کتابخانه دانشگاهی – Telegram
کتابخانه دانشگاهی
145K subscribers
9.92K photos
1.09K videos
470 files
4.84K links
📚 بزرگترین اجتماع فرهیختگان در تلگرام

.


سفارش تبلیغات:
@Library_Ad


.


.


اینستاگرام ما:
https://www.instagram.com/Academic_Library

.


.

کانال دوم ما:
@BookTop
.

.


.



.




انتقاد و پیشنهاد:
@libraryy

.



.



.



.



.
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همان‌طور که می‌دانید دل ما آدم‌ها درست مثل خانه‌هامان است، با چندتا پنجره در هر طرف و کلی چراغ و هوای تازه و این‌جور چیزها.

بعضی خانه‌ها هم بسته و تاریکند، اصلا پنجره ندارند، یا فوق فوقش چندتا پنجره‌ی میله‌دار، مثل صومعه یا زندان. به همین ترتیب، نمازخانه و بازار هم داریم و کلبه‌های محقر و کاخ‌های مجلل.

📙 #دن_کاسمورو
✍🏻 #ماشادو_د_آسیس

📚 @Academic_Library
یکی از دردهای مملکت ما این است که حتی تحصیل کرده‌هایمان خیلی با تاریخ میانه خوبی ندارند! مسخره تر از این نمیشود که یک نفر به اصطلاح مدعی، یک نفر تحصیل کرده نداند که سه نسل قبل پدر و مادرش کیست! ملتی که تاریخ گذشته‌اش را نمیخواند ‌و نمیداند همه چیز را باید تجربه کند!

آیا فرصت این کار را دارد؟ آیا عمرش به کسب این تجربه‌ها کفاف میدهد؟ ببینید آمریکایی‌ها وقتی از تاریخ دویست و چندساله شان صحبت میکنند با چه احترام و وقاری از آن سخن میگویند! ببینید در مدارسشان تاریخ از چه وزنی برخوردار است!

از این دردناک‌تر نمیشود که تجربه‌ای را به قیمت گزاف به دست‌آوریم ولی آنرا نگاه نمیداریم... یکی دو نسل میگذرد و همه یادمان میرود و آنوقت دوباره روز از نو روزی از نو...

📙 #جامعه_شناسی_خودمانی
✍🏻 #حسن_نراقی

📚 @Academic_Library
وقتی پای صحبت کله گنده ها می نشینی به این فکر می افتی که منظور از جنگ، حفظ خداپرستی، حفظ عفت و عصمت، حفظ خوبی و از این حرفاست؛ اما وقتی خوب فکر میکنی، می بینی که آنها هم دیوانه تر از من و تو نیستند. "برای جیب می جنگند."

اگر غیر از این بود، اگر جنگ هیچ منفعتی نداشت، مردم بیچاره ای مثل من دیگر جنگ نمی کردند.

📙 ننه دلاور و فرزندان او
✍🏻 #برتولت_برشت

📚 @Academic_Library


با ما در اینستاگرام همراه باشید.

https://www.instagram.com/Academic_Library

هیچ چیز واضح تر ٬ محسوس تر و ملموس تر از لحظهٔ حال نیست. با اینهمه٬ لحظهٔ حال کاملا فرار است.تمامی حزن و اندوه زندگی در همین است.تنها در ظرف یک ثانیه٬ حس بینایی ما٬ حس شنوایی ما و حس بویایی ما دانسته یا ندانسته انبوهی از رویدادها را ضبط می کنند و رشته ای از احساسها و افکار از مغز ما می گذرد.هر لحظه ای نماینگر جهانی کوچک است٬ که ناگزیر در لحظهٔ بعدی فراموش می شود.

📙 #هنر_رمان
✍🏻 #میلان_کوندرا

📚 ‌‌‎@Academic_Library
فاجعه در آن است که نتوانیم تصمیم بگیریم، نه آنکه تصمیمی بگیریم که احتمالِ نادُرست بودنش، در هر حال، وجود دارد.

