انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد:
مجالس النفایس
مجالس النفایس امیر علیشیر نوایی نخستین تذکرۀ عصری دربارۀ احوال و اشعار شاعران فارسیسرای قرنهای نهم و دهم هجری است. این تذکره، که از مهمترین منابع تاریخ ادبیات فارسی در عهد تیموری و اوایل عهد صفوی، بهویژه در کانون ادبی هرات است، به زبان ترکی جغتایی نوشته شده و تاکنون چند ترجمۀ آزاد از آن به چاپ رسیده است. در این کتاب متن جغتایی این تذکره بر اساس نسخههای خطی اقدم، تصحیح و ترجمۀ تحتاللفظی شده است.
[مجالس النفایس، امیر علیشیر نوایی، تصحیح، تحقیق و ترجمۀ دکتر هادی بیدکی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۴]
علاقهمندان میتوانند از یکم تا چهاردهم دیماه، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند.
تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
مجالس النفایس
مجالس النفایس امیر علیشیر نوایی نخستین تذکرۀ عصری دربارۀ احوال و اشعار شاعران فارسیسرای قرنهای نهم و دهم هجری است. این تذکره، که از مهمترین منابع تاریخ ادبیات فارسی در عهد تیموری و اوایل عهد صفوی، بهویژه در کانون ادبی هرات است، به زبان ترکی جغتایی نوشته شده و تاکنون چند ترجمۀ آزاد از آن به چاپ رسیده است. در این کتاب متن جغتایی این تذکره بر اساس نسخههای خطی اقدم، تصحیح و ترجمۀ تحتاللفظی شده است.
[مجالس النفایس، امیر علیشیر نوایی، تصحیح، تحقیق و ترجمۀ دکتر هادی بیدکی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۴]
علاقهمندان میتوانند از یکم تا چهاردهم دیماه، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند.
تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
از نامۀ ۲۷ نوامبر ۱۹۵۷
من عقیده دارم جوانهای فاضل ما باید، اگر وسیله دارند، فضیلت خود را کاملتر سازند تا بیشتر به درد بخورند و پیشقدم و سرمشق برای صدها و هزارها جوان دیگری باشند که بدون آنکه به مقام تکامل یا نزدیک به تکامل برسند همین که دیپلمی به دست آوردند در راه نان پیدا کردن میافتند و هرچند البتّه آنها هم وجودشان لازم و مفید است، ولی برای کارهای عمدهای که لازمۀ ترقّی و تعالی مملکت ما و مردم مملکت ماست شاید از عهدۀ خدمت عمدهای برنیایند و وطن ما جدّاً محتاج یک عدّه اشخاص زبده و نخبه است که در رشتههای مختلف به مقامات عالی رسیده باشند و مثلاً در رشتۀ خاورشناسی و ایرانشناسی همدوش فرنگیها باشند و با این پروفسورهای واقعاً بسیاردان از قبیل هنینگ و دیگران در یک ردیف باشند و دیگر در مقابل آنها خود را شاگرد نبینند و در مقالات و کتابها و رسالجات خود محتاج نباشند که تنها آنها را مأخذ و مدرک مطمئن و موثّق قرار بدهند و مثلاً در مورد زرتشت و کیش او باید خودشان دارای کشفیّات باشند که فرنگیها قول آنها را نقل کنند و طرف احترام و وثوق جهانیان باشند.
جمالزاده
[نامههای ژنو: از سیّد محمّدعلی جمالزاده به ایرج افشار، با همکاری محمّد افشینوفایی و شهریار شاهیندژی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۴، ص ۶۵-۶۶]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
من عقیده دارم جوانهای فاضل ما باید، اگر وسیله دارند، فضیلت خود را کاملتر سازند تا بیشتر به درد بخورند و پیشقدم و سرمشق برای صدها و هزارها جوان دیگری باشند که بدون آنکه به مقام تکامل یا نزدیک به تکامل برسند همین که دیپلمی به دست آوردند در راه نان پیدا کردن میافتند و هرچند البتّه آنها هم وجودشان لازم و مفید است، ولی برای کارهای عمدهای که لازمۀ ترقّی و تعالی مملکت ما و مردم مملکت ماست شاید از عهدۀ خدمت عمدهای برنیایند و وطن ما جدّاً محتاج یک عدّه اشخاص زبده و نخبه است که در رشتههای مختلف به مقامات عالی رسیده باشند و مثلاً در رشتۀ خاورشناسی و ایرانشناسی همدوش فرنگیها باشند و با این پروفسورهای واقعاً بسیاردان از قبیل هنینگ و دیگران در یک ردیف باشند و دیگر در مقابل آنها خود را شاگرد نبینند و در مقالات و کتابها و رسالجات خود محتاج نباشند که تنها آنها را مأخذ و مدرک مطمئن و موثّق قرار بدهند و مثلاً در مورد زرتشت و کیش او باید خودشان دارای کشفیّات باشند که فرنگیها قول آنها را نقل کنند و طرف احترام و وثوق جهانیان باشند.
جمالزاده
[نامههای ژنو: از سیّد محمّدعلی جمالزاده به ایرج افشار، با همکاری محمّد افشینوفایی و شهریار شاهیندژی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۴، ص ۶۵-۶۶]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
سوم دیماه زادروز محمدابراهیم باستانی پاریزی
آثار دکتر باستانی پاریزی هم در موضوعشناسی، هم در نوع منابع تاریخی و هم در سبک نگارش متفاوت است. او کسی است که در دانشگاه درس داده و به استادی رسیده، اما در خارج از دانشگاه شهرت بیشتری دارد؛ چراکه از چارچوبهای دانشگاهی فراتر رفته و با شیوهای که ویژۀ خود او بوده به انتقال مفاهیم تاریخ دست زده است.
اگر بپذیریم که دسترسی به تاریخ حق همگان است و اگر بپذیریم کسی میتواند در این راه گام بردارد که خود تاریخپژوه باشد، آنگاه میتوانم بگویم که در بین مورخان معاصر، باستانی پاریزی تنها مورخی است که زمینهساز روشی از تاریخنگاری شده که تاریخ را به خانههای مردم برده است و با زبان مردم تاریخ نوشته است. تاریخنگاری مردمی را با دو وجه در آثار باستانی میتوان ردیابی کرد: وجه اول اینکه تاریخ را به زبان ساده و برای مردم نگاشت و وجه دوم اینکه به زندگی خود مردم، تودهها و درحاشیهماندهها پرداخت. به لایههای زندگی مردم رفت. به آداب و رسوم و مناسک آنها سرکشید و از خود آنها و برای آنها نوشت. استاد باستانی پاریزی دو میراث برای ما به جای گذاشت: روش آموزگاری و سنت تاریخنویسی برای مردم.
سیمین فصیحی
پنجشنبه، ۲۹ فروردین ۱۴۰۳
مراسم بزرگداشت دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی، کانون زبان پارسی
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
آثار دکتر باستانی پاریزی هم در موضوعشناسی، هم در نوع منابع تاریخی و هم در سبک نگارش متفاوت است. او کسی است که در دانشگاه درس داده و به استادی رسیده، اما در خارج از دانشگاه شهرت بیشتری دارد؛ چراکه از چارچوبهای دانشگاهی فراتر رفته و با شیوهای که ویژۀ خود او بوده به انتقال مفاهیم تاریخ دست زده است.
اگر بپذیریم که دسترسی به تاریخ حق همگان است و اگر بپذیریم کسی میتواند در این راه گام بردارد که خود تاریخپژوه باشد، آنگاه میتوانم بگویم که در بین مورخان معاصر، باستانی پاریزی تنها مورخی است که زمینهساز روشی از تاریخنگاری شده که تاریخ را به خانههای مردم برده است و با زبان مردم تاریخ نوشته است. تاریخنگاری مردمی را با دو وجه در آثار باستانی میتوان ردیابی کرد: وجه اول اینکه تاریخ را به زبان ساده و برای مردم نگاشت و وجه دوم اینکه به زندگی خود مردم، تودهها و درحاشیهماندهها پرداخت. به لایههای زندگی مردم رفت. به آداب و رسوم و مناسک آنها سرکشید و از خود آنها و برای آنها نوشت. استاد باستانی پاریزی دو میراث برای ما به جای گذاشت: روش آموزگاری و سنت تاریخنویسی برای مردم.
سیمین فصیحی
پنجشنبه، ۲۹ فروردین ۱۴۰۳
مراسم بزرگداشت دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی، کانون زبان پارسی
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
آسیای مرکزی یعنی چه!
