ﺳﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﻧﺪﺭﺱ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﻣﻨﺰﻝ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻧﻮﻩ ﺍﺵ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﻩ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﯾﮏ ﺩﻭﭼﺮﺧﻪ ﻣﯿﺨﺮﯼ؟!
ﺍﻭ ﻧﻮﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﺍﺷﺖ، ﮔﻔﺖ: ﺣﺘﻤﺎً ﻋﺰﯾﺰﻡ!
ﺣﺴﺎﺏ ﮐﺮﺩ ﻣﺎﻫﯽ 500 ﺩﻻﺭ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺎﺯﻧﺸﺴﺘﮕﯽ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﻢ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﻢ!
ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﮐﺘﺎﺏ ﻫﺎﯼ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ.
ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﻨﺪﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﮐﺘﺎﺏ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ: ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﻏﺬ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ.
ﺍﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺘﻦ.
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻧﻮﻩ ﺍﺵ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ ﺩﺍﺭﯼ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ؟
ﭘﺪﺭﺑﺰﺭﮒ ﮔﻔﺖ: ﺩﺍﺭﻡ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻠﺪﻡ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ.
ﭘﺴﺮﮎ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ ﺑﻨﻮﯾﺲ ﻣﺮﻍ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ! ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻮﺩ.
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﭘﻮﺩﺭﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﺮﻍ ﻫﺎ ﻣﯿﺰﺩ ﻣﺰﻩ ﻣﺮﻍ ﻫﺎ ﺷﮕﻔﺖ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﻣﯽ ﺷﺪ.
ﺍﻭ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ.ﭘﻮﺩﺭﻣﺮﻍ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﻭﺵ ﻧﺰﺩ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺑﺮﺩ ﺍﻣﺎ ﺻﺎﺣﺐ ﺁﻧﺠﺎ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﮑﺮﺩ، ﺩﻭﻣﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻧﻪ، ﺳﻮﻣﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻧﻪ، ﺍﻭ ﺑﻪ 623 ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺷﺸﺼﺪ ﻭ ﺑﯿﺴﺖ ﻭ ﭼﻬﺎﺭﻣﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪ ﺍﺯ ﭘﻮﺩﺭﻣﺮﻍ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﺪ.
اﻣﺮﻭﺯ KFC ﺩﺭ 124 ﮐﺸﻮﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﮐﺴﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﻋﮑﺲ ﺳﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﻧﺪﺭﺱ ﻭ ﭘﻮﺩﺭﻣﺮﻍ ﮐﻨﺘﺎﮐﯽ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻧﺶ ﺑﺰﻧﺪ، ﺑﺎﯾﺪ 50 ﻫﺰﺍﺭ ﺩﻻﺭ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ کند.
📚 @Academic_Library
ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﻩ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﯾﮏ ﺩﻭﭼﺮﺧﻪ ﻣﯿﺨﺮﯼ؟!
ﺍﻭ ﻧﻮﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﺍﺷﺖ، ﮔﻔﺖ: ﺣﺘﻤﺎً ﻋﺰﯾﺰﻡ!
ﺣﺴﺎﺏ ﮐﺮﺩ ﻣﺎﻫﯽ 500 ﺩﻻﺭ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺎﺯﻧﺸﺴﺘﮕﯽ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﻢ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﻢ!
ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﮐﺘﺎﺏ ﻫﺎﯼ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ.
ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﻨﺪﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﮐﺘﺎﺏ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ: ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﻏﺬ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ.
ﺍﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺘﻦ.
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻧﻮﻩ ﺍﺵ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ ﺩﺍﺭﯼ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ؟
ﭘﺪﺭﺑﺰﺭﮒ ﮔﻔﺖ: ﺩﺍﺭﻡ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻠﺪﻡ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ.
ﭘﺴﺮﮎ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ ﺑﻨﻮﯾﺲ ﻣﺮﻍ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ! ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻮﺩ.
