امروز یه جوابی شنیدم که لال شدم!
بهش گفتم چرا مصاحبه قبول شدی ولی سرکار نرفتی؟ میدونم حقوقش کمه اما از هیچی بهتره، فعلا موقتی برو تا بعدا شغل مناسبی پیدا کنی.
یه نگاهی بهم کرد و بعد از چند ثانیه سکوت گفت: عزتی که توی "هیچ" هست رو با "کم" معامله نمیکنم.
اول هنگ کردم بعد دیدم واقعا درست میگه. گاهی اوقات "هیچ" از "کم" بهتره. هنوز جمله قبلی رو هضم نکرده بودم که توضیح داد:
"کم" مثل اعتیاده. آلوده ات میکنه. ترسو میشی. به کم وابسته میشی. بعد از یه مدت به هر خفتی تن میدی تا همین مبلغ رو ازت نگیرن. بال پریدنت رو میچینه.
📚 @Academic_Library
بهش گفتم چرا مصاحبه قبول شدی ولی سرکار نرفتی؟ میدونم حقوقش کمه اما از هیچی بهتره، فعلا موقتی برو تا بعدا شغل مناسبی پیدا کنی.
یه نگاهی بهم کرد و بعد از چند ثانیه سکوت گفت: عزتی که توی "هیچ" هست رو با "کم" معامله نمیکنم.
اول هنگ کردم بعد دیدم واقعا درست میگه. گاهی اوقات "هیچ" از "کم" بهتره. هنوز جمله قبلی رو هضم نکرده بودم که توضیح داد:
"کم" مثل اعتیاده. آلوده ات میکنه. ترسو میشی. به کم وابسته میشی. بعد از یه مدت به هر خفتی تن میدی تا همین مبلغ رو ازت نگیرن. بال پریدنت رو میچینه.
📚 @Academic_Library
1👍226❤39👎15
اگر در یک وضعیت باقی بمانی بدن مطیع میشود.
پاتانجلی میگوید: اگر ساعتی بدون اينكه بدن را تكان دهی، ساكت بنشينی، ظرفيت وجودی تو رشد میكند.
چرا تكان میخوری؟
حتی چند ثانيه نمیتوانی بیحرکت بنشينی. بدن شروع به حركت میكند، احساس خارش میكنی، پاهايت به خواب میرود، چيزهای زيادی اتفاق میافتد. همه اين ها بهانه است كه حركت كنی. تو صاحب اختيار نيستی.
نمیتوانی به بدن بگویی《 من يك ساعت حركت نخواهم كرد》. بدن فوراً سركشی كرده و تو را وادار به حركت میكند تا كاری انجام دهی و دليل میآورد.
بايد تكان بخوری، چون حشرهای میخارند. شايد اگر نگاه كنی حشرهای پيدا نكنی. تو يك وجود نيستی، يك لرزندهای، يك فعاليت بیقرار و مداوم.
اين بودن به مركزيت يافتن كمك میكند.
اگر بتوانی در يك وضعيت باقی بمانی، بدن مطيع میشود، از تو حرف شنوی خواهد كرد.
هر چه بيشتر بدن از تو اطاعت كند، وجود بزرگتری، وجود قویتری در خود خواهی داشت.
📚 @Academic_Library
پاتانجلی میگوید: اگر ساعتی بدون اينكه بدن را تكان دهی، ساكت بنشينی، ظرفيت وجودی تو رشد میكند.
چرا تكان میخوری؟
حتی چند ثانيه نمیتوانی بیحرکت بنشينی. بدن شروع به حركت میكند، احساس خارش میكنی، پاهايت به خواب میرود، چيزهای زيادی اتفاق میافتد. همه اين ها بهانه است كه حركت كنی. تو صاحب اختيار نيستی.
نمیتوانی به بدن بگویی《 من يك ساعت حركت نخواهم كرد》. بدن فوراً سركشی كرده و تو را وادار به حركت میكند تا كاری انجام دهی و دليل میآورد.
بايد تكان بخوری، چون حشرهای میخارند. شايد اگر نگاه كنی حشرهای پيدا نكنی. تو يك وجود نيستی، يك لرزندهای، يك فعاليت بیقرار و مداوم.
اين بودن به مركزيت يافتن كمك میكند.
اگر بتوانی در يك وضعيت باقی بمانی، بدن مطيع میشود، از تو حرف شنوی خواهد كرد.
