This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از سرمربی لیورپول، راجع به کرونا میپرسن.
میگه من نمیدونم چرا آدمهای معروف باید راجع به همه مسائل نظر بدن، من اطلاعاتی درباره کرونا ندارم و کسی که میدونه باید در این مورد صحبت کنه ..
دقیقا کاری که خیلیها تو ایران باید انجام بدن، بدون اطلاعات کافی از چیزی، در موردش نظر ندن یا سوءاستفاده نکنن ..
📚 @Academic_Library
میگه من نمیدونم چرا آدمهای معروف باید راجع به همه مسائل نظر بدن، من اطلاعاتی درباره کرونا ندارم و کسی که میدونه باید در این مورد صحبت کنه ..
دقیقا کاری که خیلیها تو ایران باید انجام بدن، بدون اطلاعات کافی از چیزی، در موردش نظر ندن یا سوءاستفاده نکنن ..
📚 @Academic_Library
انسان امروز انسان انتظارهای بی پایان است! گویی زندگی خود را هر روز صبح به روزی دیگر به تعویق می اندازد ، آرزوهای او زنجیره ی پوچی است که تا بی پایان جهان ادامه می یابد
#ساموئل_بکت
📚 @Academic_Library
#ساموئل_بکت
📚 @Academic_Library
زندگی درهم است هیچ سیاه و سفیدی وجود ندارد، هر چه هست سایههای محوی است که در هم تنیده شدهاند و در کنار هم هستند.
#سی_بل_هاگ
📚 @Academic_Library
#سی_بل_هاگ
📚 @Academic_Library
به تصاویر پرستاران و پزشکان
درگیر با کرونا نگاه میکنم.
یک عده سفیدپوش با ماسکهای
ی که صورتشان را پنهان کرده.
غیر قابل تشخیص از یکدیگر.
بدون هویت قابل تمییز از دیگران.
کسانی که جانشان کف دستشان است
ولی نه نامشان را میدانیم و نه
چهرهشان را هرگز خواهیم شناخت.
قهرمانان گمنام و بینشان که
هرگز پاداش در خوری نخواهند یافت.
انسانهایی با ظاهری پنهان و باطنی آشکار.
با لباسهایی سفید، قلبهایی روشن.
درون و بیرونی پاک.
آدمهایی که یادمان میدهند که وقتی
روزهای سخت از راه برسد، کسانی
به درد میخورند که در سکوت برای
زندگی تقلا میکنند نه آنها که در هیاهو
فریاد میزنند و خط و نشان میکشند؛
سربازان صلح و زندگی... ♥️
📚 @Academic_Library
درگیر با کرونا نگاه میکنم.
یک عده سفیدپوش با ماسکهای
ی که صورتشان را پنهان کرده.
غیر قابل تشخیص از یکدیگر.
بدون هویت قابل تمییز از دیگران.
کسانی که جانشان کف دستشان است
ولی نه نامشان را میدانیم و نه
چهرهشان را هرگز خواهیم شناخت.
قهرمانان گمنام و بینشان که
هرگز پاداش در خوری نخواهند یافت.
انسانهایی با ظاهری پنهان و باطنی آشکار.
با لباسهایی سفید، قلبهایی روشن.
درون و بیرونی پاک.
آدمهایی که یادمان میدهند که وقتی
روزهای سخت از راه برسد، کسانی
به درد میخورند که در سکوت برای
زندگی تقلا میکنند نه آنها که در هیاهو
فریاد میزنند و خط و نشان میکشند؛
سربازان صلح و زندگی... ♥️
📚 @Academic_Library
در دنیا، هیچ چیز پایدار نیست و اگر انسان، توقعِ بقای چیزی را داشته باشد، احمق است. اما اگر از آنچه که برای مدتِ کوتاهی دارد، لذت نبرد، از آن هم احمقتر است!
#سامراست_موام
📚 @Academic_Library
#سامراست_موام
📚 @Academic_Library
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به نظر شما چه چیزی مهم است؟
سرگرمی؟ پیدا کردن دوست؟
نمرهی خوب؟ یادگیری؟ موفقیت؟ ثروت؟ شهرت؟ کمک به دیگران؟
یا درست انجام دادن کارها؟
ارزشهای شما چیزهایی است که به آن علاقه دارید و فکر میکنید برایتان مهم است.
