کتابخانه دانشگاهی – Telegram
کتابخانه دانشگاهی
145K subscribers
9.93K photos
1.1K videos
470 files
4.84K links
📚 بزرگترین اجتماع فرهیختگان در تلگرام

.


سفارش تبلیغات:
@Library_Ad


.


.


اینستاگرام ما:
https://www.instagram.com/Academic_Library

.


.

کانال دوم ما:
@BookTop
.

.


.



.




انتقاد و پیشنهاد:
@libraryy

.



.



.



.



.
Download Telegram
دائم واژه ای امیدوارکننده به دیگران اهدا کنید
نه تنها احساس بهتری خواهید داشت
بلکه شخصیت مثبت خود را نیز قوام بیشتری خواهید بخشید.
ساکت نشستن را تمرین کنید.
به ندای درونتان گوش کنید
یاد بگیرید که احساساتتان را تخلیه کنید.
هرگز احساسات‌تان را سرکوب نکنید و به درون نریزید. اندوه‌های خود را با آدمی قابل اطمینان مطرح کنید.
به خاطر داشته باشید که احساساتی که بیان شده اند
دیگر به همان اندازه گذشته ناخوشایند نیستند.
به خواسته قلبی تان بچسبید
اما چگونگی اتفاق افتادن آن را به خداوند بسپارید.

#جول_اوستین

‌‌‎📚‌‌‎ @Academic_Library
سه گروه را هرگز فراموش نکن:

آنهایی که در شرایط دشوار کمکت کردند
آنها که در شرایط دشوار رهایت کردند
آنها که در شرایط دشوار قرارت دادند ...

#ارنست_همینگوی

📚 @Academic_Library
👍32
این که تن به انجام هر کاری نمی‌دی، متعهدی و تو زندگیت چهارچوب داری نشون دهنده ی اصالته!
چهارچوبی که خودت برای خودت تعریف می‌کنی و پایه و اساسش از "خانواده" شکل می‌گیره
کسی که چهارچوب داره اصالت داره؛
اصالت رو نه می‌شه خرید نه می‌شه اَداش رو در آورد نه می‌شه با بزک دوزک بهش رسید!
اصالت یعنی دلت نمیاد خیانت کنی.
دلت نمیاد دل بشکنی.
دلت نمیاد دورو باشی.
دلت نمیاد آدم‌هارو بازی بدی و زیرآبی بری.
دلت نمیاد دروغ بگی و هرز بپری
این بی عرضگی نیست!
اسمش "اصالته"

📚 @Academic_Library
3
دونستن این‌ها چه تاثیری توی کیفیت زندگی تو داشت؟؟

📚 @Academic_Library
نیمی از مردم جهان افرادی هستند که چیزهایی برای گفتن دارند ولی قادر به بیان آن نیستند
و نیم دیگر افرادی هستند که چیزی برای گفتن ندارند، اما همیشه در حال حرف زدن هستند …

#رابرت_فراست

📚 @Academic_Library
۲ چیز بی‌پایان هستند:
اول « عالم هستی »
دوم « نادانی بشر »
البته در مورد اول زیاد مطمئن نیستم...!

👤 #آلبرت_انيشتين

📚 @Academic_Library
2
«تخلیه روانی»

خواندن این پست فوق العاده را به همه شما توصیه میکنم.

تا حالا شده است بعد از خوردنِ مایعاتِ زیاد، یا توی سرما وسطِ جاده در یک اتوبوس بین شهری گیر کرده باشید و مثانه‌تان از فشارِ پر شدن در حال ترکیدن باشد؟ دیده‌اید آدم جانش به لبش می‌رسد؛ تمام ذهن و فکر و آرمان و آرزویش خالی شدن مثانه‌اش است. هیچی برایش مهم نیست. هیچی به چشمش نمی آید. هیچ آرزویی ندارد جز توقف ماشین. تا محتویات مثانه را برون ریزی کنید.