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﭘﻮﺩﺭﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﺮﻍ ﻫﺎ ﻣﯿﺰﺩ ﻣﺰﻩ ﻣﺮﻍ ﻫﺎ ﺷﮕﻔﺖ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﻣﯽ ﺷﺪ.
ﺍﻭ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ.ﭘﻮﺩﺭﻣﺮﻍ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﻭﺵ ﻧﺰﺩ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺑﺮﺩ ﺍﻣﺎ ﺻﺎﺣﺐ ﺁﻧﺠﺎ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﮑﺮﺩ، ﺩﻭﻣﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻧﻪ، ﺳﻮﻣﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻧﻪ، ﺍﻭ ﺑﻪ 623 ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺷﺸﺼﺪ ﻭ ﺑﯿﺴﺖ ﻭ ﭼﻬﺎﺭﻣﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪ ﺍﺯ ﭘﻮﺩﺭﻣﺮﻍ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﺪ.
اﻣﺮﻭﺯ KFC ﺩﺭ 124 ﮐﺸﻮﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﮐﺴﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﻋﮑﺲ ﺳﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﻧﺪﺭﺱ ﻭ ﭘﻮﺩﺭﻣﺮﻍ ﮐﻨﺘﺎﮐﯽ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻧﺶ ﺑﺰﻧﺪ، ﺑﺎﯾﺪ 50 ﻫﺰﺍﺭ ﺩﻻﺭ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ کند.
📚 @Academic_Library
حالم را خوب می کنند کارمندانی که حوصله دارند و لیست مدارک و مراحل کارها را یک ریز پشت سر هم بلغور نمی کنند، صاف و پوست کنده حالیت می کنند باید چکار کنی...
خوشم می آید از آقا و خانم دکترهایی که موقع ورود مریض زیرچشمی به او نگاه نمی اندازند. خوش و بش می کنند و صمیمانه از دردش می پرسند...
خوش خلقم می کنند راننده هایی که می ایستند و دست تکان می دهند تا تو از خیابان رد شوی...
با نشاطم می کنند آدم هایی که از شغل شان راضی اند و کارشان را مزخرف ترین شغل هستی نمی دانند...
هیجان زده ام می کنند آدم هایی که برایت کاری می کنند، بی آنکه از آنها خواسته باشی...
حس خوبی دارم وقتی رفیقی که کمتر همدیگر را می بینیم، راهش را دور می کند تا بیشتر با هم باشیم...
جانم در می رود برای مادری که وقتی می رسم خانه و دلم غذای دلخواهم را می خواهد، کتلت های سرخ شده را توی سس گوجه فرنگی غلت میدهد...
خوشم می آید از رفیق شفیقی که زنگ میزند و می گوید "برنامه محبوبت شروع شده" و سریع قطع می کند...
خوشم می آید از مسافرانی که در صندلی عقب تاکسی یه وری لم نمی دهند...
هنوز هیجان زده ام می کنند رفقایی که اول صبح اس ام اس میزنند "سلام خوبی؟"
خوشم می آید از آدم های خوش ذوقی که وقتی یک لباس نو می خرند، فردا صبح تن شان می کنند...
احترام میگذارم به غریبه هایی که در آسانسور را باز نگه می دارند تا تو برسی...
خوشم می آید از آدم هایی که برای زندگی، خوب هنرمندند...
وقتی حالت خوب باشه می تونی آدم بهتری بشی ...
📚 @Academic_Library
خوشم می آید از آقا و خانم دکترهایی که موقع ورود مریض زیرچشمی به او نگاه نمی اندازند. خوش و بش می کنند و صمیمانه از دردش می پرسند...
خوش خلقم می کنند راننده هایی که می ایستند و دست تکان می دهند تا تو از خیابان رد شوی...
با نشاطم می کنند آدم هایی که از شغل شان راضی اند و کارشان را مزخرف ترین شغل هستی نمی دانند...
هیجان زده ام می کنند آدم هایی که برایت کاری می کنند، بی آنکه از آنها خواسته باشی...
