دیمیتر، الهه کشاورزی، برای برکت دادن به مزارعش داشت سفر میکرد. به افتخارش مراسمی در یکی از جنگلهایی که بهش اختصاص داده شده بود برگزار شد؛ اما موقع برگزاری آیینها، در حالی که موجودات جنگل داشتن به دیمیتر ادای احترام میکردن، مراسم به خاطر گروهی هیزمشکنِ گستاخ قطع شد.
اریسیکتون، نجیبزاده ثروتمند و قدرتمند، قصد داشت از چوبهای جنگل استفاه کنه و وسایل باشکوه برای خودش بسازه. اون به اطاعت نکردن از خدایان شهرت داشت و با وجود اینکه آسیب رسوندن به جنگل ممنوع بود و تبعات زیادی داشت، تصمیم داشت درختها رو قطع کنه.
به افرادش دستور داد درختها رو قطع کنن، اما اونا امتناع کردن. گفته میشد نیمفهای جنگل توی درختهای بلوط مقدس زندگی میکنن و توسط دیمیتر محافظت میشن.
ایریسکتون وقتی دید افرادش ترسیدن و به حرفش گوش نمیدن، دستبهکار شد و تبری برداشت. وقتی تبر به درخت برخورد کرد، خون از شکاف ایجادشده جاری شد.
فردی با لباس مرموز، سعی کرد به طور مسالمتآمیزی جلوش رو بگیره و بهش هشدار داد که هیچکس جرات نداره به جنگلهای دیمیتر آسیب برسونه و اگر کسی این کار رو بکنه، مجازات میشه؛ اما اریسیکتون با گستاخی جوابش رو داد و معتقد بود زمینها متعلق به اونن و هر کاری بخواد میتونه باهاشون بکنه.
ایریسکتون بدون توجه به عواقب این کار، درخت رو کاملاً قطع کرد. درخت قطع شده به شکل یک نیمف مرده شده بود. اون فرد مرموز، دیمیتر خشمگین بود. دیمیتر به اریسیکتون گفت: "شما جرات کردین به چیزی که متعلق به خدایانه بیاحترامی کنین و هتک حرمت کنین. تاوان این جنایتتون رو به شکلی مثالزدنی پرداخت خواهید کرد!"
اریسیکتون و افرادش وحشتزده فرار کردن. افرادش نتونستن خودشونو به قصر برسونن، اما اریسیکتون موفق شد به قصر برسه و از اینکه نفرین دیمیتر بهش آسیبی نرسونده بود خوشحال بود.
اریسیکتون گرسنه بود و از خدمتکارانش خواست براش غذا سرو کنن. وقتی غذاها سرو شد، اون طوری به غذا حمله کرد که انگار در طول زندگیش هیچی نخورده.
› #MythStory
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اول یک مرغ کامل رو بلیعد و بعد سراغ بقیه غذاهای سر میز رفت. وقتی غذاها تموم شد دستور داد بازم براش بیارن چون هنوز گرسنه بود.
قصاب یک خوک کامل براش آورد. به محض اینکه به میز نزدیک شد، اریسیکتون خوک رو گرفت و بلعید.
وقتی بالاخره خسته شد، در حالی که هنوز غذا دستش بود به اتاقش رفت که حس کرد موجودی داره دنبالش میکنه. اهمیتی نداد و خوابید؛ اما وقتی خواب بود، دیو گرسنگی کاری کرد که اریسیکتون تا ابد احساس گرسنگی کنه.
وقتی اریسیکتون بیدار شد و دید چقدر گرسنهاس، دستور داد مقدار خیلی زیادی غذا براش بیارن، اما هر چقدر میخورد سیر نمیشد و هر ظرفی رو که تموم میکرد درخواست غذای بیشتری میکرد.
اون تمام گلهاش رو بلعید و هر چی بیشتر میخورد، ثروت بیشتری از دست میداد.
چند روز بعد، اون دیگه تمام ثروتش رو از دست داده بود. کسی که زمانی یکی از ثروتمندترین اشراف منطقه بود، حالا توی خیابونها برای غذا گدایی میکرد.
دخترش که پدرش رو توی خیابون پیدا کرد، سعی کرد بهش کمک کنه؛ اما اون که از شدت گرسنگی دیوونه شده بود، دخترش رو به عنوان برده فروخت تا بتونه غذا بخره.
