شد
که او دو سنگریزه ی سیاه از زمین برداشته است
ولی چیزی نگفت !
سپس پیرمرد از دخترک خواست که یکی از آنها را از کیسه بیرون آورد

تصور کنید اگر شما آنجا بودید چه کار می کردید؟
چه توصیه ای برای آن دختر داشتید؟

اگر خوب موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید می بینید که سه امکان وجود دارد:
1ـ دختر جوان باید آن پیشنهاد را رد کند
2ـ هر دو سنگریزه را در آورد و نشان دهد که پیرمرد تقلب کرده است
3ـ یکی از آن سنگریزه های سیاه را بیرون آورده
با پیرمرد ازدواج کند تا پدرش به زندان نیفتد

لحظه ای به این شرایط فکر کنید
هدف این حکایت ارزیابی تفاوت بین تفکر منطقی و تفکری است که اصطلاحا جنبی نامیده می شود
معضل این دختر جوان را نمی توان با تفکر منطقی حل کرد.
به نتایج هر یک از این سه گزینه فکر کنید
اگر شما بودید چه کار می کردید؟

و این کاری است که آن دختر زیرک انجام داد:
دست خود را به داخل کیسه برد و یکی از آن دو سنگریزه را برداشت
و به سرعت و بدون اینکه سنگریزه دیده شود
وانمود کرد که از دستش لغزیده و به زمین افتاده
پیدا کردن آن سنگریزه در بین انبوه سنگریزه های دیگر غیر ممکن بود

در همین لحظه دختر گفت:
آه چقدر من دست و پا چلفتی هستم !
اما مهم نیست
اگر سنگریزه ای را که داخل کیسه است درآوریم
معلوم می شود سنگریزه ای که از دست من افتاده چه رنگی بوده است....

و چون سنگریزه ای که در کیسه بود سیاه بود
پس باید طبق قرار، سنگریزه ی گم شده سفید باشد
پیرمرد هم نتوانست به حیله گری خود اعتراف کند
و شرطی را که گذاشته بود به اجبار پذیرفت
و دختر نیز تظاهر کرد که از این نتیجه حیرت کرده است
نتیجه ای که 100 درصد به نفع آنها بود

1ـ همیشه یک «راه حل» برای مشکلات پیچیده وجود دارد
2ـ این حقیقت دارد که ما همیشه از زاویه ی «خوب» به مسایل نگاه نمی کنیم
3ـ همه ی شما می توانید سرشار از «افکار و ایده های مثبت و تصمیم های عاقلانه» باشید.

📚 در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید
👇👇

https://www.instagram.com/Academic_Library

📚 @Academic_Library
من مشکلات را حل نمی کنم.
من افکارم را درست می کنم،
سپس مشکلات خودشان حل می شوند ...


#لوئیس_هی

📚 @Academic_Library
به مردم کمک کن حتی زمانی که میدونی اونا نمیتونن کمک تورو جبران کنند ...


📚 @Academic_Library
ما ویروس «پول» گرفته‌‎ایم نه کرونا!

🔰چندی پیش در یادداشتی نوشتم که متاسفانه دچار «کوری سفید» شده‌ایم اما داستان کوری سفید چیست؟ ساراماگو، نویسنده پرتغالی در کتابی با عنوان «کوری» با لحنی هولناک به رعایت نکردن حقوق دیگران اشاره می‌کند. داستانی که از یک چهارراه آغاز می‌شود و شهری را دچار یک کوری سفید می‌کند. کسانی که دچار کوری سفید شدند، تلاش می‌کنند خود را زنده نگه دارند؛ حتی اگر این زنده ماندن به مرگ دیگران ختم شود. همه می‌خواهند خود را نجات دهند و کسی به فکر دیگران نیست. تنها یک نفر در این شهر کورها بیناست که در واقع وجدان بیدار این جامعه است، ایده‌آل درون هر انسان.

🔰درد آور است که کشور درگیر کرونا است و برخی به فکر جیب خود هستند و می‌خواهند از درد مردم برای خود برج و بارو بسازند.

🔰دردآور است که برخی وقتی می‌بینند مردم در به در به دنبال ماسک می‌گردند، به فکر ایجاد بازار سیاه ماسک می‌افتند. احتکار می‌کنند. یک ماسک ساده را به قیمت خون پدرشان می‌فروشند.

