کتابخانه دانشگاهی – Telegram
کتابخانه دانشگاهی
145K subscribers
9.92K photos
1.09K videos
470 files
4.84K links
📚 بزرگترین اجتماع فرهیختگان در تلگرام

.


سفارش تبلیغات:
@Library_Ad


.


.


اینستاگرام ما:
https://www.instagram.com/Academic_Library

.


.

کانال دوم ما:
@BookTop
.

.


.



.




انتقاد و پیشنهاد:
@libraryy

.



.



.



.



.
Download Telegram
مسیر خیلی مهمتر از سرعته،
خیلیا با سرعت دارن به ناکجا میرن!


📚 @Academic_Library
چقدر دلپذیر است اگر موقعیتی پیش آید و شما بتوانید به دیگری بگویید "من به تو نیاز دارم."

ما همیشه تصور می‌کنیم چون بزرگسال هستیم باید متکی به خود و آزاد بوده و به کسی محتاج نباشیم و شاید به این دلیل است که اکثر ما از درد تنهایی به جان آمده‌‌ایم، در حالی که نیاز داشتن امری بدیهی و طبیعی به شمار می‌آید و مهم است اگر به چیزی احتیاج داشته باشیم و بتوانیم آن را به زبان بیاوریم.


📙 #زندگی_با_عشق_چه_زیباست
✍🏻 #لئو_بوسکالیا

📚 @Academic_Library
‏۲۱ مهر در تقویم باستانی ایرانی رام روز یا جشن پیروزی کاوه آهنگر و فریدون بر ضحاک ماردوش و بر تخت نشستن فریدون است. ثبت این رویداد حماسی در تقویم باستانی ایرانیان نشان از امید و پیروزی راستی بر ظلم و ستم بوده و هست.

📚 @Academic_Library
یکی از راه های بدست آوردن شادی آن است که دیگران را شاد کنی!
و یکی از بهترین راههای شاد کردن دیگران آن است که خودت شاد باشی!

#گرچین_رابین

📚 @Academic_Library
بعضی ها به شعر
بعضی به ترانه
برخی به فیلم
و عده ای هم به کتاب پناه می برند
اما مدت هاست که آدم ها دیگر
به همدیگر پناه نمی برند ...

👤 #اغوز_آتای

📚 @Academic_Library
#تلنگر 📚

میگویند اسکندر قبل از حمله به ایران درمانده و مستأصل بود. از خود میپرسید که چگونه باید بر مردمی که از مردم من بیشتر میفهمند حکومت کنم؟

یکی از مشاوران میگوید: کتابهایشان را بسوزان. بزرگان و خردمندانشان را بکش
اما ظاهراً یکی دیگر از مشاوران (به قول برخی، ارسطو) پاسخ میدهد:
«نیازی به چنین کاری نیست. از میان مردم آن سرزمین، آنها را که نمیفهمند و کم سوادند، به کارهای بزرگ بگمار. آنها که میفهمند و باسوادند، به کارهای کوچک و پست بگمار.

بی سوادها و نفهم ها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچگاه توانایی طغیان نخواهند داشت.
فهمیده ها و با سوادها هم یا به سرزمینهای دیگر کوچ میکنند یا خسته و سرخورده، عمر خود را تا لحظه مرگ، در گوشه ای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد.

📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇

https://www.instagram.com/Academic_Library

📚 @Academic_Library
همه می‌تونند زشتی های وجود ديگران رو ببينند ،

تو اونى باش كه طلاى وجودشون رو پيدا ميكنى ...

📚 @Academic_Library
هر روز، روزی است پر اهمیت ٬

پس نیک به این روز بنگر ...


#فلورانس_اسكاول_شين

📚 @Academic_Library
به آنچه قلبت می‌گوید اعتماد کن نه آنچه که از آسمان وعده میدهند. و اینجاست که تنها ایمان قلبی تو برایت باقی میماند!

📙 #برادران_کارامازوف
✍🏻 #داستایوفسکی

📚 @Academic_Library
#حکایت 📖

می‌گویند که دو برادر بودند پس از مرگ پدر یکی جای پدر به زرگری نشسته دیگری تا از وسوسه نفس شیطانی به دور ماند از مردم کناره گرفته و غار نشین گردید.

