ادب‌سار – Telegram
ادب‌سار
13.3K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
دوستان ارجمند؛ شمار نبیگ(کتاب) «دستان مستان»، دفتر سرودگان میرجلال‌الدین کزازی، رو به پایان است. چنانچه پیش‌تر برای خرید آن پیام داده و اکنون آهنگ خرید دارید، پیش از واریز بودِشِ آن را از ما جویا شوید. از آنجا که روزگارمان کرونایی است برای دستینه‌ی نبیگ‌ها به نویسندگان و سرایندگان آن دسترسی نداریم و نمی‌دانیم که چه زمانی دوباره فروش نبیگ‌های در پیوند با پارسی را از سر خواهیم گرفت. چنانچه بتوانیم برای این کار چاره‌ای بیاندیشیم در تلگرام و اینستاگرام ادبسار به آگاهی شما می‌رسانیم.
ادب‌سار
💭 #نوستالژی و جایگزین‌های پارسی به پیشنهاد شما - دسته‌ی پنجم: لاهیجی: بادرود، امیدوارم تندرست باشید... می‌خواستم درباره نوستالژی بگویم که من واژه‌ی «یادمانه» را می‌پسندم که یکی از دوستان هم گفتند. نمی‌دانم آیا می‌توان واژه‌ی «یادکرد» را هم مترادف نوستالژی…
💭 #نوستالژی و برابرهای پیشنهادی شما - دسته‌ی ششم:


ناصر کرامت: با درود؛ با سپاس از سام گرامی كه نوستالژی را دلتنگی گذشته چمیده است، با اینکه همچنان «خوش‌كهن‌ياد» را برابر درخور آن می‌دانم، ولی بر پایه چم دلتنگی، واژه‌های «دلتنگانه» و «دلتنگیانه» را هم برای نوستالژی پیشنهاد می‌کنم.


کرمی: سلام ودرود به ساکنان ادب‌سار؛ پیشنهاد من در برابر واژه‌ی نوستالژی واژگان زیر است. از اینکه رایزنی با هم‌گروهان را ارج نهاده‌اید، سپاسگزارم.
۱- یادماند
۲- زمانه‌یاد
۳- روزگاران
۴- دیرزمانه
۵- فرایاد


ز-س: درود
برای جایگزین واژه نوستالژی، «یادواره» و «یادانه» پیشنهاد من است‌.


علی فاتح: واژه‌ی پیشنهادی معادل نوستالژی: «یادینه» و «یادمانه»


کاوه آهنگر: درود به دوست گرانقدر
نوستالژی = «یادباد»


سعید: درود به هم‌اندیشان. در پهنای جنوب ایران و در اندوه گذشته با به‌کارگیری دو واژه «یادیاد» پشت سر هم در سروده‌ها، نوستالژی را به خوبی آشکار می‌کنند.


آفتاب: با درود. در مورد جایگزین واژه‌ی نوستالژیک، واژه‌ی «بازیاد» که چند روز پیش توسط یکی از هموندان کانال پیشنهاد شده بود، به نظر مناسب می‌آید. چون هم جنبه‌ی یادآوری و هم جنبه‌ی دلتنگی و یا شادی را در بر می‌گیرد. هم واژه‌ی ساده و ملموسی است.


همچنان می‌توانید پیشنهادهای خود را برای جایگزین پارسی این واژه برای ما بفرستید:
@New_View
@MajidDorri
ادب‌سار
🔅 پیام شما برای واژه‌ی بيگانه‌ی «نوستالژی» برابر پارسی در‌ جایی ندیدم. پیشنهاد من جایگزینی واژه‌ی پارسی «خوش كهن‌یاد» است. فرستنده: #ناصر_کرامت دوستان گرامی شما هم پیشنهادهای خود را برای جایگزینی واژه‌ی #نوستالژی برای ما بفرستید تا در ادب‌سار هم‌رسانی کنیم.…
دوستان ارجمند درود. تاکنون پیشنهادهای شما برای پارسی کردن واژه‌ی نوستالژی در شش دسته هم‌رسانی شده است. این پویش از اینجا آغاز شد:
t.me/AdabSar/18606

از هم‌اندیشی خوب و پیام‌های پرشمار شما بسیار سپاسگزاریم. پیشنهادها بسیار امیدوارکننده و زیبا بودند و شادیم که از شما می‌آموزیم.

