ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ...
ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﺍﺻﻞ "ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ" ﺍﺳﺖ؛
ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﻣﻦ ﮐﻤﮑﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ،
ﯾﻌﻨﯽ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺭﺯﺵ ﺩﺍﺭﻡ .
#ﭘﺎﺋﻮﻟﻮ_ﮐﻮئلیو
📚 @Academic_Library
ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﺍﺻﻞ "ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ" ﺍﺳﺖ؛
ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﻣﻦ ﮐﻤﮑﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ،
ﯾﻌﻨﯽ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺭﺯﺵ ﺩﺍﺭﻡ .
#ﭘﺎﺋﻮﻟﻮ_ﮐﻮئلیو
📚 @Academic_Library
👍2
ما گاهی فراموش میکنیم که برای چه از عدم تا به اقلیم وجود، این همه راه آمدهایم.
ما به ضیافت هستی دعوت نشدهایم تا با خود جمع کنیم و ببریم، بلکه آمدهایم تا ببخشیم و خود را پیدا کنیم.
آمده ایم تا عشق را، امید را، دوستی را و نان را با دیگران تقسیم کنیم. آمدهایم تا خلعی را پر کنیم که فقط و فقط با وجود ما پر میشود و بس!...
📕 #عشق_پرندهای_آزاد_و_رها
✍🏻 #اشو
📚 @Academic_Library
ما به ضیافت هستی دعوت نشدهایم تا با خود جمع کنیم و ببریم، بلکه آمدهایم تا ببخشیم و خود را پیدا کنیم.
آمده ایم تا عشق را، امید را، دوستی را و نان را با دیگران تقسیم کنیم. آمدهایم تا خلعی را پر کنیم که فقط و فقط با وجود ما پر میشود و بس!...
📕 #عشق_پرندهای_آزاد_و_رها
✍🏻 #اشو
📚 @Academic_Library
مطالعه میتونه مرز بین حیوان و انسان رو مشخص کنه. ولی مشکل زمانی شروع میشه که ما بین انسان ها قدم میزنیم و مجبوریم برای کمتر آسيب دیدن مرزهاشون رو رعایت کنیم؛ مرزهایی که دقیقاً لبه های خودخواهیُ روی خودش داره.
بشر موجودی منطقی نیست، موجودی است منطق تراش. به هر کار دست زد و به هر چه عادت کرد، سعی میکند برای آن دلیلی بتراشد و عذر و بهانه ای بیاورد...وقتی حرف می زنیم، بیشتر میخواهیم خودمان را قانع کنیم تا دیگران را.
کسی که قانع شده باشد، کسی که به اندیشه های خود ایمان داشته باشد، اصلا حرف نمیزند.
📗 مرد داستان فروش
✍🏻 #یوستین_گوردر
📚 @Academic_Library
بشر موجودی منطقی نیست، موجودی است منطق تراش. به هر کار دست زد و به هر چه عادت کرد، سعی میکند برای آن دلیلی بتراشد و عذر و بهانه ای بیاورد...وقتی حرف می زنیم، بیشتر میخواهیم خودمان را قانع کنیم تا دیگران را.
کسی که قانع شده باشد، کسی که به اندیشه های خود ایمان داشته باشد، اصلا حرف نمیزند.
📗 مرد داستان فروش
✍🏻 #یوستین_گوردر
📚 @Academic_Library
یاد دارم که در ایام کودکی، اهل عبادت بودم و شبها بر می خاستم و نماز می گزاردم و به زهد و تقوا، رغبت بسیار داشتم.
شبی در خدمت پدر رحمة الله علیه نشسته بودم و تمام شب چشم بر هم نگذاشتم و قرآن گرامی را بر کنار گرفته، میخواندم.
در آن حال دیدم که همه آنان
که گرد ما هستند، خوابیده اند.
پدر را گفتم: از اینان کسی سر بر نمی دارد که نمازی بخواند. خواب غفلت، چنان اینان را برده است که گویی نخفته اند، بلکه مرده اند.
پدر گفت: تو نیز اگر می خفتی، بهتر از آن بود که در پوستین خلق افتی و عیب آنان گویی و بر خود ببالی!
📕 گلستان سعدی
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
شبی در خدمت پدر رحمة الله علیه نشسته بودم و تمام شب چشم بر هم نگذاشتم و قرآن گرامی را بر کنار گرفته، میخواندم.
در آن حال دیدم که همه آنان
که گرد ما هستند، خوابیده اند.