دیده‌اید وقتی دستشویی می‌روید چه احساس راحتی‌ای دست می‌دهد؟ احساس سبُکی. آن‌وقت است که آزاد می‌شوید و دوباره به چیزهای دیگر فکر می‌کنید. از تهِ دل می‌گویید: آخِیش. راحت شدم.

روان ما هم یک مثانه دارد که در مسیر زندگی مدام پر و خالی می‌شود. آنها که مایعات بیشتری می‌خورند یا در معرض سرما هستند (یعنی زندگی پرتلاطم‌تری دارند) مثانه‌شان زودتر پُر می‌شود. مثانه‌ی روان که پر می‌شود آدم الَکی قاطی می کند، به هم می‌ریزد؛
اخلاقش سگی می‌شود؛ و جالب آنکه خودش هم نمی‌داند چه مرگش است.

با این تفاوت که آدم پرشدنِ مثانه‌ی روان را نمی فهمد؛ فقط درد و فشارش را حس می‌کند.
روان نیز نیاز به بیرون‌روی دارد. نیاز به خالی شدن از فاضلاب مشکلات زندگی. تا بتواند دوباره به چیزهای خوب فکر کند. روی چیزهای بهتر سرمایه‌گزاری کند. روان هم نیاز به رهایی از فشار دارد. وگرنه می‌ماند؛ گیر می‌کند. رشد نمی‌کند. نمی‌تواند قدم از قدم بردارد. تمام فکر و ذکرش درگیر چیزهای حقیر می‌شود.
گاهی به روان‌تان استراحت دهید. استراحت از روزمرگی؛ از دویدن‌های بی‌هدف؛ از تنش‌های بیهوده؛ از کل کل کردن با خود و دیگران؛ از گیر دادن به چیزهایی که ارزشش را ندارد؛ استراحت از حرص و طمع، استراحت از کینه.استراحت از خبر های ناگوار، استراحت از نقاب ها و پرستیژهای مزخرفی که سینه‌ی آدم را تنگ می‌کند. استراحت از احساس قبض و گرفتگی. یا لااقل استراحت از چیزهایی که درون خود می‌ریزید و کسی نمی‌فهمد. خصوصا در فرهنگ ما که از همان بچگی یاد می‌گیریم که آدمِ خوب یعنی کسی که هیجاناتش را سرکوب کند و نشان ندهد.

برون‌ریزی روان یعنی داشتنِ رفیقی که با او همان‌طور حرف بزنید که با خودتان حرف می‌زنید. اگر نداریدَش بهترین رفیقی که می توانید فشار روان را روی آن خالی کنید یک قلم و کاغذ است. بنویسید. هرچه دلِ تنگتان می‌خواهد. آزاد و رها. بعدش هم بیندازیدش سطل اشغال. حتی اسیرِ آن نوشتن هم نشوید: اینکه چه می‌نویسید و چگونه می‌نویسید و برای چه می‌نویسید. فقط و فقط بنوسید. حتی اگر حال نوشتن نداری شروع کن به حرف زدن و صدایتان را ضبط کردن. بدون هیچ قیدی حرف هایت را بزن. بی هیچ آداب و ترتیبی. در مورد همه چی. بی هیچ هراس و قید و بندی. بعد بارها گوشش بده. بعد حذفش کن و فراموشش کن. فقط باید برسی به آنجا که فریاد بکشی: «چو تخته پاره بر موج، رها رها رها من».

برون‌ریزی یعنی ورزش؛ یعنی گاهی کوه و درِ و دشت رفتن. یعنی بالا و پایین پریدن. یعنی با بچه‌ها فوتبال زدن و عروسک بازی کردن. یعنی فریاد کشیدن؛ بلند خندیدن؛ بلند گریه کردن. اصلا یعنی لحظاتی را مثل دیوانه‌ها زیستن.