نیاز به یادآوری است که در چندین پیام رسیده واژگان «خاطره‌انگیز»، «یاد ایام» و همانند آن‌ها پیشنهاد شده بود که همه یا بخشی از واژه پارسی نبود و ما تنها پیشنهادهای پارسی را هم‌رسانی کردیم.

می‌توانید واژگان پیشنهادی را با برچسب #نوستالژی ببینید و همچنان به این پویش بپیوندید و واژه پیشنهاد دهید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌼🌺🌸
🌺🌸
🌸
ز گیتی زیانگارتر کار چیست
که بر کَرده‌ی او بباید گریست

چه دانی تو اندر جَهان سودمند
که از کردنش مرد گردد بلند

فرستاده گفت: آن که دانا بُوَد
همیشه بزرگ و تُوانا بُوَد

تنِ مردِ نادان ز گِل خوارتر
به هر نیکیی ناسزاوارتر
#فردوسى

و در این هفته امید آن:
که جاوید بادا سر و افسرت


فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌼
🌸🌼
🌺🌸🌼
ادب‌سار
💭 #نوستالژی و برابرهای پیشنهادی شما - دسته‌ی ششم: ناصر کرامت: با درود؛ با سپاس از سام گرامی كه نوستالژی را دلتنگی گذشته چمیده است، با اینکه همچنان «خوش‌كهن‌ياد» را برابر درخور آن می‌دانم، ولی بر پایه چم دلتنگی، واژه‌های «دلتنگانه» و «دلتنگیانه» را هم برای…
💭 #نوستالژی و پیشنهادهای شما برای جایگزینی واژه‌های پارسی - دسته‌ی هفتم:


ملیحه مسیبی: سلام و سپاس از سبزی حضورتان. واژه‌های پیشنهادی کلمه نوستالژی = «دوریاد» و «یادآمد» و «آمدیاد»


غلامرضا توسی: «فسوسان» تریاک شکست خوردگان است. گویا از نظامی است. نوستالژی = «فسوسان»


علی محتشمی: سلام.
واژه «یادآور» را پیشنهاد می‌کنم
چون به اینصورت آن را به‌کارمی‌بریم
مثلا می‌گوییم فلان چیز برای من یادآور… است


کمال تقی‌پور: با درود. پیشنهاد من به جای نوستالژی واژه‌ی «گذشته‌یاد» می‌باشد.


حسین: درود. پسین به‌شادی.
واژه‌ی پیشنهادیِ دکتر کزازی به‌جای «نوستاژیک» واژه‌ی «تاسه‌خیز» است.
«تاسه، لغت‌نامه‌ی دهخدا:
تاسه. [سَ/سِ] اندوه و ملالت.
محمّد معین در حاشیه‌ی برهان آرد: گورانی «تاسه» انتظارِ آمیخته با بی‌قراری. گیلکی
«تاسیان» اندوه در نتیجه‌ی سفرِ عزیزی: 
وی ته تلواسه دیرم بوره بوین 
هزاران تاسه دیرم بوره بوین.
علامتِ وی آن است که تاسه و غمی اندر آن‌کس پدید آید. (ذخیره‌ی خوارزمشاهی).
یارِ هم‌کاسه هست بسیاری 
لیک هم‌تاسه کم بود یاری. سنایی.»


همچنان می‌توانید پیشنهادهای خود را برای جایگزین پارسی این واژه برای ما بفرستید:
@New_View
@MajidDorri
1
در روزهای گذشته بسیاری از شما پرسیدید که در میان واژه‌های پرشماری که برای واژه‌ی نوستالژی پیشنهاد شده واژه‌ی برگزیده کدام است.
برای گزینش واژه یا واژ‌ه‌های جایگزین نوستالژی از نگاه کاربران ادب‌سار، در پایان هفته رای‌گیری گسترده‌ای خواهیم داشت. از این‌رو از شما خواهشمندیم که تا روز دوشنبه پیشنهادهای خود را بفرستید تا برای هم‌رسانی، دیده شدن و رای‌گیری زمان داشته باشیم.

گفتنی است این رای‌گیری ویژه‌ی برابرهای «نوستالژی» است و پیشنهادهایی که برای واژه‌ی «نوستالژیک» رسیده اگرچه آموزنده هستند ولی در رای‌گیری نمی‌گنجند.