هر چه بيشتر بدن از تو اطاعت كند، وجود بزرگتری، وجود قویتری در خود خواهی داشت.
📚 @Academic_Library
👍55❤11
#تلنگر 📚
داشتم به میهمانم میگفتم اگر راحت تر است رویه نایلونی روی مبل های سفید را بردارم؛ البته اراده کرده بودم قبل از رسیدنشان برشان دارم؛ او تعارف کرد و گفت:
راحت است؛ من اما گرمم شد و برش داشتم؛ بعد یک دفعه حس کردم چقدر راحت تر است!
سه سالی می شد خریدمشان اما هیچ لک و ضربه ای بر آنها نیفتاده... اگرچه بیشتر اوقات بدلیل ماندن همین روپوش نایلونی بر رویشان از لذت راحتی شان محروم مانده ام.
بعد یاد همه روکش های زندگی خودم و اطرافیانم افتادم؛ روکش روی...
موبایل ها
شیشه ها
صندلی های ماشین
کنترل های تلویزیون
روکش روی لباس های کمد و...
که همه این روکش ها دال بر دو نکته است:
یا بر نالایقی خود باور داریم
یا اینکه قرار است چنین چیزهای بی ارزشی را به ارث بگذاریم
هر روز در روابط روزمره امان انواع روکش ها را بر رفتارمان می گذاریم
تا فلانی نفهمد عصبانی هستیم
تا فلانی نفهمد چقدر خوشحالیم
تا فلانی نفهمد چقدر شکست خورده ایم
نقاب ها و روکش ها را استفاده می کنیم برای اینکه اعتقاد داریم؛ اینگونه شخصیت اجتماعی ما برای یک روز مبادا بهتر است
کدام روز مبادا؟!
زندگی همین امروز است.
📚 @Academic_Library
داشتم به میهمانم میگفتم اگر راحت تر است رویه نایلونی روی مبل های سفید را بردارم؛ البته اراده کرده بودم قبل از رسیدنشان برشان دارم؛ او تعارف کرد و گفت:
راحت است؛ من اما گرمم شد و برش داشتم؛ بعد یک دفعه حس کردم چقدر راحت تر است!
سه سالی می شد خریدمشان اما هیچ لک و ضربه ای بر آنها نیفتاده... اگرچه بیشتر اوقات بدلیل ماندن همین روپوش نایلونی بر رویشان از لذت راحتی شان محروم مانده ام.
بعد یاد همه روکش های زندگی خودم و اطرافیانم افتادم؛ روکش روی...
موبایل ها
شیشه ها
صندلی های ماشین
کنترل های تلویزیون
روکش روی لباس های کمد و...
که همه این روکش ها دال بر دو نکته است:
یا بر نالایقی خود باور داریم
یا اینکه قرار است چنین چیزهای بی ارزشی را به ارث بگذاریم
هر روز در روابط روزمره امان انواع روکش ها را بر رفتارمان می گذاریم
تا فلانی نفهمد عصبانی هستیم
تا فلانی نفهمد چقدر خوشحالیم
تا فلانی نفهمد چقدر شکست خورده ایم
نقاب ها و روکش ها را استفاده می کنیم برای اینکه اعتقاد داریم؛ اینگونه شخصیت اجتماعی ما برای یک روز مبادا بهتر است
کدام روز مبادا؟!
زندگی همین امروز است.
📚 @Academic_Library
👍91❤19
مهم نيست وضعيت اقتصادى جنگل چطور باشه، هرگز نمیبینید يه شير علف بخوره!
✍🏻 #ضرب_المثل_آفریقایی
📚 @Academic_Library
✍🏻 #ضرب_المثل_آفریقایی
📚 @Academic_Library
❤80👍39👎2
ﺑﺎﯾﺪ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ نمیتوانید ﻣﺤﺒﻮﺏ ﻫﻤﮕﺎﻥ ﺑﺎﺷﯿﺪ. ﺷﻤﺎ میتوانید ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺁﻟﻮﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺎﺷﯿﺪ، ﺭﺳﯿﺪﻩ، ﺁﺑﺪﺍﺭ، ﺷﯿﺮﯾﻦ ﻭ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ. ﺍﻣﺎ ﯾﺎﺩﺗﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ، ﻫﺴﺘﻨﺪ آدمهایی ﮐﻪ ﺁﻟﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ.
