کتابخانه دانشگاهی – Telegram
کتابخانه دانشگاهی
145K subscribers
9.92K photos
1.09K videos
470 files
4.84K links
📚 بزرگترین اجتماع فرهیختگان در تلگرام

.


سفارش تبلیغات:
@Library_Ad


.


.


اینستاگرام ما:
https://www.instagram.com/Academic_Library

.


.

کانال دوم ما:
@BookTop
.

.


.



.




انتقاد و پیشنهاد:
@libraryy

.



.



.



.



.
Download Telegram
• 10 راه برای تقویت اراده :

1- بیشتر مراقب تصمیمات خودکار خود باشید.
2- کارها را نیمه تمام رها نکنید.
3- به اندازه کافی بخوابید.
4- کارهای خود را طبق اولویت لیست کنید و کارهای مهم تر را اول انجام دهید.
5- ورزش و تغذیه بهتر را فراموش نکنید.
6- بعضی کارها رو به عادت تبدیل کنید.
7- صبح ها چرت نزنید.
8- دوش آب سرد بگیرید.
9- کارهاتون رو با موارد لذت بخش ترکیب کنید تا در کارها غرق بشین و متوجه گذر زمان نباشید.

📚 @Academic_Library
۵ عمل ساده‌ای که موجب سبک شدن یا لغو شدن کارماها و خارج شدن از چرخه‌های آموزشی تکراری زندگی می‌شود:

۱. سپاسگزار بودن

۲. با عشق عمل نمودن (بدون توقع بازگشت)

۳. اهداف صحیح انتخاب کردن (بدون نفسانیات)

۴. باورها و نگرش‌های خود را بررسی و اصلاح کردن*
۵. ببخشیدن و رها کردن(باز شدن گره‌های کارما بین ما و اطرافیان)

*از آنجایی که ما به عنوان روح طبیعتاً نیروی خلق نمودن داریم، برخی از باورهای خود ساخته‌ی ما موجب می‌شوند تا ما قوانین و واقعیت‌هایی از زندگی را برای خود خلق نموده و در درون آن‌ قوانین خودساخته زندگی کنیم، چیزی شبیه آنکه از روی ناآگاهی چاهی بکنیم و خود را به درون آن پرت کنیم و بعد از ته چاه به دنبال نور بگردیم.

به عنوان مثال باور داشتن به گناه یا زدن برچسب گناه بر روی هر تجربه‌ای،آن بذرِ احساس منفی ابتدایی که در درون کاشته می‌شود، ناخودآگاه باعث بازخورد منفی از آن تجربه‌ی مورد نظر در آینده می‌شود
(حتی اگر آن تجربه در واقع مثبت باشد و به روشنگری ما کمک کند) یا باور‌های ذهنی‌ای که محیط بیرونی یا جامعه به ما داده‌ است، مثلاً با انجام دادن فلان اعمال دچار فلان بیماری می‌شویم که اساساً بر پایه‌ی قانون جذب انجام می‌شود.

📚 @Academic_Library
هیچوقت گذشته کسی رو سرش نکوب
چون تو نمیدونی آینده چی برای
خودت رقم میزنه ...

📚 @Academic_Library
در ازدحام دنیا
اگر انسانی را یافتی
که تو را می‌فهمد رهایش نکن

چقدر آن‌ها که ما را نمی‌فهمند بی‌شمارند...

#غسان_زغطان

📚 @Academic_Library
سه قانون از قوانین مهم کائنات:

1- قانون جبران :

در کائنات هر فعلی که برای تو صورت می گيرد يا نعمتی به تو می رسد
(حال با هر واسطه اي) بايد در ازاء آن فعلي براي جبران انجام بدهی. چنانچه اين جبران صورت نگيرد، براساس همين قانون، کائنات خودش چيز ديگری را بعنوان جبران از تو مي گيرد.

بنابراين هر انساني بايد در زندگی خويش بسيار دقيق باشد و به دقت مراقب باشد که
چگونه و چرا نعمتی را جبران نكرده است.
جبران از هر طريقی صورت می گيرد. از پرداخت يک مابه ازاء گرفته تا جواب
لبخندی را با لبخند دادن. برخی آن را به قانون کارما نيز تشبيه کرده اند.

2- قانون جذب:

افكار و ذهن ما هم از جنس انرژي ست. هر يک از ما درست مانند يک فرستنده -
گيرنده (هر دو در يک مجموعه) هستيم و انرژی های خاصي را با فركانس های خاص
مرتعش و منتشر می کنيم.
قانون جذب ناظر بر اين امر است که هرگونه انرژی را (چه مثبت و چه منفی) با هر
فركانسی مرتعش کنی، دقيقا" همان را به سوی خودت جذب می کنی.

