This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایرانیان شب سرد را به آتش میکشند
به امید روزهای گرم و نیک
بهارتان همچون آتش اهورایی
چهارشنبه سوری تان خجسته و نکو
مراقب خودتون باشید🧡🔥
📚 @Academic_Library
به امید روزهای گرم و نیک
بهارتان همچون آتش اهورایی
چهارشنبه سوری تان خجسته و نکو
مراقب خودتون باشید🧡🔥
📚 @Academic_Library
#تلنگر 📚
ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﮐﺎﺳﻪ ﺷﯿﺮﯼ ﺟﻠﻮی ﺳﻮﺭﺍﺧﯽ میگذاشت. ﻣﺎﺭﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽآمد، ﺷﯿﺮ را میخورد ﻭ سکهاﯼ ﺩﺭ ﺁﻥ میانداخت.
ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻣﺮﯾﺾ ﺷﺪ. ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﺪ. ﭘﺴﺮ ﻭﺳﻮﺳﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﺎﺭ ﺭﺍ بکشد ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﮑﻪﻫﺎ ﺭا ﺑﺮﺩﺍﺭﺩ. ﻫﻤﯿﻦ ﮐﺎﺭ را ﮐﺮﺩ. ﻭﻟﯽ ﻣﺎﺭ ﺯﺧﻤﯽ ﺷﺪ و ﭘﺴﺮ را نیش زد و ﭘﺴﺮ ﻣﺮﺩ.
ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻣﺪﺗﯽ ﺑﻌﺪ ﺑﯽﭘﻮﻝ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺭﺳﻢ ﻗﺪﯾﻢ، ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮐﺎﺳﻪ ﺷﯿﺮﯼ ﺟﻠﻮی ﺳﻮﺭﺍﺥ ﮔﺬﺍﺷﺖ. ﻣﺎﺭ ﺷﯿﺮ را ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺳﮑﻪﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: «ﺩیگر ﺑﺮﺍیم ﺷﯿﺮ ﻧﯿﺎور، ﭼﻮﻥ ﻧﻪ ﺗﻮ ﻣﺮﮒ ﭘﺴﺮﺕ را فراموش میکنی و ﻧﻪ ﻣﻦ ﺩﻡ ﺑﺮﯾﺪﻩام را.»
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻝ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﺯﺧﻢ ﮐﻬﻨﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﻮﺩ ...
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﮐﺎﺳﻪ ﺷﯿﺮﯼ ﺟﻠﻮی ﺳﻮﺭﺍﺧﯽ میگذاشت. ﻣﺎﺭﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽآمد، ﺷﯿﺮ را میخورد ﻭ سکهاﯼ ﺩﺭ ﺁﻥ میانداخت.
ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻣﺮﯾﺾ ﺷﺪ. ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﺪ. ﭘﺴﺮ ﻭﺳﻮﺳﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﺎﺭ ﺭﺍ بکشد ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﮑﻪﻫﺎ ﺭا ﺑﺮﺩﺍﺭﺩ. ﻫﻤﯿﻦ ﮐﺎﺭ را ﮐﺮﺩ. ﻭﻟﯽ ﻣﺎﺭ ﺯﺧﻤﯽ ﺷﺪ و ﭘﺴﺮ را نیش زد و ﭘﺴﺮ ﻣﺮﺩ.
ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻣﺪﺗﯽ ﺑﻌﺪ ﺑﯽﭘﻮﻝ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺭﺳﻢ ﻗﺪﯾﻢ، ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮐﺎﺳﻪ ﺷﯿﺮﯼ ﺟﻠﻮی ﺳﻮﺭﺍﺥ ﮔﺬﺍﺷﺖ. ﻣﺎﺭ ﺷﯿﺮ را ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺳﮑﻪﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: «ﺩیگر ﺑﺮﺍیم ﺷﯿﺮ ﻧﯿﺎور، ﭼﻮﻥ ﻧﻪ ﺗﻮ ﻣﺮﮒ ﭘﺴﺮﺕ را فراموش میکنی و ﻧﻪ ﻣﻦ ﺩﻡ ﺑﺮﯾﺪﻩام را.»
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻝ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﺯﺧﻢ ﮐﻬﻨﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﻮﺩ ...
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
پیش از آنکه بالارفتن از نردبان موفقیت را آغاز کنید،
مطمئن شوید که نردبان را به ساختمان مناسب تکیه داده اید ...
#استفان_کاوی
📚 @Academic_Library
مطمئن شوید که نردبان را به ساختمان مناسب تکیه داده اید ...