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻔﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ مرغوبترین ﺁﻟﻮ ﻫﺴﺘﯿﺪ، ﺍﻣﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﻤﺎ ﺁﻟﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺣﺎﻻ میتوانید ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﻮﺯ ﺑﺸﻮﯾﺪ، ﺍﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﻣﻮﺯ ﺑﺸﻮﯾﺪ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﻣﻮﺯ ﺩﺭﺟﻪ ﺩﻭﻡ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺑﻮﺩ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ میتوانستید ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺁﻟﻮﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺎﻗﯽ ﺑﻤﺎﻧﯿﺪ...
👤 #لئو_ﺑﻮﺳﮑﺎﻟﯿﺎ
📚 @Academic_Library
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻔﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ مرغوبترین ﺁﻟﻮ ﻫﺴﺘﯿﺪ، ﺍﻣﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﻤﺎ ﺁﻟﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺣﺎﻻ میتوانید ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﻮﺯ ﺑﺸﻮﯾﺪ، ﺍﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﻣﻮﺯ ﺑﺸﻮﯾﺪ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﻣﻮﺯ ﺩﺭﺟﻪ ﺩﻭﻡ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺑﻮﺩ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ میتوانستید ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺁﻟﻮﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺎﻗﯽ ﺑﻤﺎﻧﯿﺪ...
👤 #لئو_ﺑﻮﺳﮑﺎﻟﯿﺎ
📚 @Academic_Library
👍65❤29
یه چیزایی هست که بعدها خاطراتشون با بوها و عطرهای خاصشون تو ذهنت زنده میشن؛
مثل بوی مدرسه، بوی کتاب و دفتر نو، بوی کیف و پاککن و مداد تازه ...
نمیدونم ... ولی بوها از تصاویر قویترن ...
📚 @Academic_Library
مثل بوی مدرسه، بوی کتاب و دفتر نو، بوی کیف و پاککن و مداد تازه ...
نمیدونم ... ولی بوها از تصاویر قویترن ...
📚 @Academic_Library
❤50👍25👎1
ترس ارتعاشی بسیار قوی دارد. هرجا که هستید هر کاری که میکنید این ترس را که اگر نشود چه کنم اگر خیانت کند چه کنم، اگر پولم کمشود چه کنم، اگر ورشکست شوم چه کنم.
و هزاران ترس کوچک و بزرگ دیگر را رها کنید.
اینبار با ترس هایتان روبه رو شوید.
همه انسان ها میترسند ترس از بیماری ترس از دست دادن عزیزان و...
اما اشخاصی موفق میشوند که ترس را به زانو در بیاوردند و ارتعاش شجاعت و جسارت از خودشان بدهند.
میترسیم کاری را شروع کنیم، میترسیم پولمان را خرج کنیم، میترسیم همسرمان را آزاد بگذاریم، میترسیم تصادف کنیم، میترسیم شغلمان را عوض کنیم.
همه این ها از کم ایمانی میآید
مگر به خداوند و اینکه در هر امری پشتیبان ماست ایمان نداریم، مگر خلقت هستی در خدمت ما نیست مگر این دنیا پر از فراوانی نیست.
مگر ما ذهنی قدرتمند نداریم مگر بازوی بلند آن یگانه زیر دستان ما نیست؟؟
پس چرا اینقدر میترسیم؟
چرا با ترس خود آن را بیشتر به خود جذب میکنیم.
ترس قدرتی ندارد، شیطان قدرتی ندارد زمزمههای منفی قدرتی ندارند.
در برابر من و شمای قدرتمند فقط خداست که از ما قدرتمندتر است و فقط اوست که کنار ماست.
پس دل به او دهیم و ایمان قوی کنیم تا کوهها را به حرکت در بیاوریم.
خداوند نور و نجات همه ماست
از که و از چه باید بترسیم؟!!
مسیح جایی گفته بود:
اگر به اندازه ی دانه ی خردل به خدا ایمان داشتید معجزات را میدیدید.
📚 @Academic_Library
و هزاران ترس کوچک و بزرگ دیگر را رها کنید.
اینبار با ترس هایتان روبه رو شوید.
همه انسان ها میترسند ترس از بیماری ترس از دست دادن عزیزان و...
اما اشخاصی موفق میشوند که ترس را به زانو در بیاوردند و ارتعاش شجاعت و جسارت از خودشان بدهند.