مثال: هرگاه بر اين نگرانی تمركز شديد داری که نكند فلان بيماری لا علاج را بگيرم
و به شدت از آن بترسی، خود بخود سيگنالی در اين رابطه با کائنات می فرستی که در
سطح فركانس خاصی عمل می کند و (انگار که آنرا از کائنات درخواست کرده باشی)
همان را برايت به تحقق درمي آورد.
حال اختيار با توست که مدام بترسی، مشكوک باشی، نگران آينده باشی، نگران از دست دادن کسی يا چيزی باشی و ...

يا نه، به کائنات اعتماد و اطمينان قلبی داشته باشی و هميشه با اتكاء و اتكال به او، و بدون ترس، با انرژی زنده روزگار را بگذرانی و از من ذهنيت هرچه بيشتر دوری کنی.

3- قانون مزرعه:
ركن اول قانون مزرعه :
وقتی چيزی می کاری بايد صبر کنی تا در وقت خودش به تو محصول بدهد. غير از
اين ممكن نيست.
پس "صبر" ركن اول قانون مزرعه است.
صبر با تحمل تفاوت دارد.
تحمل همراه با نارضايتي است در صورتی که صبر همراه با رضايت و پذيرش است.

ركن دوم قانون مزرعه:
رسيدگي و مراقبت صحيح از دانه اي که کاشته اي.
زماني که داري صبر مي کني بايد با تلاش پيگير همراه باشد (کارهايی هست که بايد
در اين مدت انجام بدهی ، و خیلی کارها را هم نباید انجام بدهی).
عجله هرگز کاری را به نتيجه نرسانده و نمی رساند و تنها نتيجه اش "زجر درونی" خودت است.

📚 @Academic_Library
امروز یه جا میخوندم که یه نوع افسردگی
هست به اسم «دیس تایمیا» یا افسردگی
با عملکرد بالا..
اینجوریه که شما سرکار میری، دوستاتو
میبینی، درس میخونی، در مراسم ها شرکت
میکنی ولی بطن زندگیتون پر از احساس
سنگینی، خستگی و ناامیدی
از آینده ست...

📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇

https://www.instagram.com/Academic_Library

📚 @Academic_Library
ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم.
و به آنها وابسته میشویم و هر چه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر میشود.
پس هرکسی را که بیشتر دوست داریم و میخواهیم بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم...

👤 #جین_وبستر

📚 @Academic_Library
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جهان یک کتاب است،
کسانی که سفر نمی‌کنند تنها یک صفحه از آن را خوانده‌اند...

6 سپتامبر روز کتاب خواندن است. این روز بهانه‌ خوبی است برای کتاب خواندن. علاوه بر این، ماه سپتامبر ماه خواندن یک کتاب جدید است.

📚 @Academic_Library
📚 ۱۰ کتابی که توسط ناشران رد شدند اما نویسندگانشان را میلیاردر کردند :

1: بر باد رفته اثر مارگارت میشل

به گفته نویسنده نوشتن این کتاب ۱۰ سال طول کشیده است. دست‌نوشته‌ی ۱۰۰۰ صفحه‌ای میشل توسط بیش از ۳۸ ناشر رد شد اما سرانجام در سال ۱۹۳۶ توسط ناشری که از دوستان شوهرش بود به چاپ رسید و ظرف ۶ ماه پس از چاپ ۱ میلیون نسخه از آن به فروش رفت. مارگارت میشل توانست به خاطر این کتاب جایزه پولیتزر را از آن خود کند.

2: لولیتا اثر ولادیمیر نابوکوف

ناباکوف ۲ سال با مخالفت ناشرین رو‌به‌رو شد. سرانجام این کتاب در فرانسه به چاپ رسید و به عنوان بهترین کتاب قرن بیستم شناخته شد.

3: خدمتکار اثر کاترین استاکت

دست‌نویس رمان خدمتکار که توسط بیش از ۶۰ ناشر وآژانس ادبی رد شد. اما یک ناشر کوچک پذیرفت کتاب را چاپ کند و پس از سه هفته به عنوان پرفروش‌ترین کتاب شناخته شد. تا به امروز بیش از ۵ میلیون نسخه از کتاب خدمتکار به فروش رسیده است.

4: ارباب مگس ها اثر ویلیام گلدینگ

کتاب ویلیام گلدینگ با مخالفت ۲۱ ناشر رو‌به‌رو شد اما پس از چاپ موفق شد برنده جایزه نوبل شود. در ابتدا تنها ۳۰۰۰ نسخه از آن به فروش رفت اما دو سال بعد یعنی در سال ۱۹۵۶ به یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌ها بدل شد و مجله تایم از آن به عنوان یکی از ۱۰۰ کتاب موفق نام برد.

