𔓙 ندای حقیقت 𔓙 – Telegram
𔓙 ندای حقیقت 𔓙
3 subscribers
2 photos
1 video
4 files
2 links
هنگامی که از شنیدن عقاید دیگران به دلیل هراس از متفاوت و متضاد بودن آنها با عقاید خویش هراس داشتید همانجا است که باید در عقاید خود تجدید نظر کنید.
Download Telegram
طبیعت سرحدات سیاسی نمی شناسد ! قانون طبیعت این است که همیشه حق با کسی است که با صراحت حرف می زند، ولی کیست که معنای صراحت را درک کند ؟

- آدولف هیتلر

@AdolfMacro
یعنی اینکه همین حس جنگ طلبی که در ما هست کار رو به جایی می رسونه که ممکنه خودمون رو نابود کنیم. این خیلی وحشتناکه. همون چیزی که باعث بقای ما انسانها شده ما رو از بین میبره.

- کامران قیصر/اکسیر سیمرغ
@AdolfMacro
می توان زندگی را با قطعه ای پارچه گلدوزی شده مقایسه کرد که هر کس در نیمه اول عمر خود روی آن را می بیند، اما در نیمه دوم پشت آن را. آنچه در نیمه دوم می بینید آنقدرها زیبا نیست، اما بیشتر آموزنده است، زیرا او را قادر می سازد که ببیند چگونه نخها به یکدیگر متصل شده اند....

- شوپنهاور / درمان شوپنهاور

@AdolfMacro
بزرگترین لذت ما این است که ما را بستایند ولی ستایندگان حتی اگر انگیزه ای برای این کار داشته باشند چندان مایل بر ابراز ستایش خود نیستند .
و بنابراین خردمند ترین انسان کسی است که توانسته خالصانه خودش را بستاید .
مهم نیست چگونه!

- شوپنهاور
@AdolfMacro
من خدا را در قمقمه‌ی آب یافتم !
در عطر یک گل ، در خلوص برخی کتاب ها و حتی نزد بی دینان !
اما هیچگاه آنرا نزد افرادی که کارشان سخن گفتن از اوست ، نیافتم ...!

- کریستین بوبن

@AdolfMacro
یک نابغه به ندرت میتواند خوش مشرب و معاشرتی باشد ، زیرا کدامین یک از مکالمات دو نفره ممکن است به اندازه تک گوئی های خودش هوشمندانه و جالب باشد ؟

- شوپنهاور

@AdolfMacro
در دنیایی که برای جنگ و ستیز ساخته شده و هر عنصری در آن بر ضد عنصر دیگر میزید ، انحطاط از آن لحظه شروع میشود ، که [روشنان]، قومی دهان باز کرده، لب ازهم گشوده در خمود و پژمردگی کسبی و میراثی ، در خمود و پژمردگی روحی و جسمی ، دم از صلح وصفا زنند ! جنگ یعنی معیار و مقیاس دینامیسم ! یعنی ، واحد مردی و مردانگی ؛ چگونه میتوان بر پلنگی رحم آورد و سر مار را بسنگ نکوفت؟ برای آنکه طرفدار صلحیم ؟ ما ، مادران خودرا، نزدیکان خود را ، برادران خود را ، علی رغم دیگران دوست میداریم . این يك لحظه بشری و يك خاصیت انسانیست . ما ایران را على رغم انیران دوست میداریم . ایران را على رغم انیران میپرستیم !

- داوود منشی زاده / پیکار با اهریمن

@AdolfMacro
فلسفه هگل / دیالکتیک :


یکی از روش‌های فلسفه و نظریه‌ای درباره سرشت منطق است ؛ که شامل سه عنصر اصلی : تز ، آنتی تز و سنتز است.
در این فلسفه دو اندیشه با برخورد با یکدیگر نتایجی را در بر دارند که اندیشه جدید ولی درست تر و واقع گرایانه تری را ایجاد می‌کنند ؛
بدین شکل که اندیشه اولی یا همان تز با اندیشه دوم که در مقابل اندیشه اول قرار دارد ( معکوس آن است) و آنتی تز نامیده می‌شود برخورد دارد ( برخورد می‌تواند به معنای رقابت یا ترکیب باشد ) در نتیجه این بر خورد اندیشه والاتر و برتری ایجاد می‌شود که سنتز نام دارد .

