کمپین متوقف کردن ساخت فصل سوم انیمهی وان پانچ من | روز سی و ششم
💔31👍11❤3🤣3🗿2🔥1🐳1
تا اطلاع ثانوی بهدلیل برودت هوا و صرفهجویی در مصرف انرژی کمپینهارو متوقف میکنیم.
❤40🤣29🔥7😁4🐳1
🔥32❤7🐳1💯1👀1
به گروه انیمباز در تلگرام بپیوندید:
https://news.1rj.ru/str/AnimBuzz_Group
https://news.1rj.ru/str/AnimBuzz_Group
Telegram
مافیای انیمهی ایران
قوانین گروه انیمباز:
- الفاظ رکیک تا زمانی که بیاحترامی به ممبر دیگری نباشد مشکلی ندارد.
- جهت فرستادن پیامی که دارای اسپویل هست، از اسپویلر استفاده کنید.
- از تبلیغ کردن و بکار بردن نام تیمهای همکار خودداری کنید.
- از ارسال محتوای هنتای خودداری کنید.
- الفاظ رکیک تا زمانی که بیاحترامی به ممبر دیگری نباشد مشکلی ندارد.
- جهت فرستادن پیامی که دارای اسپویل هست، از اسپویلر استفاده کنید.
- از تبلیغ کردن و بکار بردن نام تیمهای همکار خودداری کنید.
- از ارسال محتوای هنتای خودداری کنید.
❤7🐳1🗿1
دوستان وارد ۲۰۲۶ شدیم امید وارم ۲۰۲۶ وارد ما نشه
❤38👍9🗿4😁3🐳1
Amir
تا اطلاع ثانوی بهدلیل برودت هوا و صرفهجویی در مصرف انرژی کمپینهارو متوقف میکنیم.
دوستان، در کانالهای ما و کانالهایی که همکار ما هستند، خبری از کریسمس و تبریک سال نوی میلادی و... نیست. اگر دنبال شادی سال نوی میلادی جدید و دیگر چیزها هستید، به کانالهای دیگه مراجعه کنید. متشکرم.
😁21🔥11❤3🐳1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر آن کو دلبر است و دلستان است
زمستانش بهار و گلستان است
به چشم من توئی بهار و تابستان
به چشم خلق پاییز و زمستان است
صبح بخیر☃️
@AnimBuzz | انیمباز
زمستانش بهار و گلستان است
به چشم من توئی بهار و تابستان
به چشم خلق پاییز و زمستان است
صبح بخیر☃️
@AnimBuzz | انیمباز
❤21🐳2
Forwarded from | اختصاصی فیلم و سریال | Hiporia Movie
🎥 Title:
🔸 English: Stranger Things
S5 E08 [END] just dropped! 🔥
📥 [ پست لینکهای دانلود ]
©️ @Hiporia | هیپوریا
©️ Hiporia Movie
🔥11❤2🐳2
«عشق آرامسوز؛ بررسی انیمهٔ !Toradora»
انیمهٔ !Toradora، روایتی دبیرستانیست که در ظاهر، از عشقهای نوجوانانه و دلبستگیهای ناموزون میگوید. داستان در فضایی آشنا میگذرد؛ کلاس درس، راهروهای شلوغ، جشنهای مدرسه و سکوت عصرهایی که دانشآموزان، یکییکی به خانه بازمیگردند. اما این فضا، بیش از آنکه صحنهٔ هیجان باشد، بستر تعمق است؛ جایی برای نگاه کردن به احساساتی که هنوز نام مشخصی ندارند. !Toradora از همان ابتدا نشان میدهد که قصد ندارد صرفاً سرگرم کند؛ میخواهد زمان بدهد، هم به شخصیتها و هم به مخاطب.
ریوجی تاکاسو از آن آدمهاییست که پیش از آنکه شناخته شود، قضاوت میشود. صورتاش زودتر از خودش وارد اتاق میشود و نگاهها، بیآنکه منتظر توضیح بمانند، تصمیمشان را گرفتهاند. اما پشت این چهرهٔ ناهماهنگ، نظمی وسواسگونه پنهان است؛ میل به مراقبت، به تمیز نگهداشتن جهان کوچک اطراف خود، شاید به این امید خاموش که اگر همهچیز سر جای خودش باشد، چیزی فرو نریزد. او به بودن عادت کرده است، نه به خواسته شدن.
