آرکی‌تایپ | Archetype – Telegram
آرکی‌تایپ | Archetype
22.1K subscribers
3.23K photos
252 videos
310 links
⊹ اولین و بزرگ‌ترین منبع فارسی آرکی‌تایپ ⊹

🦢 چنل‌های زیر مجموعه:
@ArchetypesDaily
@archebully

💌 چنل ناشناس:
@archenons
Download Telegram
ترکیب زئوس-هرمس:

نکات مثبت؛
• هوش اجتماعی بالایی داره
• لاسر قهار
• برنده‌ی ۸۰٪ بحث‌ها
• فن بیان و شوخ‌طبعی خوبی داره
• تو کمترین زمان بهترین تصمیم و نتیجه رو می‌گیره

نکات منفی؛
• با معذرت‌خواهی کردن مشکل داره
• کمی خودشیفته
• تنوع‌طلب
• روابطش رو جدی نمی‌گیره، درگیر روابط سطحی زیادیه
• از حرف زدن درمورد مشکلاتش طفره می‌ره

#Zeus #Hermes
#Fact
می‌خوای هرا رو خوشحال کنی؟

باید بهش نشون بدی اولویتته. بهش بگو در نظرت خیلی زیبا و خاصه و کسی نمی‌تونه جاشو واست پر کنه. از سلیقه‌ش تعریف کن. اگه واست کاری می‌کنه که خوشحالت می‌کنه ازش قدردانی کن و بگو دوستش داشتی. گاهی خودت پیش‌قدم شو و مثلا مکالمه‌هارو شروع کن. واسش کادو بگیر. مناسبت‌های خاص و روزهای مهمت رو با اون بگذرون. ببرش سر قرارهای متفاوت و عافلگیرش کن. همراهش برو خرید. واسش نامه بنویس. به خط قرمزهاش احترام بذار و به هیچ عنوان باهاش توهین‌آمیز رفتار نکن. بهش اطمینان بده ترکش نمی‌کنی. یهو بهش زنگ بزن ببرش باهم قدم بزنید و حرف بزنید. سوپرایزش کن.

#Hera
#Fact
عملکرد هرتایپ در کارهای گروهی
پارت سیزدهم؛ هفائستوس

این تایپ معمولا ترجیح می‌ده با اختراعات و خلاقیت‌هاش به بقیه کمک کنه. معمولا ساکته و در گفتگو‌ها یا کارهایی که درحیطه کاریش نباشه دخالتی نداره. هفائستوس تایپ‌ها سخت‌کوشن و از کارکردن و جلوبردن کارها استقبال می‌کنن. تنها چیزی که ممکنه اون‌ها رو از کار جدا کنه، انزوا و کمبود اعتماد به‌نفسش در اینجور کارهاست.

#Hephaestus
#Fact
#Hestia
#Fact
هرمس از چه رفتاری متنفره؟

- حرف های جدیش رو جدی نگیرن یا شوخی هاش رو زیادی جدی بگیرن

- آدم های زیادی مقرراتی که نمیتونن یکم راحت بگیرن

- طرف صحبتش چیز جدیدی بری ارائه نداشته باشه

#Hermes
#Fact
اگر هر تایپ یک کتاب بود، چه کتابی می‌شد؟
بخش دوازدهم؛ آتنا

• نام اثر: نغمه آتش و یخ
خلاصه داستان: این عصر فانتزی به یاد ماندنی داری هفت جلد می‌باشد که به خلاقانه‌ ترین شیوه ممکن نثر شده است. قسمت عمده‌ای از این داستان در سرزمینی خیالی به نام «وستروس» رخ می‌دهد و همچنین سرزمینی وسیع در شرق بنام «اسوس». داستان همیشه از زبان اشخاص ثالث نقل می‌شود و هر بخش از کتاب از زبان یک فرد و از زاویه دید وی نقل قول می‌شود. تا پایان کتاب و در حال حاضر این داستان از دیدگاه سی و یک شخصیت داستان نقل می‌شود که در نقاط مختلف جغرافیایی قرار دارند و....