به عنوان مثال کاپیتالیسم اولیه که اندیشه اول یا تز محسوب می‌شد در عمل رضایت مردمان را جلب نکرد ، اندیشات کارل مارکس موجب ایجاد مارکسیسم و در نتیجه کمونیست شد و این اندیشه دوم ما یا همان آنتی تز است ( در این مثال ممکن است کمونیست نیز موجب جلب رضایت مردم نباشد اما در مقابل کاپیتالیسم قرار دارد و این امر آن را به آنتی تز تبدیل می‌کند ) این دو اندیشه در اثر برخورد نتیجه کاپیتالیسم امروزی را در بر داشته که تغییرات بسیار زیادی با گذشته دارد ( از جمله این تغییرات میتوان به افزایش افکار های ناسیونالیستی اشاره کرد ) و بهتر توانسته جلب رضایت کند .

یکی از مشکلات بزرگ دین و مذاهب مقابله با ورود به روند دیالکتیکی است ، چرا که گاها افرادی بر این نظر واقف هستند که ایدئولوژی یا ادیان مطلق هستند و هیچ آنتی تز ای نباید داشته باشند مانند جمع ۲ با ۲ که هیچ آنتی تزی ندارد و نمیتواند وارد روند دیالکتیکی شود چون هم الان ۲ به اضافه ۲ میشود ۴ هم هزار سال دیگر ؛ اما ادیان و ایدیولوژی ها بدین شکل نیستند و قطعاً آنتی تز هایی نیز باید داشته باشند .
مساله احترام مطرح میشود ! شخص میتواند محترم باشد اما نظریه خیر ! اگر به یک نظریه انتقادی صورت گیرد هیچ گاه مبنی بر انتقاد به صاحب نظر نمی‌باشد ، چرا که افراد با عقایدی که مطرح می‌کنند یکی نیستند !

✍️ Adolf Macro


@AdolfMacro
در زندگی زخمهايی هست كه مثل خوره در انزوا روح را اهسته ميخورد و ميتراشد.
اين دردها را نميشود به كسی اظهار كرد چون عموما عادت دارند كه اين دردهای باورنكردنی را جزو اتفاقات و پيش آمدهای نادر و عجيب بشمارند و اگر كسی بگويد يا بنويسد مردم بر سبيل عقايد جاری و عقايد خودشان سعی میكنند ان را با لبخند شكاك و تمسخرآمیز تلقی كنند، زيرا بشر هنوز چاره و دوائی برايش پبدا نكرده و تنها داروی فراموشی توسط شراب و خواب مصنوعی به وسيله‌ی افيون و مواد مخدره است ولی افسوس كه تاثير اين گونه داروها موقت است و پس از مدتی به جای تسكين بر شدت درد می‌افزايند.

- صادق هدایت / بوف کور

@AdolfMacro
کاپیتالیسم یا سرمایه داری :

نظامی اقتصادی است که در آن مالکیت و کنترل ابزار تولید در دست مردم است نه دولت ، در جوامع کاپیتالیستی خدمات و محصولات توسط افراد ارائه می‌شود.
در این نظام سرمایه دار ها با در دست داشتن ابزار مورد نیاز تولید کارگر ها را استخدام کرده و بجز دست مزد کارگر ها تمامی سود کار متعلق به سرمایه دار است .
این نظام اقتصادی با ایجاد اشتیاق و رقابت موجب ایجاد ثروت ، تولید بیشتر و نو آوری می‌شود .
کاپیتالیسم بین قرون ۱۶ تا ۱۹ و در نتیجه‌ی ترویج فلسفه لیبرالیسم و انقلاب صنعتی بوجود آمده.

نظر کارل مارکس در رابطه با کاپیتالیسم :

در سال ۱۸۵۴ کارل مارکس واژه کاپیتالیسم را به واژه ای اهانت آمیز معنا کرد و به هدف استمثار کارگران دانست.
و عقیده بر این داشت که باعث ایجاد نظمی اجتماعی در طبقات جوامع می شود .
به نظر کارل مارکس عواملی همچون طبقات اجتماعی و وضعیت اقتصادی تأثیرات بسزایی بر تشکیل اندیشه افراد می‌گذارد .