میترسیم کاری را شروع کنیم، میترسیم پولمان را خرج کنیم، میترسیم همسرمان را آزاد بگذاریم، میترسیم تصادف کنیم، میترسیم شغلمان را عوض کنیم.
همه این ها از کم ایمانی میآید
مگر به خداوند و اینکه در هر امری پشتیبان ماست ایمان نداریم، مگر خلقت هستی در خدمت ما نیست مگر این دنیا پر از فراوانی نیست.
مگر ما ذهنی قدرتمند نداریم مگر بازوی بلند آن یگانه زیر دستان ما نیست؟؟
پس چرا اینقدر میترسیم؟
چرا با ترس خود آن را بیشتر به خود جذب میکنیم.
ترس قدرتی ندارد، شیطان قدرتی ندارد زمزمههای منفی قدرتی ندارند.
در برابر من و شمای قدرتمند فقط خداست که از ما قدرتمندتر است و فقط اوست که کنار ماست.
پس دل به او دهیم و ایمان قوی کنیم تا کوهها را به حرکت در بیاوریم.
خداوند نور و نجات همه ماست
از که و از چه باید بترسیم؟!!
مسیح جایی گفته بود:
اگر به اندازه ی دانه ی خردل به خدا ایمان داشتید معجزات را میدیدید.
📚 @Academic_Library
👍62❤52👎3
آدمِ اشتباه تو رو در حالیکه.. در آرامشی پیدا میکنه و تیکه تیکه رهات میکنه،
اما آدم درست تیکه تیکه پیدات میکنه و دوباره تو رو کامل میکنه و به آرامش میرسونه.
📚 @Academic_Library
اما آدم درست تیکه تیکه پیدات میکنه و دوباره تو رو کامل میکنه و به آرامش میرسونه.
📚 @Academic_Library
❤86👍56
زندگی کردن، نایاب ترین چیز در دنیاست، بیشتر مردم فقط وجود دارند همین ...
#اسکار_وایلد
📚 @Academic_Library
#اسکار_وایلد
📚 @Academic_Library
❤65👍35
یک روتین روزانه برای خودتون داشته باشید
جوردن پیترسون میگه کسی نمیتونه بدون روتین زندگی سالمی داشته باشه. میگه اگه توی زندگیتون روتین ندارین، حتما باید یکی برای خودتون بسازین.
شما بدون روتین نمیتونین از نظر ذهنی سالم بمونین. این کار بخصوص برای انسانی که افسرده و مضطربه میتونه کمک کننده باشه.
میگه هر روز سر ساعت مشخصی از خواب بیدار شو و به این ساعت پایبند باش.در غیر اینصورت، ریتم شبانهروزیت بهم میخوره و مودت هم طبیعتا بهم میریزه. این یک بایده.
روتین یعنی کارهای تکراری و قابل پیش بینی در طول روز. روتین یعنی ساختن ساختاری که حس قابل پیش بینی بودن زندگی رو به شما میده.
این بحث رو امیل دورکیم، جامعه شناس فرانسوی، یه جور دیگه میگه.
ایدهی دورکیم کمی ظریفتر از داشتن یک روتینه. از نظر دورکیم یکی از سنگ بناهای داشتن یک ذهن باثبات و سالم، داشتن ساختار و استراکچره.
روتین در دل این ساختار قرار میگیره.
چیزهای دیگهای هم مثل داشتن شبکه ای از آدمها و داشتن یک هویت شخصی هم توش قرار میگیره.
دورکیم میگه از دست دادن این ساختار میتونه منجر به بیثباتی بشه و همین منجر به افسردگی در فرد میشه.
در حقیقت، باید برای زندگی یک چهارچوب و ساختاری داشته باشی و معلق بودن خطرناکه.
منظور از این ساختار یا روتین روزانه هم، کارهای عجیب غریب نیست. صبح سر ساعت مشخصی از خواب بیدار شی، تختت رو مرتب کنی، صبحونه بخوری، به گلها آب بدی، یک ربع ورزش کنی و برای مابقی روز هم همین. کارهایی باشه که انجام بدی و برای همیشه بهش پایبند باشی.
میبینی یکی هر روز جلو مغازهش رو آب و جارو میکنه درحالی که شاید خیلی وقتا نیاز نباشه.
