آدم امن اونیه که همیشه قرار نیست کنارش بزرگسال باشی، آدم امن تو اونیه که بتونی خیلی اوقات فارغ از قضاوت کنارش بچه ای بشی که از بزرگسالی خسته شده ...
📚 @Academic_Library
📚 @Academic_Library
👍84❤25👏11👎1
یکی از ویژگیهای دوست این است که آنقدر مهربان است که در مقایسه با اکثر مردم، بخشهای بیشتری از وجود ما را بهنجار میداند.
هنگام گفتگو با مخاطبی عادی، بسیاری از نظرهای خود را به دلیل بسیار زننده بودن، جنسی بودن، مأیوسانه بودن، احمقانه بودن، هوشمندانه بودن یا احساساتی بودن بیان نمیکنیم، ولی این نظرها را با دوستان خود در میان میگذاریم.
دوستی، توطئهای کوچک است علیه آنچه دیگران معقول میپندارند!
📕 #تسلی_بخشی_های_فلسفه
✍🏻 #آلن_دوباتن
📚 در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
هنگام گفتگو با مخاطبی عادی، بسیاری از نظرهای خود را به دلیل بسیار زننده بودن، جنسی بودن، مأیوسانه بودن، احمقانه بودن، هوشمندانه بودن یا احساساتی بودن بیان نمیکنیم، ولی این نظرها را با دوستان خود در میان میگذاریم.
دوستی، توطئهای کوچک است علیه آنچه دیگران معقول میپندارند!
📕 #تسلی_بخشی_های_فلسفه
✍🏻 #آلن_دوباتن
https://www.instagram.com/Academic_Library
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍47❤20👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آقای داگ ایوانز نویسنده و فعال در زمینه گیاه شناسی و پرورش گیاهان در این ویدیو در مورد استفاده حداکثری از قابلیتهای دانه چیا صحبت کردند.
📚 @Academic_Library
📚 @Academic_Library
👍44❤9👌5🙏1
اگر مرگ نبود بیشتر کارها را میگذاشتم برای بعد. عجله نمیکردم و چون تنبلم با خیال راحت کارهایی که میخواهم انجام بدهم را بعداً انجام میدادم. بعداً به جاهایی که دوست دارم بروم، میرفتم. بعداً ورزش میکردم. بعداً کتابهایی که دوست دارم بخوانم و فیلمهایی که دوست دارم ببینم را میخواندم و میدیدم. بعداً به آنهایی که دوستشان دارم سر میزدم. بعداً خبری از دوستانی که مدتهاست از آنها بیخبرم میگرفتم بعداً بابت اشتباهاتم معذرت میخواستم و بعداً اشتباهات بقیه را میبخشیدم. بعداً میدویدم. بعداً یک شب رفقا را به یک چلوکباب عالی دعوت میکردم. بعداً سه روز لش میکردم و هیچ کاری نمیکردم. بعداً سیگار را ترک میکردم. بعداً میرفتم قله توچال. بعداً مثنوی را میخواندم. بعداً طلوع خورشید را نگاه میکردم. بعداً چند نفری یک سفر با حال میرفتیم. بعداً همه کارها را میکردم همه کارهایی که دلم میخواست را ...
ولی مرگ هست.
#سروش_صحت
📚 @Academic_Library
ولی مرگ هست.
#سروش_صحت
📚 @Academic_Library
👍118❤26👏10😢9
اژدهای کوچک پرسید: چه جوری به رفتن ادامه میدی؟
پاندای بزرگ گفت: گاهی حتّی یه قدم خیلی کوچیک بهتر از اینه که اصلاً قدمی برنداری!
📚 در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
پاندای بزرگ گفت: گاهی حتّی یه قدم خیلی کوچیک بهتر از اینه که اصلاً قدمی برنداری!
https://www.instagram.com/Academic_Library
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍92❤19🕊7
۵ قانون مدیریت پول در زندگی
۱. خریدهای چشم و هم چشمی نداشته باش ! الکی پولات تمام میشه
۲. تمام هزینه ها و درآمدت رو توی دفتر یادداشت کن!
