کتابخانه دانشگاهی – Telegram
کتابخانه دانشگاهی
144K subscribers
9.94K photos
1.11K videos
470 files
4.86K links
📚 بزرگترین اجتماع فرهیختگان در تلگرام

.


سفارش تبلیغات:
@Library_Ad


.


.


اینستاگرام ما:
https://www.instagram.com/Academic_Library

.


.

کانال دوم ما:
@BookTop
.

.


.



.




انتقاد و پیشنهاد:
@libraryy

.



.



.



.



.
Download Telegram
نیمی از مردم افرادی هستند که چیزهای زیادی برای گفتن دارند ولی قادر به بیان آن نیستند!

نيم دیگر افرادی هستند که چیزی برای گفتن ندارند اما همیشه درحال حرف زدن هستند!

#رابرت_فراست

📚 @Academic_Library
2
کافکا رو درک می‌کنم
وقتی تو یکی از نامه‌هاش می‌نويسه:
«خوب نیستم، با تلاشی که الان می‌کنم
که به زندگی بچسبم،
می‌تونستم اهرام مصر رو بسازم»

📚 @Academic_Library
2
‏زمانی از دست دادن برایِ من فاجعه بود!
بعدها، آنقدر از دست داده بودم که
به مرور یاد گرفتم دیگر چیزی برای از دست دادن، ندارم...

👤 #عباس_معروفی

📚 @Academic_Library
2
تو هم وقتش که برسه؛ پرواز میکنی♥️

📚 @Academic_Library
مردی شبی را در خانه ای روستایی می‌گذراند...؛
پنجره‌های اتاق باز نمی‌شد .
نیمه شب احساس خفگی کرد و در تاریکی به سوی پنجره رفت اما نمی‌توانست آن را باز کند .
با مشت به شیشه پنجره کوبید، هجوم هوای تازه را احساس کرد
و سراسر شب را راحت خوابید .
صبح روز بعد فهمید که شیشه کمد کتابخانه را شکسته است و همه شب، پنجره بسته بوده است...!
" او تنها با فکر اکسیژن، اکسیژن لازم را به خود رسانده بود...! "

افکار از جنس انرژی اند و انرژی، کار انجام می‌دهد...

#فلورانس_اسکاویل_شین

📚 @Academic_Library
👍3
هشت سخن ناب که هر روز شما را با انگیزه نگه می‌دارد:

1. هیچکس شما را به جلو هل نمی‌دهد به جز خودتان.

2. همیشه باور داشته باشید که اتفاق فوق‌العاده ای رخ خواهد داد.

3. هیچ چیز در دنیا دائمی نیست؛ حتی مشکلاتمان.

4. امیدتان را از دست ندهید. شما هرگز نمی‌دانید که فردا ممکن است چه چیزی به همراه داشته باشد.

5. زندگی سرسخت است اما شما هم همین طور.

6. از فکر کردن به اتفاقات ناگوار دست کشیده و به اتفاقات خوب فکر کنید.

7. در سکوت به سختی کار کنید. بگذارید موفقیت، صدای شما باشد.

8. رها کردن، آسان نیست اما ضروری است.

📚 @Academic_Library
اگر خسته ای ياد بگير استراحت كنی نه اينكه كنار بكشی!

📚 @Academic_Library
1
روزی در بدترین حالت روحی بودم.
فشارها و سختی ها جانم را به تنگ آورده بود. سردرگم و درمانده بودم. مستأصل و نگران، با حالتی غریب و روحی بی جان و بی توان به زندگی خود ادامه می‌دادم.

همسرم مرا دید به من نگاه کرد و از من دور شد. چند دقیقه بعد با لباس سرتاپا سیاه روی سکوخانه نشست. دعاخواند و سوگواری کرد.

با تعجب پرسیدم: چراسیاه پوشیده ای؟ چرا سوگواری می‌کنی؟
همسرم گفت مگر نمی‌دانی او مرده است؟
پرسیدم چه کسی؟
همسرم گفت خدا... خدا مرده است!
با تعجب پرسیدم مگر خدا هم می‌میرد؟
این چه حرفی است که می‌زنی؟

همسرم گفت: رفتار امروزت به من گفت که خدا مرده و من چقدر غصه دارم حیف از آرزوهایم... اگرخدا نمرده پس تو چرا این‌قدر غمگین و ناراحتی؟

او در ادامه می‌نویسد:
در آن لحظه بود که به زانو در آمدم، گریستم. راست می‌گفت گویا خدای درون دلم مرده بود...
بلند شدم و برای ناامیدی ام از خدا طلب بخشش کردم.
خدا هرگز نمی‌میرد!

📕 #خاطرات
✍🏻 #مارتین_لوترکینگ

📚 @Academic_Library
👍2
نقش پادری را بازی نكنید!