#استفان_کاوی
📚 @Academic_Library
نه موفقیت هدف نهایی و پایان راهست و نه شکست به معنای مرگ و نابودی کامل است.
تنها چیزی که در زندگی ارزشمند است، شجاعت برای ادامه دادن زندگیست ...
📚 @Academic_Library
تنها چیزی که در زندگی ارزشمند است، شجاعت برای ادامه دادن زندگیست ...
📚 @Academic_Library
يك زندگی شاد زنجيرهای از لحظات شاد است ولی بيشتر مردم وقتی برای لحظات شاد ندارند چون حسابی مشغولاند تا زندگی شاد را به دست بياورند!
#استر_آبراهام_هيكس
📚 @Academic_Library
#استر_آبراهام_هيكس
📚 @Academic_Library
📚 یک کتاب خوب چه تاثیری بر مغز میگذارد؟
🔹ما در زمان مطالعهی کتاب، حقیقتا تجربهای مشابه شخصیتهای داستان را پشتسر میگذاریم. از بازی کردن با صفحات دست بکشید و خود را در یک کتاب خوب غرق کنید.
💬 زمانی که داستانی را میخوانیم، مغز بهطور فعالانه، آگاهی شخص دیگری را شبیهسازی میکند؛ ممکن است او شخصی باشد که هیچگاه حتی نتوانیم آشنایی با او را تصور کنیم. این شرایط باعث میشود که انسان بتواند حتی برای لحظاتی، خود را جای شخص دیگر بگذارد و از چشمان او به دنیا نگاه کند.
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
🔹ما در زمان مطالعهی کتاب، حقیقتا تجربهای مشابه شخصیتهای داستان را پشتسر میگذاریم. از بازی کردن با صفحات دست بکشید و خود را در یک کتاب خوب غرق کنید.
💬 زمانی که داستانی را میخوانیم، مغز بهطور فعالانه، آگاهی شخص دیگری را شبیهسازی میکند؛ ممکن است او شخصی باشد که هیچگاه حتی نتوانیم آشنایی با او را تصور کنیم. این شرایط باعث میشود که انسان بتواند حتی برای لحظاتی، خود را جای شخص دیگر بگذارد و از چشمان او به دنیا نگاه کند.
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
همه در تلاش برای پيدا كردن انسان درست هستند،
اما هيچ كس در تلاش برای انسانِ درست بودن نيست!
#از_خودمان_آغاز_كنيم
📚 @Academic_Library
اما هيچ كس در تلاش برای انسانِ درست بودن نيست!
#از_خودمان_آغاز_كنيم
📚 @Academic_Library
📚 برای رشد باید #کتاب بخوانیم
ما با تکرار در حرفهای گذشته رشد نمیکنیم، بلکه باید رشد کنیم و نباید یک سلسله حرفهای کلیشه ای را تکرار کنیم که باعث عقب ماندن ما میشود، چون عالم در حال گذر است.
به قول حافظ: دور فلک درنگ ندارد، شتاب کن.
ممکن است اگر در یک قطار ما واگن سوم باشیم و نسبت به واگن سی ام 27 واگن جلوتر باشیم اما اگر یک قطاری آمد و از کل این قطار جلو بزند ما عقب ماندهایم. لذا نباید به کمترینها نسبت به خودمان نگاه کنیم و خودمان را با آنها مقایسه کنیم و دلخوش به این باشیم که از آنها جلوتریم درحالی که از قطارهای دیگر عقب ماندهایم.
و راه حل رشد، مطالعه است و باید کتاب بخوانیم و با هم بحث کنیم. پرداختن به مسائل فرهنگی نیاز به مادهی خام دارد و مادهی آن مطالعه است. باید کتابهایی بخوانیم که فرهنگ ما را عوض کند. مطالب فیزیک، شیمی و جغرافیا و ... معلومات ما را افزایش میدهد ولی فرهنگ ما را تغییر نمیدهد.
ما باید در حوزهی روانشناسی، فلسفه، ادبیات (خصوصاً رمان، داستان کوتاه و شعر)، عرفان و حوزهی دین مطالعه کنیم. این حوزهای است که فرهنگساز است و ما را فرهیختهتر میکند.
کتاب خواندن با سرچ کردن در سایتها متفاوت است. یادگیری با مطالعهی کتاب میسر میشود. حتی در حوزهی سیاست کتاب بخوانید و با هم بحث کنید تا رشد کنید.
#مصطفی_ملکیان
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
ما با تکرار در حرفهای گذشته رشد نمیکنیم، بلکه باید رشد کنیم و نباید یک سلسله حرفهای کلیشه ای را تکرار کنیم که باعث عقب ماندن ما میشود، چون عالم در حال گذر است.