🔰دردآور است که مایع ضدعفونی کننده که کمک می‌کند مردم دچار کرونا نشوند، نایاب می‌شود و یا برخی آن را به قیمت طلا می‌فروشند.

🔰دردآور است که برخی در این کشور نان خود را در خون مردم می‌زنند و می‌خورند. دست‌ها را به هم می‌مالند و ذوق می‌کنند که حساب بانکی‌شان پر از پول شده است. اصلا برای آنها مهم نیست که جامعه نگران یک بیماری مهلک است. بیماری که جان آدم‌ها را می‌گیرد.

🔰در شهر ووهان چین مردمی که در خانه‌هایشان حبس شده‌اند شب هنگام روی بالکن می‌آیند و یکدیگر را خطاب قرار می‌دهند: jiayou یعنی روغنش را زیاد کن. در زبان محلی آن‌ها یعنی امید داشته باش، یعنی قوی باش یعنی نوعی دلگرمی دادن. ⁣متاسفانه در کشور ما برخی می‌گویند روغنش را زیاد کن اما برای اینکه نان خود را در روغن بپزند.

🔰بله، ما هم دچار کوری سفید شده‎‌ایم. رفتاری که امروز در جامعه ایران شاهد آن هستیم کم از کوران کتاب ساراماگو ندارد.

🔰در زمان جنگ هم بودند عده‌ای که از وضعیت قرمز آن روزها به آلاف و الوف رسیدند اما بسیاری از مردم هوای هم را داشتند. خیلی‌ها دم به دم هم می‌دادند تا از پس از مشکلات زمان جنگ درآیند.

🔰الان اما هم دلی و هم زبانی کم رنگ تر شده است. بخشی از مردم در زمانه کرونا به دنبال انبار کردن ماسک و ضدعفونی هستند. همسر به شوهرش می‌گوید برو بازهم بخر مبادا که کم بیاید. بدون اینکه فکر کند شاید همسایه‌ای که دیوار به دیوار او است با هزار مشکل زندگی می‌کند و توان خرید را ندارد.

🔰وقتی به حرف است ما می‌شویم بهترین مردم عالم. می‌دانید که بهتر از ما در جهان وجود ندارد. به قول آن هوادار تراکتور ما بعد از منچستر در جهان اول هستیم اما وقتی پای عمل برسد متاسفانه به هم رحم نمی‌کنیم.

🔰در این چند روز معلوم شد که در کرونا هم مردود شدیم. درست مثل آن روزها که پوشک یا نوار بهداشتی گران شده بود. مثل آن روزهایی که قیمت دلار سر به آسمان می‌سایید.

🔰ویروس اصلی که ما را دچار خود کرده است«پول» است. درمان هم ندارد. وقتی خدا می‌شود پول، دیگر کاری نمی‌شود کرد. جامعه ما به وضعیت بحران رسیده است. اگر پول داشته باشی می‌توان زندگی کنی و بحران‌ها را از پشت سر بگذاری و اگر نه، هرچقدر هم انسان خوبی باشی باز زندگی‌ات می‌لنگد و نمی‌توانی چرخ آن را بچرخانی.

🔰بی‌رحم شدن و تنها به فکر خود بودن تبدیل به یک عادت شده است. ترک عادت هم که می‌دانید سخت است. احتیاج به تخت و طناب دارد. احتیاج به سال‌ها فرهنگ سازی . حال جامعه ما خراب است اما نه آنقدر که نشود جلوی آن را گرفت فقط کافی است در خلوت خود با وجدان‌مان خلوت کنیم تا او میان و ما و ما قضاوت کند.

🔰حال ما خوب می‌شود اگر انصاف دوباره سکه رایج کشور شود.

#مصطفی_داننده

📚 در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید
👇👇

https://www.instagram.com/Academic_Library

📚 @Academic_Library
👍1
#تلنگر 📚

‏دوم راهنمایی یه معلم تاریخ داشتیم، جلسه اول بعد از سلام علیک، درِ گوش یکی از بچه‌ها یه جمله گفت، قرار شد اون به بغل‌دستیش بگه و همینطور دهن به دهن برسه آخر کلاس...

نفر آخر که جمله رو گفت، اولی گفت اصلا این نبود جمله!!

معلممون گفت بچه‌ها، کل تاریخو همینجوری نوشتن..!


