کتابخانه دانشگاهی – Telegram
کتابخانه دانشگاهی
145K subscribers
9.92K photos
1.09K videos
470 files
4.84K links
📚 بزرگترین اجتماع فرهیختگان در تلگرام

.


سفارش تبلیغات:
@Library_Ad


.


.


اینستاگرام ما:
https://www.instagram.com/Academic_Library

.


.

کانال دوم ما:
@BookTop
.

.


.



.




انتقاد و پیشنهاد:
@libraryy

.



.



.



.



.
Download Telegram
هر کتابی که خواستید اینجا دانلود کنید

@BookTop

رایگانِ رایگان
شايد زخمتان ناشی از اشتباه شما نباشد اما مسئوليت التيامش بر عهده شماست.

📚 @Academic_Library
پنجره‌ای که آزارت میده رو ببند.
مهم نیست که چقدر منظره بیرون زیباست...

📚 @Academic_Library
👍2
دبی فورد چندتا جمله جادویی داره که بنظرم این یکی از بهتریناشه:

هر آنچه دوست دارید شخص دیگری برایتان انجام دهد را، خودتان برای خود انجام دهید.

📚 @Academic_Library
سه قانون از قوانین مهم کائنات:

1- قانون جبران :

در کائنات هر فعلی که برای تو صورت می گيرد يا نعمتی به تو می رسد
(حال با هر واسطه اي) بايد در ازاء آن فعلي براي جبران انجام بدهی. چنانچه اين جبران صورت نگيرد، براساس همين قانون، کائنات خودش چيز ديگری را بعنوان جبران از تو مي گيرد.

بنابراين هر انساني بايد در زندگی خويش بسيار دقيق باشد و به دقت مراقب باشد که
چگونه و چرا نعمتی را جبران نكرده است.
جبران از هر طريقی صورت می گيرد. از پرداخت يک مابه ازاء گرفته تا جواب
لبخندی را با لبخند دادن. برخی آن را به قانون کارما نيز تشبيه کرده اند.

2- قانون جذب:

افكار و ذهن ما هم از جنس انرژي ست. هر يک از ما درست مانند يک فرستنده -
گيرنده (هر دو در يک مجموعه) هستيم و انرژی های خاصي را با فركانس های خاص
مرتعش و منتشر می کنيم.
قانون جذب ناظر بر اين امر است که هرگونه انرژی را (چه مثبت و چه منفی) با هر
فركانسی مرتعش کنی، دقيقا" همان را به سوی خودت جذب می کنی.

مثال: هرگاه بر اين نگرانی تمركز شديد داری که نكند فلان بيماری لا علاج را بگيرم
و به شدت از آن بترسی، خود بخود سيگنالی در اين رابطه با کائنات می فرستی که در
سطح فركانس خاصی عمل می کند و (انگار که آنرا از کائنات درخواست کرده باشی)
همان را برايت به تحقق درمي آورد.
حال اختيار با توست که مدام بترسی، مشكوک باشی، نگران آينده باشی، نگران از دست دادن کسی يا چيزی باشی و ...

يا نه، به کائنات اعتماد و اطمينان قلبی داشته باشی و هميشه با اتكاء و اتكال به او، و بدون ترس، با انرژی زنده روزگار را بگذرانی و از من ذهنيت هرچه بيشتر دوری کنی.

3- قانون مزرعه:
ركن اول قانون مزرعه :
وقتی چيزی می کاری بايد صبر کنی تا در وقت خودش به تو محصول بدهد. غير از
اين ممكن نيست.
پس "صبر" ركن اول قانون مزرعه است.
صبر با تحمل تفاوت دارد.
تحمل همراه با نارضايتي است در صورتی که صبر همراه با رضايت و پذيرش است.

ركن دوم قانون مزرعه:
رسيدگي و مراقبت صحيح از دانه اي که کاشته اي.
زماني که داري صبر مي کني بايد با تلاش پيگير همراه باشد (کارهايی هست که بايد
در اين مدت انجام بدهی ، و خیلی کارها را هم نباید انجام بدهی).
عجله هرگز کاری را به نتيجه نرسانده و نمی رساند و تنها نتيجه اش "زجر درونی" خودت است.

📚 @Academic_Library
👍1
«و قد تهدیك الحیاهة کل جمالها في شخص»

و گاهی زندگی، تمامِ زیبایی‌اش را
در قالبِ یک شخص به تو هدیه می‌دهد...

📚 @Academic_Library
رفتارهای ممنوعه در رابطه عاطفی:

- پیام دادن افراطی، وقت گذراندن افراطی باهم
- از بین بردن استقلال طرف مقابل،
- سرزنش و تحقیر .
- از بین بردن اعتماد به نفس طرف مقابل
- مغرور بودن و نپذیرفتن اشتباهات
- قهر زیاد و طولانی

📚 @Academic_Library
‏نیاز دارم که اتفاقی بیفتد و از من بپرسند:

«خب بگو ببینم چه احساسی داری؟» و من در جواب بگویم:

«سر از پا نمی‌شناسم.»