یکی هر روز ماشینش رو یه دستمالی میکشه و اگه این کار رو نکنه انگار روزش از بین رفته.یا آدمی که هر روز کلی راه میره تا برسه به پارک محل تا به چند تا گربه غذا بده! این کارا به زندگیشون معنی میده
و شما هم باید برای خودتون چیزهایی داشته باشین که هر روز انجامش بدین.
مثلا من برای خودم مشخص کردم که هر روز یک توییت پست کنم، یا هر دو سه روز یکبار یک ویدیو روی یوتیوب آپلود کنم.
این رو برای خودم به یک «باید» تبدیل کردم و همین چیزا باعث میشه زندگیم یک ساختاری داشته باشه.
ریچل گلدمن میگه:«اگه افراد ساختار نداشته باشن و روتینهای روزانهای نداشته باشن که روش تمرکز کنن، به احتمال زیاد بیشتر و بیشتر به موقعیتهای استرسزا فکر میکنن که همین میتونه منجر به اضطراب و استرس اضافی بشه». داشتن روتین باعث میشه کمتر فکر و خیال بکنید.
هرچند که ممکنه در طول روزها و هفتهها، دفعاتی پیش بیاد که شما مجبور باشید چیزهایی رو تغییر بدید اما رعایت یک ساختار اولیه برای زمان بیدار شدن، غذا خوردن، کار کردن، خوابیدن و دیگر فعالیتها میتونه به شما کمک کنه استرس کمتری داشته باشید و زندگیتون رو بهتر سازمان دهی کنید.
📚 @Academic_Library
جوردن پیترسون میگه کسی نمیتونه بدون روتین زندگی سالمی داشته باشه. میگه اگه توی زندگیتون روتین ندارین، حتما باید یکی برای خودتون بسازین.
شما بدون روتین نمیتونین از نظر ذهنی سالم بمونین. این کار بخصوص برای انسانی که افسرده و مضطربه میتونه کمک کننده باشه.
میگه هر روز سر ساعت مشخصی از خواب بیدار شو و به این ساعت پایبند باش.در غیر اینصورت، ریتم شبانهروزیت بهم میخوره و مودت هم طبیعتا بهم میریزه. این یک بایده.
روتین یعنی کارهای تکراری و قابل پیش بینی در طول روز. روتین یعنی ساختن ساختاری که حس قابل پیش بینی بودن زندگی رو به شما میده.
این بحث رو امیل دورکیم، جامعه شناس فرانسوی، یه جور دیگه میگه.
ایدهی دورکیم کمی ظریفتر از داشتن یک روتینه. از نظر دورکیم یکی از سنگ بناهای داشتن یک ذهن باثبات و سالم، داشتن ساختار و استراکچره.
روتین در دل این ساختار قرار میگیره.
چیزهای دیگهای هم مثل داشتن شبکه ای از آدمها و داشتن یک هویت شخصی هم توش قرار میگیره.
دورکیم میگه از دست دادن این ساختار میتونه منجر به بیثباتی بشه و همین منجر به افسردگی در فرد میشه.
در حقیقت، باید برای زندگی یک چهارچوب و ساختاری داشته باشی و معلق بودن خطرناکه.
منظور از این ساختار یا روتین روزانه هم، کارهای عجیب غریب نیست. صبح سر ساعت مشخصی از خواب بیدار شی، تختت رو مرتب کنی، صبحونه بخوری، به گلها آب بدی، یک ربع ورزش کنی و برای مابقی روز هم همین. کارهایی باشه که انجام بدی و برای همیشه بهش پایبند باشی.
میبینی یکی هر روز جلو مغازهش رو آب و جارو میکنه درحالی که شاید خیلی وقتا نیاز نباشه.
یکی هر روز ماشینش رو یه دستمالی میکشه و اگه این کار رو نکنه انگار روزش از بین رفته.یا آدمی که هر روز کلی راه میره تا برسه به پارک محل تا به چند تا گربه غذا بده! این کارا به زندگیشون معنی میده
و شما هم باید برای خودتون چیزهایی داشته باشین که هر روز انجامش بدین.
مثلا من برای خودم مشخص کردم که هر روز یک توییت پست کنم، یا هر دو سه روز یکبار یک ویدیو روی یوتیوب آپلود کنم.
این رو برای خودم به یک «باید» تبدیل کردم و همین چیزا باعث میشه زندگیم یک ساختاری داشته باشه.