5: خاطرات آن فرانک اثر آن فرانک
این کتاب امروزه در لیست آثار حافظه‌ی جهانی یونسکو به ثبت رسیده است؛ اما در زمان انتشار با مخالفت ۱۵ ناشر رو‌به‌رو شد. پدر آنه با هزینه شخصی کتاب را چاپ کرد و خیلی زود به یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های عصر خود بدل شد.

6: کری اثر استفان کینگ
استفان کینگ در اکثر مواقع چنین پاسخی را از ناشران دریافت می‌کرد:  ” ما هیچ علاقه‌ای به انتشار داستان‌های علمی تخیلی که آرمان‌شهرهای منفی را به تصویر می‌کشند نداریم.” اما کمی بعد کتابش چاپ شد و توانست بیش از یک میلیون نسخه بفروشد.

7: جاناتان مرغ دریایی اثر ریچارد باخ

باخ ۱۸ مرتبه با مخالفت ناشران رو‌به‌رو شد. آن‌ها می‌گفتند: ”کسی حاضر به خواندن کتابی درباره‌ی یک مرغ دریایی نمی شود، سوژه ی این کتاب احمقانه است.” اما پس از انتشار کتاب تنها در سال اول ۱ میلیون نسخه از آن به فروش رفت و ریچارد باخ را از یک خلبان سابق نیروی هوایی به یک نویسنده مشهور و خوش‌آوازه بدل کرد.

8: دفتر خاطرات نیکولاس اسپارکس

این داستان عاشقانه ۲۴ بار مورد مخالفت قرار گرفت. سرانجام در سال ۱۹۹۶ به چاپ رسید و در اولین هفته در صدر فهرست کتاب‌های تخیلی نیویورک تایمز قرار گرفت.

9: سرگذشت نارنیا اثر سی. اس لوئیس
لوئیس برای چاپ این مجموعه رمان تخیلی  ۳۷ بار با مخالفت ناشران رو‌به رو شد تا اینکه یک کارگزار ادبی به نام جوفری بلیس به او کمک کرد تا کتابش را به چاپ برساند. تا به امروز بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه کتاب از این مجموعه به ۴۷ زبان دنیا ترجمه و به فروش رسیده است.

10. هری پاتر و سنگ جادو اثر جی. کی رولینگ

خانم رولینگ ۱۲ بار قبل از چاپ کتاب رمان خود با مخالفت رو به رو شد. بد نیست بدانید چاپ اول این کتاب در ۱۰۰۰ نسخه منتشر شد اما خیلی زود به یکی از پرفروش ترین کتاب های کودک و نوجوان دنیا بدل شد.
با نگاهی به فهرست بالا می‌بینیم اگرچه جلب رضایت ناشران و چاپ کتاب کار سختی به نظر می‌رسد، اما در صورت پافشاری و صبر و استقامت  ممکن است خیلی زود درهای شهرت و سعادت به سوی نویسنده و البته ناشر خوش‌اقبال باز شود. پس بهتر است استعداد نویسندگی خود را دست کم نگیرید و برای چاپ کتاب خود کمی بیشتر تلاش کنید.

📚 @Academic_Library
پرفروش ترین کتاب‌های دنیا که هر کسی باید بخونه:

۱. دُن کیشوت؛ ۵۰۰ میلیون نسخه
۲. لغت‌نامه‌ی شینوآ زیدیان؛ ۴۰۰ میلیون نسخه
۳. داستان دو شهر؛ ۲۰۰ میلیون نسخه
۴. ارباب حلقه‌ها؛ ۱۵۰ میلیون نسخه
۵. هری پاتر و سنگ جادو؛ ۱۰۷ میلیون نسخه
۶. سپس هیچ‌کدام باقی نماندند؛ ۱۰۰ میلیون نسخه
۷. رؤیای تالار سرخ؛ ۱۰۰ میلیون نسخه
۸. شازده کوچولو؛ ۸۰ میلیون نسخه (شاید ۲۰۰ میلیون نسخه)
۹. شیر، جادوگر و جالباسی؛ ۸۵ میلیون نسخه
۱۰. رمز داوینچی؛ ۸۰ میلیون نسخه

#معرفی_کتاب
📚 @Academic_Library
هر کتابی که خواستید اینجا دانلود کنید

@BookTop

رایگانِ رایگان
انعکاس چیزی باش ،
که می‌خواهی در دیگران ببینی !
اگر عشق میخواهی، عشق بورز
اگر صداقت میخواهی، راستگو باش
و اگر احترام میخواهی، احترام بگذار ...