این رشته پیشنهادها را با برچسب #نوستالژی بخوانید.
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻صُوَر= رخ‌ها، رخسارها، چهره‌ها، چهرگان
🔻صورت= چهره، چهر، رخ، رخسار، رخساره، روی، رو، بُندُخت، دیم(مازَنی)، گونه، سیما، نگار، نگاره، نِما، نَماد، اَبَر [در دانش انگارش(ریاضی)]
🔻صورت‌آرای= چهرآرای، نگارگر
🔻صورت‌آرایی= چهر نگاری
🔻صورت‌آفرین= چهره‌ساز، چهره‌بند
🔻صورت‌اسامی= سیاهه
🔻صورت برداری= سیاهه برداری، پیکر برداری
🔻صورت برداشتن= سیاهه برداشتن
🔻صورت بستن= فرجام پذیرفتن، پنداشتن، شدن، نمودکردن، به نگر آمدن
🔻صورت‌بندی= نگاربندی، رده‌بندی
🔻صورت‌پذیر= انجام‌شدنی، انجام‌پذیر، چهره‌پذیر، شدنی
🔻صورت‌پذیرفتن= فرجام پذیرفتن، انجا‌م‌پذیرفتن، چـِهرِنیدن، چهره بستن
🔻صورت‌جادو= جادونگاره(چهره‌های درهم و برهم از جانوران که نکارگران می‌کشند)
🔻صورت‌جزء= ریزشُمار
🔻صورت‌جلسه= نشست‌نامه
🔻صورت‌جلسه‌کردن= پیش‌نویس کردن
🔻صورت‌حال= چگونگی، چونی
🔻صورت‌حساب= شماربرگ، سیاهه درآمدها، پرداخت‌نامه
🔻صورت خارجی= نگاره‌ی بیرونی[زبانزد فرزانی(اصطلاح فلسفی)]
🔻صورت ذهنی= نگاره‌ی هوشیک(زبانزد فرزانی)
🔻صورت‌ساز= چهره‌نگار
🔻صورت‌سازی= وارون‌نمایی(در دادوستد و بازار)، چهره‌نگاری
🔻صورت فلکی= اختر
🔻صورتک= نگارک، تندیسَک
🔻صورت‌کاری= چهره‌سازی، کنده‌کاری[کندن چهره یا نگاره بر سنگ و توپال(فلز)]
🔻صورتکده= نگارخانه، نگارکده، نگارستان
🔻صورتِ کسر= ابر بَرخِه، برخه‌شمار
🔻صورت‌کِش= نگارگر، چهره‌ساز
🔻صورت‌گر= نگارگر، چهره‌پرداز
🔻صورتگری= چهره‌پردازی
🔻صورت‌نگار= چهره‌نگار
🔻صورت و ظاهر= رویه
🔻صورتی= سرخابی، سرخ روشن، رُخی، نِمایی
🔻صوَرِ علمیه= چهره‌های دانسته
🔻صوَرِ مرئیه= چهره‌های نمایان
🔻صُوَر فلکی= چهرگان سپهری، اختران
🔻صوری= ساختگی(جعلی)، رویه‌ای، نِمایی


#مجید_دری
#پارسی_پاک
#صور #صورت‌ #صوری
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
ادب‌سار
💭 #نوستالژی و پیشنهادهای شما برای جایگزینی واژه‌های پارسی - دسته‌ی هفتم: ملیحه مسیبی: سلام و سپاس از سبزی حضورتان. واژه‌های پیشنهادی کلمه نوستالژی = «دوریاد» و «یادآمد» و «آمدیاد» غلامرضا توسی: «فسوسان» تریاک شکست خوردگان است. گویا از نظامی است. نوستالژی…
💭 #نوستالژی و واژه‌های پارسی پیشنهادی شما - دسته‌ی هشتم:


بزرگمهر صالحی: ما در گذشته درباره‌ی ساختار واژه‌سازی نوشتیم و بازنمود کردیم که دانستن زبان پروانه‌ی واژه‌سازی به ما نمی‌دهد. آنگونه که زبان‌دانی یکی از بخش‌هایی است که در این کاوُش ما را به‌کار آید.
اینک ما و گزارش زبانزد گیرای نوستالژی:nostalgia از دو واژه‌ی یونانی ساخته شده است. nostos به مانک بازگشت به خانه است و algia که مانک «درد» می‌دهد. واژه‌نامه‌ی انگلیسی آکسفورد، نوستالژی را نمایی از دلتنگی در دور شدن از میهن دانسته است. نوستالژی را می‌توان به شیوه‌ی چکیده، یک سوهش(احساس) درونی تلخ و شیرین به کالا، آدمیان و جایگاه‌های گذشته بازنویسی کرد. مانک دیگر نوستالژی دلتنگی زیاد برای زادگاه و میهن است.
- دریغا پنداشت
- دریغا یاد


پریسا ملک‌نیا: درود بر شما. به گمانم «یادمانانه» برای واژه‌ی نوستالژی بار معنایی کلمه را انتقال می‌دهد.