یعنی آن لباس قشنگتان را توی خانه پوشیدن و خودتان را تحویل گرفتن. یعنی توی خلوتِ خودتان همراه با یک آهنگ دلخواه یک لیوان چای با بیسکوییت در خلوت خوردن و بعدش شروع کنی برای خودت رقصیدن. یعنی لحظاتی بی‌خیال همه چیز شدن. یعنی تمام وجودتان با حضور قلب دایم یک ذکر را بگوید: چیز لقِ دنیا. برون ریزی یعنی چیزی که بعدش از تهِ دلتان بگویید:

آخیش_راحت_شدم.

بیرون نریختن هیجان‌های اصلی در مسیری بالغانه و والایش‌یافته، و سرکوبِ مداوم آنها در خانواده و یا در جامعه، کم کم به تجمعِ درونیِ خشم منجر خواهد شد که روزی در جایی همانند یک دُمل چرکین سر باز خواهد کرد.

فقط یک چیز را یادتان باشد؛ ‌یعنی یک چیز را رعایت کنید؛ فشار روان‌تان را روی کسی خالی نکنید. قرار نیست با آخِیش گفتن شما، زخمی بر وجود کسی بنشیند....

✍🏻 دکتر هادی خیرآبادی

📚 @Academic_Library
👍1
🔹در ایسلند مردم برای سال نو بهم کتاب هدیه میدهند و پس از گرفتن کتاب بقیه شب را کتاب می‌خوانند.

🔸بیشترین خرید کتاب در ایسلند در ماه سپتامبر و نوامبر برای هدیه دادن انجام می‌شود.

با امید شروعی در صلح و آرامش و سلامتی برای تمام مردم جهان
سال نو میلادی مبارک💐


📚 @Academic_Library
1
کسی که فقط چکُش در اختیار دارد، همه ی دنیا را میخ می‌بیند !

تماشای مداومِ یک رسانه یا شبکه ی خبری خاص، مطالعه ی پیوسته ی کتاب‌ها یا نشریات خاص، گوش کردنِ مداومِ یک سخنرانیِ خاص، شرکت کردنِ مداوم در یک گروه سیاسی یا فکری یا مذهبیِ خاص، و به تعبیر بهتر، مسدود کردن ورودی‌های مغز به روی تنوعات فکریِ عالَم، و فقط یک مَجرا را برای طرز فکر خاصی باز گذاشتن، به تدریج و چه‌بسا ناخواسته و نادانسته، فرد را به یک رُباتِ برنامه‌ریزی شده توسط دیگران (به ویژه صاحبان زَر و زور) تبدیل می‌کند.

زندگیِ انسانی، یعنی باز کردنِ مجراهای مختلف در ذهن، و مواجه ی آگاهانه و فعالانه و نقادانه با طرز تفکرات مختلف ...

#آبراهام_مزلو

📚 @Academic_Library
👍1
نزار قبانی یه نصیحت پدرانه ی فوق‌العاده میکنه و میگه:
«تا زمانی که از عمق دوست داشتن
طرف مقابلت مطمئن نشدی
عمیقانه دوست نداشته باش
‏چرا که عمق عشق امروز
‏همان عمق زخم فردای توست...»

📚 @Academic_Library
2
دليل تمام استرس، اضطراب و افسردگى هایمان اين است كه:

وجود خودمان را ناديده می‌گیریم
و براى راضی كردن ديگران زندگى می‌کنیم ...

📚 @Academic_Library
شیر از رام‌کننده‌ی خود قوی‌تر است، این را رام‌کننده می‌داند، اما شیر نمی‌داند...

و تنها همین ندانستن قدرتش، باعث ضعفش می‌شود.

#تری_ایگلتون

📚 @Academic_Library
📚 ۱۰ کتابی که توسط ناشران رد شدند اما نویسندگانشان را میلیاردر کردند :

1: بر باد رفته اثر مارگارت میشل

به گفته نویسنده نوشتن این کتاب ۱۰ سال طول کشیده است. دست‌نوشته‌ی ۱۰۰۰ صفحه‌ای میشل توسط بیش از ۳۸ ناشر رد شد اما سرانجام در سال ۱۹۳۶ توسط ناشری که از دوستان شوهرش بود به چاپ رسید و ظرف ۶ ماه پس از چاپ ۱ میلیون نسخه از آن به فروش رفت. مارگارت میشل توانست به خاطر این کتاب جایزه پولیتزر را از آن خود کند.