به قول حافظ: دور فلک درنگ ندارد، شتاب کن.
ممکن است اگر در یک قطار ما واگن سوم باشیم و نسبت به واگن سی ام 27 واگن جلوتر باشیم اما اگر یک قطاری آمد و از کل این قطار جلو بزند ما عقب ماندهایم. لذا نباید به کمترینها نسبت به خودمان نگاه کنیم و خودمان را با آنها مقایسه کنیم و دلخوش به این باشیم که از آنها جلوتریم درحالی که از قطارهای دیگر عقب ماندهایم.
و راه حل رشد، مطالعه است و باید کتاب بخوانیم و با هم بحث کنیم. پرداختن به مسائل فرهنگی نیاز به مادهی خام دارد و مادهی آن مطالعه است. باید کتابهایی بخوانیم که فرهنگ ما را عوض کند. مطالب فیزیک، شیمی و جغرافیا و ... معلومات ما را افزایش میدهد ولی فرهنگ ما را تغییر نمیدهد.
ما باید در حوزهی روانشناسی، فلسفه، ادبیات (خصوصاً رمان، داستان کوتاه و شعر)، عرفان و حوزهی دین مطالعه کنیم. این حوزهای است که فرهنگساز است و ما را فرهیختهتر میکند.
کتاب خواندن با سرچ کردن در سایتها متفاوت است. یادگیری با مطالعهی کتاب میسر میشود. حتی در حوزهی سیاست کتاب بخوانید و با هم بحث کنید تا رشد کنید.
#مصطفی_ملکیان
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
👍2
اگر تمام گلها را هم از شاخه بچینند،
نمیتوانند جلوی آمدن بهار را بگیرند.
#پابلو_نرودا
📚 @Academic_Library
نمیتوانند جلوی آمدن بهار را بگیرند.
#پابلو_نرودا
📚 @Academic_Library
تمامی اولویت هایتان را فهرست کنید، سه تای اول را نگه دارید و بقیه را دور بریزید، بخش بزرگی از اتلاف انرژی ما ناشی از عدم تمرکز بر اولویتهاست!
#وارن_بافت
📚 @Academic_Library
#وارن_بافت
📚 @Academic_Library
زیباترین روحیهی سنّتیِ ما، عشق به بهار و نوروز است و ما مردم، علیرغمِ این همه مصیبت و مصیبت زدگی چه استعدادی برای زندگی و شادمانی داریم.
📗 #نون_نوشتن
✍🏻 #محمود_دولت_آبادی
📚 @Academic_Library
📗 #نون_نوشتن
✍🏻 #محمود_دولت_آبادی
📚 @Academic_Library
از تمامی سلاحهای مرگبار و ویرانگری که تابهحال انسان قادر به ساخت آنها بوده است، از همه وحشتناکتر کلام میباشد.
خنجر و اسلحههای آتشین از خود ردپای خونین بهجا میگذارند.
بمبها هم ساختمانها و جادهها را ویران میکنند.
اثر زهر و سم هم نیز سرانجام کشف و نمایان میشود.
اما کلام ویرانکننده موفق به بیدار کردن بدیها بدون هیچ اثر و ردپایی میشود.
📗 داستانهایی برای پدران فرزندان و نوهها
✍🏻 #پائولو_کوئلیو
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
خنجر و اسلحههای آتشین از خود ردپای خونین بهجا میگذارند.
بمبها هم ساختمانها و جادهها را ویران میکنند.
اثر زهر و سم هم نیز سرانجام کشف و نمایان میشود.
اما کلام ویرانکننده موفق به بیدار کردن بدیها بدون هیچ اثر و ردپایی میشود.
📗 داستانهایی برای پدران فرزندان و نوهها
✍🏻 #پائولو_کوئلیو
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
برای سال جدید گذشتههایت را ببخش
زیرا آنان همچون کفشهای کودکی ات
نه تنها برایت کوچکند
بلکه تو را از برداشتن
گامهای بلند باز میدارند ...
📚 @Academic_Library
زیرا آنان همچون کفشهای کودکی ات
نه تنها برایت کوچکند
بلکه تو را از برداشتن
گامهای بلند باز میدارند ...
📚 @Academic_Library
#تلنگر 📚
چند سال پیش همیشه فکر میکردم شبها کسی زیر تختم پنهان شده است.نزد پزشک اعصاب رفتم و مشکلم را گفتم، روانپزشک گفت: "فقط یک سال هفتهای سه روز جلسه ای 80 دلار بده و بیا تا درمانت کنم.