حسن سباعی: با درود و عرض ادب و احترام؛
پيشنهاد من براى واژه‌ی نوستالژی «پريشان‌ياد» يا «پريشان‌گرد» می‌باشد.
با سپاس


سلیم: با درود
واژه‌ی «کهنه‌یاد» را برای نوستالوژی پیشنهاد می‌کنم.


سعید بابایی: درود بر شما
برابرنهاد برای واژه‌ی نوستالژی:
«دریغانه یاد»
«دریغ یادانه» 🌷🌷🌷


رادمان پورماهک: درود بسیار
نوستالژی: «دریغانه»، «پیشین‌اندوه»، «اندُه‌آگین»، «باستان‌یاد»، «دریغ‌واره»، «یادگساری»


پیشنهادهای خود را تا 👈 فردا/دوشنبه 👉 برای ما بفرستید تا در رای‌گیری گنجانده شود.

@New_View
@MajidDorri
دلداده‌ی نام تواَم از هر که نامت بشنود

بر مژده‌ی نام خوشت هم جان دهم هم جامه را

#اهلی_شیرازی
#چکامه_پارسی

🌬 @AdabSar
ادب‌سار
💭 #نوستالژی و واژه‌های پارسی پیشنهادی شما - دسته‌ی هشتم: بزرگمهر صالحی: ما در گذشته درباره‌ی ساختار واژه‌سازی نوشتیم و بازنمود کردیم که دانستن زبان پروانه‌ی واژه‌سازی به ما نمی‌دهد. آنگونه که زبان‌دانی یکی از بخش‌هایی است که در این کاوُش ما را به‌کار آید.…
💭 #نوستالژی و واژه‌های پارسی پیشنهادی شما - دسته‌ی نهم:


بابا درویش: برابر نوستالژی «ویرآمه‌ها»(یادآمده‌ها)
درود و یا علی مدد. این واژه که نوشتم برگرفته از زبان پهلوی است.


ناصر کرامت: با درود دوباره؛ افزون بر «خوش كهن‌یاد» و «دلتنگیانه»، واژه‌ی «یادافسوس» را هم برای برابر پارسی نوستالژی پیشنهاد می‌نمایم. پاینده باشید.


کیومرث فرزانه: سلام و درود خدمت شما. من برای جایگزینی نوستالژی «دوریاد» پیشنهاد می‌کنم.


امیر دیبا: درود ارجمند. پیشنهادم: «آهانه» و «آهیاد» است.


کاوه آهنگران: به نام خداوند جان و خرد. درود بر شما وهمکاران ارژمند
از دید من واژه‌های «یادمانه»، «دریغ‌انگیز»، «خوش‌یاد» را می‌توان جایگزین واژه‌ی نوستالژی کرد.


وحید طالب‌العلم: با درود
پیشنهاد من بجای واژه نوستالژی «یادنواز» است. با سپاس


پیشنهادهای خود را تا پایان ⬅️امروز/دوشنبه➡️ برای ما بفرستید تا در رای‌گیری گنجانده شود.

@New_View
@MajidDorri
از یک نگاه گرم تو رنگم پریده است

قربان او شوم که تو را آفریده است

#مریم_حیدرزاده
#چکامه_پارسی
🦋 @AdabSar
ادب‌سار
💭 #نوستالژی و واژه‌های پارسی پیشنهادی شما - دسته‌ی نهم: بابا درویش: برابر نوستالژی «ویرآمه‌ها»(یادآمده‌ها) درود و یا علی مدد. این واژه که نوشتم برگرفته از زبان پهلوی است. ناصر کرامت: با درود دوباره؛ افزون بر «خوش كهن‌یاد» و «دلتنگیانه»، واژه‌ی «یادافسوس»…
💭 #نوستالژی و واژه‌های پارسی پیشنهادی شما - دسته‌ی دهم:


احمد ابراهیمیان(رهگذر): درود و گاه خوش.
برای واژه نوستالژی: «دیریاده»، «دورینه»، «یادخواهی»، «یادجوش»، «جوشین‌یاد»، «تلخاژ»، «سوزانگاره»
پیشنهاد می‌گردد.