روزی قافله‌ای از جلو غار گذشته و چون به شهر برادر می‌رفتند، برادر غارنشین غربالی پر از آب کرده به قافله سالار می‌دهد تا در شهر به برادرش برساند.

منظورش این بود که از ریاضت و دوری از خلایق به این مقام رسیده که غربال سوراخ سوراخ را پر از آب می‌تواند کرد بی آنکه بریزد.

چون قافله سالار به شهر و بازار محل کسب برادر می‌رسد و امانتی را می‌دهد، برادر آن را نخ بسته و از سقف دکان آویزان می‌کند و در عوض گلوله آتشی از کوره در آورده میان پنبه گذاشته و به قافله سالار می‌دهد تا آن را در جواب به برادرش بدهد.

چون برادر غارنشین برادر کاسب خود را کمتر از خود نمی‌بیند عزم دیدارش کرده و به شهر و دکان وی می‌رود.

در گوشه دکان چشم به برادر داشت و دید که برادر زرگرش دستبندی از طلا را روی دست زنی امتحان می‌کند،‌ دیدن این منظره همان و دگرگون شدن حالت نفسانی همان و در همین لحظه آبی که در غربال بود از سوراخ غربال رد شده و از سقف دکان به زمین می‌ریزد.

چون زرگر این را می‌بیند می‌گوید:

«ای برادر اگر به دکان نشستی و هنگام کسب و کار و دیدن زنان آب از غربالت نریخت زاهد می‌باشی، وگرنه دور از اجتماع و عدم دسترس همه زاهد هستند!»

📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇

https://www.instagram.com/Academic_Library

📚 @Academic_Library
👍1
ویکتور فرانکل روانپزشک اتریشی یکی از اسیران یهودی نازی‌ها در ماجرای هولوکاست، درکتاب خاطرات خود می‌نویسد:

تمام کسانی که زنده ماندند، کار مهمی داشتند که در آینده باید انجام میدادند.

📚 @Academic_Library
سرزمین غریبی است، این شهر، با تمام آدم هایش، زیرا اگر خود را نشان ندهید، واقعا به شما توجه نمی کنند...!

...گاهی لالا تصور می کند که فقط منتظر آمدن روزهاست، اما وقتی روزها فرا می رسد، می فهمد آن هایی نیست که منتظرشان بود. منتظر است، همین ...!

نه حشره ای هست نه پرنده ای، نه چیزی شبیه آن، با این حال هزاران نقطه متحرک در آسمان دیده می شود، گویی آن بالا دسته های بزرگ مورچه، پشه و مگس هست. آن ها در هوای سفید پرواز نمی کنند، در تمام جهات راه می روند، با شتابی تب آلود، گویی نمی دانستند به کجا فرار می کنند. شاید چهره آدم هایی باشند که در شهر زندگی می کنند، در شهرهایی آنچنان بزرگ که هرگز نمی توان ترکشان کرد، جایی که آن قدر ماشین، آن قدر آدم هست که هرگز نمی توان یک چهره را دوبار دید...!

📙 #بیابان
✍🏻 #ماری_گوستاو_لوکلزیو

📚 @Academic_Library
📚 با حل این معماها در 7 ثانیه نشان می‌دهید ذهن فوق‌العاده بی نظیری دارید.
لطفاً روی سوال‌ها 7 ثانیه تمرکز کنید و قدرت ذهنتان را تست کنید.


1. هنگام صبحانه انگشترتان داخل یک فنجان قهوه می‌افتد. انگشتر چگونه خشک می‌ماند؟

2 .رودخانه های بدون آب، شهرهای بدون ساختمان و جنگل های بدون درخت کجا هستند؟

3 .آن چیست که ۳ بار به یک شخص داده می شود. ۲ بار رایگان و بار سوم با پرداخت پول.