شش ماه بعد اون پزشک رو تو خیابان دیدم.
پرسید، "چرا نیومدی؟"
گفتم، "خُوب، جلسهای هشتاد دلار، برای یک سال خیلی زیاد بود. یه نجّار منو مجانی معالجه کرد. خوشحالم که اون پول رو پسانداز کردم و یه وانت نو خریدم."
پزشک با تعجّب گفت، "عجب! میتونم بپرسم اون نجّاره چطور تو را معالجه کرد؟"
گفتم: "به من گفت اگه پایههای تختخواب را ببُرم؛ دیگه هیچکس نمیتونه زیر تختت قایم بشه!"
برای هر تصمیم گیری شتاب نکنیم و کمی بیندیشیم!
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
چند سال پیش همیشه فکر میکردم شبها کسی زیر تختم پنهان شده است.نزد پزشک اعصاب رفتم و مشکلم را گفتم، روانپزشک گفت: "فقط یک سال هفتهای سه روز جلسه ای 80 دلار بده و بیا تا درمانت کنم.
شش ماه بعد اون پزشک رو تو خیابان دیدم.
پرسید، "چرا نیومدی؟"
گفتم، "خُوب، جلسهای هشتاد دلار، برای یک سال خیلی زیاد بود. یه نجّار منو مجانی معالجه کرد. خوشحالم که اون پول رو پسانداز کردم و یه وانت نو خریدم."
پزشک با تعجّب گفت، "عجب! میتونم بپرسم اون نجّاره چطور تو را معالجه کرد؟"
گفتم: "به من گفت اگه پایههای تختخواب را ببُرم؛ دیگه هیچکس نمیتونه زیر تختت قایم بشه!"
برای هر تصمیم گیری شتاب نکنیم و کمی بیندیشیم!
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
👍1
کمپ گرسنگان ۱۹۹۸
این عکس توسط عکاس انگلیسی، تام استادرت در کمپ گرسنگان آفریقا گرفته شده است. نگاه ملتمسانه مرد گرسنه کوچکترین اثری در مرد سفید پوش غذا به دست، ندارد. و این دیدن هر روزه ی چهره کریه مرگ است که توان بی تفاوت شدن را به ارمغان می آورد.
به قول نویسنده ای: انسان موجودی است که به همه چیز عادت میکند.
📚 @Academic_Library
این عکس توسط عکاس انگلیسی، تام استادرت در کمپ گرسنگان آفریقا گرفته شده است. نگاه ملتمسانه مرد گرسنه کوچکترین اثری در مرد سفید پوش غذا به دست، ندارد. و این دیدن هر روزه ی چهره کریه مرگ است که توان بی تفاوت شدن را به ارمغان می آورد.
به قول نویسنده ای: انسان موجودی است که به همه چیز عادت میکند.
📚 @Academic_Library
👍1
قبل از عید داشتم کتابهای کتابخانۀ کوچکمان را گردگیری می کردم. طبق معمول هر کتاب را برمی داشتم؛
عنوان آنرا نگاه می کردم؛ چند صفحه را ورق می زدم
و بعد با دستمال تمیزش می کردم.
توجه ام به جمله های "تقدیم و تشکّری" جلب شد که نویسنگان در صفحۀ نخست کتاب ها نوشته اند.
احساس کردم به تدریج دارم قاعده ای کشف می کنم.
حداقل در کتابخانۀ من اینطور بود.
نویسندگان زن به ندرت از همسر خود تشکر کرده یا کتاب خود را به او تقدیم کرده بودند.
در مقابل نویسندگان مرد غالبا از صبوری، همراهی و تحمّل همسرشان تشکر کرده بودند!
برایم این سوال مطرح شد که چرا تعداد بسیار کمی از نویسندگان زن از همسرشان تشکر می کنند؟
همانجا نشستم و به زنان و مردانی که با واسطه یا بی واسطه می شناختم فکر کردم.
برخی شواهد نشان می داد که اکثر زنان زمانی موفق شده اند کتابی بنویسند که مسئولیت های سنگین خانه کمتر شده و از شوهر خود جدا شده اند!
و بیشتر مردان هم غالبا زمانی کتاب نوشته اند که همسری بوده که مسئولیت خانه را بر عهده داشته و خیال آنان از امور خانه و حتی امور شخصی شان راحت بوده است.
در بسیاری از جوامع، مشارکت اجتماعی و اقتصادی زنان در بیرون از خانه موجب آن نشد تا مسئولیت های آنان در خانه کاهش یابد.
در واقع وظایف جدید بر وظایف قبلی آنان افزوده شد.