📘 فلسفه برای کوچکترها
✍🏻 #دیوید_وایت
📚 @Academic_Library
سرگرمی؟ پیدا کردن دوست؟
نمرهی خوب؟ یادگیری؟ موفقیت؟ ثروت؟ شهرت؟ کمک به دیگران؟
یا درست انجام دادن کارها؟
ارزشهای شما چیزهایی است که به آن علاقه دارید و فکر میکنید برایتان مهم است.
📘 فلسفه برای کوچکترها
✍🏻 #دیوید_وایت
📚 @Academic_Library
"هيچى سلامتى "!
اين همون جمله ى كوتاهيه كه تا همين دو سه هفته قبل، در جوابِ "چه خبر" خيلى راحت به زبون مياورديمش، اما حالا شايد متوجه شده باشيم كه سلامتى واقعاااا "مهم ترين چيزه"!
شايد حالا متوجه شده باشيم كه همون دور زدنِ ساده تو ماشين با رفيقمون خيلى خوب بود و قدرشو ندونستيم.
همون قهوه اى كه تو كافه بى خيالِ دنيا، سفارش ميداديم خيلى ميچسبيد
همون پيتزايى كه يهويى هوس ميكرديم و با يه تلفن مياوردن دمِ خونه خيلى حال ميداد.
همون چرخ زدنِ الكى تو پاساژ و خيابون، نعمتِ بزرگى بود.
شايد اگه از دلِ اين بحران خوب و خوش بيرون بيايم، ديگه وقتى كه حوصلمون سر رفته، نگيم: اى بابا اينم شد زندگى؟! يا سرِ يه ناراحتىِ كوچيک به اين دنيا بد و بيراه نگيم
شايد اگه اين روزاى سخت بخير بگذره، از اين به بعد تو جوابِ چه خبر؟ بگيم: "خداروشكر، سلامتى"❤️🙏
📚 @Academic_Library
اين همون جمله ى كوتاهيه كه تا همين دو سه هفته قبل، در جوابِ "چه خبر" خيلى راحت به زبون مياورديمش، اما حالا شايد متوجه شده باشيم كه سلامتى واقعاااا "مهم ترين چيزه"!
شايد حالا متوجه شده باشيم كه همون دور زدنِ ساده تو ماشين با رفيقمون خيلى خوب بود و قدرشو ندونستيم.
همون قهوه اى كه تو كافه بى خيالِ دنيا، سفارش ميداديم خيلى ميچسبيد
همون پيتزايى كه يهويى هوس ميكرديم و با يه تلفن مياوردن دمِ خونه خيلى حال ميداد.
همون چرخ زدنِ الكى تو پاساژ و خيابون، نعمتِ بزرگى بود.
شايد اگه از دلِ اين بحران خوب و خوش بيرون بيايم، ديگه وقتى كه حوصلمون سر رفته، نگيم: اى بابا اينم شد زندگى؟! يا سرِ يه ناراحتىِ كوچيک به اين دنيا بد و بيراه نگيم
شايد اگه اين روزاى سخت بخير بگذره، از اين به بعد تو جوابِ چه خبر؟ بگيم: "خداروشكر، سلامتى"❤️🙏
📚 @Academic_Library
آنان که در چیزهای زیبا معانی زشت مییابند، فاسدند!
📘 تصویر دوریانگری
✍🏻 #اسکار_وایلد
📚 @Academic_Library
📘 تصویر دوریانگری
✍🏻 #اسکار_وایلد
📚 @Academic_Library
#سانسور به پایان می رساند منطق را وقتی که هیچ کس مجاز به خواندن هر #کتابی نیست به جز کتاب هایی که هیچ کس آن را نمى خواند.
#جرج_برنارد_شاو
📚 @Academic_Library
#جرج_برنارد_شاو
📚 @Academic_Library
فرض کنید امروز ۲ ماه #آینده است
۱۶ اردیبهشت سال ۱۳۹۹
دور از جان شما و خانواده شما، عزیزی یا عزیزانی را به علت ویروس #کرونا از دست دادهاید.
بهشدت غمگین هستید
و آرزو میکنید ای کاش این بیماری را جدی میگرفتید و زمان به عقب برمیگشت و ۲ ماه قبل بود و از خانه بیرون نمیآمدید و به بقیه اعضا خانواده هم اجازه خروج نمیدادید تا عزیزانتان به این بیماری مبتلا نمیشدند و عزیز یا عزیزان خود را از دست نمیدادید.