در سوی دیگر، تایگا آیساکا ایستاده است؛ کوچک، تند، و همیشه آمادهٔ عقبگرد. دختری که زود عصبانی میشود، اما زودتر از آن تنها مانده است. خشونتاش بیشتر شبیه دفاع است تا حمله؛ واکنشی غریزی به جهانی که به او یاد داده نزدیک شدن، همیشه توأم با رفتن است. تایگا بلد نیست بماند، چون هیچوقت کسی نمانده است.
انیمهٔ !Toradora با شلوغی شروع میشود؛ با سوءتفاهمهایی که خنده میآورند، با دلبستگیهایی که به آدمهای نادرست گره خوردهاند، و با خیال خام اینکه اگر دوست داشتن را درست نشانه بگیریم، همهچیز سر جای خودش مینشیند. اما هرچه جلوتر میرویم، داستان آرام میشود؛ مثل کسی که بعد از حرف زدن زیاد، ناگهان خسته میشود و سکوت میکند. آنجا که معلوم میشود مسئله نه این است که چه کسی را دوست داریم، بلکه این است که: «چقدر از خودمان را جرئت میکنیم نشان بدهیم».
ریوجی و تایگا کنار هم قرار میگیرند، بیآنکه خودشان دقیقاً بدانند چرا. رابطهشان از جنس قرارداد نیست؛ نه قولی داده میشود، نه اعترافی در کار است. فقط تکرار است؛ دیدن هرروزه، بحثهای کوچک، و عادتی که بیصدا شکل میگیرد. آنها بیش از آنکه به هم دل ببندند، به هم پناه میآورند. و شاید همین پناه، نخستین شکل سالم دوست داشتن باشد.
انیمهٔ !Toradora عجلهای ندارد. فرصت میدهد، شخصیتها اشتباه کنند، دل به آدمهایی بدهند که ظرفیت ماندن ندارند، و از خودشان دور شوند. انگار باور دارد که فهمیدن، همیشه دیرتر از خواستن میآید. تایگا باید بفهمد که خشم، اگرچه سپر است، اما خانه نیست. و ریوجی باید بفهمد که مراقبت بیوقفه، اگر با فراموشکردن خود همراه شود، شکل دیگری از تنهاییست.
در نیمهٔ دوم روایت، خندهها کمتر میشوند و مکثها معنا پیدا میکنند. نگاهها طولانیتر میشوند و جملههایی که گفته نمیشوند، سنگینتر از اعترافها روی هوا میمانند. !Toradora در اینجا صادق است؛ نه وعدهٔ نجات میدهد و نه عشق را معجزه میکند. فقط نشان میدهد که بزرگ شدن، یعنی پذیرفتن مسئولیت احساسات خود، حتی وقتی این پذیرش، به انتخابهای دردناک ختم میشود.
در مجموع، انیمهٔ !Toradoraروایت عاشق شدن نیست، بلکه روایت یاد گرفتن ماندن است. ریوجی و تایگا یاد میگیرند که عشق، پیش از هیجان، مسئولیت و پذیرش است؛ پذیرش ضعفها، ترسها و بخشی از خود که تا پیش از آن تنها زیسته بود. این انیمه نشان میدهد بلوغ احساسی یعنی دیدن و دیده شدن، حتی وقتی انتخاب دشوار است. آنچه در پایان باقی میماند، نه وصال پررنگ، بلکه خاطرهای صادق از کسانیست که یاد گرفتند خودشان باشند و با هم بمانند.
🔗 تیم تحلیل انیمهی مجلهی خبری انیمباز
🖋 نویسنده: هستی عزتی
💬 #Review
@AnimBuzz | انیمباز
انیمهٔ !Toradora، روایتی دبیرستانیست که در ظاهر، از عشقهای نوجوانانه و دلبستگیهای ناموزون میگوید. داستان در فضایی آشنا میگذرد؛ کلاس درس، راهروهای شلوغ، جشنهای مدرسه و سکوت عصرهایی که دانشآموزان، یکییکی به خانه بازمیگردند. اما این فضا، بیش از آنکه صحنهٔ هیجان باشد، بستر تعمق است؛ جایی برای نگاه کردن به احساساتی که هنوز نام مشخصی ندارند. !Toradora از همان ابتدا نشان میدهد که قصد ندارد صرفاً سرگرم کند؛ میخواهد زمان بدهد، هم به شخصیتها و هم به مخاطب.