📚 @Academic_Library
‏جلال آل احمد توی نامه‌اش به سیمین دانشور نوشت:
«‏با هر کس حرف می‌زنم اولین کاری که می‌کنم این است که حلقه‌ام را طوری به رُخش بکشم که او از من بپرسد که ازدواج کرده‌ای؟
‏و من حرفم را به تو بکشانم و بعد عکس تو را نشان بدهم!»
داریم دقیقاً از تعهد یک انسان حرف می‌زنیم...

📚 @Academic_Library
در وجود همۀ ما یک منِ افسرده،
یک منِ عصبانی، یک منِ شاد و
یک منِ مضطرب وجود دارد.

کدام من پیروز می شود؟

هر کدام که بیشتر تغذیه شود ...

📚 @Academic_Library
👍1
اشو میگه:
ميليون‌ها انسان تصميم گرفته‌اند كه ديگر احساساتى نباشند. پوست كلفت شدند تا ديگر كسى نتواند آزارشان دهد، امّا به بهايى گزاف!
كسى نمی‌تواند آزارشان دهد، امّا دیگر كسى نمی‌تواند شادشان هم كند...
بستن گارد احساسی شاید باعث بشه که دیگه درد نکشین، اما بی حسی از درد بدتره...

📚 @Academic_Library
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"جاده" بهترین تسکین است...
آدم تمامِ دردهایش را فراموش میکند!
انگار سرتاسرِ اتوبان ها، گردِ بی خیالی پاشیده اند...
گاهی با خودم فکر میکنم؛
اگر ماشین اختراع نشده بود؛
آدم ها با این همه دردِ تلنبار شده چه می کردند؟!
اگر موسیقی نبود،
اگر خیابان نبود،
اگر سفر نبود...
بدونِ این ها که چیزی از آدم نمی مانَد!

#نرگس_صرافیان_طوفان

📚 @Academic_Library
آرامسازی ذهن :

از این تکنیک می‌توانید برای آرام‌سازی ذهن قبل از برونفکنی، مراقبه و قبل از خواب بهره ببرید.

به پشت بخوابيد و دست‌ها و پاهارو در حالت وانهاده و رها قرار دهيد

سنگينى بدن و سر را روى زمين احساس كنيد

از محل تماس پس سر با زمين آگاه شويد و وزن و سنگينى سر را روى اين ناحيه حس كنيد

به افكارى كه درون سر داريد نگاه كنيد ولى هيچكدام را دنبال نكنيد

كم كم ببينيد افكارتان مثل يک ماده غليظ و سياه توسط جاذبه زمين از پس سر شما به زمين می‌ریزد.

اجازه دهید اين اتفاق خيلى آرام بيافتد و شما لحظه لحظه حركت افكار را به سمت زمين دنبال كنيد

در عوض مشاهده كنيد كه به جاى افكار سياهى كه از فضاى سر شما خالى می‌شوند درون سر شما سفيد می‌شود.

اين روند را دنبال كنيد و هر فكرى كه به سراغ شما می‌آید را مثل سياهى ببينيد كه به زمين می‌ریزد

كم كم در فضاى سر شما غير از سفيدى هيچ رنگى باقى نمی‌ماند

در مركز اين سفيدى بمانيد و ساكت باشيد.

📚 @Academic_Library
1
#تلنگر 📚

از یک دراز و نشست ، ورزش را شروع کنید.

با پرداخت یکی از  بدهی هایتان، بهبود وضعیت اقتصادی را شروع کنید.

با مطالعه یک صفحه، کتاب خواندن را آغاز کنید.

با پاک‌کردن شماره یک نفر که مدام باعث آزار شماست، اصلاح روابط را شروع کنید.

با یک دور راه رفتن، پیاده روی را شروع کنید.

با نوشتن فقط یک پاراگراف، نویسندگی را آغاز کنید.

با کشیدن یک منظره نقاشی را شروع کنید.

ولی همین امروز شروع کنید و فردا همه این کارها را تکرار کنید.

📚 @Academic_Library
خوبی را آرزو می‌کنم

برای آن‌هایی که

با تمام بدی‌هایی که دیدند

یاد نگرفتند "بد" باشند.

📚 @Academic_Library
روزهای سخت
روزهای بهتر می‌سازند ...

📚 @Academic_Library
پائولو کوئلیو توی کتاب"انسان جدید، زندگی جدید" یه توصیه خیلی ارزشمند به مایی که همه ی وجودمون رو برای یه سری از آدما میزاریم که هیچوقت نفهمیدن و مدام خودمون رو بخاطرشون آزار میدیم میکنه و میگه:

«بسیار مهم است که بگذارید بعضی چیزها از بین بروند.
خودتان را از آنها رها سازید و از دستشان خلاص شوید. منتظر نباشید تا قدر تلاش هایتان را بشناسند و عشق تان را بفهمند. دَر را ببندید، آهنگ را عوض کنید، خانه تکانی کنید، گرد و غبارها را بتکانید،
از آنچه هستید دست بردارید و به آنچه که واقعا هستید روی آورید...»

📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇

https://www.instagram.com/Academic_Library

📚 @Academic_Library
1
به سمت هنر بروید.
نه لزوما به عنوان شغل و با هدف پول درآوردن.
انواع هنرها راهی بسیار انسانی هستند
برای تحمل پذیر کردن زندگی.
به سمت هنر بروید فارغ از اینکه چقدر در آن خوب یا بد هستید.
برای دوستتان شعر بنویسد
حتی شکسته بسته.
با آهنگ رادیو برقصید، زیر دوش آواز بخوانید.
صرف احساس خلق کردن مزایای بیشماری با خود به زندگی می‌آورد.

#کورت_ونه_گات

📚 @Academic_Library
قانون کائنات میگه:

«افرادی که با تو هم فرکانس باشند، همیشه در کنار تو خواهند بود و افرادی که با تو ناهماهنگی فرکانسی داشته باشند؛ از زندگیت حذف میشوند»
میخوام بگم واسه آدمای گذشتتون حسرت نخورید، ببخشیدشون و رهاشون کنید! راه رو برای اتفاقات، معجزات، هیجانات و آدم هایی که مسیر شما رو روشن تر میکنن باز کنید، چیزی که خدا برای شما پیش روتون گذاشته خیلی قشنگ تره!

📚 @Academic_Library
آدمايى كه احساساتشون رو راحت و صادقانه بدون سانسور نشون ميدن
نه ضعيفن، نه احمق و نه ساده لوح!
بلكه اونقدر قوى و واقعى هستن كه به نقاب روى صورتشون احتياج ندارن و به جاى پنهان كردن حرفها يا نقش بازى كردن، راحت احساسشون رو بيان ميكنن.

📚 @Academic_Library
👍1
#یک_دقیقه_مطالعه 📚

"سینوهه" شبی را به مستی کنار نیل به خواب می رود و صبح روز بعد یکی از برده های مصر که گوش ها و بینی اش به نشانه بردگی بریده بودند را بالای سر خودش میبیند، در ابتدا میترسد، اما وقتی به بی آزار بودن آن برده پی می برد، با او هم کلام میشود.

برده از سینوهه خواهش میکند او را سر قبر یکی از اشراف ظالم و معروف مصر ببرد و چون سینوهه با سواد بود، جملاتی که خدایان روی قبر آن شخص ظالم را نوشته اند برای او بخواند.

سینوهه از برده سئوال میکند که چرا میخواهد سرنوشت قبر این شخص را بداند؟ و برده می گوید: سال ها قبل من انسان خوشبخت و آزادی بودم، همسر زیبا و دختر جوانی داشتم، مزرعه پر برکت اما کوچک من در کنار زمین های بیکران یکی از اشراف بود. روزی صاحب اين قبر با پرداخت رشوه به ماموران فرعون زمین های مرا به نام خودش ثبت کرد و مقابل چشمانم به همسر و دخترم تجاوز کرد و بعد از اینکه گوش ها و بینی مرا برید و مرا برای کار اجباری به معدن فرستاد، سالهای سال از دختر و همسرم بهره برداری کرد و آنها را به عنوان خدمتکار فروخت و الان از سرنوشت آنها اطلاعی ندارم، اکنون از کار معدن رها شده ام، شنیده ام آن شخص مرده است و برای همین آمده ام ببینم خدایان روی قبر او چه نوشته اند ...
سینوهه با برده به شهر مردگان (قبرستان) می رود و قبرنوشته ی آن مرد را اینگونه می خواند :

"او انسان شریف و درستکاری بود که همواره در زندگی اش به مستمندان کمک می کرد و ناموس مردم در کنار او آرامش داشت و او زمین های خود را به فقرا می بخشید و هر گاه کسی مالی را مفقود می نمود ، او از مال خودش ضرر آن شخص را جبران می کرد و او اکنون نزد خدای بزگ مصر (آمون) است و به سعادت ابدی رسیده است..."
در این هنگام ، برده شروع به گریه می کند و می گوید: "آیا او انقدر انسان درستکار و شریفی بود و من نمی دانستم؟ درود خدایان بر او باد .... ای خدای بزرگ ای آمون مرا به خاطر افکار پلیدی که در مورد این مرد داشتم ببخش..."

سینوهه با تعجب از برده می پرسد که چرا علیرغم این همه ظلم و ستمی که بر تو روا شده ، باز هم فکر می کنی او انسان خوب و درستکاری بوده است؟
و برده این جمله ی تاریخی را می گوید که : "وقتی خدایان بر قبر او اینگونه نوشته اند، من حقیر چگونه می توانم خلاف این را بگویم؟"

و سینوهه بعد ها در یادداشت هایش وقتی به این داستان اشاره می کند، مینویسد:
"آنجا بود که پی بردم حماقت نوع بشر انتها ندارد و در هر دوره می توان از نادانی و خرافه پرستی مردم استفاده کرد"

📕 سینوهه پزشک فرعون
✍🏻 #میکا_والتاری

📚 @Academic_Library
1👍1