پدر را گفتم: از اینان کسی سر بر نمی دارد که نمازی بخواند. خواب غفلت، چنان اینان را برده است که گویی نخفته اند، بلکه مرده اند.
پدر گفت: تو نیز اگر می خفتی، بهتر از آن بود که در پوستین خلق افتی و عیب آنان گویی و بر خود ببالی!
📕 گلستان سعدی
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
از اینکه به من دروغ گفتی ناراحت نیستم،
از این ناراحتم که دیگر نمیتوانم به تو،
اعتماد کنم!
#نیچه
📚 @Academic_Library
از این ناراحتم که دیگر نمیتوانم به تو،
اعتماد کنم!
#نیچه
📚 @Academic_Library
👍1
مواظب افکار منفی خود حتی کوچک ترینشان باشید؛ کوچک ترین سوراخها هم میتوانند بزرگ ترین کشتیها را غرق کنند ...
#بنجامین_فرانکلین
📚 @Academic_Library
#بنجامین_فرانکلین
📚 @Academic_Library
👍1
یادتان باشد تنها چیزی که همیشه با خودتان به هر جایی حمل میکنید "خودتان" است!
قبل از تعویض دوست، شغل یا آدرستان، خودتان را عوض کنید.
#ریچارد_کارلسون
📚 @Academic_Library
قبل از تعویض دوست، شغل یا آدرستان، خودتان را عوض کنید.
#ریچارد_کارلسون
📚 @Academic_Library
👍1
افراد موفق چگونه روز کاری را شروع میکنند و چطور آن را خاتمه میدهند؟
(مدیریت زمان انسانهای موفق)
اندی کتز مِیفیلد، مؤسس و مدیرعامل کمپانی هری :اکثر روزها من سعی میکنم پیاده به محل کارم بروم.
کتز مِیفیلد میگوید در طول ۲۰ دقیقه پیادهروی که دارد ایمیلهایش را پاسخ نمیدهد و از تلفن هوشمندش استفاده نمیکند.
لیلا جانا، مدیرعامل ساماسورس نیز هر روز با پیادهروی در محل کارش حاضر میشود. کمپانی ساماسورس کارمندان خود را دورکار انتخاب میکند. جانا در مسیرش به شرکت، موسیقی گوش میدهد و میگوید موسیقی باعث میشود فشار و استرس وی کاهش یابد
گملانی ولان، مدیرعامل سولسایکل صبحها به ورزش نیز میپردازد. او میگوید ورزش بهترین کاری است که میتوانید روزتان را با آن شروع کنید. شاید در ابتدای روز کمی از تخت خواب برخاستن سخت باشد؛ اما همینکه برخاستید و به تمرین ورزشی مشغول شدید، احساس بسیار خوبی خواهید کرد و میزان خلاقیتتان در طول روز بسیار بیشتر خواهد شد.
بن لم، مدیرعامل و مؤسس کمپانی Conversable میگوید: شب بعد از اینکه کامپیوتر و دستگاههای دیگر را خاموش کردم به حمام میروم و دوش آب گرم میگیرم تا دمای بدنم افزایش یابد. سپس حرکات کششی انجام میدهم و با مطالعه سعی میکنم کمی از اتفاقات روز فاصله بگیرم.
هر یک از مدیران موفق به داشتن روتینی برای فراموش کردن اتفاقات روز کاری اشاره کردهاند. این یعنی هر یک از ما نیز باید مدتی از اتفاقات روز فاصله بگیریم تا برای روز کاری بعدی بهاندازهی کافی انگیزه داشته باشیم.
📚 @Academic_Library
(مدیریت زمان انسانهای موفق)
اندی کتز مِیفیلد، مؤسس و مدیرعامل کمپانی هری :اکثر روزها من سعی میکنم پیاده به محل کارم بروم.
کتز مِیفیلد میگوید در طول ۲۰ دقیقه پیادهروی که دارد ایمیلهایش را پاسخ نمیدهد و از تلفن هوشمندش استفاده نمیکند.
لیلا جانا، مدیرعامل ساماسورس نیز هر روز با پیادهروی در محل کارش حاضر میشود. کمپانی ساماسورس کارمندان خود را دورکار انتخاب میکند. جانا در مسیرش به شرکت، موسیقی گوش میدهد و میگوید موسیقی باعث میشود فشار و استرس وی کاهش یابد
گملانی ولان، مدیرعامل سولسایکل صبحها به ورزش نیز میپردازد. او میگوید ورزش بهترین کاری است که میتوانید روزتان را با آن شروع کنید. شاید در ابتدای روز کمی از تخت خواب برخاستن سخت باشد؛ اما همینکه برخاستید و به تمرین ورزشی مشغول شدید، احساس بسیار خوبی خواهید کرد و میزان خلاقیتتان در طول روز بسیار بیشتر خواهد شد.