2: لولیتا اثر ولادیمیر نابوکوف

ناباکوف ۲ سال با مخالفت ناشرین رو‌به‌رو شد. سرانجام این کتاب در فرانسه به چاپ رسید و به عنوان بهترین کتاب قرن بیستم شناخته شد.

3: خدمتکار اثر کاترین استاکت

دست‌نویس رمان خدمتکار که توسط بیش از ۶۰ ناشر وآژانس ادبی رد شد. اما یک ناشر کوچک پذیرفت کتاب را چاپ کند و پس از سه هفته به عنوان پرفروش‌ترین کتاب شناخته شد. تا به امروز بیش از ۵ میلیون نسخه از کتاب خدمتکار به فروش رسیده است.

4: ارباب مگس ها اثر ویلیام گلدینگ

کتاب ویلیام گلدینگ با مخالفت ۲۱ ناشر رو‌به‌رو شد اما پس از چاپ موفق شد برنده جایزه نوبل شود. در ابتدا تنها ۳۰۰۰ نسخه از آن به فروش رفت اما دو سال بعد یعنی در سال ۱۹۵۶ به یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌ها بدل شد و مجله تایم از آن به عنوان یکی از ۱۰۰ کتاب موفق نام برد.

5: خاطرات آن فرانک اثر آن فرانک
این کتاب امروزه در لیست آثار حافظه‌ی جهانی یونسکو به ثبت رسیده است؛ اما در زمان انتشار با مخالفت ۱۵ ناشر رو‌به‌رو شد. پدر آنه با هزینه شخصی کتاب را چاپ کرد و خیلی زود به یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های عصر خود بدل شد.

6: کری اثر استفان کینگ
استفان کینگ در اکثر مواقع چنین پاسخی را از ناشران دریافت می‌کرد:  ” ما هیچ علاقه‌ای به انتشار داستان‌های علمی تخیلی که آرمان‌شهرهای منفی را به تصویر می‌کشند نداریم.” اما کمی بعد کتابش چاپ شد و توانست بیش از یک میلیون نسخه بفروشد.

7: جاناتان مرغ دریایی اثر ریچارد باخ

باخ ۱۸ مرتبه با مخالفت ناشران رو‌به‌رو شد. آن‌ها می‌گفتند: ”کسی حاضر به خواندن کتابی درباره‌ی یک مرغ دریایی نمی شود، سوژه ی این کتاب احمقانه است.” اما پس از انتشار کتاب تنها در سال اول ۱ میلیون نسخه از آن به فروش رفت و ریچارد باخ را از یک خلبان سابق نیروی هوایی به یک نویسنده مشهور و خوش‌آوازه بدل کرد.

8: دفتر خاطرات نیکولاس اسپارکس

این داستان عاشقانه ۲۴ بار مورد مخالفت قرار گرفت. سرانجام در سال ۱۹۹۶ به چاپ رسید و در اولین هفته در صدر فهرست کتاب‌های تخیلی نیویورک تایمز قرار گرفت.

9: سرگذشت نارنیا اثر سی. اس لوئیس
لوئیس برای چاپ این مجموعه رمان تخیلی  ۳۷ بار با مخالفت ناشران رو‌به رو شد تا اینکه یک کارگزار ادبی به نام جوفری بلیس به او کمک کرد تا کتابش را به چاپ برساند. تا به امروز بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه کتاب از این مجموعه به ۴۷ زبان دنیا ترجمه و به فروش رسیده است.