حس خوبی دارم وقتی رفیقی که کمتر همدیگر را می بینیم، راهش را دور می کند تا بیشتر با هم باشیم...
جانم در می رود برای مادری که وقتی می رسم خانه و دلم غذای دلخواهم را می خواهد، کتلت های سرخ شده را توی سس گوجه فرنگی غلت میدهد...
خوشم می آید از رفیق شفیقی که زنگ میزند و می گوید "برنامه محبوبت شروع شده" و سریع قطع می کند...
خوشم می آید از مسافرانی که در صندلی عقب تاکسی یه وری لم نمی دهند...
هنوز هیجان زده ام می کنند رفقایی که اول صبح اس ام اس میزنند "سلام خوبی؟"
خوشم می آید از آدم های خوش ذوقی که وقتی یک لباس نو می خرند، فردا صبح تن شان می کنند...
احترام میگذارم به غریبه هایی که در آسانسور را باز نگه می دارند تا تو برسی...
خوشم می آید از آدم هایی که برای زندگی، خوب هنرمندند...
وقتی حالت خوب باشه می تونی آدم بهتری بشی ...
📚 @Academic_Library
📚 اشتباهی که بنجامین فرانکلین
هرگز فراموش نکرد!
بنجامین فرانکلین در هفتسالگی سخت عاشق یک سوت شده بود. اشتیاق او برای خرید سوت به قدری زیاد بود که یک راست به مغازه اسباببازی فروشی رفت و هرچه سکه در جیبش داشت، روی پیشخوان مغازه ریخت و بدون آنکه قیمت سوت را بپرسد همه سکهها را به فروشنده داد! فرانکلین هفتاد سال بعد برای یک دوست نوشت: سوت را گرفتم و به خانه رفتم و آنقدر سوت زدم که همه کلافه شدن! اما خواهر و برادرهای بزرگم متوجه شدن که برای یک سوت پول فراوان پرداختهام؛ و اساسى به من خندیدند...
اوقاتم عجیب تلخ شده بود، و از ته دل گریه میکردم. سالها بعد که فرانکلین سفیر آمریکا در فرانسه و شخصیت معروف و جهانی شد هنوز آن را فراموش نکرده بود و میگفت: همانطور که بزرگ شدم و قدم به دنیای واقعی گذاشتم، اعمال انسانها را دیدم و متوجه شدم بسیاری از آنها بهای گزافی برای یک سوت میپردازند. بخش اعظم ناراحتی افراد با ارزیابی غلط آنها از ارزش واقعی چیزها فراهم آمده است.
بدبينى، نااميدى، كمتحمل بودن، غصه خوردن، تردیدها و انتخابها، اختلافات خانوادگی، مشاجرهها، بحثوجدال بر سر مسائلی که حتی ارزش فکر کردن ندارند. همه سوتهایی هستند که بیشتر افراد با ندانستن بهای گزافی برایش میپردازند ...
📚 @Academic_Library
هرگز فراموش نکرد!
بنجامین فرانکلین در هفتسالگی سخت عاشق یک سوت شده بود. اشتیاق او برای خرید سوت به قدری زیاد بود که یک راست به مغازه اسباببازی فروشی رفت و هرچه سکه در جیبش داشت، روی پیشخوان مغازه ریخت و بدون آنکه قیمت سوت را بپرسد همه سکهها را به فروشنده داد! فرانکلین هفتاد سال بعد برای یک دوست نوشت: سوت را گرفتم و به خانه رفتم و آنقدر سوت زدم که همه کلافه شدن! اما خواهر و برادرهای بزرگم متوجه شدن که برای یک سوت پول فراوان پرداختهام؛ و اساسى به من خندیدند...
اوقاتم عجیب تلخ شده بود، و از ته دل گریه میکردم. سالها بعد که فرانکلین سفیر آمریکا در فرانسه و شخصیت معروف و جهانی شد هنوز آن را فراموش نکرده بود و میگفت: همانطور که بزرگ شدم و قدم به دنیای واقعی گذاشتم، اعمال انسانها را دیدم و متوجه شدم بسیاری از آنها بهای گزافی برای یک سوت میپردازند. بخش اعظم ناراحتی افراد با ارزیابی غلط آنها از ارزش واقعی چیزها فراهم آمده است.
