کتابخانه دانشگاهی – Telegram
کتابخانه دانشگاهی
145K subscribers
9.92K photos
1.09K videos
470 files
4.84K links
📚 بزرگترین اجتماع فرهیختگان در تلگرام

.


سفارش تبلیغات:
@Library_Ad


.


.


اینستاگرام ما:
https://www.instagram.com/Academic_Library

.


.

کانال دوم ما:
@BookTop
.

.


.



.




انتقاد و پیشنهاد:
@libraryy

.



.



.



.



.
Download Telegram
هر کتابی که خواستید اینجا دانلود کنید

@BookTop

رایگانِ رایگان
#تلنگر 📚

امروز هرگاه خواستید کلمه ای ناخوشایند به زبان آورید؛ به کسانی فکر کنید که قادر به تکلّم نیستند.

قبل از اینکه بخواهید از مزّه ی غذای تان شکایت کنید، به کسی فکر کنید که اصلاً چیزی برای خوردن ندارد.

امروز پیش از آنکه از زندگی تان شکایت کنید، به کسی فکر کنید که خیلی زود هنگام، از دنیا رفته

قبل از آنکه از فرزندان تان شکایت کنی، به کسی فکر کنید که آرزوی بچّه دار شدن دارد

پیش از نالیدن از مسافتی که مجبورید رانندگی کنید، به کسی فکر کنید که مجبور است همان مسیر را پیاده طی کند.

و پیش از آنکه از شغل تان خسته شوید
و از آن شکایت کنید، به افراد بیکار و ناتوان و کسانی که در آرزوی داشتن شغل شما هستند فکر کنید.

زندگی، یک نعمت است با غر زدن و نالیدن به کام خودتان و اطرافیان تلخش نکنید.

📚 @Academic_Library
اگر پول داشته باشی
انسان‌ها تو را
خواهند شناخت ؛
اگر پول نداشته باشی
تو انسان‌ها را
خواهی شناخت ...

👤 #افلاطون

📚 @Academic_Library
در حق خودت یه لطفی کن و بعضی آدما رو از زندگیت حذف کن ...


📚 @Academic_Library
هرگز منتظر نباشید
تا دیگران قدر تلاشهایتان را بدانند!
و یا عشقتان را بفهمند؛
در را ببندید...،
آهنگ را عوض کنید
خانه تکانی کنید
تغییر بدهید
گرد و غبارها را بتکانید
گاهی لازم است از آنچه هستید،
دست بردارید
و به آنچه که واقعا هستید
روی بیاورید ...

#پائولو_کوئلیو

📚 @Academic_Library
به خودت کمی اهمیت بده
وگرنه لا به لای زندگی از بین می‌روی
و هیچ کس هم نمی‌فهمد ...

#جان_ماکسول

📚 @Academic_Library
#حکایت 📖

پادشاهی وزیری داشت كه هر اتفاقی می‌افتاد، می‌گفت: خیراست! روزی دست پادشاه در سنگلاخ ها گیر كرد و مجبور شدند انگشتش را قطع كنند، وزیر در صحنه حاضر بود و گفت: خیر است!

پادشاه از درد به خود می‌پیچید، از رفتار وزیر عصبی شد، او را به زندان انداخت، یک سال بعد پادشاه كه برای شكار به كوه رفته بود، در دام قبیله ای گرفتار شد كه بنا بر اعتقادات خود، هر سال یک نفر را كه دینش با آن ها مختلف بود، سر می‌بریدند و لازمه اعدام آن شخص این بود كه بدنش سالم باشد.

وقتی دیدند اسیر، یكی از انگشتانش قطع شده، وی را رها كردند. آنجا بود كه پادشاه به یاد حرف وزیر افتاد كه زمان قطع انگشتش گفته بود: خیر است!

پادشاه دستور آزادی وزیر را داد. وقتی وزیر آزاد شد و ماجرای اسارت پادشاه را از زبان او شنید، گفت: خیر است! پادشاه گفت: دیگر چرا؟؟

وزیر گفت: از این جهت خیر است كه اگر مرا به زندان نینداخته بودی و زمان اسارت به همراهت بودم، مرا به جای تو اعدام می كردند ...

📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇

https://www.instagram.com/Academic_Library

📚 @Academic_Library
زندگی هنر کشیدن نقاشیست
بدون هیچ پاک‌کنی ...

📚 @Academic_Library
دور کنید مرا،
از آن عقلی که گریستن نمی‌داند،
و آن فلسفه‌ای که خندیدن نمی‌شناسد،
و آن غروری که در برابر کودکان سر خم نمی‌کند ...

#جبران_خلیل‌_جبران

📚 @Academic_Library
برای هر دقیقه‌ای که عصبانی هستی، شصت ثانیه شادی را از دست میدهی، در موردش فکر کن ...

📚 @Academic_Library
این جمله رو باید با طلا نوشت :

کسی رو قضاوت نکنید
فقط برای اینکه گناهانش با
گناه های شما فرق داره ...

📚 @Academic_Library
دوستان خوب،
پیدا کردنشان سخت است،
ترک کردنشان سخت‌تر،
و فراموش‌کردنشان غیرممکن ...

#لائوتسه

📚 @Academic_Library
زندگی چیزی نیست،
که لب طاقچه‌ی عادت از یاد من و تو برود.
زندگی جذبه دستی است که می‌چیند.
زندگی نوبر انجیر سیاه
در دهان گس تابستان است!

#سهراب_سپهری

📚 @Academic_Library
تصور مرگ یک نفر سخت ‌تر است
تا مرگ صد نفر یا هزار نفر.
مصیبت وقتی تکثیر شود
انتزاعی می‌شود
آدم از چیزهای انتزاعی
کمتر ناراحت می‌شود ...