لذا زنی که قصد دارد کتابی بنویسد باید نخست مسئولیت های خانه داری و شوهرداری! خود را انجام دهد و پس از آن اگر وقتی و حوصله ای باقی ماند بنشیند و کتاب بنویسد.
در مقابل مردان همواره از حمایت و رسیدگی همسرشان برخوردار بوده اند. در این شرایط، دو راه باقی می ماند:
یا مردان بخشی از مسئولیت های خانه را بر عهده بگیرند تا خیال زنان راحت شده و کتاب بنویسند یا آنکه جدا شوند
و فرصتی برای نوشتن بیابند.
گویا کم نیستند زنان نویسنده ای که راه دوم را برگزیده اند!
همزمان با این تأمّلات، ترانه « جانِ مریم » هم به گوش می رسید:
بیا رسید وقتِ درو، مالِ منی از پیشم نرو
بیا سرِ کارمون بریم، درو کنیم گندمارو
با خودم گفتم عشق ورزی ما مردان هم چقدر عجیب و جالب است! به معشوق می گوییم:
تو مال من هستی. از پیش من نرو.
چون وقت درو رسیده است و باید برویم سر کار و گندم ها را درو کنیم. لطفا بمان و هنگامی که کار درو تمام شد
هر کجا خواستی می توانی بروی .!
👤 #فردین_علیخواه
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
عنوان آنرا نگاه می کردم؛ چند صفحه را ورق می زدم
و بعد با دستمال تمیزش می کردم.
توجه ام به جمله های "تقدیم و تشکّری" جلب شد که نویسنگان در صفحۀ نخست کتاب ها نوشته اند.
احساس کردم به تدریج دارم قاعده ای کشف می کنم.
حداقل در کتابخانۀ من اینطور بود.
نویسندگان زن به ندرت از همسر خود تشکر کرده یا کتاب خود را به او تقدیم کرده بودند.
در مقابل نویسندگان مرد غالبا از صبوری، همراهی و تحمّل همسرشان تشکر کرده بودند!
برایم این سوال مطرح شد که چرا تعداد بسیار کمی از نویسندگان زن از همسرشان تشکر می کنند؟
همانجا نشستم و به زنان و مردانی که با واسطه یا بی واسطه می شناختم فکر کردم.
برخی شواهد نشان می داد که اکثر زنان زمانی موفق شده اند کتابی بنویسند که مسئولیت های سنگین خانه کمتر شده و از شوهر خود جدا شده اند!
و بیشتر مردان هم غالبا زمانی کتاب نوشته اند که همسری بوده که مسئولیت خانه را بر عهده داشته و خیال آنان از امور خانه و حتی امور شخصی شان راحت بوده است.
در بسیاری از جوامع، مشارکت اجتماعی و اقتصادی زنان در بیرون از خانه موجب آن نشد تا مسئولیت های آنان در خانه کاهش یابد.
در واقع وظایف جدید بر وظایف قبلی آنان افزوده شد.
لذا زنی که قصد دارد کتابی بنویسد باید نخست مسئولیت های خانه داری و شوهرداری! خود را انجام دهد و پس از آن اگر وقتی و حوصله ای باقی ماند بنشیند و کتاب بنویسد.
در مقابل مردان همواره از حمایت و رسیدگی همسرشان برخوردار بوده اند. در این شرایط، دو راه باقی می ماند:
یا مردان بخشی از مسئولیت های خانه را بر عهده بگیرند تا خیال زنان راحت شده و کتاب بنویسند یا آنکه جدا شوند
و فرصتی برای نوشتن بیابند.
گویا کم نیستند زنان نویسنده ای که راه دوم را برگزیده اند!
همزمان با این تأمّلات، ترانه « جانِ مریم » هم به گوش می رسید:
بیا رسید وقتِ درو، مالِ منی از پیشم نرو
بیا سرِ کارمون بریم، درو کنیم گندمارو
با خودم گفتم عشق ورزی ما مردان هم چقدر عجیب و جالب است! به معشوق می گوییم:
تو مال من هستی. از پیش من نرو.
چون وقت درو رسیده است و باید برویم سر کار و گندم ها را درو کنیم. لطفا بمان و هنگامی که کار درو تمام شد
هر کجا خواستی می توانی بروی .!
👤 #فردین_علیخواه
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
کتاب بخوان و زیباییهایش را در رفتارت، نمایش بده
فرهنگ به همین صورت، نیرومند میشود ؛
اگر چنین نکنی، در حال سقوطی ...
📚 @Academic_Library
فرهنگ به همین صورت، نیرومند میشود ؛
اگر چنین نکنی، در حال سقوطی ...
📚 @Academic_Library