در زندگی، لحظه‌هایی هست که تو در میان دو بد، دو نادلخواه، محکوم به انتخابی؛ چرا که بدتر از هر دوی این انتخاب‌ها، در تعلیق ماندن است و انتخاب نکردن.

ماندن بر سر دوراهی و برگزیدنِ یکی از پیِ تأملِ کافی، و بی‌محابا رفتن، رسیدن یا به خطا اقرار کردن و نابود شدن.
انسانِ راستین، تن به تردیدِ طولانیِ ویرانگر نمی‌دهد.
انسان، عطف به انتخاب‌های متفکّرانه، بدون سوزاندن زمان، انسان است.

📙 #سه_دیدار
✍🏻 #نادر_ابراهیمی

📚 ‌‌‎@Academic_Library
هیچ وقت به خاطر عشق ورزیدن به دیگری خودتان را خرد نکنید. رویاها و اهدافتان هم اهمیت دارند. منظورم این نیست که برای عشق مرزهای خاصی وجود دارند که نباید از آن‌ها بگذرید، بلکه منظورم این است که هروقت احساس کردید بیش ازحد خودتان را در این عشق فدا کرده‌اید قدمی به عقب بردارید تا بهتر موقعیتتان را درک کنید و بفهمید که کجای کار هستید.

📙 #اشتباهات_یک_زن
✍🏻 #ام_سوسا

📚 ‌‌‎@Academic_Library
#تلنگر 📚

پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد.
هنگام بازگشت، سرباز پیری را دید که با لباسی اندک در سرما نگهبانی می‌داد.
از او پرسید: آیا سردت نیست؟
نگهبان پیر گفت: چرا‌ ای پادشاه، اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم.

پادشاه گفت: من الان داخل قصر می‌روم و می‌گویم یکی از لباس‌های گرم مرا را برایت بیاورند.
نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. پادشاه اما به محض ورود به داخل قصر، وعده‌اش را فراموش کرد.
صبح روز بعد جسد سرمازده پیرمرد را در حوالی قصر پیدا کردند، در حالی که در کنارش با خطی ناخوانا نوشته بود:

به سرما عادت داشتم اما وعده ی لباس گرمت مرا از پای درآورد!

مواظب وعده هایمان باشیم ...

📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇

https://www.instagram.com/Academic_Library

📚 @Academic_Library
ﻧﯿﺎﺯ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﮐﻨﯽ ﺗﺎ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﻫﯽ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺎﺭ ﻻﺯﻡ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻮﺩﺕ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﻋﺸﻖ ﺳﺎﻃﻊ ﮐﻨﯽ.
بهترین چیزها را با عشق عطا کنید!
سپاسگزار باشید و مهربانی بدهید و بدون توقع عشق بورزید وقتیکه اینکار را انجام دهید بهترینها را بدست می آورید.
ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﻗﺪﺭﺕ ﺑﺮﺗﺮ ﻭﻣﺘﻌﺎﻟﯽ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺁﻥ ﻫﻢ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻣﺤﺒﺖ ﺍﺳﺖ. ﻧﯿﺮﻭﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﻧﮕﯿﺰﻩ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺍﻣﻮﺭ ﺩﻟﺨﻮﺍﻫﺘﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﺸﺎﻧﺪ!

#راندا_برن

📚 @Academic_Library
چگونه می‌توان کسی را ترساند که شکمش فریاد گرسنگی می‌کشد و روده‌های بچه‌هایش از نخوردن به پیچ‌وتاب درمی‌آید؟ دیگر چیزی نمی‌تواند او را بترساند. او بدترین ترس‌ها را دیده است.

📙 #خوشه‌های_خشم
✍🏻 #‌جان_اشتاین_بک

📚 @Academic_Library
آدم هایی که محبت میکنند کم یابند
آدم هایی که قدر محبت رو میدانند نایاب!


👤 #آل_پاچینو

📚 @Academic_Library
🎓 به مناسبت روز دانشجو

افسوس برای دانشگاههایی که محصولش را آمریکا و کانادا و استرالیا می چیند!