بن لم، مدیرعامل و مؤسس کمپانی Conversable میگوید: شب بعد از اینکه کامپیوتر و دستگاههای دیگر را خاموش کردم به حمام میروم و دوش آب گرم میگیرم تا دمای بدنم افزایش یابد. سپس حرکات کششی انجام میدهم و با مطالعه سعی میکنم کمی از اتفاقات روز فاصله بگیرم.
هر یک از مدیران موفق به داشتن روتینی برای فراموش کردن اتفاقات روز کاری اشاره کردهاند. این یعنی هر یک از ما نیز باید مدتی از اتفاقات روز فاصله بگیریم تا برای روز کاری بعدی بهاندازهی کافی انگیزه داشته باشیم.
📚 @Academic_Library
Forwarded from تهران دیتا-دانشگاه تهران
#دانشگاه_تهران
👨🏻🏫 همراه با برجسته ترین اساتید کشور
https://tehrandata.org/courses/datascience/
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
به راه های اتصال یکدیگر به خدا،
دست نزنیم،
اجازه بدهیم هر کس به گونه ی
خودش به خدایش وصل شود،
نه به شیوه ما ...
📚 @Academic_Library
دست نزنیم،
اجازه بدهیم هر کس به گونه ی
خودش به خدایش وصل شود،
نه به شیوه ما ...
📚 @Academic_Library
تنها، آدمهای دیوانه را دوست دارم؛
آدمهایی که دیوانه ی زندگی اند،
دیوانه ی حرف زدن،
دیوانه ی نجات یافتن،
در یک آن، خوره ی همه چیز هستند،
آدمهایی که هیچوقت خمیازه نمی کشند، حرفهای معمولی نمی زنند،
فقط می سوزند، می سوزند، می سوزند ...
📓 #در_راه
✍🏻 #جک_کرواک
📚 @Academic_Library
آدمهایی که دیوانه ی زندگی اند،
دیوانه ی حرف زدن،
دیوانه ی نجات یافتن،
در یک آن، خوره ی همه چیز هستند،
آدمهایی که هیچوقت خمیازه نمی کشند، حرفهای معمولی نمی زنند،
فقط می سوزند، می سوزند، می سوزند ...
📓 #در_راه
✍🏻 #جک_کرواک
📚 @Academic_Library
هر از گاهی خلوتی لازم است در جایی دور از تکرارها،
تا باور کنیم زندگی در فراتر از روزمرگی هاست ...
📚 @Academic_Library
تا باور کنیم زندگی در فراتر از روزمرگی هاست ...
📚 @Academic_Library
زیر آب زنی یعنی چه؟
زیرآب، در خانه های قدیمی تا کمتر از صد سال پیش که لوله کشی آب تصفیه نشده بود معنی داشت. زیرآب در انتهای مخزن آب خانه ها بوده که برای خالی کردن آب، آن را باز میکردند. این زیرآب به چاهی راه داشت و روش باز کردن زیرآب این بود که کسی درون حوض میرفت و زیرآب را باز میکرد تا لجن ته حوض از زیرآب به چاه برود و آب پاکیزه شود.
در همان زمان وقتی با کسی دشمنی داشتند. برای اینکه به او ضربه بزنند زیرآب حوض خانه اش را باز میکردند تا همه آب تمیزی را که در حوض دارد از دست بدهد. صاحب خانه وقتی خبردار میشد خیلی ناراحت میشد چون بی آب میماند. این فرد آزرده به دوستانش میگفت: «زیرآبم را زده اند.» این اصطلاح که زیرآبش را زدند ریشه از همین کار دارد که چندان دور هم نبوده است.
📚 @Academic_Library
زیرآب، در خانه های قدیمی تا کمتر از صد سال پیش که لوله کشی آب تصفیه نشده بود معنی داشت. زیرآب در انتهای مخزن آب خانه ها بوده که برای خالی کردن آب، آن را باز میکردند. این زیرآب به چاهی راه داشت و روش باز کردن زیرآب این بود که کسی درون حوض میرفت و زیرآب را باز میکرد تا لجن ته حوض از زیرآب به چاه برود و آب پاکیزه شود.