امروز آرزوی شما #برآورده شده
امروز ۱۶ اسفند ۱۳۹۸ است.
شما به #دو ماه #قبل برگشتید و میتوانید از این فاجعه جلوگیری کنید...
«بهخاطر عزیزانمان در خانه بمانیم»
📚 در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید
👇👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
۱۶ اردیبهشت سال ۱۳۹۹
دور از جان شما و خانواده شما، عزیزی یا عزیزانی را به علت ویروس #کرونا از دست دادهاید.
بهشدت غمگین هستید
و آرزو میکنید ای کاش این بیماری را جدی میگرفتید و زمان به عقب برمیگشت و ۲ ماه قبل بود و از خانه بیرون نمیآمدید و به بقیه اعضا خانواده هم اجازه خروج نمیدادید تا عزیزانتان به این بیماری مبتلا نمیشدند و عزیز یا عزیزان خود را از دست نمیدادید.
امروز آرزوی شما #برآورده شده
امروز ۱۶ اسفند ۱۳۹۸ است.
شما به #دو ماه #قبل برگشتید و میتوانید از این فاجعه جلوگیری کنید...
«بهخاطر عزیزانمان در خانه بمانیم»
📚 در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید
👇👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
❤1
فضائل انسان را زمانی «نیک» به حساب میآوریم که نتایج حاصل از آن نه در جهت نفع خود او، بلکه در راستای منافع ما و جامعه باشد.
📘 حکمت شادان
✍🏻 #فریدریش_نیچه
📚 @Academic_Library
📘 حکمت شادان
✍🏻 #فریدریش_نیچه
📚 @Academic_Library
👍1
اعجاز همیشه در سادگی است.
برای رسیدن به حقیقت مطلق ،برای انجام دادن کارها، برای نوشتن، نقاشی کشیدن...
زندگی در سادگی است که عمق پیدا میکند.
#چارلز_بوکوفسکی
📚 @Academic_Library
برای رسیدن به حقیقت مطلق ،برای انجام دادن کارها، برای نوشتن، نقاشی کشیدن...
زندگی در سادگی است که عمق پیدا میکند.
#چارلز_بوکوفسکی
📚 @Academic_Library
یکی از امتیازات پاریس، این شهر خوب در این است که بدون کمترین جلب توجه دیگران، میتوان در این شهر متولد شد، زندگی کرد و به جهان دیگر رفت.
📘 بابا گوریو
✍🏻 #بالزاک
📚 @Academic_Library
📘 بابا گوریو
✍🏻 #بالزاک
📚 @Academic_Library
زمانی ما پیشرفته ترین مراکز پزشکی جهان را داشتیم ...
در زمانی که بسیاری از ملتها و تمدنها برای درمان مردم به جادوگری و وردخوانی متوسل میشدند، ایرانیان “بیمارستان” داشتند! در شاهنامه و متون کهن ایرانی بارها به این موضوع اشاره شده است...
داستان پادشاهی شاپور دوم:
به اهواز کرد آن سیم شارستان
بدو اندرون کاخ و بیمارستان
داستان پادشاهی خسروپرویز:
که اوریغ بود نام آن شارستان
بدو در چلیپا و بیمارستان
داستان سیاوش:
بسی شارستان گشت بیمارستان
بسی بوستان نیز شد خارستان
📚 @Academic_Library
در زمانی که بسیاری از ملتها و تمدنها برای درمان مردم به جادوگری و وردخوانی متوسل میشدند، ایرانیان “بیمارستان” داشتند! در شاهنامه و متون کهن ایرانی بارها به این موضوع اشاره شده است...
داستان پادشاهی شاپور دوم:
به اهواز کرد آن سیم شارستان
بدو اندرون کاخ و بیمارستان
داستان پادشاهی خسروپرویز:
که اوریغ بود نام آن شارستان
بدو در چلیپا و بیمارستان
داستان سیاوش:
بسی شارستان گشت بیمارستان
بسی بوستان نیز شد خارستان
📚 @Academic_Library
ای اهورا
من كه امروز، در باغ گیتی
چون درختی همه برگ و بارَم
رنجهای گران پدر را
با كدامین زبان پاس دارم
سر به پای پدر میگذارم
جان به راه پدر میسپارم...