📌 تقلیل دانشگاه‌ها به سالن انتظار برای پرواز فارغ‌التحصیلان، یک خسارت تمام‌عیار است. یک ظلم به سرمایه‌های مادی و معنوی کشور.

📌 اینکه سرمایه و وقت و انرژی کشور صرف تربیت یک نفر شود و درست وقتی مدرک‌تحصیلی گرفت، یکراست برود دارالترجمه و بعد جوری این کشور را ترک کند که انگار از گور گریخته، ظلم است... درختی که اینجا برای ثمر دادنش هزینه شده، میوه‌اش را دیگری می‌چیند. درد ندارد؟

📌 آدم‌ها یک بار به دنیا می‌آیند و حق دارند از این یک فرصت لذت ببرند، حق دارند بروند جایی که احترام می‌بینند و لازم نباشد از صبح تا شب اخبار گوش بدهند که «چه می‌شود؟» اما چرا مردم یک کشور هزینه‌اش را بدهند تا میوه بیفتد توی دامن کانادا و آمریکا و استرالیا؟

چه کرده‌اید که دانش‌آموخته ایرانی ترجیح می‌دهد برود جایی دور از خانه پدری، همبرگر بگذارد لای نان بدهد دست مشتری، اما اینجا نماند؟ هر وقت این مهاجرت‌های شبیه گریختن، متوقف شد بگویید: روز دانشجو مبارک!

📌 تبدیل دانشگاه‌ها به کارگاه تولید مقاله کیلویی و مسابقه «هرکی بیشتر مقاله چاپ کنه، دانشمندتره» خسارت است. خروجی این همه مقاله چیست؟ کدام مشکل مردم را حل کرده؟ جز سخنرانی‌درمانی و آماربازی فایده ای داشته؟ از این رکوردشکنی‎‌ها چیزی نصیب مردم می‌شود؟ علمی که خروجی‌اش نتواند گره‌گشایی کند، افسانه و افسون است.

کسانی که از دانش‌شان برای بهبود زندگی مردم بهره می گیرند دست مریزاد دارند، اما اگر هدف از دانشگاه رکوردزدن در زمینه تولید مقاله است، همه دانشگاه ها را ببندید، بروید از #خیابان_انقلاب کیلوکیلو مقاله و پایان نامه بخرید!

تا زمانی که می‌شود این همه علنی در امثال خیابان انقلاب پول داد و آشکارا علم را «خرید»، تبریک گفتن روز دانشجو «بیداری طفلی است که محتاج به لالاست»!

📌 16 آذر و #روز_دانشجو در همه این سالها یا دورهم خواندن سرود رنج‌بار «یار دبستانی من» بوده، یا استندآپ کمدی و مسابقه آشپزی! لابه‌لایش گاهی هم دانشجویان و اساتیدی حرف‌هایی زده‌اند که اسباب دردسرشان شده. آدم عاقل که این کارها را نمی‌کند!

📌 نزدیک به 20 سال است در فضای دانشگاه درس می‌خوانم و کار می‌کنم، جز عده معدودی که می‌آیند چیزی یاد بگیرند و «دانش جو» هستند، بسیاری فقط دنبال گرفتن مدرک هستند که با آن بروند سرکاری، اضافه حقوقی بگیرند یا مهاجرت کنند. در دانشگاه‌ها نه کسی درس زندگی واقعی می‌دهد، نه عشق به وطن و میل به ماندن و جنگیدن برای بهبود شرایط.
بچه‌ها اینجا آنقدر «باهوش» می‌شوند که یاد بگیرند کلاهشان را سفت بچسبند که باد نبرد!

🎓 تلخ نوشته‌ام و بی‌رحمانه؟ در 18سالگی فکر می‌کردم آینده این کشور را دانشگاه‌ها و دانشجوها می‌سازند، الان در چهل‌سالگی عاقلانه نیست که به همان اندازه خوش‌خیال باشم. امیدوارم دانشجوهای امروز وقتی چهل‌سال‌شان شد #ایران بهتری بسازند.

✍🏻 #احسان_محمدی

📚 @Academic_Library
تفاوت بازاریابی و فروش به زبان ساده!