#گاندی

📚 @Academic_Library
جایی که بودن
و نبودنت هیچ فرقی ندارد!
نبودنت را انتخاب کن...
اینگونه به بـودنت احترام گذاشته ای...!

#هاروکی_موراکامی

📚 @Academic_Library
آدم‌های اشتباهی تمام توان روحی و عاطفی ما را هدر می‌دهند...
این ضرردهی آن‌قدر زیاد است که وقتی آدم درست سر راه ما قرار می‌گیرد،
ما بی اندازه خسته، فرسوده و غمگینیم...

📚 @Academic_Library
تا به حال اتفاق افتاده فهرست کارهای روزانه درست کنید اما به هیچ یک پایبند نمانید؟
یا با خود اندیشیده‌ اید که «من چه مرگم شده، می‌‌دونم باید چکار کنم، خب چرا پا نمیشم برم اون لعنتی رو انجامش بدم؟»

پس این تعریف یک خطی قانون پنج ثانیه را داشته باشید:
"اگر برای رسیدن به هدفی خیز برداشته‌‌اید تا پنج ثانیه مهلت دارید به حرکت درآیید، در غیر این‌صورت مغز شما آن ایده را نابود خواهد کرد."

📕 #قانون_5_ثانیه
✍🏻 #مل_رابیتز

📚 @Academic_Library
بزرگترین درسی که از زندگی گرفتم

ترس و وحشت زیردریایی را در برگرفته بود.
من آن‌چنان ترسیده بودم که به سختی نفس می‌کشیدم. مرتبا به خود می‌گفتم این مرگ است! مرگ.

با وجود اینکه همه‌ی دستگاه‌های خنک کننده و بادبزن‌های برقی را از کار انداخته بودیم و دما به بیش از صد درجه فارنهایت رسیده بود، باز هم می‌لرزیدم و عرق سرد از سر و صورتم جاری بود و با همه‌ی تلاشی که می‌کردم قادر نبودم از به‌هم خوردن دندان‌هایم جلوگیری کنم.

من درچنین شرایطی بودم که یکباره حمله قطع شد گویا تمام ذخایر کشتی مین‌انداز تمام شده بود و ترجیح داده بود که حمله را متوقف کند و آنجا را ترک کند .

آن پانزده ساعت که مورد حمله قرار گرفته بودیم، برایم 15 ‏میلیون سال طول کشید.

تمام خاطرات گذشته و کارهایی را که ‏مرتکب شده بودم مقابل چشمانم مجسم می‌کردم . مثلا قبل از اینکه به ارتش ملحق شوم، کارمند بانک بودم و همیشه از حقوق کم، کار زیاد و پیشرفت‌های کوچک و محدود نگران بودم.

ناراحت از اینکه قادر نبودم بنا به سلیقه و میل خود زندگی کنم، چرا قادر به خریدن یک اتومبیل نبودم، چرا نمی‌توانستم برای زنم لباسی گران‌قیمت تهیه کنم؟ و بدتر از همه اخلاق بد و خشن رئیسم، وضع موجود را برایم طاقت‌فرسا کرده بود.

‏همه‌ی این ماجراها مثل فیلم از مقابل چشمانم می‌گذشت. به خاطر می‌آوردم که چطور شب‌ها خسته و عصبی به خانه می‌رفتم و به خاطر کوچک‌ترین مسئله‌ای با زنم بگومگو می‌کردم،
یا هر وقت روبروی آینه قرار می‌گرفتم، آن زخم کوچک روی صورتم که بر اثر تصادف با اتومبیل به جا مانده بود، چگونه باعث ناراحتی‌ام می‌شد و غمگینم می‌کرد.

‏قبل از این ماجرا همه‌ی این مسائل برایم بسیار پررنگ و با اهمیت بود، اما وقتی در اعماق اقیانوس با مرگ دست و پنجه نرم می‌کردم، به خودم قول دادم که اگر از این مهلکه جان سالم به دربردم و بار دیگر چشمم به خورشید و یا ماه و ستارگان افتاد، دیگر مجالی به نگرانی ندهم و هیچگاه نگران این‌گونه مسائل بی‌اهمیت نباشم . هرگز! هرگز! هرگز!

‏بله در آن پانزده ساعت پرمخاطره بسیار بیشتر از آن چهار سالی که در دانشگاه سیکاکیوز مشغول تحصیل بودم و کتاب‌های زیادی را مطالعه کرده بودم، درس زندگی را آموختم!