یکی از ترفندها و حیلههای سیاست استعماری تغییر نامهای جغرافیایی است. روسها پس از اینکه یکی از بزرگترین کانونهای تمدّن جهانی، یعنی تمدن سغدی را به چنگ آوردند، به جای نام خوارزم و ورارود، این خاک را آسیای میانه یا ترکستان خواندند. اگر منظور از آسیای میانه میانۀ آسیاست، اینجا که میانۀ آسیا نیست.
اگر رشتهکوههای اورال را حدّ فاصل میان اروپا و آسیا قرار دهیم و فاصلۀ آن را از سامان غربی ورارود و خوارزم به حساب آوریم بیش از دو سه درجه اختلاف نیست. در صورتی که از حدّ شرقی همین خاک تا آخر حدود چین بیش از پنجاه درجۀ شرقی اختلاف است. پس چگونه میتواند اینجا میانۀ آسیا باشد؟
این ناچیز حدّ میان آسیا و اروپا را شکست و خاک اروپا را تا پوزۀ اسپانیا و پرتغال به حساب درآورد. جواب این محاسبه صحیح بود، یعنی ورارود و خوارزم میان اروپا و آسیا قرار میگرفت. پس باید تمام این خاک را اوراسیای میانه خواند نه آسیای میانه. پس کاسهای زیر کاسه باید باشد.
آنچه الکساندر هامبولت در اثر خود به نام آسیای میانه در سال ۱۸۴۳ میلادی نوشته یاوهسرایی محض است. نیکولای خانیکف دربارۀ تقسیمبندی او مینویسد: «روشی که هامبولت به کار برده است، فاقد شرایط لازم جغرافیایی است و برای تعیین مرزهای آسیای مرکزی باید عوارض طبیعی را شاخص قرار داد.
فردیناند ریچوفن در کتابی که به عنوان چین نوشته است نظریۀ تازهای اظهار میکند. او قارۀ آسیا را از نظر جغرافیای تاریخی به دو منطقۀ مرکزی و پیرامونی تقسیم میکند و میگوید: کلیۀ بخشهای داخلی آسیا با شبکۀ آبهای سطح الارض آن را باید آسیای مرکزی خواند».
از این آقایان باید پرسید، اگر ریگی به کفش خود ندارید چرا محدودههای قبلی جغرافیایی را تغییر نام میدهید؟ خوارزم از دو هزار سال پیش از میلاد خوارزم بوده و ورارود (= ماوراءالنهر= پاردریا) بیش از ۳۵۰۰ سال تمدن دارد. قدمت خُتن را از آثار مکشوف در تورفان میتوان دانست. به نظر شما منظور از نامگذاریهای جدید این نیست که ما از دو شهر کهن سمرقند و بخارا دست بکشیم و این دو نام چندین هزارساله را زیر سرپوش آسیای میانه خفه کنیم؟
[آثار تاریخی ورارود و خوارزم (جلد اول: سمرقند و بخارا)، دکتر منوچهر ستوده، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ص ۱۹-۲۰]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
یکی از ترفندها و حیلههای سیاست استعماری تغییر نامهای جغرافیایی است. روسها پس از اینکه یکی از بزرگترین کانونهای تمدّن جهانی، یعنی تمدن سغدی را به چنگ آوردند، به جای نام خوارزم و ورارود، این خاک را آسیای میانه یا ترکستان خواندند. اگر منظور از آسیای میانه میانۀ آسیاست، اینجا که میانۀ آسیا نیست.
اگر رشتهکوههای اورال را حدّ فاصل میان اروپا و آسیا قرار دهیم و فاصلۀ آن را از سامان غربی ورارود و خوارزم به حساب آوریم بیش از دو سه درجه اختلاف نیست. در صورتی که از حدّ شرقی همین خاک تا آخر حدود چین بیش از پنجاه درجۀ شرقی اختلاف است. پس چگونه میتواند اینجا میانۀ آسیا باشد؟
این ناچیز حدّ میان آسیا و اروپا را شکست و خاک اروپا را تا پوزۀ اسپانیا و پرتغال به حساب درآورد. جواب این محاسبه صحیح بود، یعنی ورارود و خوارزم میان اروپا و آسیا قرار میگرفت. پس باید تمام این خاک را اوراسیای میانه خواند نه آسیای میانه. پس کاسهای زیر کاسه باید باشد.
آنچه الکساندر هامبولت در اثر خود به نام آسیای میانه در سال ۱۸۴۳ میلادی نوشته یاوهسرایی محض است. نیکولای خانیکف دربارۀ تقسیمبندی او مینویسد: «روشی که هامبولت به کار برده است، فاقد شرایط لازم جغرافیایی است و برای تعیین مرزهای آسیای مرکزی باید عوارض طبیعی را شاخص قرار داد.
فردیناند ریچوفن در کتابی که به عنوان چین نوشته است نظریۀ تازهای اظهار میکند. او قارۀ آسیا را از نظر جغرافیای تاریخی به دو منطقۀ مرکزی و پیرامونی تقسیم میکند و میگوید: کلیۀ بخشهای داخلی آسیا با شبکۀ آبهای سطح الارض آن را باید آسیای مرکزی خواند».
از این آقایان باید پرسید، اگر ریگی به کفش خود ندارید چرا محدودههای قبلی جغرافیایی را تغییر نام میدهید؟ خوارزم از دو هزار سال پیش از میلاد خوارزم بوده و ورارود (= ماوراءالنهر= پاردریا) بیش از ۳۵۰۰ سال تمدن دارد. قدمت خُتن را از آثار مکشوف در تورفان میتوان دانست. به نظر شما منظور از نامگذاریهای جدید این نیست که ما از دو شهر کهن سمرقند و بخارا دست بکشیم و این دو نام چندین هزارساله را زیر سرپوش آسیای میانه خفه کنیم؟
[آثار تاریخی ورارود و خوارزم (جلد اول: سمرقند و بخارا)، دکتر منوچهر ستوده، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ص ۱۹-۲۰]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
حکایت
یکی در بیابان سگی تشنه یافت
برون از رمق در حیاتش نیافت
کله دلو کرد آن پسندیدهکیش
چو حبل اندر آن بست دستار خویش
به خدمت میان بست و بازو گشاد
سگ ناتوان را دمی آب داد
خبر داد پیغمبر از حال مرد
که داور گناهان ازو عفو کرد
الا گر جفاکاری اندیشه کن
وفا پیش گیر و کرم پیشه کن
کسی با سگی نیکویی گم نکرد
کجا گم شود خیر با نیکمرد؟
کرم کن چنان کت برآید ز دست
جهانبان در خیر بر کس نبست
به قنطار زر بخش کردن ز گنج
نباشد چو قیراطی از دسترنج
برد هر کسی بار درخورد زور
گران است پای ملخ پیش مور
بوستان، باب دوم: در احسان
[کلّیات سعدی، به اهتمام محمّدعلی فروغی، با مقدّمهای از محمّد افشینوفایی، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۳، ص ۴۱۵]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
یکی در بیابان سگی تشنه یافت
برون از رمق در حیاتش نیافت
کله دلو کرد آن پسندیدهکیش
چو حبل اندر آن بست دستار خویش
به خدمت میان بست و بازو گشاد
سگ ناتوان را دمی آب داد
خبر داد پیغمبر از حال مرد
که داور گناهان ازو عفو کرد
الا گر جفاکاری اندیشه کن
وفا پیش گیر و کرم پیشه کن
کسی با سگی نیکویی گم نکرد
کجا گم شود خیر با نیکمرد؟
کرم کن چنان کت برآید ز دست
جهانبان در خیر بر کس نبست
به قنطار زر بخش کردن ز گنج
نباشد چو قیراطی از دسترنج
برد هر کسی بار درخورد زور
گران است پای ملخ پیش مور
بوستان، باب دوم: در احسان
[کلّیات سعدی، به اهتمام محمّدعلی فروغی، با مقدّمهای از محمّد افشینوفایی، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۳، ص ۴۱۵]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
هشتم دیماه زادروز فروغ فرّخزاد
باد ما را خواهد برد
در شب کوچک من، افسوس
باد با برگِ درختان میعادی دارد
در شبِ کوچکِ من دلهرۀ ویرانیست
گوش کن
وزش ظلمت را میشنوی؟
من غریبانه به این خوشبختی مینگرم
من به نومیدیِ خود معتادم
گوش کن
وزش ظلمت را میشنوی؟
در شب اکنون چیزی میگذرد
ماه سرخ است و مشوّش
و برین بام که هر لحظه در او بیم فروریختن است
ابرها، همچون انبوهِ عزاداران
لحظۀ باریدن را گویی منتظرند
لحظهای
و پس از آن، هیچ
پشت این پنجره شب دارد میلرزد
و زمین دارد
بازمیماند از چرخش
پشت این پنجره یک نامعلوم
نگرانِ من و توست
ای سراپایت سبز
دستهایت را چون خاطرهای سوزان، در دستانِ عاشقِ من بگذار ...