اولی نوشته:
"می خوام برم شهر جکسون ویل"

دومی نوشته:
"برای کریسمس دارم میرم پیش مادرم"

شما باشید کدام را سوار می کنید؟

📚 @Academic_Library
قانون اساسی هر کشوری هر 19 سال یکبار باید عوض و بازنویسی شود؛ چون هیچ نسلی حق ندارد و نباید برای نسل های بعدی تعیین تکلیف کند.

#توماس_جفرسون

📚 @Academic_Library
برای اندیشیدن وقت بگذارید،
اما هنگامی که زمان عمل رسید
اندیشیدن را متوقف کنید
و حرکت کنید ...

#ناپلئون_بناپارت

📚 @Academic_Library
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راز تغيير كردن در اين است كه كل انرژی تان را روی ساختن عادات جديد متمركز كنيد؛ نه روی جنگيدن با عادات قديمی!

#سقراط

📚 @Academic_Library
وقتی ارنست چگوارا را در پناهگاهش با کمک چوپان خبرچین دستگیر کردند، یکی از چوپان پرسید: چرا خبرچینی کردی درحالی که چگوارا برای آزادی شماها مبارزه می‌کرد!!؟
چوپان جواب داد که او با جنگهایش گوسفندان مرا می‌ترساند!

بعداز مقاومت محمدکریم در مقابل فرانسوی‌ها در مصر و شکست او، قرار بر اعدامش شد، که ناپلئون او را فراخواند و گفت:
سخت است برایم کسی را اعدام کنم که برای آزادی وطنش مبارزه می‌کرد، من به تو فرصتی می‌دهم تا ده هزارسکه طلا بابت غرامت سربازهای کشته شده به من بدهی...
محمدکریم گفت: من اکنون این پول را ندارم اما صدهزار سکه از تاجران می‌خواهم، می‌روم تهیه می‌کنم و باز می‌گردم...
محمدکریم به مدت چندروز در بازارها با زنجیر برای تهیه پول گردانیده می‌شد اما هیچ تاجری حاضر به پراخت پولی جهت آزادی او نبود و حتی بعضی طلبکارانه می‌گفتند که با جنگ‌هایش وضعیت اقتصادی را نابسامان کرد پس نزد ناپلئون برگشت!
ناپلئون به او گفت:
چاره ایی جز اعدام تو ندارم، نه بخاطر کشتن سربازهایم، بلکه بدلیل جنگیدن برای مردمی که پول را مقدم بر وطن خود می‌دانند.

محمد رشید می‌گوید:
آدم دانا که برای جامعه‌ ای نادان مجاهدت میکند مانند کسی است که خودش را آتش می‌زند تا روشنایی را برای آدم نابینا فراهم سازد!!

اين همان حكايت سقراط است كه ويل دورانت در پايان داستانش وقتی او را جام شوكران می دهند و می كشند، می گويد:
« بدا به حال آدمی كه بخواهد جامعه ای را پيش از آن كه موعد بيدار شدنش فرا رسيده باشد، بيداركند!»

📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇

https://www.instagram.com/Academic_Library

📚 @Academic_Library
همه‌جا به جستجوی آرامش برآمدم و آن را نيافتم مگر نشسته بر كنجی تک و تنها با كتابی كوچک...


📕 #تولستوی_و_مبل_بنفش
✍🏻 #نینا_سنکویچ

📚 @Academic_Library
هوشنگ مرادی کرمانی، نویسنده مجموعه "قصه‌های مجید" نسبت به "دستکاری" انجام شده در متن این داستان در کتاب‌های درسی واکنش نشان داد و گفت: "بدون مجوز نویسنده و بدون اطلاع من دست به چنین کاری زده‌اند. من رضایت ندارم و اطلاع هم نداده‌اند" و می‌گوید: "مجید به سنی نرسیده که نماز بخواند. در هیچ‌کدام از داستان‌ها هم نماز نخوانده است اما بی‌بی نماز می‌خواند".

آقای کرمانی به خبرگزاری ایسنا گفته است که "مجید یک بچه ۱۰-۱۲ ساله است و به سنی نرسیده که نماز بخواند؛ در این داستان این بچه می‌خواهد به اصفهان برود و جاهای دیدنی‌اش را ببیند".