#ماریو_بارگاس_یوسا

📚 @Academic_Library
2
#تلنگر 📚

به دارکوب ها نگاه کنید. آنها اَره برقی ندارند. مته همراه شان نیست اما تنه سخت ترین درخت ها را سوراخ می کنند و در دل شان لانه خودشان را می سازند.

دارکوب ها با ضربه های سریع، کوتاه اما پشت سر هم درخت ها را سوراخ می کنند. آنها سردرد نمی گیرند، خسته نمی شوند، تا لحظه ای که موفق نشوند دست از کار نمی کشند، نه ناامید می شوند و نه پشیمان. دارکوب ها به خودشان ایمان دارند.

در زندگی هر کدام از ما دارکوب هایی هستند که با نوک زدن های مکرر، با سماجت و بدون آنکه خسته شوند، به درون مان نفوذ می کنند و لانه شان را می سازند.

این دارکوب ها خسته نمی شوند، به کارشان ایمان دارند و تا وقتی که پیروز نشوند دست از آن نوک زدن های مکرر برنمی دارند. سردرد نمی گیرند، کلافه نمی شود اما ما را کلافه می کنند!

دارکوب های طبیعت اگر لانه می سازند و زندگی تازه ای خلق می کنند، دارکوب های زندگی فقط یک حفره سیاه خلق می کنند، توی دل آدم را خالی می کنند و بعد می روند سراغ درخت زندگی یک نفر دیگر و خلق یک حفره دیگر!

دارکوب ها را از درخت زندگی تان دور کنید!

#احسان_محمدی

📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇

https://www.instagram.com/Academic_Library

📚 @Academic_Library
رمان تنها وسیله‌ای‌ست که با آن می‌توان وجود انسانی را با تمام جنبه‌هایش تشریح کرد، نشان داد، تحلیل کرد، پوست کَند؛

زیرا رمان در ارتباط با همه‌ی نظام‌های فکری نوعی شکاکیت ذاتی دارد.
هر رمان طبیعتاً با این فرض آغاز می‌شود که اساساً گنجاندن زندگی بشری در هر نظامی ناممکن است.
ارزش رمان در اینست که جوهر واقعیت را به آزمون می‌کشد.

#میلان_کوندرا

📚 @Academic_Library
۲ چیز بی‌پایان هستند:
اول « عالم هستی »
دوم « نادانی بشر »
البته در مورد اول زیاد مطمئن نیستم...!

👤 #آلبرت_انيشتين

📚 @Academic_Library
انسان دانا مانند آسمان و زمین است. برای او هیچ کس به طور ویژه نه عزیز است و نه مورد غضب.

او همچنان به بخشش بی قید و شرط خویش ادامه داده و به هر که در برابرش قرار می گیرد، به طور بی پایان نثار می کند.
هر چه بیشتر از آن استفاده شود، نعمات بیشتری هم ارائه می دهد.

به درون خود بروید. انسان برای این خلق شده که آرام بنشیند و حقیقت را درون خویش بیابد.

📗 تائوت چينگ
✍🏻 #لائوتسه

📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇

https://www.instagram.com/Academic_Library

📚 @Academic_Library
از کلمه‌ی "خوش‌شانس" بیزارم چون تمام تلاش‌ها و زحمات را بی‌ارزش جلوه می‌دهد.

#پیتر_دینکلیج

📚 @Academic_Library
حالم را خوب می‌کنند کارمندانی که حوصله دارند و لیست مدارک و مراحل کارها را یک ریز پشت سر هم بلغور نمی‌کنند، صاف و پوست کنده حالیت می‌کنند باید چکار کنی...
خوشم می‌آید از آقا و خانم دکترهایی که موقع ورود مریض زیرچشمی به او نگاه نمی‌اندازند. خوش و بش می‌کنند و صمیمانه از دردش می‌پرسند...
خوش خلقم می‌کنند راننده‌هایی که می‌ایستند و دست تکان می‌دهند تا تو از خیابان رد شوی...
با نشاطم می‌کنند آدم‌هایی که از شغل شان راضی اند و کارشان را مزخرف ترین شغل هستی نمی‌دانند...
هیجان زده ام می‌کنند آدم‌هایی که برایت کاری می‌کنند، بی آنکه از آنها خواسته باشی...
حس خوبی دارم وقتی رفیقی که کمتر همدیگر را می‌بینیم، راهش را دور می‌کند تا بیشتر با هم باشیم...
جانم در می‌رود برای مادری که وقتی می‌رسم خانه و دلم غذای دلخواهم را می‌خواهد، کتلت های سرخ شده را توی سس گوجه فرنگی غلت می‌دهد...
خوشم می‌آید از رفیق شفیقی که زنگ می‌زند و می‌گوید "برنامه محبوبت شروع شده" و سریع قطع می‌کند...
خوشم می‌آید از مسافرانی که در صندلی عقب تاکسی یه وری لم نمی‌دهند...
هنوز هیجان زده ام می‌کنند رفقایی که اول صبح پیام می‌دهند "سلام خوبی؟"
خوشم می‌آید از آدم های خوش ذوقی که وقتی یک لباس نو می‌خرند، فردا صبح تن شان می کنند...
احترام می‌گذارم به غریبه هایی که در آسانسور را باز نگه می‌دارند تا تو برسی...
خوشم می‌آید از آدم‌هایی که برای زندگی، خوب هنرمندند...
وقتی حالت خوب باشه می‌تونی آدم بهتری بشی ...

📚 @Academic_Library
در جامعه ای که کارها بر حسب استعداد تقسیم نشود در حقیقت همه بیکارند ....

#فرانسوا_ولتر

📚 @Academic_Library