👤 #فریدون_مشیری
📚 @Academic_Library
من كه امروز، در باغ گیتی
چون درختی همه برگ و بارَم
رنجهای گران پدر را
با كدامین زبان پاس دارم
سر به پای پدر میگذارم
جان به راه پدر میسپارم...
👤 #فریدون_مشیری
📚 @Academic_Library
امروز پول ندارید؛ فردا ممکن هست پول داشته باشید
موقعیت ندارید؛ فردا ممکن هست موقعیت داشته باشید
اگر امروز شرفی ندارید فردا هم نخواهید داشت!
📚 @Academic_Library
موقعیت ندارید؛ فردا ممکن هست موقعیت داشته باشید
اگر امروز شرفی ندارید فردا هم نخواهید داشت!
📚 @Academic_Library
هیچ کلمهای وحشتناکتر از خیانت نیست.
این کلمه یک کشور را همان گونه خوار میکند که مردی را که معشوقهاش یا دوستش به او خیانت کرده باشد.
📘 مرگ وزیرمختار
✍🏻 #یوری_نیکلایویچ
📚 @Academic_Library
این کلمه یک کشور را همان گونه خوار میکند که مردی را که معشوقهاش یا دوستش به او خیانت کرده باشد.
📘 مرگ وزیرمختار
✍🏻 #یوری_نیکلایویچ
📚 @Academic_Library
پوستر عالى روز جهانى زن در گرجستان
مناسبتها حقايق را عوض نمیکنند.
از هر هفت زن، يک نفر قربانى خشونت خانگيست.
📚 @Academic_Library
مناسبتها حقايق را عوض نمیکنند.
از هر هفت زن، يک نفر قربانى خشونت خانگيست.
📚 @Academic_Library
اگر ازدواج کنیم خوشبخت نخواهیم بود و اگر ازدواج نکنیم باز هم خوشبخت نخواهیم بود. مانند خارپشتهایی هستیم که برایِ گرم شدن به هم میچسبند و اگر به هم بچسبند خارشان به تنِ هم فرو میرود و اگر جدا شوند از سرما رنج خواهند برد. زندگی معاملهای است که در هر حال خرجِ آن بیش از دخلش است.
📕 #جهان_همچون_اراده_و_تصور
✍🏻 #آرتور_شوپنهاور
📚 @Academic_Library
📕 #جهان_همچون_اراده_و_تصور
✍🏻 #آرتور_شوپنهاور
📚 @Academic_Library
قبل از عید داشتم کتابهای کتابخانۀ کوچکمان را گردگیری می کردم. طبق معمول هر کتاب را برمی داشتم؛
عنوان آنرا نگاه می کردم؛ چند صفحه را ورق می زدم
و بعد با دستمال تمیزش می کردم.
توجه ام به جمله های "تقدیم و تشکّری" جلب شد که نویسنگان در صفحۀ نخست کتاب ها نوشته اند.
احساس کردم به تدریج دارم قاعده ای کشف می کنم.
حداقل در کتابخانۀ من اینطور بود.
نویسندگان زن به ندرت از همسر خود تشکر کرده یا کتاب خود را به او تقدیم کرده بودند.
در مقابل نویسندگان مرد غالبا از صبوری، همراهی و تحمّل همسرشان تشکر کرده بودند!
برایم این سوال مطرح شد که چرا تعداد بسیار کمی از نویسندگان زن از همسرشان تشکر می کنند؟
همانجا نشستم و به زنان و مردانی که با واسطه یا بی واسطه می شناختم فکر کردم.
برخی شواهد نشان می داد که اکثر زنان زمانی موفق شده اند کتابی بنویسند که مسئولیت های سنگین خانه کمتر شده و از شوهر خود جدا شده اند!
و بیشتر مردان هم غالبا زمانی کتاب نوشته اند که همسری بوده که مسئولیت خانه را بر عهده داشته و خیال آنان از امور خانه و حتی امور شخصی شان راحت بوده است.
در بسیاری از جوامع، مشارکت اجتماعی و اقتصادی زنان در بیرون از خانه موجب آن نشد تا مسئولیت های آنان در خانه کاهش یابد.
در واقع وظایف جدید بر وظایف قبلی آنان افزوده شد.