4. پادشاه به دو دخترش گفت هر کدام یک عدد کتری به یک اندازه آب همزمان روی اجاق گاز قرار دهند. هر کدام که زودتر جوشید همسر او جانشین پادشاه می‌شود. آب کتری دختر کوچک تر که تصمیمی برای ازدواج ندارد زودتر می‌جوشد چرا؟

5. در ترکیه واکسی ها به مردم رایگان خدمات می‌دهند اما مردم پاداش آن را می‌دهند چرا؟

6. آن چیست که متعلق به شماست اما اطرافیانتان بیشتر از آن استفاده می‌کنند؟

7. جیمز ۳ روز در بیمارستان بستری بود. او هیچ بیماری نداشت و صدمه ای ندیده بود اما باید او را هنگام ترک بیمارستان
حمل می‌کردند چرا؟

پاسخ‌ها:

یک. منظور از قهوه یا دانه های قهوه است یا پودر قهوه.

دو. نقشه دنیا

سه. دندان

چهار. خواهر بزرگ تر دائم با باز کردن درب کتری آن را چک می‌کند به همین دلیل دیرتر می‌جوشد.

پنج. آن‌ها یکی از کفش ها را واکس می‌زنند و شخص مجبور می‌شود برای واکس کردن کفش دوم به او پول بدهد.

شش. اسم شما

هفت. او مدت کوتاهی است که در همین بیمارستان متولد شده.

📚 @Academic_Library
از مخالفانتان نهراسید؛
یادتان باشد که بادبادک، با باد مخالف بالاتر می‌رود نه با باد موافق ...!


#زیگ_زیگلار

📚 @Academic_Library
راز تغییر کردن در این است که کل انرژی تان را روی ساختن "عادات جدید" متمرکز کنید،
نه روی جنگیدن با "عادات قدیمی" !


#سقراط

📚 @Academic_Library
امروز آنچه که باید با آن مبارزه کرد، ترس است و سکوت، که به سبب آن‌ها جدایی روح و روان رخ میدهد.
آنچه که باید از آن دفاع کنیم گفت‌وگو است و ارتباطات جهانی بین انسان‌ها.
بندگی، بیداد و دروغ مصیبت‌هایی هستند که ارتباطات را پایان میدهند و گفت‌وگو را ناممکن می‌سازند.


📙 آری، صدا را باید بالا برد
✍🏻 #آلبر_کامو

📚 @Academic_Library
"پائولو كوئليو" تعبير زندگی را بر دو بال شادی و عشق در قالب داستاني چنين مي سرايد:

شخصی نزد عارف بزرگي رفت و گفت: زندگی را چگونه بگذرانم تا خداوند از اعمال من راضی باشد؟
عارف بزرگ گفت: تنها يک راه وجود دارد، زندگی با عشق!
لحظاتی بعد شخص ديگري نزد عارف آمد و همين سوال را پرسيد و عارف گفت: تنها يك راه وجود دارد، زندگی با شادی!
شخص اول كه در آنجا نشسته بود با حيرت پرسيد: اما شما به من توصيه ی ديگري كرديد، استاد!
عارف گفت نه دقيقا همين توصيه را كردم!
به ياد داشته باشيم !
زندگي مكتب است
برخي از درس ها را بايد بر آسمان نوشت
تا همه آن را بشنوند و بفهمند!

📙 #لطفا_گوسفند_نباشید
✍🏻 #محمود_نامنی

📚 @Academic_Library
شما خوشحالی را نمی توانيد بخريد ،
اما كتاب را چرا ؛
و این‌ها هر دو از يک جنس هستند ...


📚 @Academic_Library
‌‌‌

با ما در اینستاگرام همراه باشید.

https://www.instagram.com/Academic_Library
برای داشتن چشم زیبا، زیبایی های مردم را ببینید برای داشتن لب زیبا، مهربانانه صحبت کنید و برای داشتن اندام زیبا، غذای خود را با فقرا تقسیم کنید.

#آدری_هپبورن

📚 @Academic_Library
👍1
"به چشم خود ديدم كه مردم ايران با پدر ما (محمدعلى شاه) چه معامله كردند. پس بايد تحصيل مال كرد(پول جمع كرد) و تا روزى كه ممكن است در ايران ماند و بعد هم به هنگام ضرورت به مملكت آزاد رفت و در آنجا آسوده زندگى كرد"

نصيحت احمدشاه قاجار به برادرش
به نقل از كتاب "حيات يحيى"

📚 @Academic_Library