اصول کاپیتالیسم :
مالکیت خصوصی : بدان معنی است که تمامی ثروت ، ابزار آلات ، ماشین آلات ، املاک و ... دارای مالکیت شخصی و خصوصی هستند .

آزادی مبادله : بدان معنی است که هیچکس مجبور بر پرداخت یا دریافت پول به جهت انجام یک خرید یا فروش نیست و در بازار آزاد میتوان مبادله را به صورت آزادانه و توافقی انجام داد .

رقابت : بازار محلی آزاد به جهت مبادله یا توافق یا ... است و افراد می‌توانند به منظور فروش کالا ها یا خدمات مشابه رقابت کنند که در نهایت منجر به تنظیم قیمت در بازار میشود ( سرمایه دار ها به منظور رقابت و فروش بیشتر آنقدر قیمت محصولات را پایین میاورند که در نتیجه قیمتی مناسب برای کالای مورد نظر پیدا می‌شود) .

عدم دخالت دولت در اقتصاد : بدان معنی است که دولت حقی بر دخالت در ارزش گذاری کالا یا خدمات ندارد .

✍️ Adolf Macro

@AdolfMacro
فلسفه شوپنهاور در باب عشق و آمیزش جنسی


دستگاه فکری و فلسفی شوپنهاور ( محدود به موضوع) :

به گفته شوپنهاور جهان و پدیده های آن دارای دو بعد شامل "تصویر واقعیت" و "نیروی پنهان" است ؛ منظور از تصویر واقعیت همان چیزی است که ما تجربه می‌کنیم و نیروی پنهان دقیقا مخالف آن است به گونه ای که انسان توانایی تجربه آن را ندارند اما توانایی درک و پی بردن به مکانیسم آن را دارد .
مثال : دیدگاه فردی که درکی بر مکانیسم رشد یک گیاه ندارد فقط این است که با آب دادن به گیاه و در معرض نور قرار دادن آن موجب رشدش می‌شود ؛ اما اگر فردی متفکر باشد به دنبال آن می‌رود که دقیقا وقتی به گیاه آب می‌دهیم چه اتفاقی رخ میدهد یا دلیل نیاز گیاه به نور خورشید چیست و یا ...


عقاید شوپنهاور در رابطه با زن ها :

یکی از معروفترین عقاید شوپنهاور که اغلب بخاطر آن قضاوت می‌شود ، نظر او در رابطه با زن ها است ؛ از نگاه شوپنهاور زنان در واقع انسان‌های بالغ نیستند ، بلکه کودکانی بزرگ‌جثه‌ هستند . از نگاه او زن موجودی‌ست میان کودک و مرد ؛ همچین معتقد بود که زندگی کوتاه تر از آن است که آن را وقف زنها کنیم .

نظر شوپنهاور در رابطه با آمیزش جنسی و عشق :

البته عقاید شوپنهاور به همین ها محدود نمی‌شود ، وی بر این عقیده است که عشق توهمی بیش نیست و چیزی بیش از اراده معطوف به حیاط ( نیروی پنهان طبیعت) به جهت بقا به صورت ناخودآگاه نیست ( در اینجا "آمیزش جنسی و عشق" تصویر واقعیت و "اراده معطوف به حیاط" نیروی پنهان است )
و همچنین بر این نظر واقف بود که این اراده انسان که عشق نامیده می‌شود تنها هدفی که دارد بقا و فرزند آوری است و به همین جهت است که انسان هیچگاه به خانواده خود همچنین حسی ندارد ( به دلیل اینکه فرزندان ناسالم و فاقد کمال ذهنی میشوند )

به نقل از شوپنهاور این اراده انسان به بقا میتواند مدتی موجب رضایت آنها شود اما در نهایت آنها بازیچه همین نیروی پنهان طبیعت شده اند .
با توجه به مطالب ذکر شده میتوان نتیجه گرفت که هنگامی که در ملاقات با کسی احساسی به او پیدا می‌کنیم در اصل ما توسط نیروی پنهان طبیعت به جهت بقا فریب خوردیم ؛ یکی از دلایلی که روابط بعد از ازدواج و فرزندآوری تغییر پیدا می‌کنند و سرد تر میشوند همین است و در نهایت هدف آن بقا و تولید مثل است .