مریم: درودها بر شما
واژه‌ی «یادخوش» به‌جای نوستالژی.


محمود ایرجیان: درود بر شما
واژه پیشنهادی برای نوستالژی واژه «تنگدلی» می‌تواند باشد زیرا نوستالژی آن بخش از یادآوردها (خاطره‌ها) را در بر می‌گیرد که دست نیافتنی هستند و با دلتنگی یا miss یکسان شمرده نمی‌شود. واژه «تنگدلی» را می‌توان با کمک پسوندهای پارسی برای دیگر فرساخته‌ها (مشتق‌های) واژه نوستالژی نیز به کار برد. چنان که به‌جای واژه نوستالژیک می‌توان واژه «تنگدلانه» را به کار برد. در گفتمان کوچه و بازار از واژه «دورافتادن» از چیزی یا کسی یا… برای واژه نوستالژی بهره گرفته می‌شود.


میرجانی: سلام. من نتوانستم خودم را به کلمه و ترکیباتی که در ذهنم می‌گشت، راضی کنم، اما خوش‌آهنگ‌ترین و در همان حال مسماترین واژه را «یادافسوس» دیدم.


هادی خوش‌افتخار: درود
نوستالژی: «مانا یاد»


ذ: درود. «خوش‌یاد» نیز جایگزین خوبی برای نوستالژی است.


دوستان ارجمند چشم به‌راه رای‌گیری برای واژه‌های پیشنهادی‌تان باشید.
از همکاری گسترده‌ی شما بسیار سپاسگزاریم. 🌹
ادب‌سار
🏡 واژگان پارسی در زبان عربی بها = از پارسی بهی، نیکویی، فروغ بَهرامَج = از پارسی بهرامه، درخت بیدمشک بَهریز = از پارسی پرهیز بَهرر = از پارسی بَه زر، مردخردمند و استوار، بهازر بَهط = از پارسی بـهَت، پلو با ماست بَهَق = از پارسی بَهَک، بیماری پوستی، لک و پیس،…
🏜 واژگان پارسی در زبان عربی

بَهی = از پارسی بهی، زیبا، درخشان
بَیّاب = از پارسی با آب(ساقی)
بیابانیات = از پارسی زنان بیابان‌نشین
بیاده = از پارسی پیاده، سرباز پیاده
بَیازره (تک: بَیزار) = از پارسی بازداران (نگه‌دارنده‌ی بازهای شکاری)، بازیاران (کشاورزان)
بیب = از پارسی پایاب، پای آب، گذرگاه آب از چاه و استخر، استخر آهنی
بیت = از پارسی پاد (مال و رزق)
بیجادَق = از پارسی بیجاده، گوهری مانند یاقوت

🏜 @AdabSar
دنباله دارد

📜 بازخن‌ها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی-پارسی از المنجد الابجدی، نوشته‌ی لویس معلوف، برگردان احمد سیاح، چاپ پخش فرحان.
۲- معجم المعربات، محمد التنوجی
۳- واژه‌نامه‌ی دهخدا

فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی

🏜 @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻عَرض = پیشکش، پیش‌داشتن، نشان‌دادن، آشکارکردن
🔻عَرض‌داشتن = نمایاندن، آشکارکردن، دادخواستن، درخواستن
🔻عَرض کردم = گفتم
🔻عَرض‌کردن = گفتن، به‌آگاهی‌رسانیدن، آگاهی رسانیدن به، پیش‌نهادن، نمایش‌دادن، نشان‌دادن، آشکارکردن، نمودن، سَنجیدن، درخواست‌کردن
🔻عَرض کنم = بگویم
🔻عَرض افتادن= پیشنهاد شدن، نمایانده شدن
🔻عَرض اندام= خودنمایی
🔻عَرض خوشامد = خوشامدگویی، خوشامدگفتن
🔻عَرض‌داشت= خواست‌نامه، نیازنامه
🔻عَرضی دارم= درخواستی دارم، سخنی دارم
🔻عَرضِ حال= دادخواست، دُشِش
🔻عَرضِ ادب= ادب‌ورزی
🔻عَرضِ خوشامد= خوشامدگویی
🔻عَرضه= نمایش، پیشداشت، پیشنهاد، پیشاورد، نشان‌دادن، رونمایی
🔻عَرضه‌داشتن = به‌آگاهی‌رسانیدن، نشان‌دادن، نمایاندن، درخواست‌کردن
🔻عَرضه‌کردن = هویداکردن، نشان‌دادن، رونمایی کردن
🔻عرضه و تقاضا= داد و خواست
🔻مَعروض = نموده، گفته، پیش‌کشیده
🔻مَعروض‌داشتن = به‌آگاهی‌رسانیدن، گزارش‌دادن