باد ما را با خود خواهد برد
باد ما را با خود خواهد برد
فروغ فرّخزاد (۱۳۱۳-۱۳۴۵) شاعر و روشنفکر طراز اوّل ادبیات با اشعاری آکنده از احساسات زنانه، اجتماعی و انسانی همراه با زبانی غنی از بهترین نمونههای شعر معاصر. از مجموعههای شعری او میتوان به اسیر، دیوار، عصیان، تولدی دیگر و ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد اشاره کرد.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
باد ما را خواهد برد
در شب کوچک من، افسوس
باد با برگِ درختان میعادی دارد
در شبِ کوچکِ من دلهرۀ ویرانیست
گوش کن
وزش ظلمت را میشنوی؟
من غریبانه به این خوشبختی مینگرم
من به نومیدیِ خود معتادم
گوش کن
وزش ظلمت را میشنوی؟
در شب اکنون چیزی میگذرد
ماه سرخ است و مشوّش
و برین بام که هر لحظه در او بیم فروریختن است
ابرها، همچون انبوهِ عزاداران
لحظۀ باریدن را گویی منتظرند
لحظهای
و پس از آن، هیچ
پشت این پنجره شب دارد میلرزد
و زمین دارد
بازمیماند از چرخش
پشت این پنجره یک نامعلوم
نگرانِ من و توست
ای سراپایت سبز
دستهایت را چون خاطرهای سوزان، در دستانِ عاشقِ من بگذار ...
باد ما را با خود خواهد برد
باد ما را با خود خواهد برد
فروغ فرّخزاد (۱۳۱۳-۱۳۴۵) شاعر و روشنفکر طراز اوّل ادبیات با اشعاری آکنده از احساسات زنانه، اجتماعی و انسانی همراه با زبانی غنی از بهترین نمونههای شعر معاصر. از مجموعههای شعری او میتوان به اسیر، دیوار، عصیان، تولدی دیگر و ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد اشاره کرد.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
در سوگ بهرام بیضایی، نویسنده و کارگردان ایراندوست و میهنگرا
بهرام بیضایی (۵ دی ۱۳۱۷ ـ ۵ دی ۱۴۰۴) نمایشنامهنگار، فیلمنامهنویس و کارگردان بزرگ عصر ما دور از وطن درگذشت. او تحصیلاتی ناتمام در رشتۀ ادبیات فارسی در دانشگاه تهران داشت و فعالیتهای هنری را با نمایشنامهنویسی و انتشار مطالبی دربارۀ نمایش و سینما در نشریات آغاز کرد و ده فیلم بلند، چهار فیلم کوتاه، و دهها کتاب از خود بر جای گذاشت. «مرگ یزدگرد» و «باشو غریبۀ کوچک» از آثار برجستۀ بیضایی و نمایانگر دانش و هنر او در زمینۀ فیلمنامهنویسی و کارگردانی است.
آنچه در کنار جنبههای مختلف هنری آثار بیضایی درخور توجه است، رنگ و بوی میهنگرایانۀ ساختههای اوست. یکی از دغدغههای اصلی بیضاییِ نویسنده و کارگردان تا پایان عمر، ایران و حفظ وحدت ملّی ایرانیان بود. او با ساختن فیلم باشو غریبۀ کوچک کوشید تا اهمیت زبان فارسی را در حفظ انسجام ملّی و وحدت اقوام مختلف ایرانی به تصویر بکشد. بیضایی نشان داد که زبان فارسی زبان مهر و آشتی است و میتواند ایرانیان را با هر زبان و لهجهای که دارند و از هر قومیتی که باشند زیر یک پرچم و در قالب یک ملّت بزرگ متّحد سازد.
فقدان میهندوستی چون بهرام بیضایی موجب دریغ بسیار است. بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار درگذشت استاد بهرام بیضایی را به خانوادۀ محترم او، جامعۀ هنری کشور و مردم هنرپرور و میهندوست ایران تسلیت میگوید. یاد بهرام بیضایی همیشه در قلب و خاطر ایرانیان قدرشناس باقی خواهد ماند.
عکس از گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار
ایستاده از راست: بهرام بیضایی، ایرج افشار، جلال خالقی مطلق، محمّدرضا شفیعی کدکنی
نشسته از راست: بهروز برومند، پرویز مشکاتیان، امیرهوشنگ ابتهاج
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
بهرام بیضایی (۵ دی ۱۳۱۷ ـ ۵ دی ۱۴۰۴) نمایشنامهنگار، فیلمنامهنویس و کارگردان بزرگ عصر ما دور از وطن درگذشت. او تحصیلاتی ناتمام در رشتۀ ادبیات فارسی در دانشگاه تهران داشت و فعالیتهای هنری را با نمایشنامهنویسی و انتشار مطالبی دربارۀ نمایش و سینما در نشریات آغاز کرد و ده فیلم بلند، چهار فیلم کوتاه، و دهها کتاب از خود بر جای گذاشت. «مرگ یزدگرد» و «باشو غریبۀ کوچک» از آثار برجستۀ بیضایی و نمایانگر دانش و هنر او در زمینۀ فیلمنامهنویسی و کارگردانی است.
آنچه در کنار جنبههای مختلف هنری آثار بیضایی درخور توجه است، رنگ و بوی میهنگرایانۀ ساختههای اوست. یکی از دغدغههای اصلی بیضاییِ نویسنده و کارگردان تا پایان عمر، ایران و حفظ وحدت ملّی ایرانیان بود. او با ساختن فیلم باشو غریبۀ کوچک کوشید تا اهمیت زبان فارسی را در حفظ انسجام ملّی و وحدت اقوام مختلف ایرانی به تصویر بکشد. بیضایی نشان داد که زبان فارسی زبان مهر و آشتی است و میتواند ایرانیان را با هر زبان و لهجهای که دارند و از هر قومیتی که باشند زیر یک پرچم و در قالب یک ملّت بزرگ متّحد سازد.
فقدان میهندوستی چون بهرام بیضایی موجب دریغ بسیار است. بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار درگذشت استاد بهرام بیضایی را به خانوادۀ محترم او، جامعۀ هنری کشور و مردم هنرپرور و میهندوست ایران تسلیت میگوید. یاد بهرام بیضایی همیشه در قلب و خاطر ایرانیان قدرشناس باقی خواهد ماند.
عکس از گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار
ایستاده از راست: بهرام بیضایی، ایرج افشار، جلال خالقی مطلق، محمّدرضا شفیعی کدکنی
نشسته از راست: بهروز برومند، پرویز مشکاتیان، امیرهوشنگ ابتهاج
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
نهم دیماه سالروز درگذشت خسرو فرشیدورد
کسانی که به جای تعلیم دانش و فن، قوای فکری ملّت ایران را صرف عوض کردن لغات میکنند، هم دشمن علماند و هم خصم زبان و ملیّت. چنین کسانی که از لغتسازی و زبانشناسی به کلّی بیخبرند، با این کارهای باطل راه واژهسازی صحیح را به روی مردم میبندند و با ساختن اصطلاحات نامفهوم، عملاً ملّت را قانع میکنند که بهتر است لغات خارجی را به کار برند نه ترجمه و معادل فارسی آنها را؛ زیرا وقتی مردم معنی کلمهای را نفهمند، چه فرنگی باشد، چه اوستایی، چه پهلوی، چه عربی و انگلیسی، برای آنها چه فرقی دارد؟ برای این مردم، «فرنشین» به اصطلاح فارسی و «چرمن» انگلیسی به یک اندازه نامفهوم است. وقتی بنا باشد که کسی معنی «فرنشین» را نفهمد، همان «چرمن» را یاد بگیرد بهتر است؛ زیرا لااقل انگلیسی او قوی میشود. وقتی مردم معنی «هازهشناسی» را درنیابند، ترجیح میدهند که اصطلاح بینالمللی «سوسیالوژی» را بیاموزند.
پس نخستین اصل مقبول و پسندیدهای که زبانشناسان برای واژهسازی و اصطلاحیابی بیان میکنند، آن است که لغات تازه را باید با عناصر زنده و معنیدار زبان ساخت، نه با اجزاء مردۀ آن، زیرا واژهای که با عناصر مرده و نامفهوم ساخته شود، مانند نوزادی است که مرده به دنیا میآید و ناگزیر جایی جز در گورستان فراموشی نخواهد داشت. لغتسازی با مواد مرده و نامفهوم در واقع دهنکجی است به دانشمندان و شاعران و متفکّران بزرگ جهان که همه اصطلاحات خود را از بین عناصر زنده و معنیدار زبان انتخاب کردهاند ... دهنکجی است به ارسطو و ابنسینا و خواجه نصیر و نیوتون و انشتن و همر و فردوسی و سعدی و مولوی و گوته و شکسپیر و هوگو.