ریوجی تاکاسو از آن آدمهاییست که پیش از آنکه شناخته شود، قضاوت میشود. صورتاش زودتر از خودش وارد اتاق میشود و نگاهها، بیآنکه منتظر توضیح بمانند، تصمیمشان را گرفتهاند. اما پشت این چهرهٔ ناهماهنگ، نظمی وسواسگونه پنهان است؛ میل به مراقبت، به تمیز نگهداشتن جهان کوچک اطراف خود، شاید به این امید خاموش که اگر همهچیز سر جای خودش باشد، چیزی فرو نریزد. او به بودن عادت کرده است، نه به خواسته شدن.
در سوی دیگر، تایگا آیساکا ایستاده است؛ کوچک، تند، و همیشه آمادهٔ عقبگرد. دختری که زود عصبانی میشود، اما زودتر از آن تنها مانده است. خشونتاش بیشتر شبیه دفاع است تا حمله؛ واکنشی غریزی به جهانی که به او یاد داده نزدیک شدن، همیشه توأم با رفتن است. تایگا بلد نیست بماند، چون هیچوقت کسی نمانده است.
انیمهٔ !Toradora با شلوغی شروع میشود؛ با سوءتفاهمهایی که خنده میآورند، با دلبستگیهایی که به آدمهای نادرست گره خوردهاند، و با خیال خام اینکه اگر دوست داشتن را درست نشانه بگیریم، همهچیز سر جای خودش مینشیند. اما هرچه جلوتر میرویم، داستان آرام میشود؛ مثل کسی که بعد از حرف زدن زیاد، ناگهان خسته میشود و سکوت میکند. آنجا که معلوم میشود مسئله نه این است که چه کسی را دوست داریم، بلکه این است که: «چقدر از خودمان را جرئت میکنیم نشان بدهیم».
ریوجی و تایگا کنار هم قرار میگیرند، بیآنکه خودشان دقیقاً بدانند چرا. رابطهشان از جنس قرارداد نیست؛ نه قولی داده میشود، نه اعترافی در کار است. فقط تکرار است؛ دیدن هرروزه، بحثهای کوچک، و عادتی که بیصدا شکل میگیرد. آنها بیش از آنکه به هم دل ببندند، به هم پناه میآورند. و شاید همین پناه، نخستین شکل سالم دوست داشتن باشد.
انیمهٔ !Toradora عجلهای ندارد. فرصت میدهد، شخصیتها اشتباه کنند، دل به آدمهایی بدهند که ظرفیت ماندن ندارند، و از خودشان دور شوند. انگار باور دارد که فهمیدن، همیشه دیرتر از خواستن میآید. تایگا باید بفهمد که خشم، اگرچه سپر است، اما خانه نیست. و ریوجی باید بفهمد که مراقبت بیوقفه، اگر با فراموشکردن خود همراه شود، شکل دیگری از تنهاییست.
در نیمهٔ دوم روایت، خندهها کمتر میشوند و مکثها معنا پیدا میکنند. نگاهها طولانیتر میشوند و جملههایی که گفته نمیشوند، سنگینتر از اعترافها روی هوا میمانند. !Toradora در اینجا صادق است؛ نه وعدهٔ نجات میدهد و نه عشق را معجزه میکند. فقط نشان میدهد که بزرگ شدن، یعنی پذیرفتن مسئولیت احساسات خود، حتی وقتی این پذیرش، به انتخابهای دردناک ختم میشود.
در مجموع، انیمهٔ !Toradoraروایت عاشق شدن نیست، بلکه روایت یاد گرفتن ماندن است. ریوجی و تایگا یاد میگیرند که عشق، پیش از هیجان، مسئولیت و پذیرش است؛ پذیرش ضعفها، ترسها و بخشی از خود که تا پیش از آن تنها زیسته بود. این انیمه نشان میدهد بلوغ احساسی یعنی دیدن و دیده شدن، حتی وقتی انتخاب دشوار است. آنچه در پایان باقی میماند، نه وصال پررنگ، بلکه خاطرهای صادق از کسانیست که یاد گرفتند خودشان باشند و با هم بمانند.
🔗 تیم تحلیل انیمهی مجلهی خبری انیمباز
🖋 نویسنده: هستی عزتی
💬 #Review
@AnimBuzz | انیمباز
❤22🔥2🐳1