آرکی‌تایپ | Archetype – Telegram
آرکی‌تایپ | Archetype
22.1K subscribers
3.23K photos
252 videos
310 links
⊹ اولین و بزرگ‌ترین منبع فارسی آرکی‌تایپ ⊹

🦢 چنل‌های زیر مجموعه:
@ArchetypesDaily
@archebully

💌 چنل ناشناس:
@archenons
Download Telegram
می‌خوای پوزیدون رو خوشحال کنی؟

بهش اعتماد کن. اینکه بدونه مورد اعتماده بهش احساس رضایت می‌ده. بذار نتیجه‌ی آخرو بگیره و حق رو بهش بده. به حرف‌هاش گوش بده و به نظراتش احترام بذار. صادقانه ازش قدردانی کن. از اهمیت دادن به جزئیات ریز خوشش میاد. ابراز علاقه‌ی کلامی واسش مهمه. به تغییرات ظاهریش توجه کن. واسش وقت بذار و بهش احساس مزاحم بودن نده. درمورد علایقش ازش بپرس. بهش پیشنهاد سفر بده. یه برنامه بریز و ببرش جایی که خیلی وقته می‌خواسته بره. موقع تصمیم‌گیری‌ها و کارهات ازش کمک بگیر. باهاش صادق باش. بهش بگو به وجودش توی زندگیت نیاز داری و از بودنش خوشحالی. اگه ازت ناراحت و عصبیه اشتباهت رو قبول کن و جوری رفتار نکن که حق نداشته دلخور باشه و مقصره.

#Posseidon
#Fact
#Hera
#Meme
زئوس از چه رفتاری متنفره؟

- باهاش از روی لجبازی مخالفت کنن حتی وقتی میدونن درست میگه

- بدون پرسیدن نظرش برای کارهای مهم‌ تصمیم‌ بگیرن

- جلوی بقیه ایرادها و ضعف های شخصیتیش رو به روش بیارن

#Zeus
#Fact
اگر هر تایپ یک کتاب بود، چه کتابی می‌شد؟
بخش چهاردهم؛ پوزیدون

• نام اثر: قمارباز
خلاصه داستان: قمارباز اثری از نویسنده روس فئودور داستایوفسکی می‌باشد که با شیوه ماهرانه‌ای به نگارش درآمده.
ماجرا از آنجایی آغاز می‎شود که شخصیت‎های رمان در انتظار رسیدن خبر مرگ پیره‎زنی هستند که قرار است میراثش به ژنرال برسد. ژنرال با این ثروت می‌خواهد دل زنی فرانسوی بنام مادام بلانش را به دست آورد.
راوی در طول این اقامت‎ها در دام عشق پولینا، خواهرزن ژنرال، می‎افتد. زنی بوالهوس که به آلکسی مقداری پول قرض داده و او را سر میز قمار می‎فرستد.

#Poseidon
#Fact
#Hera
#Meme
#Zeus
#Tweet
می‌خوای آتنا رو خوشحال کنی؟

همینطوری برو یه آیس‌کافی بخر ببر واسش. ببرش یه کتابخونه‌ی دنج و آروم. قرار موزه یا گالری هنری هم خوبه. بهش یه موضوع بده و بشینید واسش یه نقشه‌ی شرورانه بکشید. واسش جوکای بابابزرگی تعریف کن، شاید نخنده ولی خوشش میاد. اگه می‌خوای ازش انتقاد کنی یا یچیزی رو بهش بگی فقط روراست باش و رک حرف بزن، نپیچونش. وقتی باهاشی اعتماد به نفس داشته باش. مکالمه‌های فلسفی طولانی باهاش شروع کن و بذار هرچی درمورد اون موضوع تو ذهنشه رو بهت بگه. سعی کن توی گفت‌وگوهاتون بهش اطلاعات جالب بدی، اینطوری حس می‌کنه حرف زدن باهات مفیده. باهاش یه ماجراجویی و معمای جالبو حل کن. واسش کتاب بگیر. با برنامه‌هاش همراهی کن. الکی غر نزن.

#Athena
#Fact
کاربرد هر تایپ در زندگی چیه؟
پارت اول؛ پرسفون

از اونجایی که این تایپ انعطاف‌پذیری بالایی داره، میتونه خیلی راحت خودشو با محیط وقف بده و توی شرایط سخت دوام بیاره. حالا این بستگی به این داره که پرسفون ملکه باشه یا نابالغ. اگه مورد اول باشه که سریع رشد می‌کنه و با قدرت یادگیری بالاش پیشرفت می‌کنه؛ اگه مورد دوم باشه هم از خودآگاهی و توانایی‌هاش استفاده می‌کنه. انرژی این تایپ کودک درون فعالی داره، برای همین ازش برای شفای کودک درون هم استفاده می‌کنن.