ریچل گلدمن میگه:«اگه افراد ساختار نداشته باشن و روتینهای روزانهای نداشته باشن که روش تمرکز کنن، به احتمال زیاد بیشتر و بیشتر به موقعیتهای استرسزا فکر میکنن که همین میتونه منجر به اضطراب و استرس اضافی بشه». داشتن روتین باعث میشه کمتر فکر و خیال بکنید.
هرچند که ممکنه در طول روزها و هفتهها، دفعاتی پیش بیاد که شما مجبور باشید چیزهایی رو تغییر بدید اما رعایت یک ساختار اولیه برای زمان بیدار شدن، غذا خوردن، کار کردن، خوابیدن و دیگر فعالیتها میتونه به شما کمک کنه استرس کمتری داشته باشید و زندگیتون رو بهتر سازمان دهی کنید.
📚 @Academic_Library
👍86❤17👎2
یه نفر تو دو ماه میتونه احساسی رو در شما به وجود بیاره که یه نفر دیگه توی دوسال نتونسته!
زمان هیچ کاره اس! اصل داستان شخصیت آدماست...
📚 @Academic_Library
زمان هیچ کاره اس! اصل داستان شخصیت آدماست...
📚 @Academic_Library
❤68👍31👎1
قانون اول مزرعه:
وقتی چيزی میکاری بايد صبر کنی تا در وقت خودش به تو محصول بدهد. غير از اين ممكن نيست.
پس "صبر" ركن اول قانون مزرعه است.
صبر با تحمل تفاوت دارد. تحمل همراه با نارضايتی است درصورتی که صبر همراه با رضايت و پذيرش است.
قانون دوم مزرعه:
رسيدگی و مراقبت صحيح از دانهای که کاشتهای. زمانی که داری صبر میکنی بايد با تلاش پیگير همراه باشد
(کارهايی هست که بايد در اين مدت انجام بدهی، و خیلی کارها را هم نباید انجام بدهی).
📚 @Academic_Library
وقتی چيزی میکاری بايد صبر کنی تا در وقت خودش به تو محصول بدهد. غير از اين ممكن نيست.
پس "صبر" ركن اول قانون مزرعه است.
صبر با تحمل تفاوت دارد. تحمل همراه با نارضايتی است درصورتی که صبر همراه با رضايت و پذيرش است.
قانون دوم مزرعه:
رسيدگی و مراقبت صحيح از دانهای که کاشتهای. زمانی که داری صبر میکنی بايد با تلاش پیگير همراه باشد
(کارهايی هست که بايد در اين مدت انجام بدهی، و خیلی کارها را هم نباید انجام بدهی).
📚 @Academic_Library
👍49❤18
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
𝑨𝒕 𝒍𝒆𝒂𝒔𝒕 𝒐𝒏𝒄𝒆 𝒂 𝒚𝒆𝒂𝒓,
𝒈𝒐 𝒔𝒐𝒎𝒆𝒘𝒉𝒆𝒓𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒉𝒂𝒗𝒆𝒏'𝒕 𝒃𝒆𝒆𝒏 𝒃𝒆𝒇𝒐𝒓𝒆,
𝒅𝒐 𝒔𝒐𝒎𝒆𝒕𝒉𝒊𝒏𝒈 𝒚𝒐𝒖 𝒉𝒂𝒗𝒆𝒏'𝒕 𝒅𝒐𝒏𝒆 𝒃𝒆𝒇𝒐𝒓𝒆;
𝒂𝒕 𝒍𝒆𝒂𝒔𝒕 𝒐𝒏𝒄𝒆 𝒂 𝒚𝒆𝒂𝒓, 𝒍𝒊𝒗𝒆 𝒚𝒐𝒖𝒓 𝒍𝒊𝒇𝒆 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝒇𝒖𝒍𝒍𝒆𝒔𝒕.
حداقل یک روز در سال،
یه جایی برو که تابحال نرفته بودی،
یه کاری بکن کا تا حالا نکردی؛
فقط یه روز در سال، حسابی زندگی کن!
📚 @Academic_Library
𝒈𝒐 𝒔𝒐𝒎𝒆𝒘𝒉𝒆𝒓𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒉𝒂𝒗𝒆𝒏'𝒕 𝒃𝒆𝒆𝒏 𝒃𝒆𝒇𝒐𝒓𝒆,
𝒅𝒐 𝒔𝒐𝒎𝒆𝒕𝒉𝒊𝒏𝒈 𝒚𝒐𝒖 𝒉𝒂𝒗𝒆𝒏'𝒕 𝒅𝒐𝒏𝒆 𝒃𝒆𝒇𝒐𝒓𝒆;
𝒂𝒕 𝒍𝒆𝒂𝒔𝒕 𝒐𝒏𝒄𝒆 𝒂 𝒚𝒆𝒂𝒓, 𝒍𝒊𝒗𝒆 𝒚𝒐𝒖𝒓 𝒍𝒊𝒇𝒆 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝒇𝒖𝒍𝒍𝒆𝒔𝒕.