✍️ Adolf Macro

@AdolfMacro
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درود بر دوستداران تفکر و فلسفه

افلاطون : به دنیا نیامدن بهتر از آموزش نیافتن و نادان ماندن است؛ زیرا جهالت، ریشه همه بدبختی ها است.

به منظور افزایش آگاهی در خصوص فلاسفه و گسترش اندیشه با گرایش ملی گرایی به رسانه ما بپیوندید :
⋘𔓙 @AdolfMacro 𔓙⋙
زبان پاک (1).pdf
493.5 KB
📚 زبان پاک

- احمد کسروی

#کتاب
@AdolfMacro
Forwarded from جِبهِه حَقیقَت (Athens)
#نوشته

برای مردمانی که نه "شاهنامه" فردوسی خوانده‌ اند و نه "شمس‌تبریزی" مولانا و نه "ما هیچ،ما نگاه" سهراب سپهری و نه "گلستان" سعدی، عرض تسلیت برای فوت شاعر تازه درگذشته چه ارجی به آن فرد و جامعه هنری ایران می‌گذارد؟
جوانانی که تا دیروز با "نشسته‌ام به در نگاه می‌کنم، دریچه آه می‌کشد" جوک می‌ساختند و به هنر شاعری توهین می‌کردند ناگهان امروز با فوت جناب "سایه" سوگوار شدند و غم وجودشان را گرفت.

مردمان دیگر کشور ها از فقدان ارزش‌های تاریخی، شاعران و مشاهیر و فرهیختگان مارا دزدیده و به نام خود می‌زنند و ما ...
ملتی هستیم تهی از معنای ملیت ...
‏از #‎سربازی_اجباری بگو!
خودکشی سرباز علی قاسمی ساکن روستای بی بالان توابع شهرستان رودسر.
ساعت ۱۸ امروز جنازه گروهبانیکم وظیفه قاسمی توسط کشاورزان و بدین صورت که مشاهده میکنید پیدا شده است.
اینگونه است که جوانان ما در ‎#سربازى زندگی خود را از رفتار فرماندهان با خودکشی خاتمه میدهند.

‏روحش شاد و یادش گرامی 🕊🥀

ببینید چه به سر جوانان این ممکلت میارن! که یک جوان که تازه زندگیش شروع شده،حاضر میشه به زندگی خود پایان بده و در این شرایط سربازی نمونه!
از این خودکشی ها کم نیست! هیچ رسانه ای هم پوشش خبری نمیده! یکیش امروز!
باید خون گریست!
ببینید چه به سر جوانان میارن


منبع: توییتر

@AdolfMacro
سال 1318 از تهران با اتوبوس بطرف قزوین سفر میکردم...
سر هر پیچ و گردنه ای 3 تا صلوات میفرستادیم بعد نوبت لعنت چی ها میشد.
که میگفتن: "بر یزید لعنت، ما میگفتیم:
بیش باد، برشمر لعنت، بیش باد بر ابن ملجم، معاویه، لعنت...
هر کس عطسه میکرد راننده، اتوبوس را 5 دقیقه کنار میزد میگفت صبر امده...
به هر امامزاده میرسدیم، همگی فاتحه میخواندیم و پول صدقه به صندوق می‌انداختیم؛ بعد از 5 ساعت با 264 صلوات لاستیک ماشین ترکید و اتوبوس واژگون شد...


- احمد کسروی / زندگانی من

@AdolfMacro
اسرار مرگ استالین (1).pdf
6.3 MB
📚 اسرار مرگ استالین

- آوتور خانوف

#کتاب
@AdolfMacro
تاریخ قوم یهود (1).pdf
19.6 MB
📚کتاب تاریخ قوم یهود( هر سه جلد در یک مجلد )

- تالیف : ژیلبرت و لیبی کلاپرمن
- ترجمه : مسعود همتی

#کتاب
@AdolfMacro
مارکسیسم و آنارشیسم با نگرش انتقادی :

تفاوت مارکسیسم و آنارشیسم :

شرط رهایی توده ها در آنارشیسم رکن شخصیت است و شرط رهایی شخصیت در مارکسیسم رهایی توده است .
پس نهایت امر شکل گیری شخصیت در مارکسیسم بر پایه توده ها است ؛
و شکل گیری توده ها در آنارشیسم بر پایه شخصیت منفرد است .