۳. همیشه ۳ کارت پولی داشته باش: هزینه جاری، پس انداز، تفریح
۴ .تا پول اومد دستت 10% بذار کنار برای سرمایه گذاری حتی ۱۰۰ هزار تومن
۵. حساب پولی زندگی و کارت رو جدا کن
📚 @Academic_Library
۱. خریدهای چشم و هم چشمی نداشته باش ! الکی پولات تمام میشه
۲. تمام هزینه ها و درآمدت رو توی دفتر یادداشت کن!
۳. همیشه ۳ کارت پولی داشته باش: هزینه جاری، پس انداز، تفریح
۴ .تا پول اومد دستت 10% بذار کنار برای سرمایه گذاری حتی ۱۰۰ هزار تومن
۵. حساب پولی زندگی و کارت رو جدا کن
📚 @Academic_Library
👍81❤15👎6
محمدعلی فروغی:
«یکی از شاگردان پرسید: چرا باید برای ایران فداکاری کنیم؟ گفتم: ایران، خانه ماست. اگر این خانه ویران شود، هیچکس برای ما سرپناهی نمیسازد. هرچه داریم، از علم و هنر تا ناموس و شرف، به این خاک بسته است. فداکاری برای وطن، فداکاری برای خودمان است.»
📚 @Academic_Library
«یکی از شاگردان پرسید: چرا باید برای ایران فداکاری کنیم؟ گفتم: ایران، خانه ماست. اگر این خانه ویران شود، هیچکس برای ما سرپناهی نمیسازد. هرچه داریم، از علم و هنر تا ناموس و شرف، به این خاک بسته است. فداکاری برای وطن، فداکاری برای خودمان است.»
📚 @Academic_Library
❤194👍57👎18💔11
انسان "درد" رو تحمل میکنه، اما "ابهام" رو نه.
اگه برای آنچه که بر ما میگذره دلیل، هدف، یا پایانی رو باور داشته باشیم؛
سنگینترین بارها را هم به دوش میکشیم،
چرا که رنجی که بیهوده نباشه مارو از پا در نمیاره،
بلکه باعث رشد و دگرگونی ما میشه...
📚 در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
اگه برای آنچه که بر ما میگذره دلیل، هدف، یا پایانی رو باور داشته باشیم؛
سنگینترین بارها را هم به دوش میکشیم،
چرا که رنجی که بیهوده نباشه مارو از پا در نمیاره،
بلکه باعث رشد و دگرگونی ما میشه...
https://www.instagram.com/Academic_Library
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍60❤17💔2
چه حوصلهای دارین برای تلافی و انتقام و...
محمود درویش خیلی قشنگ میگه
«همین مجازات تو را بس که من دیگر تو را آنطور که میدیدم، نمیبینم!»
تموم شد و رفت!
📚 @Academic_Library
محمود درویش خیلی قشنگ میگه
«همین مجازات تو را بس که من دیگر تو را آنطور که میدیدم، نمیبینم!»
تموم شد و رفت!
📚 @Academic_Library
👍170❤20💔12🕊7
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔92👍27🕊6😢4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سن ۱۳ تا ۱۹ سالگی یک دوره بسیار حیاتی است و در این زمان، والدین باید تلاش کنند تا حمایت عاطفی و درسهای زندگی را به فرزندان خود ارائه دهند که اونها همیشه با خودشون حمل کنند.
📚 @Academic_Library
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍64❤20💔10👏3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهمترین مهارتهایی که بعد از آموزش خواندن و نوشتن در سیستمهای آموزشی معروفترین و پیشرفتهترین مدارس آموزش داده میشود:
مهارت حل مسأله، تاب آوری، انعطاف، ارتباط، تفکر خلاق، تفکر انتقادی، میباشد.