📚 @Academic_Library
استفاده از دستمال کاغذی جهت استفاده از آسانسور، کار خوب هموطنان فهیم ما


📚 @Academic_Library
یک ﺍﯾﺮﺍنی مقیم آلمان تعریف میکرد که سالها قبل ﺍﺯ ﺭﺍﺩﯾﻮ ﺍﻋﻼﻡ ﺷﺪ که ﮐﺸﺘﯽ ﺣﻤﻞ ﭘﻨﯿﺮ در ﺍﻗﯿﺎﻧﻮﺱ ﻏﺮﻕ ﺷﺪه ﻭ ﻣﻤﮑﻨﻪ ﺑﺎ ﮐﻤﺒﻮﺩ پنیر ﻣﻮﺍﺟﻪ ﺑﺸﯿﻢ .ﻣﻦ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺭﻓﺘﻢ ﻓﺮﻭﺷﮕﺎﻩ ۱۰ ﺑﺴﺘﻪ ﭘﻨﯿﺮ ﺧﺮﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﮐﻨﻢ، ﻣﻮﻗﻊ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺭﻭ ﺩﯾﺪﻡ که با ۲ ﺑﺴﺘﻪ ﭘﻨﯿﺮ در ﺩﺳﺘﺶ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ. ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﺧﺒﺮ ﻏﺮﻕ ﺷﺪﻥ ﮐﺸﺘﯽ ﺭﻭ ﺷﻨﯿﺪﯼ؟

ﮔﻔﺖ: ﺑﻠﻪ .ﺩﻭ ﺑﺴﺘﻪ ﭘﻨﯿﺮ ﺗﻮﯼ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺎ ﮐﻤﺒﻮﺩ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﻧﺸﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﯿﺒﺮﻡ ﺑﺪﻡ ﺑﻪ ﻓﺮﻭﺷﮕﺎه! ﺍﺯ ﮐﺎﺭﻡ ﺧﯿﻠﯽ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﺷﺪﻡ...
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺧﺘﻼﻑ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﻫﺴﺖ ﺑﯿﻦ ﻣﺎ ﻭ اونها...

📚 @Academic_Library
‏من شیفته خوشی های ساده ام آنها آخرین پناه جان های محزون اند ...


👤 #اسکار_وایلد

📚 @Academic_Library
#یک_دقیقه_مطالعه 📚

شهری بود که در آن، همه چیز ممنوع بود!
و چون تنها چیزی که ممنوع نبود بازی الک دولک بود، اهالی ‌شهر هر روز به صحراهای اطراف می‌رفتند و اوقات خود را با باری الک دولک می‌گذراندند ....

چون قوانین ممنوعیت نه یکباره بلکه به تدریج و همیشه با دلایل کافی وضع شده بودند، کسی دلیلی برای گلایه و شکایت نداشت و اهالی مشکلی هم برای سازگاری با این قوانین نداشتند!

سال ها گذشت ، یک روز بزرگان شهر دیدند که ضرورتی وجود ندارد که همه چیز ممنوع باشد و جارچی‌ها را روانه کوچه و بازار کردند تا به مردم اطلاع بدهند که می‌توانند هر کاری دلشان می‌خواهد بکنند!

جارچی ها برای رساندن این خبر به مردم، به مراکز تجمع اهالی شهر رفتند و با صدای بلند به مردم گفتند : آهای مردم! بدانید و آگاه باشید که از حالا به بعد هیچ کاری ممنوع نیست.

مردم که دور جارچی ها جمع شده بودند، پس از شنیدن اطلاعیه، پراکنده شدند و بازی الک دولک شان را از سر گرفتند! ، جارچی ها دوباره اعلام کردند : می‌فهمید! شما حالا آزاد هستید که هر کاری دلتان می‌خواهد، بکنید
اهالی جواب دادند :
خب! ما داریم الک دولک بازی می‌کنیم!؟

جارچی ها کارهای جالب و مفید متعددی را به یادشان آوردند که آنها قبلاً انجام می‌دادند و حالا دوباره می‌توانستند به آن بپردازند ، ولی اهالی گوش نکردند و همچنان به بازی الک دولک شان ادامه داند ، بدون لحظه‌ای درنگ!
جارچی ها که دیدند تلاش شان بی‌نتیجه است، رفتند که به پادشاه اطلاع دهند!
پادشاه گفت : کاری ندارد! الک دولک را ممنوع می‌کنیم! آن وقت بود که مردم دست به شورش زدند و پادشاه شهر را کشتند و بی‌درنگ برگشتند و بازی الک دولک را از سر گرفتند ...