حداقل یک روز در سال،
یه جایی برو که تابحال نرفته بودی،
یه کاری بکن کا تا حالا نکردی؛
فقط یه روز در سال، حسابی زندگی کن!
📚 @Academic_Library
❤88👍26
سلاماً على من أجبرتنا الحياة أن نمضي بدونهم، وهم في القلب اجمل حكاية.
سلام بر آنان که زندگی مجبورمان کرد بی آنها روزگار بگذرانیم، حال آنکه آنها، در قلبمان، زیباترین داستانها بودند...
📚 @Academic_Library
سلام بر آنان که زندگی مجبورمان کرد بی آنها روزگار بگذرانیم، حال آنکه آنها، در قلبمان، زیباترین داستانها بودند...
📚 @Academic_Library
❤67👍23
وقتی
احساس میکنی
همه درها بسته شدهاند،
مهرِ خدا
از روزنهیِ ناممکنها
به تو خواهد رسید🤍
📚 @Academic_Library
احساس میکنی
همه درها بسته شدهاند،
مهرِ خدا
از روزنهیِ ناممکنها
به تو خواهد رسید🤍
📚 @Academic_Library
❤121👍40👎3
اگر برای اینکه آدم خوبی هستی، انتظار پاداش داری؛ آدم خوبی نیستی ...!
#برتراند_راسل
📚 @Academic_Library
#برتراند_راسل
📚 @Academic_Library
❤62👍46👎3
یکی از ويژگیهای ما آدمها مرز گذاشتن است
بدیهی است که اولین مرزی که به ذهن میآید، مرز جغرافیایی است. اگر دو متر این طرفتر دنیا بیایی میشوی ایرانی و دو متر آن طرفتر میشود ترک یا عراقی یا ...
اما ای کاش مرزهای انسانی، همین مرزها بود. ما بین خیلی چیزها مرز می گذاریم.
مرز بین رییس و کارمند
مرز بین پدر و فرزند
مرز بین صاحب خانه و نگهبان
مرز بین پولدار و بی پول ها
مرز بین لر و ترک
خب ممکن است بپرسید که چه ایرادی دارد؟
بزرگ ترین ایرادش این است که ما زندانی می شویم.
ما آزادی خود را از دست می دهیم. بگذارید مثال بزنم: چون من ثروتمندم پس نمی توانم، ساندویچی معمولی و ارزان بخرم و بنشینم لب جوب و آن را بخورم.
چون من رییس اداره هستم نمی شود که ماشین من ساده باشد و ماشین تمام کارمندان من های کلاس!
چون من صاحب خانه ام نمی توانم با نگهبانم سر یک سفره بنشینم و با هم کلی بخندیم. او به تنهایی غذا می خورد و من به تنهایی! چرا؟ چون قرار است مرزها شکسته نشود.
من تشنه ام می شود به بوفه دانشجویان نمی روم و آن جا نمی نشینم، چرا؟ چون قرار است مرزها رعایت شود. شان استادی چه می شود؟
و بدین ترتیب قواعد، پروتکل ها، مرزها، باید و نبایدها آنقدر دور و بر ما هستند که ما دیگر خودمان نیستیم.
ما می شویم یک زندانی که باید درون "چهارمتری مرزهای مصنوعی" فقط قدم بزنیم. خندیدن، خوردن، پوشیدن، حتی فکر کردمان، بسته، تکراری و مصنوعی شده است.
تجویز راهبردی:
مرزها را ما گذاشته ایم. خودمان هم می توانیم برداریم. برای رهایی از این چهارمتری مصنوعی راهش این است که از "چهار کلمه قدرتمند" استفاده کنیم.