✍️نمونه:
🔺با کمال مسرّت به عَرض می‌رسانم که دعاهای ما مقبول آن حضرت واقع شدند =
با شادمانی بسیار به آگاهی می‌رسانم که نیایش‌های ما در آن درگاه/نزد خداوند پذیرفته شد

🔺عَرض خوشامد دارم =
خوشامد می‌گویم

🔺باید عَرض کنم که... =
باید بگویم که...

🔺کاش می‌شد مهربانی را به دل‌ها عَرضه داشت =
کاش می‌شد مهربانی را به دل‌ها نشان داد

🔺به عَرض مردم رسانید =
به آگاهی مردم رسانید
به مردم گفت

🔺احتراما معروض می‌دارد همانطور که مستحضرید...
ارجمندانه به‌آگاهی می‌رساند همانگونه که می‌دانید...

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#عرض #عرضه #معروض
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
من یک تن و او بسیار
من ساده و او عیّار
او می‌کشدم ناچار
آن سوی که شیدایی‌ست…

#محمدعلی_بهمنی
#چکامه_پارسی

فرتور از: simpalao
🛶 @AdabSar
زبان پارسی می‌تواند زبان دانشورانه(علمی) باشد، اگر زنجیری را که به پای آن زده‌ایم، باز کنیم. پارسی زایایی بایسته(لازم) و نهفته(بالقوه) را دارد. ولی ما این توانمندی را به‌کار نمی‌گیریم. واژه‌های دانشیک(علمی) برای مردم کوچه و بازار ساخته نمی‌شوند. برای کارشناسان، فناوران و دانشجویان ساخته می‌شوند. پس اگر چشم آن داشته باشیم که واژه‌های تازه را همه دریابند و خوششان بیاید، امید بی‌جایی است.

#محمدرضا_باطنی
برگردان شده به پارسی


برخی فرهنگ‌پژوهان باطنی را «شرافت زبان پارسی» نامیدند. یادش گرامی و راهش جاوید باد.

💚📗 @AdabSar
سوی که روم من که دلم سوی تو باشد
روی که ببینم که به از روی تو باشد؟

#اهلی_شیرازی
#چکامه_پارسی

فرتور(عکس) از #بابک_امین_تفرشی
🌕 @AdabSar
👨🏻‍⚕ یادی کنیم از‍ ۱۲ مِی
«روز جهانی پرستار»
روز رنج‌دیدگان خاموش💐

برای زادروز فلورانس ناینتیگل (۱۲ مِی ۱۸۲۰) پرآوازه به بانوی چراغ به دست، پرستار و مزداهیک(ریاضی)دان بزرگ انگلیسی، این روز به نام روز جهانی پرستار نامگذاری شده است.
به او فرنام(لقب) بانوی چراغ به دست داده شده زیرا او با تاب آوردن بی‌خوابی در سراسر شب بر بالین بیماران آماده ایستاده بود و فزون بر درمان، به آن‌ها دلداری می‌داد.
این روز را به همه‌ی پرستاران فداکاری که در دو سال گذشته با همه‌ی کمبودها، نامهربانی‌ها و واکَربِش(تبعیض‌)ها در برابر بیماری کرونا جان‌فشانی کردند، شادباش می‌گویم.

خجسته و گلباران باد گام‌های زندگی‌بخش شما

فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#روز_پرستار

👩🏻‍⚕ @AdabSar
ادب‌سار
💭 #نوستالژی و واژه‌های پارسی پیشنهادی شما - دسته‌ی دهم: احمد ابراهیمیان(رهگذر): درود و گاه خوش. برای واژه نوستالژی: «دیریاده»، «دورینه»، «یادخواهی»، «یادجوش»، «جوشین‌یاد»، «تلخاژ»، «سوزانگاره» پیشنهاد می‌گردد. مریم: درودها بر شما واژه‌ی «یادخوش» به‌جای…
💭 #نوستالژی و جایگزین‌های پارسی به پیشنهاد شما - دسته‌ی یازدهم و پایانی:


بانوی مهر ایران: درود، روز به خیر
برای واژه نوستالژی واژه «یادواره» را پیشنهاد می‌کنم.