دخترش وقتی برده شد، دعا کرد و از پوزیدون خواست کمکش کنه فرار کنه. پوزیدون اون رو به الاغی تبدیل کرد و دختر موفق شد فرار کنه.
اون دوباره پیش پدرش رفت و میخواست کمکش کنه. اریسیکتون دخترش رو شناخت و گریه کرد و ازش عذرخواهی کرد و گفت: "متاسفم دخترم، ولی من هنوز گرسنهام." و الاغ رو بلعید.
پوزیدون دلش برای دختر سوخت و اون رو به پروانه تبدیل کرد. دختر، پرواز کرد و رفت و هرگز دوباره پدرش رو ندید.
اریسیکتون فقیر و گرسنه، به جنگل دیمیتر برگشت و ازش خواست که اون رو ببخشه، اما دیمیتر درخواستهاش رو نادیده گرفت.
اریسیکتون ناامید، زیر درختی نشست و شروع به خوردن پای خودش کرد. اون، شب تا صبح از بدن خودش به عنوان غذا استفاده کرد و وقتی صبح شد، دیگه اثری ازش روی زمین باقی نمونده بود.
› #MythStory
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اگر هر تایپ یک کتاب بود، چه کتابی میشد؟
بخش ششم؛ هستیا
• نام اثر: جین ایر
خلاصه داستان: جین ایر رمان بسیار دلنشین اثر شارلوت برونته است و سالیان زیادیست جای خود را در قلب کلاسیک پسندان باز کرده. این رمان درباره دختری یتیم به نام جین روایت میشود که نزد دایی و زندایی خود و فرزندانشان زندگی میکند، اما پس از فوت دایی رفتار زندایی جین با او بد میشود و فرزندان نیز بسیار جین را اذیت میکنند اما روزی زندایی جین او را به یک مدرسه شبانهروزی میفرستد و از اینجا زندگی پر فراز و نشیب جین آغاز میشود، او پس از سال ها تحصیل و معلمی تصمیم میگیرد معلم سرخانه عمارتی شود، بین او و صاحب عمارت آقای روچستر کم کم رابطهای عمیق شکل میگیرد اما چیزهایی مرموزی نیز در این عمارت وجود دارد....
› #Hestia
› #Fact
بخش ششم؛ هستیا
• نام اثر: جین ایر
خلاصه داستان: جین ایر رمان بسیار دلنشین اثر شارلوت برونته است و سالیان زیادیست جای خود را در قلب کلاسیک پسندان باز کرده. این رمان درباره دختری یتیم به نام جین روایت میشود که نزد دایی و زندایی خود و فرزندانشان زندگی میکند، اما پس از فوت دایی رفتار زندایی جین با او بد میشود و فرزندان نیز بسیار جین را اذیت میکنند اما روزی زندایی جین او را به یک مدرسه شبانهروزی میفرستد و از اینجا زندگی پر فراز و نشیب جین آغاز میشود، او پس از سال ها تحصیل و معلمی تصمیم میگیرد معلم سرخانه عمارتی شود، بین او و صاحب عمارت آقای روچستر کم کم رابطهای عمیق شکل میگیرد اما چیزهایی مرموزی نیز در این عمارت وجود دارد....
› #Hestia
› #Fact
🔎انواع مختلف آرکیتایپ پوزیدون؛
1️⃣نوع اول؛
-احساسات عمیقی رو تجربه میکنه
-کینهای
-اولویتش خودشه
-به جزئیات دقت میکنه
2️⃣نوع دوم؛
-وفادار به خانواده
-زود عصبانی میشه و خشم شدیدی داره
-بخشنده
-دوست خوبیه و قابل اعتماده
3️⃣نوع سوم؛
-روابط اجتماعی خوبی داره
-مودی
-رمانتیک
-عاشق مسافرته
شما جزء کدوم دسته هستین؟
› #Poseidon
› #Fact
1️⃣نوع اول؛
-احساسات عمیقی رو تجربه میکنه
-کینهای
-اولویتش خودشه
-به جزئیات دقت میکنه
2️⃣نوع دوم؛
-وفادار به خانواده
-زود عصبانی میشه و خشم شدیدی داره
-بخشنده
-دوست خوبیه و قابل اعتماده
3️⃣نوع سوم؛
-روابط اجتماعی خوبی داره
-مودی
-رمانتیک
-عاشق مسافرته
شما جزء کدوم دسته هستین؟
› #Poseidon
› #Fact
⊹ ویژگیهای خفن آپولو؛
• خیلی سریع یه پلن ذهنی خوب جور میکنه.