«اصطلاحات علمی و فنی»، خسرو فرشیدورد
[ای زبان پارسی...، به کوشش دکتر میلاد عظیمی، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ دوم ، ج ۲، ص ۱۰۹۷-۱۰۹۸]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
کسانی که به جای تعلیم دانش و فن، قوای فکری ملّت ایران را صرف عوض کردن لغات میکنند، هم دشمن علماند و هم خصم زبان و ملیّت. چنین کسانی که از لغتسازی و زبانشناسی به کلّی بیخبرند، با این کارهای باطل راه واژهسازی صحیح را به روی مردم میبندند و با ساختن اصطلاحات نامفهوم، عملاً ملّت را قانع میکنند که بهتر است لغات خارجی را به کار برند نه ترجمه و معادل فارسی آنها را؛ زیرا وقتی مردم معنی کلمهای را نفهمند، چه فرنگی باشد، چه اوستایی، چه پهلوی، چه عربی و انگلیسی، برای آنها چه فرقی دارد؟ برای این مردم، «فرنشین» به اصطلاح فارسی و «چرمن» انگلیسی به یک اندازه نامفهوم است. وقتی بنا باشد که کسی معنی «فرنشین» را نفهمد، همان «چرمن» را یاد بگیرد بهتر است؛ زیرا لااقل انگلیسی او قوی میشود. وقتی مردم معنی «هازهشناسی» را درنیابند، ترجیح میدهند که اصطلاح بینالمللی «سوسیالوژی» را بیاموزند.
پس نخستین اصل مقبول و پسندیدهای که زبانشناسان برای واژهسازی و اصطلاحیابی بیان میکنند، آن است که لغات تازه را باید با عناصر زنده و معنیدار زبان ساخت، نه با اجزاء مردۀ آن، زیرا واژهای که با عناصر مرده و نامفهوم ساخته شود، مانند نوزادی است که مرده به دنیا میآید و ناگزیر جایی جز در گورستان فراموشی نخواهد داشت. لغتسازی با مواد مرده و نامفهوم در واقع دهنکجی است به دانشمندان و شاعران و متفکّران بزرگ جهان که همه اصطلاحات خود را از بین عناصر زنده و معنیدار زبان انتخاب کردهاند ... دهنکجی است به ارسطو و ابنسینا و خواجه نصیر و نیوتون و انشتن و همر و فردوسی و سعدی و مولوی و گوته و شکسپیر و هوگو.
«اصطلاحات علمی و فنی»، خسرو فرشیدورد
[ای زبان پارسی...، به کوشش دکتر میلاد عظیمی، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ دوم ، ج ۲، ص ۱۰۹۷-۱۰۹۸]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
https://chaponashr.ir/sabzan
اطلاعیه
به آگاهی اهالی فرهنگ و ادب میرساند، طرح جلد یکنواخت و شناختهشدۀ کتابهای انتشارات موقوفات دکتر محمود افشار که طی سالها به عنوان بخشی از هویت بصری و اعتبار این انتشارات تثبیت شده است، متأسفانه اخیراً مورد سوء استفادۀ انتشارات سبزان قرار گرفته است. مسئولان این انتشارات طرح مخصوص انتشارات دکتر محمود افشار را برای جلد یکی از کتابهای خود انتخاب کردهاند؛ آن هم به گونهای که با وجود ایجاد تغییراتی در داخل نشان، عنصر شاخص ستارۀ هشتپر با همان رنگبندی در بالای جلد حفظ شده و همین امر میتواند موجب گمراهی مخاطبان شود.
بدینوسیله به صراحت اعلام میشود که این کتاب هیچ گونه ارتباطی با انتشارات موقوفات دکتر محمود افشار ندارد و استفاده از این طرح، صرفاً تقلیدی از هویت بصری این انتشارات و سوء استفاده از اعتبار و هویت بنیاد موقوفات است. از پژوهشگران، کتابدوستان و همراهان گرامی درخواست میشود هنگام انتخاب و تهیۀ کتاب، حتماً به نام ناشر توجه فرمایند تا دچار اشتباه نشوند.
انتشارات موقوفات دکتر محمود افشار همواره بر اصالت فرهنگی، امانتداری علمی و رعایت حقوق معنوی پایبند بوده و خواهد بود.
با سپاس
انتشارات موقوفات دکتر محمود افشار
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
اطلاعیه
به آگاهی اهالی فرهنگ و ادب میرساند، طرح جلد یکنواخت و شناختهشدۀ کتابهای انتشارات موقوفات دکتر محمود افشار که طی سالها به عنوان بخشی از هویت بصری و اعتبار این انتشارات تثبیت شده است، متأسفانه اخیراً مورد سوء استفادۀ انتشارات سبزان قرار گرفته است. مسئولان این انتشارات طرح مخصوص انتشارات دکتر محمود افشار را برای جلد یکی از کتابهای خود انتخاب کردهاند؛ آن هم به گونهای که با وجود ایجاد تغییراتی در داخل نشان، عنصر شاخص ستارۀ هشتپر با همان رنگبندی در بالای جلد حفظ شده و همین امر میتواند موجب گمراهی مخاطبان شود.
بدینوسیله به صراحت اعلام میشود که این کتاب هیچ گونه ارتباطی با انتشارات موقوفات دکتر محمود افشار ندارد و استفاده از این طرح، صرفاً تقلیدی از هویت بصری این انتشارات و سوء استفاده از اعتبار و هویت بنیاد موقوفات است. از پژوهشگران، کتابدوستان و همراهان گرامی درخواست میشود هنگام انتخاب و تهیۀ کتاب، حتماً به نام ناشر توجه فرمایند تا دچار اشتباه نشوند.
انتشارات موقوفات دکتر محمود افشار همواره بر اصالت فرهنگی، امانتداری علمی و رعایت حقوق معنوی پایبند بوده و خواهد بود.
با سپاس
انتشارات موقوفات دکتر محمود افشار
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
دهم دیماه زادروز یحیی ماهیار نوابی
پیش از اینکه یحیی ماهیار نوابی برای تحصیلات تکمیلی به سفر فرنگ برود، با او که به محضر استاد نامدار ابراهیم پورداود میآمد، آشنا شدم. دانشکدۀ ادبیات را گذرانیده بود و به تاریخ و فرهنگ ایران باستان علاقهمند بود. بیشتر به زبانهای کهن دلبستگی داشت. پهلویدان شده بود. به فرنگ میرفت که مبانی زبانشناسی را بهتر بیاموزد و از فیض کمالات دانشمندانی چون هنینگ و بیلی که در دانشگاههای لندن و کمبریج تدریس میکردند و آوازۀ آنها به ایران رسیده بود، بهرهور شود. چنین هم شد. چند سالی در آن صفحات از خرمن دانش آن دانشمندان دانهچینی کرد و با منابع اروپایی ایرانشناسی آشنایی وسیع گرفت. در این باره از همۀ همقطاران خود پیش بود.
پس از بازگشت در دانشگاه تبریز به تدریس پرداخت و در نشریۀ خوب دانشکدۀ ادبیات آنجا مقالههای ارجمند در ترجمۀ متون پهلوی و پژوهش در زمینۀ گویشهای فارسی مربوط به شیراز و آذربایجان منتشر ساخت. ماهیار یکی از برجستگان ایرانیان پهلویدان نسل خود بود. ترجمههایی که او از رسالههای پهلوی کرد و به طور پراکنده نشر شد، خوشبختانه همه به کوشش دکتر محمود طاووسی در دو جلد از مجموعۀ آثار او انتشار یافته است. خدمات آموزشی ماهیار مخصوصاً در ادارۀ امور دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تبریز در یادها خواهد بود و در تاریخ آن دانشگاه باید مخلّد بماند.
[نادرهکاران: سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۱۳۶۲]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
پیش از اینکه یحیی ماهیار نوابی برای تحصیلات تکمیلی به سفر فرنگ برود، با او که به محضر استاد نامدار ابراهیم پورداود میآمد، آشنا شدم. دانشکدۀ ادبیات را گذرانیده بود و به تاریخ و فرهنگ ایران باستان علاقهمند بود. بیشتر به زبانهای کهن دلبستگی داشت. پهلویدان شده بود. به فرنگ میرفت که مبانی زبانشناسی را بهتر بیاموزد و از فیض کمالات دانشمندانی چون هنینگ و بیلی که در دانشگاههای لندن و کمبریج تدریس میکردند و آوازۀ آنها به ایران رسیده بود، بهرهور شود. چنین هم شد. چند سالی در آن صفحات از خرمن دانش آن دانشمندان دانهچینی کرد و با منابع اروپایی ایرانشناسی آشنایی وسیع گرفت. در این باره از همۀ همقطاران خود پیش بود.