شیرزاد نبی‌پور: درود بسیار. واژه «نوشین‌یاد» را به‌جای نوستالژی پیشنهاد می‌کنم.


ناصر کرامت: با درود و سپاس از تارراه ادبسار برای راه‌اندازی پویش برابریابی نوستالژی. اگرچه زمان آن سپري شده است ولی افسوسم آمد كه این واژه را به واژه‌های پيشنهادی پيشين خودم نيفزايم. واژه «دلتنگیاد» كه بر گرفته از واژه‌های دلتنگی و ياد و پيوند آنها با هم می‌باشد هم می‌تواند برابر درخوری براي نوستالژی باشد. از همدلی شما سپاسگزارم.


شیرازی: 🌷سلام و درود بر شما.امید است تصمیم‌گیری خوبی برای انتخاب جایگزین مناسب کلمه‌ی نوستالژی بدون تعصب بر روی اساتید و یا شخص خاصی انجام پذیرد.
ببخشید از اینکه کلمات پارسی بیشتری نیافتم تا درمتن خود به کار برم.
من از بعضی نظرهایی که داده شد دلم گرفت. چرا نگاه و برداشت بعضی از دوستان فقط معنای غمگینی است که در کلمه نوستالژی نهفته است؟ با تمام احترامی که برای نظرات دوستان فرهیخته‌ام قائلم،
اما بنظرم خاطرات گذشته غیر از داشتن جنبه‌های منفی و اندوهناک شامل جنبه‌های بسیار مثبت و فرحبخشی نیز
می‌باشد و ای بسا بیشتر هم بوده باشد. ما نیازی نداریم به پیروی از ادبیات بیگانه‌ای که احترام به فرهنگ وادبیات ما را آنچنان که شایسته بوده درقرون گذشته نگه نداشته است.
سخن به درازا رفت.
نظرم این است که بیشتر از جنبه‌ی مثبت و شاد خاطرات گذشته می‌توان بهتر سود برد. با اینکه کلمات بسیار زیبا و ادیبانه‌ای از دوستان ارائه شده، اماانتخاب من:
۱- مانا یاد
۲- یادخوش.
می‌باشد.


دوستان گرامی؛ هر آنچه پیشنهاد پارسی دریافت کردیم با شما در میان گذاشتیم. آن‌ها را با برچسب #نوستالژی ببینید. اکنون پیشنهادهای رسیده در گام ارزیابی برای رای‌گیری هستند.🌷
ادب‌سار
🏜 واژگان پارسی در زبان عربی بَهی = از پارسی بهی، زیبا، درخشان بَیّاب = از پارسی با آب(ساقی) بیابانیات = از پارسی زنان بیابان‌نشین بیاده = از پارسی پیاده، سرباز پیاده بَیازره (تک: بَیزار) = از پارسی بازداران (نگه‌دارنده‌ی بازهای شکاری)، بازیاران (کشاورزان)…
واژگان پارسی در زبان عربی

بیجادَق = از پارسی بیجاده، گوهری مانند یاقوت
بیجامِه = از پارسی پاجامه
بیجیر = از پارسی بارگیر
بَید = از پارسی بَد
بیدُخت = از پارسی بیدخت، ستاره‌ی آناهید
بَیدَر = از پارسی پای در، انباشته‌ی گندم
بَیدَری = از پارسی دری
بَیدَق = از پارسی پیادَک، پیاده (مهره‌ی پیاده‌ی شترنج)
بَیذَق = از پارسی پرچم
بیرا = از پارسی پیر، پیرزن فریبکار
بَیرَم = از پارسی بَرماه، پرماه، ابزار گِردبُرِه از پولاد که درودگران با آن کار می‌کنند
بَیرُورج = از پارسی پیروزه، فیروزه

@AdabSar
دنباله دارد

📜 بازخن‌ها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی-پارسی از المنجد الابجدی، نوشته‌ی لویس معلوف، برگردان احمد سیاح، چاپ پخش فرحان.
۲- معجم المعربات، محمد التنوجی
۳- واژه‌نامه‌ی دهخدا

فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی

@AdabSar