بدبينى، نااميدى، كمتحمل بودن، غصه خوردن، تردیدها و انتخابها، اختلافات خانوادگی، مشاجرهها، بحثوجدال بر سر مسائلی که حتی ارزش فکر کردن ندارند. همه سوتهایی هستند که بیشتر افراد با ندانستن بهای گزافی برایش میپردازند ...
📚 @Academic_Library
این مردم ظاهربین
به سرِ آستین آدم نگاه میکنند.
سرِ آستین آدم اگر کهنه باشد
هر کلامش اگر دُر و گوهر هم باشد
آن را ور نمیچینند ...
#محمود_دولت_آبادی
📚 @Academic_Library
به سرِ آستین آدم نگاه میکنند.
سرِ آستین آدم اگر کهنه باشد
هر کلامش اگر دُر و گوهر هم باشد
آن را ور نمیچینند ...
#محمود_دولت_آبادی
📚 @Academic_Library
هیچ آدمی زندگی اش آن نیست که دقیقاً می خواهد؛ برای همین در ذهنش آن چیزی که نیست را بازسازی می کند.
این زمینه پیدایش هنر است. در این ناتمامی زندگی، تنها چیزی که منجی آدمی است، عشق است.
عشق خیلی تفاوت دارد با علاقه، با اشتیاق، با نیاز، با شور و هیجانات. عشق پدیده بسیار پیچیده ای است که بسیار به ندرت اتفاق می افتد ...
عشق تنها عامل نجات آدمی است از معضلات حیات و هستی.
خوشا روزگاری که عشق به سراغ آدم می آید، چون عشق، آمدنی است، جستنی نیست!
📗 هایلایت، گزیده مطالب خواندنی
📚 @Academic_Library
این زمینه پیدایش هنر است. در این ناتمامی زندگی، تنها چیزی که منجی آدمی است، عشق است.
عشق خیلی تفاوت دارد با علاقه، با اشتیاق، با نیاز، با شور و هیجانات. عشق پدیده بسیار پیچیده ای است که بسیار به ندرت اتفاق می افتد ...
عشق تنها عامل نجات آدمی است از معضلات حیات و هستی.
خوشا روزگاری که عشق به سراغ آدم می آید، چون عشق، آمدنی است، جستنی نیست!
📗 هایلایت، گزیده مطالب خواندنی
📚 @Academic_Library
بدون عشق موسیقی وجود ندارد،
بدون موسیقی، رویایی در کار نخواهد بود و بدون رویا، افسانه ای در کار نیست و بدون افسانه ها، از شجاعت خبری نیست و بدون شجاعت، هیچ کس قادر نیست بار غم را به دوش بکشد...
#فردریک_بکمن
📚 @Academic_Library
بدون موسیقی، رویایی در کار نخواهد بود و بدون رویا، افسانه ای در کار نیست و بدون افسانه ها، از شجاعت خبری نیست و بدون شجاعت، هیچ کس قادر نیست بار غم را به دوش بکشد...
#فردریک_بکمن
📚 @Academic_Library
من این راز را کشف کرده ام که فرد بعد از بالا رفتن از یک تپه بلند تازه متوجه می شود تپه های زیادی برای بالا رفتن وجود دارد.
📗 راه طولانی تا آزادی
✍🏻 #نلسون_ماندلا
📚 @Academic_Library
📗 راه طولانی تا آزادی
✍🏻 #نلسون_ماندلا
📚 @Academic_Library
#تلنگر 📚
به ابوسعید ابوالخیر گفتند: «فلانی شاهکار میکند، چرا که قادر است پرواز کند.»
گفت: «این که مهم نیست، مگس هم میپرد.»
گفتند: فلانی را چه میگویی که روی آب راه میرود!»
گفت: «اهمیتی ندارد، تکهای چوب نیز همین کار میکند.»