چون اهمیت این آموزشها را عمیق درک کردهاند آنها به خوبی میدانند که چالشها و پیچیدگیهای دنیا هر روز بیشتر، پیچیدهتر و پر از ابهام میشود.
و باید در پی تربیت انسان خلاق، عمیق، تاب آور، بود که حل مسأله های زندگی را بلد باشد و دانش آموز خطی، تستی، حفظی، تک بعدی نباشد.
📚 @Academic_Library
مهارت حل مسأله، تاب آوری، انعطاف، ارتباط، تفکر خلاق، تفکر انتقادی، میباشد.
چون اهمیت این آموزشها را عمیق درک کردهاند آنها به خوبی میدانند که چالشها و پیچیدگیهای دنیا هر روز بیشتر، پیچیدهتر و پر از ابهام میشود.
و باید در پی تربیت انسان خلاق، عمیق، تاب آور، بود که حل مسأله های زندگی را بلد باشد و دانش آموز خطی، تستی، حفظی، تک بعدی نباشد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍59👏13❤7👎1
اژدهای کوچک پرسید: «اگه بعضیها از من یا کارهام خوششون نیاد چی؟»
پاندای بزرگ گفت: «تو باید راه خودت رو بری. بهتره اونها رو از دست بدی تا خودت رو.»
#جیمز_نوربری
📚 در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
پاندای بزرگ گفت: «تو باید راه خودت رو بری. بهتره اونها رو از دست بدی تا خودت رو.»
#جیمز_نوربری
https://www.instagram.com/Academic_Library
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍106❤33✍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اجازه نده باهات مثل یه گزینهی دم دستی برخورد کنن در حالی که لیاقتت اینه که تو اولویت باشی...
📚 @Academic_Library
📚 @Academic_Library
👍92❤16👏4👌1
یه نفر تو دو ماه میتونه احساسی رو در شما به وجود بیاره که یه نفر دیگه توی دوسال نتونسته!
زمان هیچ کاره اس! اصل داستان شخصیت آدماست...
📚 @Academic_Library
زمان هیچ کاره اس! اصل داستان شخصیت آدماست...
📚 @Academic_Library
👍108🕊11❤10👎1
جنایتکاری که آدم کشته بود، در حال فرار با لباس ژنده خسته به دهکده رسید.
چند روزچیزى نخورده بود و گرسنه بود. جلوى مغازه میوه فروشى ایستاد و به سیب هاى بزرگ و تازه خیره شد، اما پولى براى خرید نداشت.
دودل بود که سیب را به زور از میوه فروش بگیرد یا آن را گدایى کند. توى جیبش چاقو را لمس مى کرد که سیبى را جلوى چشمش دید! چاقو را رها کرد... سیب را از دست مرد میوه فروش گرفت. میوه فروش گفت: «بخور نوش جانت، پول نمى خواهم.»
روزها، آدمکش فرارى جلوى دکه میوه فروشى ظاهر میشد. و بى آنکه کلمه اى ادا کند، صاحب دکه فوراً چند سیب در دست او میگذاشت. یک شب، صاحب دکه وقتى که مى خواست بساط خود را جمع کند، صفحه اول روزنامه به چشمش خورد. عکس توى روزنامه را شناخت .زیر عکس نوشته بود: «قاتل فرارى»؛ و جایزه تعیین شده بود.
میوه فروش شماره پلیس را گرفت ...
موقعی که پلیس او را مى برد، به میوه فروش گفت : «آن روزنامه را من جلو دکه تو گذاشتم . دیگر از فرار خسته شدم. هنگامى که داشتم براى پایان دادن به زندگى ام تصمیم مى گرفتم به یاد مهربانی تو افتادم.
"بگذار جایزه پیدا کردن من، جبران زحمات تو باشد"
#گابریل_گارسیا_مارکز
📚 @Academic_Library
چند روزچیزى نخورده بود و گرسنه بود. جلوى مغازه میوه فروشى ایستاد و به سیب هاى بزرگ و تازه خیره شد، اما پولى براى خرید نداشت.