• خیلی خوب میدونه با کی باید چطور رفتار کنه که اعتماد و اطمینانشو به دست بیاره.
• شاید در نگاه اول خشک و جدی دیده بشه ولی در حقیقت خیلی خونگرم و خوشرفتاره.
• اگه یکی از چشمش بیفته میتونه شدیدا مجازاتگر و بیرحم باشه و دیگه واقعا هیچ اهمیتی بهش نده.
› #Apollo
› #Fact
• خیلی سریع یه پلن ذهنی خوب جور میکنه.
• خیلی خوب میدونه با کی باید چطور رفتار کنه که اعتماد و اطمینانشو به دست بیاره.
• شاید در نگاه اول خشک و جدی دیده بشه ولی در حقیقت خیلی خونگرم و خوشرفتاره.
• اگه یکی از چشمش بیفته میتونه شدیدا مجازاتگر و بیرحم باشه و دیگه واقعا هیچ اهمیتی بهش نده.
› #Apollo
› #Fact
⚜عملکرد هر تایپ در کارهای گروهی
پارت سوم؛ هرمس
یه تایپ پرانرژی و پر از ایدههای خلاقانه که بهراحتی میتونه با همهی افراد گروه ارتباط برقرار کنه. هرمس خوب میدونه هر آدمی چه پتانسیلی داره و در چه کاری بیشتر رشد میکنه. همچنین اونها همونطور که نقاط قوت رو میبینن بهراحتی هم میتونن نقاط ضعف رو هم ببینن.
› #Hermes
› #Fact
پارت سوم؛ هرمس
یه تایپ پرانرژی و پر از ایدههای خلاقانه که بهراحتی میتونه با همهی افراد گروه ارتباط برقرار کنه. هرمس خوب میدونه هر آدمی چه پتانسیلی داره و در چه کاری بیشتر رشد میکنه. همچنین اونها همونطور که نقاط قوت رو میبینن بهراحتی هم میتونن نقاط ضعف رو هم ببینن.
› #Hermes
› #Fact
میخوای پرسفون رو خوشحال کنی؟
صادقانه بهش توجه کن و هواشو داشته باش. واسش چیزای خوشگل و کیوت بفرست. اگه چیزی دیدی که یادش افتادی بهش بگو یا واسش بفرست. یهو برو شروع کن به حرف زدن باهاش، اینطوری حس میکنه واقعا دوست داری باهاش حرف بزنی. اگه حس کردی ناراحته سعی نکن هی دلیلشو بپرسی و مجبورش کنی واست توضیح بده، فقط کنارش بمون و نذار احساس تنهایی کنه. محکم و گرم بغلش کن. پت پتش کن. واسش آهنگ بفرست و دعوتش کن باهم سریال ببینید. اگه داره درمورد یه مسئلهی جدی صحبت میکنه تا آخر با دقت بهش گوش بده و نشون بده شنیدنش واست مهمه. مواظب رفتارهات باش، ممکنه از نظر تو مسئلهی کوچیکی باشه ولی اون ساعتها درموردش فکر کنه.
› #Persephone
› #Fact
صادقانه بهش توجه کن و هواشو داشته باش. واسش چیزای خوشگل و کیوت بفرست. اگه چیزی دیدی که یادش افتادی بهش بگو یا واسش بفرست. یهو برو شروع کن به حرف زدن باهاش، اینطوری حس میکنه واقعا دوست داری باهاش حرف بزنی. اگه حس کردی ناراحته سعی نکن هی دلیلشو بپرسی و مجبورش کنی واست توضیح بده، فقط کنارش بمون و نذار احساس تنهایی کنه. محکم و گرم بغلش کن. پت پتش کن. واسش آهنگ بفرست و دعوتش کن باهم سریال ببینید. اگه داره درمورد یه مسئلهی جدی صحبت میکنه تا آخر با دقت بهش گوش بده و نشون بده شنیدنش واست مهمه. مواظب رفتارهات باش، ممکنه از نظر تو مسئلهی کوچیکی باشه ولی اون ساعتها درموردش فکر کنه.