📕 #آيين_زندگی
✍🏻 #دیل_کارنگی

📚 @Academic_Library
2
ما می‌آموزیم

۱۰٪ وقتی می‌خوانیم
۲۰٪ وقتی می‌شنویم
۳۰٪ وقتی می‌بینیم
۵۰٪ وقتی می‌بینیم و می‌شنویم
۷۰٪ وقتی بحث می‌کنیم
۸۰٪ وقتی تجربه می‌کنیم
۹۵٪ وقتی به دیگران یاد می‌دهیم

#ویلیام_گلاسر

📚 @Academic_Library
عده ای از متخصصان این پرسش را از گروهى از بچه هاى ۴ تا ٨ ساله پرسیدند که: «عشق یعنى چه؟»

پاسخ‌هایی که دریافت شد عمیق تر و جامع تر از حدّ تصوّر هر کس بود.
بعضی از این پاسخ ها:

_عشق هنگامى است که به یک نفر بگویید از پیراهنش خوشتان می‌آید و بعد از آن او هر روز آن پیراهن را بپوشد. (نوئل، ٧ ساله)

_عشق هنگامى است که مامانم براى پدرم قهوه درست می کند و قبل از آن که جلوى او بگذارد آن را می چشد تا مطمئن شود که مزه اش خوب است. (دنى، ٧ ساله)

_هنگامى که مادربزرگم آرتروز گرفت دیگر نمی توانست دولا شود و ناخنهاى پایش را لاک بزند. پدربزرگم همیشه این کار را براى او می کرد، حتى وقتى دستهاى خودش هم آرتروز گرفت. این یعنى عشق. (ربکا، ٨ ساله)

_عشق هنگامى است که یک دختر به صورتش عطر می‌زند و یک پسر به صورتش ادوکلن می‌زند و با هم بیرون می‌روند و همدیگر را بو می‌کنند. (کارل، ۵ ساله)

_عشق هنگامى است که شما براى غذا خوردن به رستوران می‌روید و بیشتر سیب زمینى سرخ کرده هایتان را به یک نفر می‌دهید بدون آن که او را وادار کنید تا او هم مال خودش را به شما بدهد. (کریس، ۶ ساله)

_اگر می‌خواهید یاد بگیرید که چه جورى عشق بورزید باید از دوستى که ازش بدتان می‌آید شروع کنید. (نیکا، ۶ ساله)

_عشق شبیه یک پیرزن کوچولو و یک پیرمرد کوچولو است که پس از سالهاى طولانى هنوز همدیگر را دوست دارند. (تامى، 8 ساله)

_عشق هنگامى است که مامان بهترین تکه مرغ را به بابا می‌دهد. (الین، ۵ ساله)

_هنگامى که شما عاشق یک نفر باشید، مژه هایتان بالا و پایین می‌رود و ستاره‌های کوچک از بین آنها خارج می‌شود. (کارن، ٧ ساله)

_شما نباید به یکنفر بگویید که عاشقش هستید مگر وقتى که واقعاً منظورتان همین باشد. اما اگر واقعاً منظورتان این است باید آن را زیاد بگوئید. مردم معمولاً فراموش می‌کنند. (جسیکا، 9 ساله)

📚 @Academic_Library
شما می‌توانید مهرِ خود را به فرزندانتان بدهید، امّا نه اندیشه‌هایِ خود را، زیرا که آن‌ها اندیشه‌هایِ خود را دارند.
شما می‌توانید تنِ آن‌ها را در خانه نگاه دارید، امّا نه روحشان را، زیرا که روحِ آن‌ها در خانه ی فرداست، که شما را به آن راه نیست، حتی در خواب.
شما می‌توانید بکوشید تا مانندِ آن‌ها باشید، امّا مکوشید تا آن‌ها را مانندِ خود سازید. زیرا که زندگی واپس نمی‌رود و در بندِ دیروز نمی‌مانَد.

📕 #نامه_های_عاشقانه_یک_پیامبر
✍🏻 #جبران_خلیل_جبران

📚 @Academic_Library
پنج چیزی که همین الان باید متوقف کنید!

۱- راضی نگه داشتن همگان
۲- ترس از تغییر
۳- زندگی کردن در گذشته
۴- کم ارزش کردن خودتان
۵- فکر کردن بیش از حد

📚 @Academic_Library
حتی اگه مطمئن بودی که
هیچوقت دستت رو نمیشه
بازم خیانت نکن
چه تو کار، رفاقت، رابطه
هیچ چیز با ارزش‌تر از این نیست
که پیش وجدان خودت سربلند باشی...

📚 @Academic_Library