در همان زمان وقتی با کسی دشمنی داشتند. برای اینکه به او ضربه بزنند زیرآب حوض خانه اش را باز میکردند تا همه آب تمیزی را که در حوض دارد از دست بدهد. صاحب خانه وقتی خبردار میشد خیلی ناراحت میشد چون بی آب میماند. این فرد آزرده به دوستانش میگفت: «زیرآبم را زده اند.» این اصطلاح که زیرآبش را زدند ریشه از همین کار دارد که چندان دور هم نبوده است.
📚 @Academic_Library
❤1👍1
ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺳﺮﻧﻮشت ﺻﺒﻮﺭ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺑﯽ ﺗﻔﺎﻭﺕ بشوید ﺯﻧﺪگی ﻫﻢ ﺑﺎ شما ﺳﺮ ﺳﺎﺯﺵ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽﺩهد؛
ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﮐﻮﺷﺶﻫﺎ ﺑﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﺭ ﭘﯽِ ﺁﻥ ﻫﺎﺳﺖ، ﮐﻤﺘﺮ میرسد.
#هرمان_هرسه
📚 @Academic_Library
ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﮐﻮﺷﺶﻫﺎ ﺑﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﺭ ﭘﯽِ ﺁﻥ ﻫﺎﺳﺖ، ﮐﻤﺘﺮ میرسد.
#هرمان_هرسه
📚 @Academic_Library
از کسانی که می کوشند آرزوهایت را کوچک و بی ارزش جلوه دهند دوری کن.
افراد کوچک آرزوهای دیگران را کوچک میشمارند، ولی افراد بزرگ به تو میگویند که تو هم میتوانی بزرگ باشی!
#مارک_تواین
📚 @Academic_Library
افراد کوچک آرزوهای دیگران را کوچک میشمارند، ولی افراد بزرگ به تو میگویند که تو هم میتوانی بزرگ باشی!
#مارک_تواین
📚 @Academic_Library
#تلنگر 📚
اربابی طمعکار و کم فروش در مغازه بقالی خود غلامی هندی داشت.
ارباب به او گفته بود هر زمان که مشتری روغن یا عسل خرید، بعد از وزن کردن از غفلت مشتری استفاده و انگشت داخل کاسه کن و مقداری از عسل یا روغن را بردار و انگشتت را به دهانه خیک بمال.
با این روش بعد از مدتی ارباب مقدار زیادی روغن و عسل جمع کرده بود.
غلام از این کار بسیار تنفر داشت، اما از ترس فقط در دل می توانست ارباب خود را ناله و نفرین کند.
روزی سر خیک، که تا آن روز بسیار بزرگ شده بود باز شد و عسل ها به زمین ریخت و ارباب هر کاری کرد نتوانست جلوی ریختن عسل ها را بگیرد.
غلام با دیدن این صحنه زبان باز کرد و به ارباب طماع خود گفت:
انگشت انگشت جمع کردی، خیک خیک از دست دادی.
بَد مکن که بد اُفتی ، چَه مکن که خود اُفتی
#شمس_تبریزی
اگر به کارهایی که می کنی و اتفاقاتی که برای تو رخ می دهد دقت کنی، متوجه می شوی که هرلحظه در حال مواجه با عکس العمل رفتار خودت هستی.
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
اربابی طمعکار و کم فروش در مغازه بقالی خود غلامی هندی داشت.
ارباب به او گفته بود هر زمان که مشتری روغن یا عسل خرید، بعد از وزن کردن از غفلت مشتری استفاده و انگشت داخل کاسه کن و مقداری از عسل یا روغن را بردار و انگشتت را به دهانه خیک بمال.
با این روش بعد از مدتی ارباب مقدار زیادی روغن و عسل جمع کرده بود.
غلام از این کار بسیار تنفر داشت، اما از ترس فقط در دل می توانست ارباب خود را ناله و نفرین کند.
روزی سر خیک، که تا آن روز بسیار بزرگ شده بود باز شد و عسل ها به زمین ریخت و ارباب هر کاری کرد نتوانست جلوی ریختن عسل ها را بگیرد.
غلام با دیدن این صحنه زبان باز کرد و به ارباب طماع خود گفت:
انگشت انگشت جمع کردی، خیک خیک از دست دادی.
بَد مکن که بد اُفتی ، چَه مکن که خود اُفتی
#شمس_تبریزی
اگر به کارهایی که می کنی و اتفاقاتی که برای تو رخ می دهد دقت کنی، متوجه می شوی که هرلحظه در حال مواجه با عکس العمل رفتار خودت هستی.
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library