فكر می‌كنيد چرا آدم‌هايی كه بيشترين فداكاری و دلسوزی را در حق ديگران مي‌كنند و حتی در اين راه از خواسته‌های خود می‌گذرند "نمی‌توانند" به اندازه افرادی كه چنين روشی را در زندگی ندارند، محبوب‌تر باشند؟

برای اين‌كه محبوب و زيبا باشيد هرگز نقش پادری را به‌عهده نگيريد تا ديگران از رويتان رد شده و لگدمال‌تان كنند.
سعی نكنيد خودتان را به خاطر ديگران قربانی كنيد.
خواسته‌ها و نيازهايتان را با جرات بيان كنيد تا ديگران هم شما را جدی بگيرند.

👤 #دکتر_هلاکویی

📚 @Academic_Library
👍31
فریادهای زده نشده، یواش یواش، چین و چروک‌‌های روی صورت می‌شوند ...

👤 #ساموئل_بکت

📚 @Academic_Library
فيل‌هاى سفيد زندگى🐘

در حكايتى از گذشته، معروف است كه پادشاه يک كشور به پادشاه كشورى ديگر «فيل سفيد» هديه مى‌دهد.

كسى كه هديه را مى‌پذيرفت، هزينه‌هاى زيادى را صرف نگهدارى و خوراک اين فيل سفيد مى‌كرد.
نسل‌های مختلف هم بدون آنكه بدانند اين فيل سفيد به چه درد مى‌خورد،
هزينه‌هاى زيادى را براى آن متحمل مى‌شدند و دلشان هم نمى‌آمد كه آن را كنار بگذارند يا رها كنند، زيرا مى‌گفتند:
«حيف است! تاكنون هزينه زيادى براى آن شده است و نمى‌توان آن را رها كرد!»

«فيل سفيد» در مديريت، استعاره از موضوعى‌ست كه هزينه زيادى براى آن شده و هيچ خاصيت مفيدى هم ندارد!
و از آن جهت كنار گذاشته نمى‌شود كه صرفاً براى آن هزينه شده است!

در نظر بگيريد كسى وارد دانشگاه مى‌شود و متوجه مى‌شود استعدادى در آن رشته ندارد، اما آن را رها نمى‌كند به خاطر هزينه‌هايى كه براى قبولى آن داده است و زمانى كه صرف كرده؛
و مى‌داند در آينده نيز آن رشته منبع درآمد او نخواهد شد! به آن رشته دانشگاهى و آن مدرک هم مى‌توان فيل سفيد آن فرد گفت.

در زندگى، فيل‌هاى سفيد زيادى داريم كه بدون آنكه خاصيتى داشته باشند، براى آنها هزينه مى‌كنيم!

جرأت کنید و فيل‌هاى سفيد زندگى‌تان را رها كنيد...

📚 @Academic_Library
گاهی در نبود تنها یک نفر
گویی جهان به تمامی
خالی است…

👤 #آلفونس_دولامارتین

📚 @Academic_Library
روزی که بتونی
با پولدارتر از خودت هم‌نشینی کنی و معذب نشی
با فقیرتر از خودت بشینی و خردش نکنی
با باهوش‌تر از خودت باشی و هم‌صحبت بشی
با کم‌هوش‌تر از خودت باشی و مسخرش نکنی
با عقاید و سلایق دیگران کاری نداشته باشی
با زندگی شخصی بقیه کاری نداشته باشی
اونوقت میتونی بگی انسانی

📚 @Academic_Library
1
رفیق جان
درد و بلا از تو دور باشد
غم و غصه از تو دور باشد
دور باشد تمام اتفاقات تلخی که روح نرم و نازک تو را خراش میدهد
کاش خدا دستش را دراز کند و نزدیکتر شود که گرمای وجودش یخ تمام دلخوشی هایت را باز کند
آرامش عضوی از وجودت باشد
و هیچ اضطرابی قلب بزرگت را نلرزاند
رفیق جان
حال تو خوب باشد
خوب رفیق خوب...

📚 @Academic_Library
اگه یکیو پیدا کردین به عنوان یار، همدم، همراه، رفیق یا هرچی، که تو زندگیتون باشه و بشه دوست، خانواده، شریک و رفیق صداش کرد؛ اونیکه اندازه ی خودت دوسش داری و روحیاتتون شبیه به همه، آرزوهاتون، ایده ال هاتون، احساساتتون...
درنگ نکنید! باهاش قدم بردارید، باهاش حرف بزنید، باهاش بخندین، مسافرت برید و...
چون شاید توی زندگیت دیگه هیچکسیو که اینجوری درکت کنه پیدا نکنی...

📚 @Academic_Library
🕊1💔1
#تلنگر 📚

در فولكلور آلمان، قصه ای هست كه این چنین بیان می شود:
مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده. شك كرد كه همسایه اش آن را دزدیده باشد، برای همین، تمام روز او را زیر نظر گرفت.