10. هری پاتر و سنگ جادو اثر جی. کی رولینگ

خانم رولینگ ۱۲ بار قبل از چاپ کتاب رمان خود با مخالفت رو به رو شد. بد نیست بدانید چاپ اول این کتاب در ۱۰۰۰ نسخه منتشر شد اما خیلی زود به یکی از پرفروش ترین کتاب های کودک و نوجوان دنیا بدل شد.
با نگاهی به فهرست بالا می‌بینیم اگرچه جلب رضایت ناشران و چاپ کتاب کار سختی به نظر می‌رسد، اما در صورت پافشاری و صبر و استقامت  ممکن است خیلی زود درهای شهرت و سعادت به سوی نویسنده و البته ناشر خوش‌اقبال باز شود. پس بهتر است استعداد نویسندگی خود را دست کم نگیرید و برای چاپ کتاب خود کمی بیشتر تلاش کنید.

📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇

https://www.instagram.com/Academic_Library

📚 @Academic_Library
9⃣ رفتاری که مانع از 9⃣ اتفاق مثبت در زندگی می‌شوند.

📚 @Academic_Library
فرق بین یک دوست واقعی و یک آشنا -یا فرد معمولی- در این است که یک دوست، موقعی که «وقتش است» حاضر است؛ ولی سایرین اعم از آشنایان فقط موقعی که «وقت دارند» حاضرند!

#خورخه_لوئیس_بورخس

📚 @Academic_Library
#معرفی_کتاب 📚

چند کتاب خوب برای زنان کتاب‌خوان

1. زنانی که با گرگ‌ها می‌دوند
نویسنده: دکتر کلاریسا پینکولا اِستِس

2. لیدی ال
نویسنده: رومن گاری

3. چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم
نویسنده: زویا پیرزاد

4. جای خالی سلوچ
نویسنده: محمود دولت‌آبادی

5. هر زنی درخت خود را می‌شناسند
گزیده شعر زنان ترک

6. گفت‌وگو با یازده نویسنده زن
نویسنده: مهرشید متولی

7. سبک‌شناسی
نویسنده: دکتر محمود فتوحی

8. زن در ایران باستان
نویسنده: هدایت‌الله علوی

9. زن تاریخ: بررسی جایگاه زن از عهد باستان تا پایان دوره ساسانیان

10. زنان چگونه به قدرت می‌رسند؟
نویسنده: روژه گارودی

11. زنان فرمانروا در دولت‌های اسلامی
نویسنده: بحریه اوچوک

12. جنس ضعیف (گزارشی از وضعیت زنان جهان)
نویسنده: اوریانا فالاچی

13. نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
نویسنده: اوریانا فالاچی

14. جنس دوم (دوجلدی)
نویسنده: سیمون دوبووار

15. نمادهای اسطوره‌ای و روان‌شناسی زنان
نویسنده: شیندا بولن

16. آیین‌ها در شاهنامه
نویسنده: محمد آبادی باویل

📚 @Academic_Library
جایی بنویس هیچکس دو بار زندگی نمی‌کند
و روزی دو بار به آن نگاه کن ...


📚 @Academic_Library
چقدر برای خودتان ارزش قائل هستید؟

اگر به جای آموختن، فقط روزهایتان را می گذرانید و هرساله فقط تولد می گیرید و سن تان را زیاد می کنید، بازنده محسوب می شوید.

اگر فقط برای داشتن آسایش، اتومبیل و خانه، زندگی می کنید، بازنده هستید.

اگر طولانی ترین مسافرت های شما، تا منزل خواهر و مادرتان است.

اگر هر روز و هرشب، سریال های بیشتری می بینید.

اگر هنوز نمی‌توانید روزی ده صفحه کتاب بخوانید.

و اگر نمی‌توانید روش زندگی تان را مثل همان هایی کنید که مدام از آنها مثال می زنید، بازنده محسوب می شوید.

اگر آموختن و ارتقای شخصیت خودتان را متوقف کرده اید.

اگر تمام عمر، فقط یک الگو را زندگی می کنید، جز بازنده ها محسوب می شوید.

اگر خوشحال بودن و شاد کردن دیگران‌ را نیاموخته اید.

اگر نمی‌توانید خود و دیگران را ببخشید.

اگر بازی و تفریح در برنامه ی شما نیست.
اگر شنا نمی کنید.