پس از بازگشت در دانشگاه تبریز به تدریس پرداخت و در نشریۀ خوب دانشکدۀ ادبیات آنجا مقالههای ارجمند در ترجمۀ متون پهلوی و پژوهش در زمینۀ گویشهای فارسی مربوط به شیراز و آذربایجان منتشر ساخت. ماهیار یکی از برجستگان ایرانیان پهلویدان نسل خود بود. ترجمههایی که او از رسالههای پهلوی کرد و به طور پراکنده نشر شد، خوشبختانه همه به کوشش دکتر محمود طاووسی در دو جلد از مجموعۀ آثار او انتشار یافته است. خدمات آموزشی ماهیار مخصوصاً در ادارۀ امور دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تبریز در یادها خواهد بود و در تاریخ آن دانشگاه باید مخلّد بماند.
[نادرهکاران: سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۱۳۶۲]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
یازدهم دیماه سالروز وقف دکتر محمود افشار
سبب بنیان نهادن این موقوفات
من در سهم خود معتقدات و آرزوهایی دارم و میخواهم در حدود امکان مالی و حالی خود آنها را انجام دهم. از نیاز فراوانی که وطن عزیز و جامعۀ نیازمند ما به توسعۀ امور پزشکی و فرهنگی به معنی عام کلمه دارد غافل نیستم.
خوشبختانه چندی است که دولت و مردم به طور کلی و تا اندازهای توجه به این مسائل کردهاند: دبستانها، دبیرستانها، دانشکدهها، بیمارستانها، درمانگاهها و غیر آن ساخته شده و میشود. هرچند که بسی از اینها سطحی بوده است. از آنجا که رفع نقص موجود کردن آسانتر از ایجاد نمودن است، باید گفت آنچه تاکنون شده سودمند بوده است.
در این میان توجه مستقیم و خاص به مسائل اساسی دیگر، مانند افزایش جمعیت کشور از راههای مختلف، ترویج و تعمیم زبان فارسی در نقاط حسّاس مملکت، تکمیل و تحکیم وحدت ملّی، پیشرفت قسمتهای خوب تمدن جدید و جلوگیری از مفاسد آن، اصلاح اوضاع اجتماعی ملّت، حفظ اخلاق جوانان و تزریق مایۀ وطنپرستی کافی در افکار آنان، که با وجود این اقدامها میتوان ملّتی شایسته، متّحد، مترقی و کشوری آباد و بزرگ داشت، نشده است.
برای اینکه ملّت بزرگی مانند ملّت ما بزرگ بماند و کشور پهناوری مانند ایران کوچک نشود ـ چیزی که آرزوی همۀ ماست ـ باید حتماً بر شمارۀ جمعیت آن که به نسبت پهنای خاکش خیلی کم است افزوده گردد و از همۀ جهاتی که برای متحد بودن همیشگی ملّی لازم است با هم یگانگی داشته باشند نه پراکندگی، و چنان ملّت یگانهای کوشش کند که خود را همسطح ملّتهای دیگر از حیث پیشرفتهای دانش، صنعت و تمدن قرار دهد.
یک ملّت گرسنه، بیتمدن، پراکنده، نادان، ناتوان و پرمدعا محکوم به زوال است. هر قدر مردمی دارای این عیبها و نقصها باشند و در عوض بر تجمّل و شوکت ظاهری و رسمی خود بیفزایند و تصور نمایند کسی را گول میزنند خود را گول زدهاند.
برای منظورهای یادشده این موقوفات بنیاد یافته است.
دکتر محمود افشار
کلینیک گلان (سوئیس)، دسامبر ۱۹۵۹ = دیماه ۱۳۳۸
به نقل از:
[پنج وقفنامه، دکتر محمود افشار، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۸۳، ص ۱۵-۱۶]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی
@AfsharFoundation
سبب بنیان نهادن این موقوفات
من در سهم خود معتقدات و آرزوهایی دارم و میخواهم در حدود امکان مالی و حالی خود آنها را انجام دهم. از نیاز فراوانی که وطن عزیز و جامعۀ نیازمند ما به توسعۀ امور پزشکی و فرهنگی به معنی عام کلمه دارد غافل نیستم.
خوشبختانه چندی است که دولت و مردم به طور کلی و تا اندازهای توجه به این مسائل کردهاند: دبستانها، دبیرستانها، دانشکدهها، بیمارستانها، درمانگاهها و غیر آن ساخته شده و میشود. هرچند که بسی از اینها سطحی بوده است. از آنجا که رفع نقص موجود کردن آسانتر از ایجاد نمودن است، باید گفت آنچه تاکنون شده سودمند بوده است.
در این میان توجه مستقیم و خاص به مسائل اساسی دیگر، مانند افزایش جمعیت کشور از راههای مختلف، ترویج و تعمیم زبان فارسی در نقاط حسّاس مملکت، تکمیل و تحکیم وحدت ملّی، پیشرفت قسمتهای خوب تمدن جدید و جلوگیری از مفاسد آن، اصلاح اوضاع اجتماعی ملّت، حفظ اخلاق جوانان و تزریق مایۀ وطنپرستی کافی در افکار آنان، که با وجود این اقدامها میتوان ملّتی شایسته، متّحد، مترقی و کشوری آباد و بزرگ داشت، نشده است.
برای اینکه ملّت بزرگی مانند ملّت ما بزرگ بماند و کشور پهناوری مانند ایران کوچک نشود ـ چیزی که آرزوی همۀ ماست ـ باید حتماً بر شمارۀ جمعیت آن که به نسبت پهنای خاکش خیلی کم است افزوده گردد و از همۀ جهاتی که برای متحد بودن همیشگی ملّی لازم است با هم یگانگی داشته باشند نه پراکندگی، و چنان ملّت یگانهای کوشش کند که خود را همسطح ملّتهای دیگر از حیث پیشرفتهای دانش، صنعت و تمدن قرار دهد.
یک ملّت گرسنه، بیتمدن، پراکنده، نادان، ناتوان و پرمدعا محکوم به زوال است. هر قدر مردمی دارای این عیبها و نقصها باشند و در عوض بر تجمّل و شوکت ظاهری و رسمی خود بیفزایند و تصور نمایند کسی را گول میزنند خود را گول زدهاند.
برای منظورهای یادشده این موقوفات بنیاد یافته است.
دکتر محمود افشار
کلینیک گلان (سوئیس)، دسامبر ۱۹۵۹ = دیماه ۱۳۳۸
به نقل از:
[پنج وقفنامه، دکتر محمود افشار، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۸۳، ص ۱۵-۱۶]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی
@AfsharFoundation
قصیدۀ واقف در موضوع وقف
غمگین مشو ز وقف من و افتقار من
هست افتقارِ من سببِ افتخار من
بیاعتبار چون همه چیزست در جهان
نی دولتست فخر و نه فقرست عار من
دانم که وقف را نبود نیز اعتبار
کو چیز دیگری که شود اعتبار من
در راه خیر و خدمت خلق ار ندادمی
بودم چه حاصلی ز ضیاع و عقار من
اینم بسست گوشۀ باغی و توشهای
حاشا! به مال و جاه نسنجی عیار من
من قانعم به کلک و دواتی و کاغذی
با فرصتی، اگر بدهد روزگار من
اینست دولت من اگر پایدار بود
واحسرتا ز دولت ناپایدار من
هفتاد سال گرچه شد از روزگار من
پیری اگرچه جای گرفته کنار من
پیرانهسر چو دست به تیغ قلم برم
میدان تهی کند سپه از کارزار من
زیرا چو ذوالفقارِ علی جز به راه حق
گامی نمینهد قلمِ حقگزار من
نگذاشتم نگفته کلامی که گفتنیست
تا مقطعی که بود در آن اقتدار من
گاهی به نعل میزنم و گه زنم به میخ
اهل هنر شناسد این شاهکار من
ننهفتهام حقیقت و کذبی نگفتهام
شاهد بر این سخن روشِ آشکار من
در گفت من تناقض و حیلت نبوده است
وین «نعل و میخ» بوده خود از اضطرار من
آزرم را ز دست ندادم بههیچروی
خاطی خطا نمود و شنید اعتذار من
گر کاتبی طریقۀ شرم و ادب بِهِشت
خود منفعل شد از قلمِ شرمدار من
گر لحظهای ستودم خود کلک خویش را
با عذر قافیه بپذیر اعتذار من
خاموش میکنم قلم آتشینِ خود
تا خاطر کسی نگذارد شرار من
میخواستم ز من نشود رنجه کس، چه سود
طبع و قضا نبود چو در اختیار من
کین از کسی ندارم و رنجی که بر منست
شاید که باشد از دلِ ناسازگار من
خود بر مزارِ خویش بگریم که بعدِ مرگ
بر دامن کسی ننشیند غبارِ من...