› #Persephone
› #Fact
بگو هفائستوسی بدون اینکه مستقیما بگی؛
- ترجیح میده کادو درست کنه به جای اینکه بخره.
- ترجیح میده وقتش رو تنهایی یا جاهای خلوت بگذرونه.
- دوست داره موقع انجام دادن کارهای موردعلاقه اش موزیک گوش بده و مشکلاتش رو فراموش کنه.
› #Hephaestus
› #Fact
- ترجیح میده کادو درست کنه به جای اینکه بخره.
- ترجیح میده وقتش رو تنهایی یا جاهای خلوت بگذرونه.
- دوست داره موقع انجام دادن کارهای موردعلاقه اش موزیک گوش بده و مشکلاتش رو فراموش کنه.
› #Hephaestus
› #Fact
اگر هر تایپ یک کتاب بود، چه کتابی میشد؟
بخش هفتم؛ زئوس
• نام اثر: دور دنیا در هشتاد روز
خلاصه داستان: در این رمان کلاسیک جذاب و خواندنی اثر ژول ورن داستان مردی به نام فیلس فاگ روایت میشود که به همراه دستیار خود در کلاب شهر با دوستان خود شرطبندی میکند که میتواند دور دنیا را تنها در 80 روز در برابر 20,000£ بگردد! و سفر دور دنیای او از اینجا آغاز میشود و...
› #Zeus
› #Fact
بخش هفتم؛ زئوس
• نام اثر: دور دنیا در هشتاد روز
خلاصه داستان: در این رمان کلاسیک جذاب و خواندنی اثر ژول ورن داستان مردی به نام فیلس فاگ روایت میشود که به همراه دستیار خود در کلاب شهر با دوستان خود شرطبندی میکند که میتواند دور دنیا را تنها در 80 روز در برابر 20,000£ بگردد! و سفر دور دنیای او از اینجا آغاز میشود و...
› #Zeus
› #Fact
🔎انواع مختلف آرکیتایپ آپولو؛
1️⃣نوع اول؛
-قانونمند و جدی
-توانایی مدیریت بالایی داره
-از کنترل کردن لذت میبره
-میدونه چطوری باید به چیزی که میخواد برسه
2️⃣نوع دوم؛
-هیجانی و لحظهای رفتار میکنه
-نیاز به دریافت محبت و توجه داره
-احساساتشو تو خودش میریزه
-شجاع و جسوره
3️⃣نوع سوم؛
-محبوب و دوستداشتنیه
-خوشبرخورد
-از تنهایی متنفره
-ابتکار عمل بالایی داره
شما جزء کدوم دسته هستین؟
› #Apollo
› #Fact
1️⃣نوع اول؛
-قانونمند و جدی
-توانایی مدیریت بالایی داره
-از کنترل کردن لذت میبره
-میدونه چطوری باید به چیزی که میخواد برسه
2️⃣نوع دوم؛
-هیجانی و لحظهای رفتار میکنه
-نیاز به دریافت محبت و توجه داره
-احساساتشو تو خودش میریزه
-شجاع و جسوره
3️⃣نوع سوم؛
-محبوب و دوستداشتنیه
-خوشبرخورد
-از تنهایی متنفره
-ابتکار عمل بالایی داره
شما جزء کدوم دسته هستین؟
› #Apollo
› #Fact
⚜ عملکرد هرتایپ در کارهای گروهی
پارت چهارم؛ آفرودیت
خوشذوق و دوستداشتنی بودن این تایپ، باعث میشه اونها هماهنگ کنندههایی عالی در کارهای گروهی باشن. آفرودیت تایپها با خاص بودن ذاتیشون و مثبت نگریِ مُسریای که دارن میتونن منبع خلاقیتی برای افراد گروه باشن و کارها رو به شیوهای که دوست دارن پیش ببرن.
› #Aphrodite
› #Fact
پارت چهارم؛ آفرودیت
خوشذوق و دوستداشتنی بودن این تایپ، باعث میشه اونها هماهنگ کنندههایی عالی در کارهای گروهی باشن. آفرودیت تایپها با خاص بودن ذاتیشون و مثبت نگریِ مُسریای که دارن میتونن منبع خلاقیتی برای افراد گروه باشن و کارها رو به شیوهای که دوست دارن پیش ببرن.
› #Aphrodite
› #Fact