اگر نمی توانید یک روز از وقت تان را برای دیدن دریاچه ای در ۵۰ کیلومتری شهرتان آزاد کنید.
یا غروب آفتاب را در دشت و کویر ۲۰ کیلو متری تان تماشا کنید.

اگر خانواده، مهمانان و همه باید حتی در روزهای تعطیل، تا دیروقت منتظر شما بمانند تا با شما شام میل کنند، شما بازنده واقعی هستید.

اگر تاکنون آدم برفی نساخته اید.

اگر تاکنون به سالن تئاتر نرفته اید.

اگر گالری هنری یا مسابقه فوتبال یا والیبال را به صورت زنده ندیده اید.
شما بازنده اید.

اگر بعد از خواندن این متن می گویید: "ای بابا دلتان خوش است" شما زندگی را باخته اید.

برای خودتان احترام قایل شوید.
شما یک بار زندگی می‌کنید.

شادی و خوشبختی ذخیره کردنی نیستند!
قابل بازیافت هم نیستند.

📚 @Academic_Library
2
یه نفر تو دو ماه میتونه احساسی رو در شما به وجود بیاره که یه نفر دیگه توی دوسال نتونسته!
زمان هیچ کاره اس! اصل داستان شخصیت آدماست...

📚 @Academic_Library
چه‌قدر آدم‌ها بیراهه می‌روند. از کنار گل بی‌اعتنا می‌گذرند. می‌روند تا شعر گل را در صفحه‌ی یک کتاب پیدا کنند و بخوانند.
روبه‌روی زندگی نمی‌ایستند تا مشاهده کنند. برای همین است که حرف‌ها به دل نمی‌نشیند،
برای همین است که در شعرها شوری نیست، در نقاشی‌ها جوشش زندگی گم شده‌است.
چرا نگویم که من صدای قورباغه را در بهار بر بسیاری از آهنگ‌ها برتری میدهم.
میدانی، ما را ترسانده‌اند.
ما را آموخته‌اند.
وگرنه چرا می‌ترسیم بگوییم اگر پای سنجش به‌میان آید، اثری که صدای قورباغه در ما می‌گذارد، شاید هم‌تراز تاثیر ژرف‌ترین برخوردها در زندگی ما باشد.

#سهراب_سپهری

📚 @Academic_Library
👍1
📚 ۱۰ دلیل که باید عاشق شکست باشید

در درازمدت از شکست بیش‌تر از موفقیت نفع می‌برید ، موفقیت بی‌نظیر است، اما شکست‌ هم فواید قابل توجهی دارد. فهرست زیر بر اساس گفت‌وگو با یکی از برترین سخنران‌های انگیزشی و نویسنده‌ی شهامت شکست‌ تهیه شده‌است.

۱.شکست‌ بیش‌تر از موفقیت به شما درس می‌دهد، به ویژه درباره‌ی خودتان.

۲.شکست‌ فروتنی شما را تجدید می‌کند و هدفمندی‌تان را تقویت می‌کند.

۳.شکست‌ بهترین فرصت را فراهم می‌کند تا ایده‌های جدید را امتحان کنید.

۴.شکست‌ کمک می‌کند اصلاحاتی انجام دهید تا در مسیر هدف‌تان باقی بمانید.

۵.شکست‌ شما را پخته‌تر و انعطاف‌پذیرتر می‌کند.

۶.شکست‌ به شما یادآوری می‌کند نسبت به خودتان و اطرافیان‌تان مهربان‌تر باشید.

۷.شکست‌ مدال شهامت است، چون شما جرأت داشتید ریسک کنید.

۸.شکست‌ حس بسیار مهم صبوری را تقویت می‌کند.

۹.شکست‌ به شما هشدار می‌دهد مسائل را به خودتان نگیرید (یا بیش از حد جدی نگیرید).

۱۰.شکست‌ عزت نفس‌تان را بر پایه‌ی شخصیت‌تان می‌سازد، نه کاری که انجام می‌دهید.

📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇

https://www.instagram.com/Academic_Library

📚 @Academic_Library