#Athena
#Fact
می‌خوای دیونوسوس رو خوشحال کنی؟

بهش بگو دوست داری باهاش بری بیرون، برید ساعت‌ها فارغ از مشکلاتتون خوش بگذرونید و تفریح کنید. پایه باش و ضدحال رفتار نکن و نشون بده نسبت به وقت گذروندن باهاش ذوق و شوق داری. بذار کنارت راحت باشه و از هرچی دوست داره حرف بزنه و همراهیش کن، مطمئن باش خودتم بهت خوش می‌گذره. واسش میم بفرست. ببرش پارتی. به چیزای بامزه‌ای که تعریف می‌کنه بخند. سعی نکن سر هرچیزی نصحیتش کنی و موضوع رو واسش جدی کنی. وقتی درمورد یه مسئله‌ی جدی حرف می‌زنه بهش گوش بده. قضاوتش نکن و هواشو داشته باش، اون گاهی فقط به یه آغوش گرم نیاز داره، نه هیچ چیز دیگه‌ای. باهاش تند و تحمیلی حرف نزن.

#Dionysus
#Fact
عملکرد هرتایپ در کارهای گروهی
پارت چهاردهم؛ هرا

اگر این تایپ در کنار عزیزانشون باشن، بهترین عملکرد رو دارن؛ چرا که می‌تونن، خیلی خوب کمک کنن که پیشرفت کنن و درجهت منافع گروه حرکت کنن. این تایپ حتی ممکنه رهبری بقیه رو هم به عهده بگیره. هرا تایپ‌ها ویژگی‌هایی دارن که به‌راحتی می‌تونن، اعتماد بقیه اعضای گروه رو به‌دست بیارن. اما اگر بقیه اعضای گروه اون و وفاداریشو به گروه زیر سوال ببرن و باهاش مثل یه موجود بی ارزش رفتار کنن، اون‌ها می‌تونن به‌شدت بی رحم بشن و هرکاری از دستشون بربیاد.

#Hera
#Fact
اگه دیدی یکی همیشه ناخودآگاه با لحن دستوری حرف می‌زنه، کاریزماتیکه و شخصیت پررنگی داره، اعتماد به نفس بالایی داره، یکم خودبرتربینه، خودش رو با کمال‌گرایی کشته، کنترلگر و لیدره و از بی‌مسئولیتی متنفره، یکم خشن و ترسناک بنظر می‌رسه ولی وقتی باهاش حرف می‌زنی می‌بینی درواقع خیلی باحال و خفنه، باهوشه و خیلی خوب حرف می‌زنه و قانع می‌کنه، شک نکن زئوس بوده.

#Zeus
#Fact
#Hera
#Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اگر هر تایپ یک کتاب بود، چه کتابی می‌شد؟
بخش‌ سیزدهم؛ هرمس

• نام اثر: سینوهه
خلاصه داستان: یکی از به یادماندنی‌ترین آثار ادبیات جهان محسوب می‌شود و علت ماندگاری آن به قصه‌گویی دقیق و جزئی‌نگرانه‌ی والتاری بازمی‌گردد که شما را به 3300 سال پیش می‌برد و درهای دربار آخن‌آتون را به روی شما باز می‌کند. رمان شگفت‌انگیز و معروف سینوهه پزشک مخصوص فرعون یکی از بهترین و دقیق‌ترین آثار مربوط به مصر باستان است و شما با خواندن این رمان صرفاً داستان زندگی یک پزشک نابغه را پیگیری نمی‌کنید بلکه با زندگی مردم در آن ایام نیز آشنا می‌شوید. این کتاب، شما را به سفری خیال‌انگیز می‌برد که هرگز از یاد نخواهید برد و...