گفتند: «پس از نظر تو شاهکار چیست؟»
گفت: «این که در میان مردم زندگي کنی ولی هیچگاه به کسی دروغ نگویی، کلک نزنی و سوء استفاده نکنی، این شاهکار است.»
📚 @Academic_Library
به ابوسعید ابوالخیر گفتند: «فلانی شاهکار میکند، چرا که قادر است پرواز کند.»
گفت: «این که مهم نیست، مگس هم میپرد.»
گفتند: فلانی را چه میگویی که روی آب راه میرود!»
گفت: «اهمیتی ندارد، تکهای چوب نیز همین کار میکند.»
گفتند: «پس از نظر تو شاهکار چیست؟»
گفت: «این که در میان مردم زندگي کنی ولی هیچگاه به کسی دروغ نگویی، کلک نزنی و سوء استفاده نکنی، این شاهکار است.»
📚 @Academic_Library
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گاهی یک اشتباه کوچک، میتواند اثرات بزرگ و غیرقابل جبران داشته باشد!
مراقب اشتباهات کوچک خود باشیم ...
📚 @Academic_Library
مراقب اشتباهات کوچک خود باشیم ...
📚 @Academic_Library
سلامتی در تنهاییست و آزادی در بیآرزوییست و دوستی در بی رغبتیست و برخورداری در صبر کردن است.
📚 مقالات شمس تبریزی
📚 @Academic_Library
📚 مقالات شمس تبریزی
📚 @Academic_Library
فقط آدمهای احمق دلشان میخواهد قبل از رسیدن اجل بمیرند. این زندگی چیزهای جالبی دارد، بگذریم که این دور و ورها خبری از آن چیزها نیست.
#ماریو_بارگاس_یوسا
📚 @Academic_Library
#ماریو_بارگاس_یوسا
📚 @Academic_Library
کنفوسیوس، حکیم و سیاست مدار چینی قرن پنجم قبل از میلاد؛ که به عنوان پنجمین شخصیت تاثیر گذار تاریخ شناخته می شود؛ پنج مورد زیر را دوای تمام درد های جهان می داند که اگر رعایت شوند همه چیز خوب می شود:
مهربانی در رابطه میان پدر و پسر
لطف برادر بزرگتر به برادر کوچکتر و تواضع برادر کوچکتر در مقابل برادر بزرگتر
عدالت شوهر با زن و اطاعت زن از شوهر
علاقهمندی زبردستان به زیردستان و اطاعت زیردستان از زبردستان
مهربانی فرمانروایان به رعایا و وفاداری رعایا به فرمانروایان
📚 @Academic_Library
مهربانی در رابطه میان پدر و پسر
لطف برادر بزرگتر به برادر کوچکتر و تواضع برادر کوچکتر در مقابل برادر بزرگتر
عدالت شوهر با زن و اطاعت زن از شوهر
علاقهمندی زبردستان به زیردستان و اطاعت زیردستان از زبردستان
مهربانی فرمانروایان به رعایا و وفاداری رعایا به فرمانروایان
📚 @Academic_Library
آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد،
ولی او میخواهد خوشبختتر از دیگران باشد و این مشکل است،
زیرا او دیگران را خوشبختتر از آنچه
هستند، تصور میکند!
#مونتسکیو
📚 @Academic_Library
ولی او میخواهد خوشبختتر از دیگران باشد و این مشکل است،
زیرا او دیگران را خوشبختتر از آنچه
هستند، تصور میکند!
#مونتسکیو
📚 @Academic_Library
مصیبت در لحظات اول کشنده نیست؛
ضربه آنچنان شدید است که نمیتوانی ﺩﺭﺳﺖ درک کنی چه بر تو گذشته است.
اما زمان، زمان که میگذرد تازه میفهمی ﮐﻪ بر سرت چه آمده است.
زخم به جای التیام گسترش مییابد و همه روح و قلبت را در تسخیر خود میگیرد ...
📗 روزهای برمه
✍🏻 #جورج_اورول
📚 @Academic_Library
ضربه آنچنان شدید است که نمیتوانی ﺩﺭﺳﺖ درک کنی چه بر تو گذشته است.