نگرش دیالکتیکی مارکسیست ها بر زندگی دقیقا نقطه مقابل نگرش ایدیولوژی های مبتنی بر متافیزیک است ، این ایدیولوژی ها بدین متکی هستند که زندگی در نقطه ای جامد و تغییر ناپذیر قرار دارد.
اصل مارکسیسم بر این است که زندگی در جریان است و دیر یا زود ایدئولوژی های متفاوت از آنها که بر پایه های متافیزیکی بنا شده اند نابود میشوند ، لذا چیزی که قوام ندارد بزودی حذف خواهد شد .
همینطور مارکسیست ها بر این عقیده هستند که تلاش برای نابودی چیزی نابود ناپذیر نهایتاً امکان پذیر نیست و آنها آنرا از حرکت و پیشرفت مجزا میدانند.
من اینرا قوام چرخه ای بدون پیشرفت مینامم.

اسلوب دیالکتیکی :
حرکت را به دو دسته مبنی بر چرخه های دیالکتیکی تقسیم می‌نماید .
دسته اول تدریجی و دسته دوم انقلابی است .
تدریجی بر این پایه نهاد شده که شکل نهادین زندگی به روال گذشته بوده اما تغییراتی نیز صورت گیرد .
اما انقلابی بر اساس اتحاد عناصر و نهایتاً تغییرات اساسی شکل میگیرد.
این دسته بندی ها ارتباطات مستقیم دارند ؛ حرکت اگر تدریجی باشد میتواند زمینه شکل گیری انقلاب باشد.
آنارشیست ها بنا بر اینکه هگل در طرح دیالکتیک محافظ کار بوده و اشاره مستقیمی بر عقاید انقلابی پشت پرده نکرده ناقض انقلابی بودن هگل هستند .
نهایتا بر اساس اسلوب دیالکتیکی شکل گرفته از نبوغ پایه هگل ، مارکسیست ها بر این عقیده هستند که هگل با این نهاد سازی محافظ کارش چرخه ای بجز چرخه های ورودی خارج از فلاسفه ، به گونه ای دیالکتیک خود را نیز وارد این چرخه کرده تا در نهایت آیندگان با متکی بودن بر اصول پایه خود هگل به نتیجه انقلابی هگل برسند.
پس بر عقیده مارکسیست ها نقض انقلابی بودن هگل چیزی جز جهالت ناقضان نیست.
آنارشیست ها دیالکتیک را با متافیزیک هم‌سان میدانند ؛ دیالکتیک همانطور که گفته شده چرخه ای به جهت حرکت (چه تدریجی و چه انقلابی) است و مبنای اصلی آن پیشرفت در چرخه است نه تکرار آن.
در همین حین متافیزیک بر این اساس است که جهان تغییر ناپذیر بوده و بر این مبنا است که همه چیز ثابت است ( حتی در چرخه ها ) منجمله عدالت ؛ پس تعریف عدالت تغییر ناپذیر بر همین اساس است .
اما مارکس بر ضد این عقیده بود و همه چیز را تغییر پذیر میدانست حتی عدالت ...
متافیزیک بر عقیده « ذات ناشناختی » و « شیئ فی نفسه » است ، بدان صورت که شوپنهاور عشق را مورد بررسی قرار میداد .
حال که بر بحث عقاید شوپنهاور رو آوردیم مثالی بارز از آنارشیسم عقاید شوپنهاور است ، شوپنهاور که دنیا را به شکل نیروی پنهان و تصویر واقعیت میدید نتیجتا بر اساس همین دو ، آنارشیست ها به ذکر این مثال می‌گویند نیروی پنهان می‌تواند مثالی از متافیزیک باشد و فی‌نفسه است؛ شاید تا به اینجا ربط فی‌نفسه بر نیروی پنهان را نتوان درک کرد ، بدین جهت لازم به ذکر است که : جهالت آنارشیست ها با همین مثال میتواند ثابت شود ... چرا که هستند افرادی که بر اساس دانش شکل گرفته چه از اندیشات فردی و چه از توده به شناخت این نیرو پرداخته و در جهت مخالف آن قدم برداشته اند ، به مانند خود شوپنهاور .
در نهایت امر عقاید آنارشیست ها از دو حالت خارج نیست : یا آنارشیست ها خود را میفریبند یا خود نیز نمیدانند که چه میگویند .

PART 1

✍️ Adolf Macro

@AdolfMacro