#Hermes
#Fact
🤩 افسانه عشق مِلیگِر و آتالانتا (پارت اول)

مِلیگِر، پسر پادشاهِ کالیدون بود و هنوز نوزاد بود که مادرش ملاقاتی با مویرا، الهه سرنوشت داشت. مویرا بهش خبر ناراحت‌کننده‌ای داد. اون گفت پسرش قراره عمر کوتاهی داشته باشه و وقتی هیزم‌های شومینه کاملاً بسوزن، پسرش می‌میره.
ملکه ناامید، با دست‌های خودش هیزم رو از آتش بیرون آورد و شعله‌ای که اون رو می‌سوزوند رو خاموش کرد. ملکه چوب رو داخل جعبه‌ای گذاشت، به امید اینکه برای پسرش اتفاقی نیفته.
مِلیگِر بزرگ شد و به مرد جوان قوی‌ای تبدیل شد. با این حال، یه گراز وحشتناک در حال ویران کردن منطقه کالیدون بود. این گراز به عنوان مجازاتی از سوی آرتمیس فرستاده شده بود.
مِلیگِر شجاع‌ترین مردان منطقه رو جمع کرد و برای شکار گراز رفت. بین اون مردان کاستور، پولوکس، جیسون، تِسِئوس و عموی مِلیگِر بودند. هم‌چنین پرنسس آتالانتای زیبا هم در این بین حضور داشت. مِلیگِر با دیدن آتالانتا بلافاصله عاشقش شد.
در حین شکار سعی می‌کرد به آتالانتا نزدیک بشه، اما دائما شکارچی‌های دیگه جلوش رو می‌گرفتن.
شکارچی‌ها بعد از مدتی جست‌و‌جو، تونستن لونه گراز رو پیدا کنن و تصمیم گرفتن براش تله بذارن. یکی از شکارچی‌ها با یک مشعل به ورودی غار نزدیک شد، اما بلافاصله بعد از ورود به لونه گراز، فریادهای وحشتناکی به گوش بقیه رسید که به نظر می‌رسید شکارچی توسط گراز مورد حمله قرار گرفته.

#MythStory
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤩 افسانه عشق مِلیگِر و آتالانتا (پارت دوم)

گراز بالاخره ظاهر شد و همه رو شگفت‌زده کرد. تورهایی که توسط شکارچی‌ها تعبیه شده بود قادر به نگه داشتن حیوون نبودن و گراز سعی کرد فرار کنه.
سگ‌های شکاری گراز رو از پهلو گاز گرفتن اما گراز تونست رهبر گله‌اشون رو بکشه. شکارچی‌ها از تیرها و نیزه‌هاشون برای حمله به گراز استفاده کردن، اما تاثیر چندانی نداشت. با این حال، از شدت ضرباتی که به گراز وارد شده بود، کم‌کم داشت از نفس می‌افتاد.
آتالانتا تیری به چشم گراز شلیک کرد که باعث شد گراز از حرکت بایسته. مِلیگِر کم‌‌کم بهش نزدیک شد و وقتی فرصت عالی‌ای فراهم شد، با نیزه بهش حمله کرد و این حمله باعث مرگ گراز شد.
مِلیگِر سر گراز رو برید و به عنوان هدیه به آتالانتا داد. وقتی عموش این صحنه رو دید، عصبانی شد و سر گراز رو از آتالانتا گرفت و گفت که جایزه‌ها برای زن‌ها نیستن. مِلیگِر به شدت عصبانی شد و عموش رو با شمشیرش کشت. عموی دیگه‌اش سعی کرد انتقام برادرش رو بگیره اما مِلیگِر اون رو هم کشت.
خبر به قصر رسید و ملکه که از رفتار پسرش وحشت‌زده شده بود، تصمیم گرفت هیزم‌ها رو در آتش بندازه. همچنین پسرش رو به خاطر ارتکاب چنین جنایتی در حق خانواده‌اش نفرین کرد.
مِلیگِر بعد از این اتفاق درد شدیدی توی قفسه سینه‌اش احساس کرد و در آغوش آتالانتا افتاد. وقتی شعله‌های آتش تمام هیزم‌ها رو در برگرفت، مِلیگِر آخرین نفسش رو بیرون داد و راهی پادشاهی هادس شد.

#MythStory
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM