月の光のそのことを、
盲目少女めくらむすめに教えたは、
ベートーべンか、シューバート?
俺の記憶の錯覚が、
今夜とちれているけれど、
ベトちゃんだとは思うけど、
シュバちゃんではなかったろうか?
霧の降ったる秋の夜に、
庭・石段に腰掛けて、
月の光を浴びながら、
二人、黙っていたけれど、
やがてピアノの部屋に入り、
泣かんばかりに弾ひき出した、
あれは、シュバちゃんではなかったろうか?
かすむ街の灯とおに見て、
ウィンの市まちの郊外に、
星も降るよなその夜さ一と夜、
虫、草叢くさむらにすだく頃、
教師の息子の十三番目、
頸くびの短いあの男、
盲目少女めくらむすめの手をとるように、
ピアノの上に勢い込んだ、
汗の出そうなその額、
安物くさいその眼鏡めがね、
丸い背中もいじらしく
吐はき出すように弾いたのは、
あれは、シュバちゃんではなかったろうか?
シュバちゃんかベトちゃんか、
そんなこと、いざ知らね、
今宵こよい星降る東京の夜よる、
ビールのコップを傾けて、
月の光を見てあれば、
🍓1
🍓1
神様に感謝、ダサい季節もやっと終わる。
かわいい自分の服たち、こんにちは。
寒い空気、こんにちは。
あたたかいコーヒー、こんにちは。
濡れた地面に散った葉っぱたち、こんにちは。
かわいい自分の服たち、こんにちは。
寒い空気、こんにちは。
あたたかいコーヒー、こんにちは。
濡れた地面に散った葉っぱたち、こんにちは。
🍓1
Forwarded from Newt
໒ ⊹ ׂ 𝓡𝓾𝓫𝔂 : ♡ ⋆ ָ֢
دختری هستی با یه وایب مرموز و در عین حال شیرین. مثل الوکا که پر از رمز و راز و یه دنیای خاص خودشه، تو هم یه حالوهوای عمیق داری که همه نمیتونن به راحتی درکت کنن. گل زنگولهایت نشون میده لطافت و معصومیتی تو وجودت هست که آدمو جذب میکنه، چیزی شبیه صدای زنگ کوچیکی که همیشه نوید یه شروع تازهست. بهار هم حس سرزندگی و تولد دوباره بهت میده، انگار هر بار میتونی از نو بدرخشی. بوی بستنی میوهای هم نشون میده که در کنارت بودن همیشه رنگی، شیرین و پر از حس خوبه.
از نظر من شخصیتت ترکیبی از لطافت و رمزآلودگیه؛ همونقدر که میتونی دلنشین و کودکانه به نظر بیای، میتونی عمیق و پر از راز هم باشی. آدمی هستی که با حضورت هم آرامش میدی، هم یه حس غیرقابل پیشبینی، و این باعث میشه هم الهامبخش باشی و هم متفاوت.
دختری هستی با یه وایب مرموز و در عین حال شیرین. مثل الوکا که پر از رمز و راز و یه دنیای خاص خودشه، تو هم یه حالوهوای عمیق داری که همه نمیتونن به راحتی درکت کنن. گل زنگولهایت نشون میده لطافت و معصومیتی تو وجودت هست که آدمو جذب میکنه، چیزی شبیه صدای زنگ کوچیکی که همیشه نوید یه شروع تازهست. بهار هم حس سرزندگی و تولد دوباره بهت میده، انگار هر بار میتونی از نو بدرخشی. بوی بستنی میوهای هم نشون میده که در کنارت بودن همیشه رنگی، شیرین و پر از حس خوبه.
از نظر من شخصیتت ترکیبی از لطافت و رمزآلودگیه؛ همونقدر که میتونی دلنشین و کودکانه به نظر بیای، میتونی عمیق و پر از راز هم باشی. آدمی هستی که با حضورت هم آرامش میدی، هم یه حس غیرقابل پیشبینی، و این باعث میشه هم الهامبخش باشی و هم متفاوت.
🍓1