"چرا؟"و "چرا که نه؟ "
بعضی واژه ها قدرت تخریب گری بالایی دارند مانند "چرا؟ "
بگذارید با یک مثال آنرا تشریح کنم:
از خودتان بپرسید چرا من به عنوان مدیر انتظار دارم که همیشه افرادی که در چارت سازمانی در رده پایین تر هستند به دیدن من بیایند؟
و تصور کنید که شما به اتاق آن ها بروید و از خود بپرسید "چرا که نه؟"
پس این مرزها را بشکنید
👤دکتر مجتبی لشکربلوکی
📚 @Academic_Library
بدیهی است که اولین مرزی که به ذهن میآید، مرز جغرافیایی است. اگر دو متر این طرفتر دنیا بیایی میشوی ایرانی و دو متر آن طرفتر میشود ترک یا عراقی یا ...
اما ای کاش مرزهای انسانی، همین مرزها بود. ما بین خیلی چیزها مرز می گذاریم.
مرز بین رییس و کارمند
مرز بین پدر و فرزند
مرز بین صاحب خانه و نگهبان
مرز بین پولدار و بی پول ها
مرز بین لر و ترک
خب ممکن است بپرسید که چه ایرادی دارد؟
بزرگ ترین ایرادش این است که ما زندانی می شویم.
ما آزادی خود را از دست می دهیم. بگذارید مثال بزنم: چون من ثروتمندم پس نمی توانم، ساندویچی معمولی و ارزان بخرم و بنشینم لب جوب و آن را بخورم.
چون من رییس اداره هستم نمی شود که ماشین من ساده باشد و ماشین تمام کارمندان من های کلاس!
چون من صاحب خانه ام نمی توانم با نگهبانم سر یک سفره بنشینم و با هم کلی بخندیم. او به تنهایی غذا می خورد و من به تنهایی! چرا؟ چون قرار است مرزها شکسته نشود.
من تشنه ام می شود به بوفه دانشجویان نمی روم و آن جا نمی نشینم، چرا؟ چون قرار است مرزها رعایت شود. شان استادی چه می شود؟
و بدین ترتیب قواعد، پروتکل ها، مرزها، باید و نبایدها آنقدر دور و بر ما هستند که ما دیگر خودمان نیستیم.
ما می شویم یک زندانی که باید درون "چهارمتری مرزهای مصنوعی" فقط قدم بزنیم. خندیدن، خوردن، پوشیدن، حتی فکر کردمان، بسته، تکراری و مصنوعی شده است.
تجویز راهبردی:
مرزها را ما گذاشته ایم. خودمان هم می توانیم برداریم. برای رهایی از این چهارمتری مصنوعی راهش این است که از "چهار کلمه قدرتمند" استفاده کنیم.
"چرا؟"و "چرا که نه؟ "
بعضی واژه ها قدرت تخریب گری بالایی دارند مانند "چرا؟ "
بگذارید با یک مثال آنرا تشریح کنم:
از خودتان بپرسید چرا من به عنوان مدیر انتظار دارم که همیشه افرادی که در چارت سازمانی در رده پایین تر هستند به دیدن من بیایند؟
و تصور کنید که شما به اتاق آن ها بروید و از خود بپرسید "چرا که نه؟"
پس این مرزها را بشکنید
👤دکتر مجتبی لشکربلوکی
📚 @Academic_Library
👍57❤14👎1
#تلنگر 📚
شیخ ابوسعید ابوالخیر در راه بود
گفت : هر جا كه نظر میكنم
بر زمین همه گوهر ریخته
و بر در و دیوار همه زر آویخته!
كسی نمیبیند و كسی نمیچیند ....
گفتند : كو؟ كجاست؟
گفت : همه جاست
هر جا كه میتوان خدمتی كرد،
یا هر جا كه میتوان راحتی به دلی آورد
آن جا كه غمگینی هست و آن جا كه مسكینی هست.
آن جا كه یاری طالب محبت است و آن جا كه رفیقی محتاج مُرُوَت ...
📚 @Academic_Library
شیخ ابوسعید ابوالخیر در راه بود
گفت : هر جا كه نظر میكنم
بر زمین همه گوهر ریخته
و بر در و دیوار همه زر آویخته!
كسی نمیبیند و كسی نمیچیند ....
گفتند : كو؟ كجاست؟
گفت : همه جاست
هر جا كه میتوان خدمتی كرد،
یا هر جا كه میتوان راحتی به دلی آورد
آن جا كه غمگینی هست و آن جا كه مسكینی هست.
آن جا كه یاری طالب محبت است و آن جا كه رفیقی محتاج مُرُوَت ...
📚 @Academic_Library
❤88👍35👎1