دودل بود که سیب را به زور از میوه فروش بگیرد یا آن را گدایى کند. توى جیبش چاقو را لمس مى کرد که سیبى را جلوى چشمش دید! چاقو را رها کرد... سیب را از دست مرد میوه فروش گرفت. میوه فروش گفت: «بخور نوش جانت، پول نمى خواهم.»
روزها، آدمکش فرارى جلوى دکه میوه فروشى ظاهر میشد. و بى آنکه کلمه اى ادا کند، صاحب دکه فوراً چند سیب در دست او میگذاشت. یک شب، صاحب دکه وقتى که مى خواست بساط خود را جمع کند، صفحه اول روزنامه به چشمش خورد. عکس توى روزنامه را شناخت .زیر عکس نوشته بود: «قاتل فرارى»؛ و جایزه تعیین شده بود.
میوه فروش شماره پلیس را گرفت ...
موقعی که پلیس او را مى برد، به میوه فروش گفت : «آن روزنامه را من جلو دکه تو گذاشتم . دیگر از فرار خسته شدم. هنگامى که داشتم براى پایان دادن به زندگى ام تصمیم مى گرفتم به یاد مهربانی تو افتادم.
"بگذار جایزه پیدا کردن من، جبران زحمات تو باشد"
#گابریل_گارسیا_مارکز
📚 @Academic_Library
👍128❤51😢33😭9
📚 حاصل عمر #گابریل_گارسیا_مارکز (نویسنده بزرگ کلمبیایی) از زبان خودش:
در ۱۵ سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر میدانند، و گاهی اوقات پدران هم.
در ۲۰ سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایدهای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود.
در ۲۵ سالگی دانستم كه یك نوزاد، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته، محروم میكند.
در ۳۰ سالگی پی بردم كه قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن.
در ۳۵ سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد؛ بلكه چیزی است كه خود میسازد.
در ۴۰ سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام میدهیم دوست داشته باشیم.
در ۴۵ سالگی یاد گرفتم كه ۱۰ درصد از زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق میافتد و ۹۰ درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان میدهند.
در ۵۰ سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بد ترین دشمن وی است.
در ۵۵ سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب.
در ۶۰ سالگی متوجه شدم كه بدون عشق میتوان ایثار كرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.
در ۶۵ سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز كه میل دارد بخورد.
در ۷۰ سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارتهای خوب نیست؛ بلكه خوب بازی كردن با كارتهای بد است.
در ۷۵ سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر میكند نارس است، به رشد وكمال خود ادامه میدهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است، دچار آفت میشود.
در ۸۰ سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است.
در ۸۵ سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست.
📚 در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
در ۱۵ سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر میدانند، و گاهی اوقات پدران هم.
در ۲۰ سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایدهای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود.
در ۲۵ سالگی دانستم كه یك نوزاد، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته، محروم میكند.
در ۳۰ سالگی پی بردم كه قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن.
در ۳۵ سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد؛ بلكه چیزی است كه خود میسازد.
در ۴۰ سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام میدهیم دوست داشته باشیم.
در ۴۵ سالگی یاد گرفتم كه ۱۰ درصد از زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق میافتد و ۹۰ درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان میدهند.
در ۵۰ سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بد ترین دشمن وی است.
در ۵۵ سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب.
در ۶۰ سالگی متوجه شدم كه بدون عشق میتوان ایثار كرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.
در ۶۵ سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز كه میل دارد بخورد.
در ۷۰ سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارتهای خوب نیست؛ بلكه خوب بازی كردن با كارتهای بد است.
در ۷۵ سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر میكند نارس است، به رشد وكمال خود ادامه میدهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است، دچار آفت میشود.
در ۸۰ سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است.
در ۸۵ سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست.
https://www.instagram.com/Academic_Library
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍69❤33💔4👎2