اما زمان، زمان که میگذرد تازه میفهمی ﮐﻪ بر سرت چه آمده است.
زخم به جای التیام گسترش مییابد و همه روح و قلبت را در تسخیر خود میگیرد ...
📗 روزهای برمه
✍🏻 #جورج_اورول
📚 @Academic_Library
این ریتم زندگی است که ما را به رقص وادار می کند، اما هیچ گاه نباید فراموش کنیم که انتخاب نوع رقص با ماست.
📗 سفر به مرکز زمین
✍🏻 #ژول_ورن
📚 @Academic_Library
📗 سفر به مرکز زمین
✍🏻 #ژول_ورن
📚 @Academic_Library
#تلنگر 📚
کشاورزى ساعت گرانبهایش را در انبار علوفه گم کرد هرچه جستجو کرد، آن را نيافت.
از چند کودک کمک خواست و گفت هرکس آنرا پيدا کند جايزه میگيرد.
کودکان گشتند اما ساعت پيدا نشد.
تا اینکه پسرکى به تنهايى درون انبار رفت و بعد از مدتى به همراه ساعت از انبار خارج شد. کشاورز متحير از او پرسيد چگونه موفق شدى؟
کودک گفت: من کار زيادى نکردم، فقط آرام روى زمين نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صداى تيک تاک ساعت را شنيدم. به سمتش حرکت کردم و آنرا يافتم!
حل مشکلات، نیازمند یک ذهن آرام است!
📚 @Academic_Library
کشاورزى ساعت گرانبهایش را در انبار علوفه گم کرد هرچه جستجو کرد، آن را نيافت.
از چند کودک کمک خواست و گفت هرکس آنرا پيدا کند جايزه میگيرد.
کودکان گشتند اما ساعت پيدا نشد.
تا اینکه پسرکى به تنهايى درون انبار رفت و بعد از مدتى به همراه ساعت از انبار خارج شد. کشاورز متحير از او پرسيد چگونه موفق شدى؟
کودک گفت: من کار زيادى نکردم، فقط آرام روى زمين نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صداى تيک تاک ساعت را شنيدم. به سمتش حرکت کردم و آنرا يافتم!
حل مشکلات، نیازمند یک ذهن آرام است!
📚 @Academic_Library
من از میرزا برای همین خوشم می آید. خودش می خورد و می گذاشت دیگران هم بخورند.
او عادت شیر را دارد و کربلایی دوشنبه عادت شغال را.
شیر، سیر که شد پس می نشیند
اما شغال پس مانده لاشه را زیر خاک قایم می کند.
📗 جای خالی سلوچ
✍🏻 #محمود_دولت_آبادی
📚 @Academic_Library
او عادت شیر را دارد و کربلایی دوشنبه عادت شغال را.
شیر، سیر که شد پس می نشیند
اما شغال پس مانده لاشه را زیر خاک قایم می کند.
📗 جای خالی سلوچ
✍🏻 #محمود_دولت_آبادی
📚 @Academic_Library
ناروا نیست که زندگی باید پایان یابد؟!
فکر کرد، اگر ندانیم که می میریم
طعم زنده بودنمان را نمی توانیم بچشیم.
یادش آمد که روزی که پزشک به مادر بزرگش خبر داد که بیماری اش لاعلاج است چیزی بدین مضمون بر زبان آورد، گفت:
"تا این لحظه نفهمیده بودم
زندگی چه زیباست."
📗 دنیای سوفی
✍🏻 #یوستین_گردر
📚 @Academic_Library
فکر کرد، اگر ندانیم که می میریم
طعم زنده بودنمان را نمی توانیم بچشیم.
یادش آمد که روزی که پزشک به مادر بزرگش خبر داد که بیماری اش لاعلاج است چیزی بدین مضمون بر زبان آورد، گفت:
"تا این لحظه نفهمیده بودم
زندگی چه زیباست."
📗 دنیای سوفی
✍🏻 #یوستین_گردر
📚 @Academic_Library