📘 شاه گوش میکند
✍🏻 #ايتالو_کالوينو

📚 در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید
👇👇

https://www.instagram.com/Academic_Library

📚 @Academic_Library
آدم چه دیر می‌فهمد که انسان یعنی اجالتا.
ایران مادرهای خوب دارد و غذاهای خوشمزه و روشنفکران بد و دشت‌های دلپذیر ...

👤 #سهراب_سپهری

📚 @Academic_Library
برای مهندسین بن بستی وجود ندارد آنها یا راهی خواهند یافت یا راهی خواهند ساخت.

پنجم اسفند ماه روز بزرگداشت
خواجه نصیر الدین طوسی و روز مهندس بر همه آنانکه مهندس وجود
خویشند مبارک باد...🌹

📚 @Academic_Library
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
واقعیت هایی از کرونا که لازمه بدونید👆


📚 @Academic_Library
امروز شنیدم وَبا در مشهد مقدّس روزی هفتاد هشتاد نفر را تلف می‌کند. ده روز دیگر یقین در اردو خواهد بود. ممکن بود با مبلغ کمی مخارج قرانتین (قرنطینه) بگذارند شاید این مرض به جای دیگر سرایت نکند؛ اما کی حکم بکند و کی بشنود. انالله و انا الیه راجعون»

#اعتماد_السلطنه، ۱۸۹۲ میلادی

📚 @Academic_Library
وقتی در سال ۱۲۹۶ تا ۱۲۹۸ بدلیل جنگ جهانی اول در ایران قحطی آمد احمد شاه دستور داد تمام آذوقه گندم و جو و حبوبات و قند و شکر و چای را در انبار احتکار کنند و به قیمت روز به مردم بفروشند آن هم در صف وقتی دلیل آن را پرسیدند گفت:

اگر این مردم را به صف و فقر و گرسنگی عادت ندهی خودت باید در صف رفتن از کشور منتظر باشی.

احمد شاه ۷ کرور معادل ۳/۵ میلیون تومان از بانک استقراضی روس و انگلیس قرض کرد و رفت... وقتی رجال کشور از او خواستند به کشور برگردد، گفته بود:

کلم فروشی در فرنگ شرافت دارد بر تخت طاوس کاخ گلستان

📚 @Academic_Library
هچکس نمیتونه جلوی کسی رو که تشنه‌ی یه زندگی بهتره بگیره.

📚 @Academic_Library
وقتی برای دیگران لقمه‌ی بزرگتر از دهانشون باشی،
اونا چاره‌ای ندارن جز آنکه "خُردَت" کنن، تا براشون اندازه باشی.

پس مراقب معاشرت‌هات باش!

📚 @Academic_Library
📝 مقایسه علائم بیماری‌های ناشی از کرونا، انفلوانزا و سرماخوردگی

(تهیه شده توسط دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی)

📚 @Academic_Library
من مايلم امور دولت را به نحوی اداره كنم كه اگر در پايان فرمانروايی خود همه دوستانم را از دست دادم، دست كم يكی از دوستانم باقی بماند و آن وجدان و قلب من است.


👤 #آبراهام_لینکلن

📚 @Academic_Library
📡 ‏روزنامه «تورنتو استار» نتایج یک پژوهش/تخمین گروهی محقق کانادایی را منتشر کرده که میگویند با توجه به تعداد آدم‌هایی که در ایران فوت کردند یا با بیماری خارج شدند، احتمالا بالای ۱۸۰۰۰ نفر در ایران الان ناقل ویروس ‎کرونا هستند.

فایل PDF مقاله

📚 @Academic_Library
‍ يكی تعريف ميكرد سال 90 رفتيم پيش ‎سايه و همه قيافه‌ها غمگين و افسرده!
سايه گفت: چتونه؟ چرا انقدر افسرده؟ ‎
ايران حمله اسکندر و اعراب و چنگيز رو از سر گذرونده و زنده مونده!
از اين روزها ميخواد زنده بيرون نياد؟
سينه‌تون رو فراخ كنيد
و ‎امّید رو از دست نديد!

چقدر درست گفته...

📚 @Academic_Library
کتابخانهٔ «ونسلا» در کشور نروژ همانند داخل بدن یک نهنگ طراحی شده و تمام صفحات جداکننده آن در واقع قفسه های کتاب و محل مطالعه بازدید کنندگان را تشکیل می‌دهند.

📚 @Academic_Library