#Persephone
#Fact
🤩 افسانه جعبه پاندورا (پارت اول)

پرومتئوس و اپی‌متئوس، دو تایتانِ برادر بودن که مسئول خلق انسان بودن. پرومتئوس که آتش رو از خدایان دزدید تا به بشریت بده، می‌دونست که جرم بزرگی که داره مرتکب می‌شه، بدون مجازات نمی‌مونه و دیر یا زود، خدایان مجازاتش خواهند کرد. همچنین می‌دونست که سرنوشت برادرش و انسانیت در خطره.
پرومتئوس به اپی‌متئوس گفت: "بدبخت شدن من برای تخلیه خشم زئوس کافی نیست. صرف نظر از اینکه چه اتفاقی می‌افته، هیچوقت هیچ هدیه‌ای از خدایان نپذیر. اینطوری خلقت ما در امان خواهد بود."
اپی‌متئوس به پرومتئوس اطمینان داد که هیچ هدیه‌ای از خدایان نمی‌پذیره. همونطوری که پرومتئوس پیش‌بینی کرده بود، زئوس نقشه‌ای علیه اپی‌متئوس و بشریت طراحی کرد.
زئوس به هفائستوس دستور داد تا اولین زن رو بسازه. هفائستوس، زن رو آفرید و هرکدوم از خدایان هدیه‌ای بهش اهدا کردن. آفرودیت بهش زیبایی بخشید، هرمس قدرت کلام بهش داد و خدایان بهش لباس و جواهرات دادن. این زن که پاندورا نام داشت، به موجودی باشکوه تبدیل شد.
زئوس به هرمس دستور داد پاندورا رو به عنوان هدیه‌ای به اپی‌متئوس بده، اما اول جعبه‌ای به پاندورا هدیه داد و بهش گفت: "این هدیه رو از من بگیر و به انسان‌ها بده، اما به هیچ وجه بازش نکن."
وقتی پاندورا به اپی‌متئوس معرفی شد، اپی‌متئوس انقدر عاشق پاندورا شد که توصیه پرومتئوس رو فراموش کرد که نباید هیچ هدیه‌ای از خدایان دریافت کنه.
#MythStory
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤩 افسانه جعبه پاندورا (پارت دوم)

اپی‌متئوس اتاقی در قصر خودش رو به پاندورا داد. پاندورا در اتاقش به جعبه‌ای که از زئوس هدیه گرفته بود نگاه می‌کرد و زیبایی جعبه رو تحسین می‌کرد و با خودش فکر می‌کرد چه هدیه‌ای ممکنه توش باشه. جعبه به قدری زیبا بود که پاندورا نتونست در برابر کنجکاوی‌اش مقاومت کنه و تصمیم گرفت داخلش رو ببینه.
با احتیاط در جعبه رو باز کرد، اما نمی‌دونست چه چیز وحشتناکی داخل جعبه‌اس. نیرویی قوی پاندورا رو به عقب پرت کرد و غباری سیاه از جعبه بیرون اومد. این غبار شامل تمام بدی‌هایی بود که پرومتئوس در انسان قرار نداده بود.
تا قبل از این لحظه، انسان‌ها پاک بودن و در دوران طلایی زندگی می‌کردن. هیچ درگیری و نیازی وجود نداشت و جهان سرشار از شادی و خوشبختی خالص بود. اما جعبه تمام شرارت‌های انسان رو آزاد کرد. حسادت، ظلم، طمع، بیماری و گرسنگی حالا جهان رو فرا گرفته بودن. پاندورا سعی کرد در جعبه رو ببنده اما موفق نشد.
با اینکه تمام بدی‌ها از جعبه خارج شده بود، اما پاندورا ته جعبه امید رو دید. امید به انسان‌ها نیرویی می‌ده که در مواقع مواجهه با بدی‌ها و موانعی که سر راهشون قرار می‌گیرن، تسلیم نشن.
زئوس با امیدواری تونست مجازاتی که به انسان‌ها تحمیل شده بود رو به طور نامحدود تمدید کنه.
#MythStory
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
آرتمیس از چه رفتاری متنفره؟

- از مهارت هاش قدردانی نشه

- بهش قول بدن کاری رو انجام بدن ولی به قولشون عمل نکنن

- وقتی که نیاز به تنهایی داره تنهاش نذارن و به زور بخوان باهاش صحبت کنن

#Artemis
#Fact
اگر هر تایپ یک کتاب بود، چه کتابی می‌شد؟
بخش پانزدهم؛ دیونوسوس

• نام اثر: فرار از کتابخانه‌ی آقای لمونچلو
خلاصه داستان: لوییجی لمونچلو، نابغه‌ی ساخت بازی‌های فکری یک بازی بزرگ و هیجان انگیز طراحی می‌کند. کایل و دوستانش باید نشانه‌هایی که توی کتابخانه‌ است را کنار هم بگذارند و راه بیرون رفتن از کتابخانه را پیدا کنند. کایل و دوستانش به دو گروه تقسیم می‌شوند. آن‌ها برای پیدا کردن راه فرار باید چندین معما را حل کنند و از داستان‌های توی کتاب‌ها کمک بگیرند.

#Dionysus
#Fact
#Ares
#Meme