چندی پیش ماجرای تغییر در داستان "قلب کوچک را به چه کسی بدهیم" نوشته نادر ابراهیمی در کتاب هفتم دبستان مطرح شد که مورد رضایت خانواده‌ این نویسنده فقید نبود.

📚 @Academic_Library
1
درست زندگی کن و ایمان داشته باش که نیکی از تو به دیگران جاری خواهد شد
حتی اگر خود از آن نیکی‌ها آگاه نباشی.

📕 #درمان_شوپنهاور
✍🏻 #اروین_د_یالوم

📚 @Academic_Library
وقتی کرونا آمد فهمیدم دوست خوب یعنی جلال. از وقتی مجبور شدیم کمتر همدیگر را ببینیم، پیغام‌های جلال بیشتر شد. بیشتر روزها می‌پرسید «همه چی خوبه..؟ رو به راهی؟» و من‌ جواب‌ می‌دادم «مخلصتم، عالی». جلال هم یک علامت پیروزی با دو تا گل می‌فرستاد. بعد از مدتی دیگر پیغام‌های جلال را باز نمی‌کردم چون می‌دانستم می‌خواهد حالم را بپرسد و حالم خوب بود.
وقتی جلال زنگ می‌زد و می‌گفت «نگرانت شدم، یه هفته‌ست پیغام‌های من رو باز هم نکردی» از خجالت آب می‌شدم اما خیالم راحت بود که جلال هست. می‌دانستم همیشه هست و همین خیالم را راحت می‌کرد. گاهی برایش می‌نوشتم «جلال یه قراری بذاریم و همو ببینیم» و او جواب میداد «هر وقت بگی، هر جا بگی» و من هیچوقت و هیچ جا را نمی‌گفتم چون جلال همیشه بود.
چند روز پیش دیدم بیست و هفت پیغام باز نکرده از جلال دارم. پیغام‌ها را باز کردم. در پیغام‌های اول مثل همیشه حالم را پرسیده بود، بعد گفته بود که نگرانم شده است، بعد همانجا تماس گرفته بود، بعد نوشته بود از بچه‌ها شنیده که حالم خوب است و خیالش راحت شده است. به جلال پیغام دادم «جلال جان نوکرتم و شرمنده‌ام، به خدا خیلی درگیر بودم. خوبی؟» سه روز گذشت و جلال پیغامم را باز نکرد. بعد نوشتم «جلال خواهش می‌کنم جواب بده»...

سه ساعت بعد جلال زنگ زد. شیرجه زدم گوشی را برداشتم و گفتم «جلال جانم، خوبی؟» جلال گفت «این دیوانه بازی‌ها چیه در میاری؟ این چی بود تو اینستا گذاشتی؟ کلی آدم فکر کردند من مرده‌ام!» گفتم «جلال کجا بودی؟ الان که زنگ زدی انگار خدا دنیا رو به من داد!» جلال گفت «من هرروز بهت پیغام میدادم حالت رو می‌پرسیدم تو عین خیالت نبود. پیغام‌ها رو باز هم نمیکردی، تا نبودم عزیز شدم؟‌» گفتم «من فکر می‌کردم هرجوری بشه تو همیشه هستی» جلال گفت «اونایی که همیشه هستند هم یه موقع‌هایی دیگه نیستند» گفتم «یعنی چی؟» جلال گفت «ببین... کاکتوس اصلا آب نمی‌خواد ولی کاکتوس هم آب می‌خواد!» به جلال گفتم «تا عمر دارم این حرفت یادم نمیره.»
امروز ظهر جلال زنگ زد، توی یک موقعیت ناجوری بودم و با خودم گفتم نیم ساعت بعد زنگ خواهم زد، اما نمی‌دانم چرا فراموش کردم. الان جلال دوباره زنگ زد و گفت «باز هم چهار تا پیغام گذاشتم و ندیدی». بعد بدون اینکه منتظر جواب من باشد قطع کرد ...


👤 #سروش_صحت

📚 @Academic_Library