پنداشتی که بیکسوکارم درین جهان!
ایران و خدمتش کس من بود و کار من
نگذاشتند خدمت کشور کنم چنانک
بود آرزوش در دلِ امیدوار من
گر در وطن غریبم و بیگانهام ز خویش
پیوسته بوده با من پروردگار من
زان زندهام هنوز که تا خدمتی کنم...
بستند ره به خامۀ خدمتگزار من
«آیندۀ» مرا چو به آتش بسوختند
هم روز من سیه شد و هم روزگار من
انصاف میدهم چه گناه از دیار من
گر بیوفا شدست و جفاکار یار من
بسیار کردهام سفر و بازگشتهام
جایی ندیدهام که به است از دیار من
این کوهسار بیعلف و دشتهای خشک
گویی که هست باغ من و لالهزار من
هرجا بمیرم آنجا هر چند کربلاست
باز آورند جسم مرا در دیار من
در دل بماند آرزوی خدمت وطن...
بنگار بر مزار من این یادگار من
افسانه بود عمر و مرا بود صد امید
افسوس بر من و دل امیدوار من...
دکتر محمود افشار
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
غمگین مشو ز وقف من و افتقار من
هست افتقارِ من سببِ افتخار من
بیاعتبار چون همه چیزست در جهان
نی دولتست فخر و نه فقرست عار من
دانم که وقف را نبود نیز اعتبار
کو چیز دیگری که شود اعتبار من
در راه خیر و خدمت خلق ار ندادمی
بودم چه حاصلی ز ضیاع و عقار من
اینم بسست گوشۀ باغی و توشهای
حاشا! به مال و جاه نسنجی عیار من
من قانعم به کلک و دواتی و کاغذی
با فرصتی، اگر بدهد روزگار من
اینست دولت من اگر پایدار بود
واحسرتا ز دولت ناپایدار من
هفتاد سال گرچه شد از روزگار من
پیری اگرچه جای گرفته کنار من
پیرانهسر چو دست به تیغ قلم برم
میدان تهی کند سپه از کارزار من
زیرا چو ذوالفقارِ علی جز به راه حق
گامی نمینهد قلمِ حقگزار من
نگذاشتم نگفته کلامی که گفتنیست
تا مقطعی که بود در آن اقتدار من
گاهی به نعل میزنم و گه زنم به میخ
اهل هنر شناسد این شاهکار من
ننهفتهام حقیقت و کذبی نگفتهام
شاهد بر این سخن روشِ آشکار من
در گفت من تناقض و حیلت نبوده است
وین «نعل و میخ» بوده خود از اضطرار من
آزرم را ز دست ندادم بههیچروی
خاطی خطا نمود و شنید اعتذار من
گر کاتبی طریقۀ شرم و ادب بِهِشت
خود منفعل شد از قلمِ شرمدار من
گر لحظهای ستودم خود کلک خویش را
با عذر قافیه بپذیر اعتذار من
خاموش میکنم قلم آتشینِ خود
تا خاطر کسی نگذارد شرار من
میخواستم ز من نشود رنجه کس، چه سود
طبع و قضا نبود چو در اختیار من
کین از کسی ندارم و رنجی که بر منست
شاید که باشد از دلِ ناسازگار من
خود بر مزارِ خویش بگریم که بعدِ مرگ
بر دامن کسی ننشیند غبارِ من...
پنداشتی که بیکسوکارم درین جهان!
ایران و خدمتش کس من بود و کار من
نگذاشتند خدمت کشور کنم چنانک
بود آرزوش در دلِ امیدوار من
گر در وطن غریبم و بیگانهام ز خویش
پیوسته بوده با من پروردگار من
زان زندهام هنوز که تا خدمتی کنم...
بستند ره به خامۀ خدمتگزار من
«آیندۀ» مرا چو به آتش بسوختند
هم روز من سیه شد و هم روزگار من
انصاف میدهم چه گناه از دیار من
گر بیوفا شدست و جفاکار یار من
بسیار کردهام سفر و بازگشتهام
جایی ندیدهام که به است از دیار من
این کوهسار بیعلف و دشتهای خشک
گویی که هست باغ من و لالهزار من
هرجا بمیرم آنجا هر چند کربلاست
باز آورند جسم مرا در دیار من
در دل بماند آرزوی خدمت وطن...
بنگار بر مزار من این یادگار من
افسانه بود عمر و مرا بود صد امید
افسوس بر من و دل امیدوار من...
دکتر محمود افشار
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
یازدهم دیماه زادروز سیّد محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار)
امشب ای ماه به درد دلِ من تسکینی
آخر ای ماه تو همدرد منِ مسکینی
کاهش جانِ تو من دارم و من میدانم
که تو از دوریِ خورشید چهها میبینی
تو هم ای بادیهپیمای محبّت چون من
سرِ راحت ننهادی به سرِ بالینی
هر شب از حسرت ماهی من و یک دامنْ اشک
تو هم ای دامنِ مهتاب پر از پروینی
همه در چشمۀ مهتاب غم از دل شویند
امشب ای مه تو هم از طالعِ من غمگینی
من مگر طالع خود در تو توانم دیدن
که توام آینۀ بختِ غبارآگینی
باغبان خارِ ندامت به جگر میشکند
برو ای گل که سزاوارِ همان گلچینی
نیِ محزون مگر از تربتِ فرهاد دمید
که کُنَد شکوه ز هجرانِ لبِ شیرینی
تو چنین خانهکَن و دلشکن ای بادِ خزان
گر خود انصاف کنی مستحقِ نفرینی
کی برین کلبۀ طوفانزده سر خواهی زد؟
ای پرستو که پیامآورِ فروردینی
شهریارا اگر آیینِ محبّت باشد
چه حیاتیّ و چه دنیای بهشتآیینی
سید محمدحسین بهجت تبریزی (۱۱ دی ۱۲۸۵ - ۲۷ شهریور ۱۳۶۷) در تبریز زاده شد و دورۀ تحصیلاتش را در زادگاه خود و سپس تهران (مدرسۀ دارالفنون) سپری کرد. او کارمند بانک کشاورزی و استاد افتخاری دانشکدۀ ادبیات تبریز بود.
شهریار از بزرگترین غزلسرایان دورۀ خود به شمار میآمد که در سرودن انواع دیگر شعر فارسی، مانند قصیده، مثنوی، قطعه، رباعی، دوبیتی و شعر نیمایی نیز مهارت داشت.
از آثار شعری این شاعر نامدار آذربایجانی میتوان به روح پروانه، صدای خدا، حالا چرا، حیدربابایه سلام و دیوان اشعار اشاره کرد.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
امشب ای ماه به درد دلِ من تسکینی
آخر ای ماه تو همدرد منِ مسکینی
کاهش جانِ تو من دارم و من میدانم
که تو از دوریِ خورشید چهها میبینی
تو هم ای بادیهپیمای محبّت چون من
سرِ راحت ننهادی به سرِ بالینی
هر شب از حسرت ماهی من و یک دامنْ اشک
تو هم ای دامنِ مهتاب پر از پروینی
همه در چشمۀ مهتاب غم از دل شویند
امشب ای مه تو هم از طالعِ من غمگینی
من مگر طالع خود در تو توانم دیدن
که توام آینۀ بختِ غبارآگینی
باغبان خارِ ندامت به جگر میشکند
برو ای گل که سزاوارِ همان گلچینی
نیِ محزون مگر از تربتِ فرهاد دمید
که کُنَد شکوه ز هجرانِ لبِ شیرینی
تو چنین خانهکَن و دلشکن ای بادِ خزان
گر خود انصاف کنی مستحقِ نفرینی
کی برین کلبۀ طوفانزده سر خواهی زد؟
ای پرستو که پیامآورِ فروردینی
شهریارا اگر آیینِ محبّت باشد
چه حیاتیّ و چه دنیای بهشتآیینی
سید محمدحسین بهجت تبریزی (۱۱ دی ۱۲۸۵ - ۲۷ شهریور ۱۳۶۷) در تبریز زاده شد و دورۀ تحصیلاتش را در زادگاه خود و سپس تهران (مدرسۀ دارالفنون) سپری کرد. او کارمند بانک کشاورزی و استاد افتخاری دانشکدۀ ادبیات تبریز بود.
شهریار از بزرگترین غزلسرایان دورۀ خود به شمار میآمد که در سرودن انواع دیگر شعر فارسی، مانند قصیده، مثنوی، قطعه، رباعی، دوبیتی و شعر نیمایی نیز مهارت داشت.