متوجه شد كه همسایه اش در دزدی مهارت دارد، مثل یك دزد راه می رود، مثل دزدی كه می خواهد چیزی را پنهان كند پچ پچ می كند، آن قدر از شكش مطمئن شد كه تصمیم گرفت به خانه برگردد، لباسش را عوض كند، نزد قاضی برود و شكایت كند.

اما همین كه وارد خانه شد، تبرش را پیدا كرد. زنش آن را جابه جا كرده بود. مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش را زیر نظر گرفت و دریافت كه او مثل یك آدم شریف راه می رود، حرف می زند، و رفتار می كند!

همیشه این نکته را به یاد داشته باشید که ما انسانها در هر موقعیتی معمولا آن چیزی را می بینیم که دوست داریم ببینیم ‌...!

📚 @Academic_Library
👍2
📚 نامه آبراهام لینکلن به آموزگار پسرش:

* او بايد بداند كه همه مردم عادل و صادق نيستند. به پسرم بياموزيد كه به ازاي هر آدم شياد، انسان‌های درست و صديق هم وجود دارند.
* به او بگوييد در ازای هر سياستمدار خودخواه، رهبر با حمیتی نيز وجود دارد. به او بياموزيد كه در ازای هر دشمن، دوستی هست.

* می دانم كه وقت می گيرد، اما به او بياموزيد، اگر با كار و زحمت يک دلار كسب كند، بهتر از اين است كه پنج دلار از روی زمين پيدا كند.
* به او بياموزيد كه از باختن پند بگيرد و از پيروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن برحذر داريد. به او نقش و تاثير مهم خنديدن را يادآور شويد.

* اگر می‌توانید به او نقش مهم كتاب در زندگی را آموزش دهيد.
* به او بگوييد كه تعمق كند:
به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان،
به گل‌های درون باغچه،
به زنبورها كه در هوا پرواز می‌کنند، ‌دقيق شود.

* به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر است مردود شود، اما با تقلب به قبولی نرسد.
* به پسرم ياد دهيد كه با ملايم ها، ‌ملايم و با گردن كشان، گردن كش باشد. به او بگوييد به باورهایش ايمان داشته باشد، ‌حتی اگر همه خلاف او حرف بزنند.

* به پسرم ياد بدهيد كه همه حرف‌ها را بشنود و سخنی را كه به نظرش درست می‌رسد، انتخاب كند.
* ارزش های زندگی را به پسرم آموزش دهيد، اگر می‌توانید به پسرم ياد دهيد كه در اوج اندوه تبسم كند.

* به او بياموزيد كه در اشک ريختن خجالتی وجود ندارد.
* به او بياموزيد كه می‌تواند براي فكر و شعورش مبلغی تعيين كند، اما قيمت گذاری برای دل بی‌معناست.

* به او بگوييد تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق می‌داند، پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد.
* در كار تدريس به پسرم ملايمت بخرج دهيد، اما از او يک نازپرورده نسازيد؛ بگذاريد كه شجاع باشد.

📚 @Academic_Library
👍4
اعتقاداتت را برای خودت نگهدار ،
و انسانیت را به تمام دنیا نشان بده ...

#ویلیام_شکسپیر

📚 @Academic_Library
1
ما بیشتر از ماشین آلات
به انسانیت نیاز داریم،

بیشتر از زیرکی به
مهربانی و خوش قلبی نیاز داریم!

📚 @Academic_Library
همیشه قدم اوله که سخته

📚 @Academic_Library
👍2
#تلنگر 📚

مسافر تاکسى آهسته روى شونه‌ى راننده زد.
چون ميخواست ازش يه سوال بپرسه.
راننده داد زد، کنترل ماشين رو از دست داد، نزديک بود که بزنه به يه اتوبوس، از جدول کنار خيابون رفت بالا، نزديک بود که چپ کنه، اما کنار يه مغازه توى پياده رو، متوقف شد.

براى چندين ثانيه، هيچ حرفى بين راننده و مسافر رد و بدل نشد.

تا اين که راننده رو به مسافر کرد و گفت:
هى مرد! ديگه هيچ وقت، اين کار رو تکرار نکن، من رو تا سر حد مرگ ترسوندى!
مسافر عذرخواهى کرد و گفت: من نميدونستم که يه ضربه‌ى کوچولو، آنقدر تو رو می‌ترسونه.

راننده جواب داد: واقعاً تقصير تو نيست، امروز اولين روزيه که به عنوان يه راننده‌ى تاکسى، دارم کار می‌کنم،

آخه من ۲۵ سال، راننده‌ ماشين نعش کش بودم …

«گاه آنچنان به تکرارهاى زندگى عادت ميکنيم، که فراموش می‌کنیم جور ديگر هم می‌توان بود»

📚 @Academic_Library
2