لذا زنی که قصد دارد کتابی بنویسد باید نخست مسئولیت های خانه داری و شوهرداری! خود را انجام دهد و پس از آن اگر وقتی و حوصله ای باقی ماند بنشیند و کتاب بنویسد.
در مقابل مردان همواره از حمایت و رسیدگی همسرشان برخوردار بوده اند. در این شرایط، دو راه باقی می ماند:
یا مردان بخشی از مسئولیت های خانه را بر عهده بگیرند تا خیال زنان راحت شده و کتاب بنویسند یا آنکه جدا شوند
و فرصتی برای نوشتن بیابند.
گویا کم نیستند زنان نویسنده ای که راه دوم را برگزیده اند!
همزمان با این تأمّلات، ترانه « جانِ مریم » هم به گوش می رسید:
بیا رسید وقتِ درو، مالِ منی از پیشم نرو
بیا سرِ کارمون بریم، درو کنیم گندمارو
با خودم گفتم عشق ورزی ما مردان هم چقدر عجیب و جالب است! به معشوق می گوییم:
تو مال من هستی. از پیش من نرو.
چون وقت درو رسیده است و باید برویم سر کار و گندم ها را درو کنیم. لطفا بمان و هنگامی که کار درو تمام شد
هر کجا خواستی می توانی بروی .!
👤 #فردین_علیخواه
📚 @Academic_Library
عنوان آنرا نگاه می کردم؛ چند صفحه را ورق می زدم
و بعد با دستمال تمیزش می کردم.
توجه ام به جمله های "تقدیم و تشکّری" جلب شد که نویسنگان در صفحۀ نخست کتاب ها نوشته اند.
احساس کردم به تدریج دارم قاعده ای کشف می کنم.
حداقل در کتابخانۀ من اینطور بود.
نویسندگان زن به ندرت از همسر خود تشکر کرده یا کتاب خود را به او تقدیم کرده بودند.
در مقابل نویسندگان مرد غالبا از صبوری، همراهی و تحمّل همسرشان تشکر کرده بودند!
برایم این سوال مطرح شد که چرا تعداد بسیار کمی از نویسندگان زن از همسرشان تشکر می کنند؟
همانجا نشستم و به زنان و مردانی که با واسطه یا بی واسطه می شناختم فکر کردم.
برخی شواهد نشان می داد که اکثر زنان زمانی موفق شده اند کتابی بنویسند که مسئولیت های سنگین خانه کمتر شده و از شوهر خود جدا شده اند!
و بیشتر مردان هم غالبا زمانی کتاب نوشته اند که همسری بوده که مسئولیت خانه را بر عهده داشته و خیال آنان از امور خانه و حتی امور شخصی شان راحت بوده است.
در بسیاری از جوامع، مشارکت اجتماعی و اقتصادی زنان در بیرون از خانه موجب آن نشد تا مسئولیت های آنان در خانه کاهش یابد.
در واقع وظایف جدید بر وظایف قبلی آنان افزوده شد.
لذا زنی که قصد دارد کتابی بنویسد باید نخست مسئولیت های خانه داری و شوهرداری! خود را انجام دهد و پس از آن اگر وقتی و حوصله ای باقی ماند بنشیند و کتاب بنویسد.
در مقابل مردان همواره از حمایت و رسیدگی همسرشان برخوردار بوده اند. در این شرایط، دو راه باقی می ماند:
یا مردان بخشی از مسئولیت های خانه را بر عهده بگیرند تا خیال زنان راحت شده و کتاب بنویسند یا آنکه جدا شوند
و فرصتی برای نوشتن بیابند.
گویا کم نیستند زنان نویسنده ای که راه دوم را برگزیده اند!
همزمان با این تأمّلات، ترانه « جانِ مریم » هم به گوش می رسید:
بیا رسید وقتِ درو، مالِ منی از پیشم نرو
بیا سرِ کارمون بریم، درو کنیم گندمارو
با خودم گفتم عشق ورزی ما مردان هم چقدر عجیب و جالب است! به معشوق می گوییم:
تو مال من هستی. از پیش من نرو.
چون وقت درو رسیده است و باید برویم سر کار و گندم ها را درو کنیم. لطفا بمان و هنگامی که کار درو تمام شد
هر کجا خواستی می توانی بروی .!
👤 #فردین_علیخواه
📚 @Academic_Library