از آثار شعری این شاعر نامدار آذربایجانی میتوان به روح پروانه، صدای خدا، حالا چرا، حیدربابایه سلام و دیوان اشعار اشاره کرد.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
سیزدهم دیماه زادروز جلالالدین همایی (سنا)
همایی متولد رمضان ۱۳۱۷ قمری (۱۲۷۸ شمسی) بود. اجدادش از شیراز بودند. پس از ختم تحصیلات قدیم به تدریس در مدرسۀ نیمارود اصفهان پرداخت تا اینکه از حدود سال ۱۳۰۰ شمسی به تدریس در مدارس جدید روی آورد. از سال ۱۳۰۸ رسماً به خدمت وزارت معارف درآمد و مدتی در تبریز به تدریس مشغول بود. بعد به تهران آمد و در دارالفنون و مدارس دیگر درس میگفت. بالاخره سمت استادی دانشگاه تهران یافت و این سمت بود که ازو والایی یافت.
همایی شعر هم میگفت. از غزلیات خوب و معروفش این غزل است که در سال ۱۳۲۷ سروده است.
عمری به عبث در ره مقصود دویدیم
یک عمر دویدیم و به مقصد نرسیدیم
چون طایر آوارۀ تشویشگرفته
هر لحظه از این شاخ بدان شاخ پریدیم
از خلق جهان خیر ندیدیم از این روی
در گوشۀ تنهایی و خلوت بخزیدیم
بودیم یکی آهوک رام ولیکن
گرگان به کمینگاه چو دیدیم رمیدیم
شهد لبن کودکی از خاطر ما برد
زهری که از این کاسۀ وارونه چشیدیم
چون دست اجل رخت حیات از تن ما کند
در بستر خواب ابدی رخت کشیدیم
هم خاک شود باز، گرفتم که دگربار
چون سبزۀ نوخاسته از خاک دمیدیم
در جلوه بود یار به هر سوی پدیدار
گر کور نبودیم چرا یار ندیدیم
گیتی است «سنا» گلشنی آراسته لیکن
ما جز علف هرزه از این باغ نچیدیم
[نادرهکاران: سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ج ۱، ص ۶۰۵]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
همایی متولد رمضان ۱۳۱۷ قمری (۱۲۷۸ شمسی) بود. اجدادش از شیراز بودند. پس از ختم تحصیلات قدیم به تدریس در مدرسۀ نیمارود اصفهان پرداخت تا اینکه از حدود سال ۱۳۰۰ شمسی به تدریس در مدارس جدید روی آورد. از سال ۱۳۰۸ رسماً به خدمت وزارت معارف درآمد و مدتی در تبریز به تدریس مشغول بود. بعد به تهران آمد و در دارالفنون و مدارس دیگر درس میگفت. بالاخره سمت استادی دانشگاه تهران یافت و این سمت بود که ازو والایی یافت.
همایی شعر هم میگفت. از غزلیات خوب و معروفش این غزل است که در سال ۱۳۲۷ سروده است.
عمری به عبث در ره مقصود دویدیم
یک عمر دویدیم و به مقصد نرسیدیم
چون طایر آوارۀ تشویشگرفته
هر لحظه از این شاخ بدان شاخ پریدیم
از خلق جهان خیر ندیدیم از این روی
در گوشۀ تنهایی و خلوت بخزیدیم
بودیم یکی آهوک رام ولیکن
گرگان به کمینگاه چو دیدیم رمیدیم
شهد لبن کودکی از خاطر ما برد
زهری که از این کاسۀ وارونه چشیدیم
چون دست اجل رخت حیات از تن ما کند
در بستر خواب ابدی رخت کشیدیم
هم خاک شود باز، گرفتم که دگربار
چون سبزۀ نوخاسته از خاک دمیدیم
در جلوه بود یار به هر سوی پدیدار
گر کور نبودیم چرا یار ندیدیم
گیتی است «سنا» گلشنی آراسته لیکن
ما جز علف هرزه از این باغ نچیدیم
[نادرهکاران: سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ج ۱، ص ۶۰۵]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
پندهای پدرانه
ای فرزندان من، از راه راستی و جادۀ درستی و شرافت و امانت خارج نشوید. دروغ نگویید، بدقول و وعدهخلاف نباشید. از دزدی و تقلّب سخن نمیگویم؛ چه معاذالله که دربارۀ شما تصوّر آن را بکنم؛ امّا از خلاف امانت و تصرّف غیرِمشروع در مال غیر و بدحسابی و تحصیل مال به طریق غیرِشریف احتراز کنید و بدانید که فقر و مسکنت با شرافت و عزّت منافات ندارد. به خاطر بیاورید که من در دنیا تقریباً هیچ نداشته و ندارم معذلک همیشه محترم و معزّز بودهام بلکه عزّتم از همین راه حاصل شده که برای مال و مکنت دستوپا نکردهام. از قرض برحذر باشید که انسان را ذلیل میکند. اگر خدانکرده دستتنگ شدید حتّیالامکان صبر و قناعت پیش بگیرید. اگر گاهی دیده باشید من در خرج کردن امساک کردهام به این ملاحظات بوده و برای اینکه مجبور نشوم دست پیش کسی دراز یا توقّع و تقاضایی کنم یا به وسایلی که منافی شرافت باشد متوسّل گردم...
فرزندان عزیز، یکی از موجبات بزرگ بدبختی انسان معاشر بد است. زنهار از معاشر بد برحذر باشید و این امور را سهل نگیرید و سعی کنید که همنشین خوب داشته باشید و خوبی همنشین را در ظاهر خوب و خوشصحبتی و تعارفات و مهربانیهای معمولی تصوّر نکنید؛ امّا با هرکس معاشر میشوید خلق خوش داشته باشید. بدگوشت نباشید. هر خیر و خوبی که از دستتان در حقّ غیر برمیآید مضایقه نکنید. برای هیچکس شر نداشته باشید؛ ولیکن خود را اسیر هیچکس نکنید. اسرار خود را به هرکس نگویید؛ اگرچه شخص باید طوری رفتار کند که سرّی نداشته باشد. مقصودم کلّیۀ امور زندگانی است. مردمان بدنفس مغرض ممکن است امور جزئی را وسیلۀ استفاده قرار داده و به سوی نفع خود و ضرر شما بکشانند.
پاریس، آبان ۱۳۰۵
[نامههای محمدعلی فروغی، به کوشش محمد افشینوفایی و مهدی فیروزیان، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ دوم ۱۴۰۲، ص ۱۸۲-۱۸۴]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
ای فرزندان من، از راه راستی و جادۀ درستی و شرافت و امانت خارج نشوید. دروغ نگویید، بدقول و وعدهخلاف نباشید. از دزدی و تقلّب سخن نمیگویم؛ چه معاذالله که دربارۀ شما تصوّر آن را بکنم؛ امّا از خلاف امانت و تصرّف غیرِمشروع در مال غیر و بدحسابی و تحصیل مال به طریق غیرِشریف احتراز کنید و بدانید که فقر و مسکنت با شرافت و عزّت منافات ندارد. به خاطر بیاورید که من در دنیا تقریباً هیچ نداشته و ندارم معذلک همیشه محترم و معزّز بودهام بلکه عزّتم از همین راه حاصل شده که برای مال و مکنت دستوپا نکردهام. از قرض برحذر باشید که انسان را ذلیل میکند. اگر خدانکرده دستتنگ شدید حتّیالامکان صبر و قناعت پیش بگیرید. اگر گاهی دیده باشید من در خرج کردن امساک کردهام به این ملاحظات بوده و برای اینکه مجبور نشوم دست پیش کسی دراز یا توقّع و تقاضایی کنم یا به وسایلی که منافی شرافت باشد متوسّل گردم...
فرزندان عزیز، یکی از موجبات بزرگ بدبختی انسان معاشر بد است. زنهار از معاشر بد برحذر باشید و این امور را سهل نگیرید و سعی کنید که همنشین خوب داشته باشید و خوبی همنشین را در ظاهر خوب و خوشصحبتی و تعارفات و مهربانیهای معمولی تصوّر نکنید؛ امّا با هرکس معاشر میشوید خلق خوش داشته باشید. بدگوشت نباشید. هر خیر و خوبی که از دستتان در حقّ غیر برمیآید مضایقه نکنید. برای هیچکس شر نداشته باشید؛ ولیکن خود را اسیر هیچکس نکنید. اسرار خود را به هرکس نگویید؛ اگرچه شخص باید طوری رفتار کند که سرّی نداشته باشد. مقصودم کلّیۀ امور زندگانی است. مردمان بدنفس مغرض ممکن است امور جزئی را وسیلۀ استفاده قرار داده و به سوی نفع خود و ضرر شما بکشانند.
پاریس، آبان ۱۳۰۵
[نامههای محمدعلی فروغی، به کوشش محمد افشینوفایی و مهدی فیروزیان، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ دوم ۱۴۰۲، ص ۱۸۲-۱۸۴]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
به مناسبت سالگرد تأسیس موقوفات دکتر محمود افشار، در روزهای چهاردهم و پانزدهم دیماه کتابهای انتشارات دکتر محمود افشار با ۳۰٪ تخفیف عرضه میشود.
شهروندان تهرانی میتوانند با مراجعه به نگارخانه و کتابفروشی افشار کتابهای انتشارات این بنیاد را با تخفیف ویژۀ این مناسبت تهیه کنند. هموطنانی که در شهرهای دیگر سکونت دارند نیز از طریق ارسال پیام مستقیم (دایرکت) به صفحۀ اینستاگرام بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار قادر به ثبت سفارش کتاب خواهند بود.
پیوند صفحۀ اینستاگرام بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار:
instagram.com/afsharfoundation
نشانی:
خیابان ولیعصر، سهراه زعفرانیه، خیابان عارفنسب، شمارۀ ۱۲
روزها و ساعات کاری نگارخانه و کتابفروشی افشار: یکشنبه تا جمعه، از دوازده ظهر تا ۷ عصر
تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
شهروندان تهرانی میتوانند با مراجعه به نگارخانه و کتابفروشی افشار کتابهای انتشارات این بنیاد را با تخفیف ویژۀ این مناسبت تهیه کنند. هموطنانی که در شهرهای دیگر سکونت دارند نیز از طریق ارسال پیام مستقیم (دایرکت) به صفحۀ اینستاگرام بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار قادر به ثبت سفارش کتاب خواهند بود.
پیوند صفحۀ اینستاگرام بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار:
instagram.com/afsharfoundation
نشانی:
خیابان ولیعصر، سهراه زعفرانیه، خیابان عارفنسب، شمارۀ ۱۲
روزها و ساعات کاری نگارخانه و کتابفروشی افشار: یکشنبه تا جمعه، از دوازده ظهر تا ۷ عصر
تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
فهرست انتشارات _ دی 1404.pdf
2.6 MB
فهرست انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، دیماه ۱۴۰۴
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
پانزدهم دیماه زادروز دکتر محمدرضا باطنی، منتخب بیست و هفتمین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار
خدمات دکتر باطنی به آشنایی ایرانیان با زبانشناسی نوین
محمدرضا باطنی در لندن نزد مایکل هلیدی و دیگران فوق لیسانس زبانشناسی گرفته بود و در گروه تازهتأسیس زبانشناسی برای گذراندن دورۀ دکتری ثبت نام کرده بود. پایاننامۀ او «توصیف ساختمان دستوری زبان فارسی» بر اساس نظریۀ مقوله و میزان هلیدی به راهنمایی دکتر مقدّم بود. او بلافاصله پس از گذراندن دکترا به استخدام گروه درآمده بود و مقدمات زبانشناسی و معنیشناسی و ساختمان زبان فارسی تدریس میکرد. پایاننامۀ دکتر باطنی هم در سال ۱۳۴۸ در انتشارات امیرکبیر به چاپ رسیده بود و در نقطۀ مقابل دستورهایی بود که تا آن زمان برای زبان فارسی نوشته شده بود و مبتنی بر نظریۀ جدیدی بود که نکات تازه هم دربارۀ مسائل دستوری زبان فارسی در آن کم نبود. باطنی در این ایام مقالات متعددی دربارۀ مسائل جدید زبانشناسی در مجلات منتشر کرده بود. این مقالات که بعدها در مجلداتی بازچاپ شد، نخستین مقالات به زبان فارسی بود که ایرانیان را با زبانشناسی نوین آشنا میکرد. مقالات باطنی برآمده از کلاسهای درس او بود. خود او میگفت من آنچه را در روز درس میدهم، شب به شکل مقاله درمیآورم. زبان فارسی این مقالات بسیار ساده و روان و بیغلط بود. این مقالات نهتنها برای دانشجویان زبانشناسی، بلکه برای عامۀ درسخواندگان نیز قابل فهم بود و کمک بزرگی به آشنایی جوانان با مسائل زبانشناسی میکرد. باطنی خوب متوجّه نیاز جوانان به این نوشتهها شده بود.
دکتر علیاشرف صادقی
[دفترچۀ بیست و هفتمین جایزۀ ادبی و تاریخی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، اهداشده به دکتر محمدرضا باطنی، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۹۹، ص ۲۹-۳۰]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
خدمات دکتر باطنی به آشنایی ایرانیان با زبانشناسی نوین
محمدرضا باطنی در لندن نزد مایکل هلیدی و دیگران فوق لیسانس زبانشناسی گرفته بود و در گروه تازهتأسیس زبانشناسی برای گذراندن دورۀ دکتری ثبت نام کرده بود. پایاننامۀ او «توصیف ساختمان دستوری زبان فارسی» بر اساس نظریۀ مقوله و میزان هلیدی به راهنمایی دکتر مقدّم بود. او بلافاصله پس از گذراندن دکترا به استخدام گروه درآمده بود و مقدمات زبانشناسی و معنیشناسی و ساختمان زبان فارسی تدریس میکرد. پایاننامۀ دکتر باطنی هم در سال ۱۳۴۸ در انتشارات امیرکبیر به چاپ رسیده بود و در نقطۀ مقابل دستورهایی بود که تا آن زمان برای زبان فارسی نوشته شده بود و مبتنی بر نظریۀ جدیدی بود که نکات تازه هم دربارۀ مسائل دستوری زبان فارسی در آن کم نبود. باطنی در این ایام مقالات متعددی دربارۀ مسائل جدید زبانشناسی در مجلات منتشر کرده بود. این مقالات که بعدها در مجلداتی بازچاپ شد، نخستین مقالات به زبان فارسی بود که ایرانیان را با زبانشناسی نوین آشنا میکرد. مقالات باطنی برآمده از کلاسهای درس او بود. خود او میگفت من آنچه را در روز درس میدهم، شب به شکل مقاله درمیآورم. زبان فارسی این مقالات بسیار ساده و روان و بیغلط بود. این مقالات نهتنها برای دانشجویان زبانشناسی، بلکه برای عامۀ درسخواندگان نیز قابل فهم بود و کمک بزرگی به آشنایی جوانان با مسائل زبانشناسی میکرد. باطنی خوب متوجّه نیاز جوانان به این نوشتهها شده بود.
دکتر علیاشرف صادقی
[دفترچۀ بیست و هفتمین جایزۀ ادبی و تاریخی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، اهداشده به دکتر محمدرضا باطنی، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۹۹، ص ۲۹-۳۰]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
به مناسبت سالگرد تأسیس موقوفات دکتر محمود افشار، در روزهای چهاردهم و پانزدهم دیماه کتابهای انتشارات دکتر محمود افشار با ۳۰٪ تخفیف عرضه میشود.
شهروندان تهرانی میتوانند با مراجعه به نگارخانه و کتابفروشی افشار کتابهای انتشارات این بنیاد را با تخفیف ویژۀ این مناسبت تهیه کنند. هموطنانی که در شهرهای دیگر سکونت دارند نیز از طریق ارسال پیام مستقیم (دایرکت) به صفحۀ اینستاگرام بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار قادر به ثبت سفارش کتاب خواهند بود.
پیوند صفحۀ اینستاگرام بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار:
instagram.com/afsharfoundation
نشانی:
خیابان ولیعصر، سهراه زعفرانیه، خیابان عارفنسب، شمارۀ ۱۲
روزها و ساعات کاری نگارخانه و کتابفروشی افشار: یکشنبه تا جمعه، از دوازده ظهر تا ۷ عصر
تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
شهروندان تهرانی میتوانند با مراجعه به نگارخانه و کتابفروشی افشار کتابهای انتشارات این بنیاد را با تخفیف ویژۀ این مناسبت تهیه کنند. هموطنانی که در شهرهای دیگر سکونت دارند نیز از طریق ارسال پیام مستقیم (دایرکت) به صفحۀ اینستاگرام بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار قادر به ثبت سفارش کتاب خواهند بود.
پیوند صفحۀ اینستاگرام بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار:
instagram.com/afsharfoundation
نشانی:
خیابان ولیعصر، سهراه زعفرانیه، خیابان عارفنسب، شمارۀ ۱۲
روزها و ساعات کاری نگارخانه و کتابفروشی افشار: یکشنبه تا جمعه، از دوازده ظهر تا ۷ عصر
تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
فهرست انتشارات _ دی 1404.pdf
2.6 MB
فهرست انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، دیماه ۱۴۰۴
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation