برای هرمس رابطهی جنسی بیشتر شبیه یه بازی دونفرست تا ابزار و اثبات عشق یا صمیمت. اون با ایدهی چارچوب داشتن برای سکس راحت نیست و ترجیح میده همهچی توی لحظه، بر اساس حس، واکنش و فضای مشترک جلو بره. اگه پارتنرش بخواد از قبل تعیین کنه چی اتفاق بیفته یا رابطه رو بیش از حد جدی یا احساسی کنه، هرمس حس میکنه آزادیش محدود شده و انگیزش کم میشه چون سلیقش به سمت تجربههای پرتحرک، هیجان انگیز، متنوع و جالبه و براش مهمه که پارتنرش همراهیش کنه بهجای اینکه صرفاً دنبال اجرا یا نتیجه باشه.
هرمس معمولاً موقع شروع رابطه با شوخی یا صمیمیت شروع میکنه تا فضا رو سبک نگه داره و اگه حس کنه طرف مقابلش زیادی منفعل یا محافظهکاره سعی میکنه فضا رو تغییر بده و کم کم گارد طرف مقابل رو پایین بیاره اما اگه نتیجه یا جوابی نگیره بیصدا فاصله میگیره و دیگه ادامه نمیده. اون از اینکه نقش "هدایتکننده" رابطه رو بگیره لذت میبره اما نه از روی تسلط یا قدرتطلبی، بلکه چون میخواد فضا رو برای هر دو نفر هیجانانگیز کنه. قدرت اصلیش توی رابطه اینه که میتونه ذهن و بدن پارتنرش رو بخونه و دقیقاً بفهمه چی کار کنه که طرف مقابلش احساس خواستنی بودن، لذت بردن و جذابیت کنه.
در عین حال، هرمس انتظار داره پارتنرش هم کنجکاو باشه، بهش واکنش نشون بده و از تجربه کردن نترسه و با کسی که صرفاً منتظره همهچی از طرف هرمس انجام بشه ارتباط برقرار نمیکنه.
اگه لازم ببینه از حرف زدن وسط رابطه برای بازی، تحریک ذهنی یا ایجاد حس تعاملی و هیجان لذت میبره.
برای هرمس بعد از رابط، اگه فضا همچنان صمیمی بمونه، حس خوبی داره اما اگه طرف مقابل بخواد وارد فاز جدی یا احساساتی شدید بشه، ممکنه سرد بشه یا فاصله بگیره چون دوست داره حتی بعد از رابطه هم حس کنه که آزادی و انرژی خودش رو داره نه اینکه رابطه تبدیل به یک وظیفه یا نتیجهگیری جدی بشه.
› #Hermes
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
پرسفون: پارت دوم
۲. وقتی وسط جمع احساس تنهایی و عدم تعلق میکنه
پرسفون میتونه بین دوستاش یا حتی با کسی که دوسش داره باشه ولی یه لحظه وسط حرف زدن انگار یه موج عجیب از احساس تنهایی و درک نشدن بهش هجوم میاره و یه گوشهی ذهنش جدا میشه و فقط نظارهگر میشه.
توی این مواقع نه ناراحته نه افسرده، ولی یهجور خلأ عجیب حس میکنه و نمیدونه دلیلش چیه، چون ظاهراً همهچی خوبه.
فقط خودش میمونه با اون حس سنگین و مبهم که بلد نیست اسمش رو چی بذاره.
› #Persephone
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
آرکیتایپ | Archetype
پارت اول
پارت دوم: وقتی رنجیدم ساکت نمیمونم ولی مستقیم هم نمیگم
هرا اگه احساس کنه نادیده گرفته شده یا توی رابطه رابطه بهش بیاحترامی شده ساکت نمیمونه اما حرفش رو هم بهصورت مستقیم، آروم و تحلیلی بیان نمیکنه. بیشتر از طریق طعنه، انتقاد یا مقایسه ناراحتیاش رو نشون میده.
چون ذهنش بین خشم و درد گیر افتاده و نمیخواد طرف مقابل رو از دست بده ولی نمیتونه رنج رو تو خودش نگه داره برای همین زبونش تلخ میشه، نگاهش دقیق میشه و تمرکزش میره روی رفتارهای طرف مقابل.
ولی چون احساساتش عمیقن، این روش غیرمستقیم باعث میشه دعواهای تکراری، بیپایان و فرسایشی شکل بگیرن در حالی که شاید با یه گفتوگوی ساده با صداقت و بدون بازی رابطه میتونست احیا بشه.
› #Hera
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
پارت سوم: بلاتکلیفی
پرسفون بیشتر از اون چیزی که نشون میده توی تصمیمگیری گیر میکنه. نه چون نمیدونه چی میخواد، بلکه چون از پیامد انتخاباش میترسه. همیشه یه نیمه از خودش هست که چیز جدید میخواد و یه نیمهی دیگه که به آشناها، امنیتها و گذشتهها چسبیده.
تو روابطش، تو مسیر شغلیش یا توی هر انتخاب مهمی، یه جور معلقبودن هست. انگار همیشه یه پاش تو دنیاست، یه پاش تو خیال و چیزی که انکار میکنه اینه که خیلی وقتها خودش از قصد به چیزی متعهد نمیمونه چون میدونه تا وقتی تصمیم قطعی نگرفته، میتونه از اشتباهکردن فرار کنه.
› #Persephone
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
زئوس: در غل و زنجیرِ قدرت
•اول دلیل مشکل رو درک کنیم :
زئوسها معمولاً اقتدارگرایی رو از کودکی یاد میگیرند، به این شکل که ارزشمند بودن یعنی قوی بودن. در نتیجه اونها تصویری از خودشون میسازند که همیشه تسلط داره، ضعف نشون نمیده، و برای هر چیز جوابی منطقی داره.
هرچه تصویرِ اونها قویتر و کنترلگرتر باشه، شکاف بین «خود واقعی» و «خود نمایشی» براشون بیشتر میشه. اونها به شدت از احساسات فاصله میگیرند، ولی در ناخودآگاهشون ترس از اینکه اگر قدرتشون رو ازشون بگیرند، چیزی ازشون باقی نمیمونه، هست.
•این مشکل چه شکلی بروز میکنه؟
وقتی در برابر آسیبپذیری دیگران ناتوان از همدلیه. وقتی دچار خستگی و اندوه میشه و سریع حسش رو سرکوب میکنه یا سعی میکنه تسلط بیشتری روی اطرافیانش پیدا کنه. وقتی در جمعهای عاطفی اغلب لحنش قضاوتگر و قاطعانهست.
وقتی ضعف رو مسخره میکنه. وقتی راهکار عقلانی از نظر خودش رو عنوان میکنه و اگر کسی مخالفت کنه حس میکنه بهش بیاحترامی شده. وقتی یکی از فرزندان یا زیردستهاش موفقیتی کسب میکنه، ولی اون به جای احساس افتخار، دچار نوعی رقابت پنهان میشه.
•ما چطوری میتونیم بهشون کمک کنیم؟
زئوس خودش رو به شکل تصویرهایی که نشون داده میشناسه. اگر رئیس نباشه، نظر نده، و تأثیر نذاره، احساس میکنه بیارزش شده. این در زندگیِ شخصی میتونه آسیبزننده عمل کنه، چون این تصویرها با همدلی و همراهیِ مثبت در تضاد هستند.
زئوس برای زندگیِ کمنقصتر باید این رو درک کنه که در جنبههای عاطفیِ زندگی حضورِ عاطفی مهمتر از قدرت هست و مهمترین راهِ تأثیر گذاشتن در قلب دیگران قدرتنمایی نیست، بلکه همدلی با احساسات اوناست.
•زئوس همچنین به کنترل نیاز افراطی داره.
اون معمولاً به فرایندی که توسط دیگران به انجام میرسه اعتماد نداره. در واقع حس میکنه وقتی چیزها تحت کنترلِ اون باشند، اوضاع از کنترل خارج نمیشه. درحالیکه خیلی اوقات اینطور نیست. زندگیِ شخصی و عواطف انسانها، پروژهای نیستند که مدیریتِ اونها به بهبودِ نتیجه کمک کنه.
اتفاقاً کنترلِ دیگران علاوه بر آسیبی که به این افراد میزنه، میتونه دیدگاهِ زئوس رو محدود کنه و باعث اشتباه کردنش شه. زئوس بایست کنترل نکردن رو تمرین کنه و قبول کنه همه با تدابیر اون لزوماً زندگی بهتری تجربه نمیکنند. شما میتونید ضمنِ یادآوری کردن اینها، با کم شدنِ کنترل از جانبِ اون، بهش حسِ محترمتر شدن منتقل کنید.
•زئوس باید با احساسات خودش و دیگران آشتی کنه.
آسیبپذیریِ خودش که هیچ، اون از آسیبپذیریِ دیگران هم خوشش نمیاد. درحالیکه همونطور که گفته شد احساسات مهماند. احساسات باید به شکل درست و نامخرب بروز داده شند.
عواطف نباید سرکوب شند، وگرنه در رفتارهای مختلفی به زئوس و اطرافیانش زیان میرسونند. زئوس باید نرمیِ درونِ خودش رو بشناسه. وقتی شناخت و قبول کرد میتونه در زندگیِ شخصی عواطفِ لطیفِ درونی داشته باشه، میتونه دیگران رو هم کمکم درک کنه.
•احساسات همیشه آسیبزننده نیستند!
اینکه صرفاً به نتیجهٔ منطقی توجه کنیم تا مشکلی ایجاد نشه، در واقعیت نه تنها در زندگیِ شخصی به عزیزان آسیب میزنه بلکه در زندگیِ حرفهای هم مانع خلاقیت و عملکردِ نابِ همکاران میشه. بله، در زندگی حرفهای توجه به عواطف دیگران میتونه به شغل صدمه بزنه. همچنین، تصمیماتِ سختی وجود دارند که اگر با احساسات صورت بگیرند ممکنه بعدها عواقب سنگینی داشته باشند.
قطعاً نباید منطق رو کنار زد، بلکه باید بین احساسات و منطق تعادل ایجاد کرد. بالا بردنِ هوش عاطفی میتونه به حلِ این مشکل در زندگیِ زئوس کمک کنه. شما هم نباید اون رو تصمیمگیریِ احساسی تشویق کنید، بلکه صرفاً باید یادآوری کنید جنبهٔ عاطفیِ اون تصمیم رو در نظر بگیره.
› #Zeus
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
آرس: ثور از اساطیر نورث
ثور خدای رعد و برق، جنگآوری و نگهبان آزاگارد توی اساطیر اسکاندیناویه. توی افسانهها ثور به شخصیت پر تلاطم و احساساتیش معروفه که نمادی از جنگ، آشوب و شور و اشتیاقه. ثور در عین حال که خشونت زیادی داره، نقش بزرگی توی حفاظت از آزگارد و مردم هم ایفا میکنه. به طور کلی، آرس به عنوان خدای جنگ که شخصیت پرشور و تندخویی هم داره، میتونه علاقه و شباهت زیادی به این خدای نورث داشته باشه.
› #Ares
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
آفرودیت توی رابطه جنسی پارتنریه که از حضور و واکنشهای دوطرفه لذت میبره چون رابطه جنسی براش یه مدل خاص از ارتباطه. همونطور که در زندگی روزمره با نگاه، صدا و زبان بدنش اثر میذاره، توی این فضا هم با دقت به واکنشهای احساسی طرف مقابل جلو میره. برای آفرودیت مهم نیست که صرفاً «خوب» باشه، مهمه که با پارتنرش هماهنگ باشه و فضا براش «صمیمی» باشه.
رابطه با آفرودیت هیچوقت یکنواخت نیست چون خودش یکنواختی رو نمیتونه تحمل کنه. ممکنه یه بار خیلی آروم رفتار کنه و یه بار پرشور و پرریسک. همهچی به حال لحظه، واکنش پارتنرش و اعتماد بین اونها بستگی داره ولی معمولا از چارچوبهای سخت خوشش نمیاد؛ مثلاً اگه پارتنرش یه برنامهی دقیق یا انتظار خیلی مشخص داشته باشه ممکنه همکاری نکنه یا حس خفگی کنه.
آفرودیت وقتی با یه پارتنر منفعل یا سرد روبهرو میشه اوایل تلاش میکنه فضا رو با شوخی، لمس، یا تماس چشمی به سمت صمیمت و نزدیکی هدایت کنه ولی اگه حس کنه طرفش از نظر روانی یا جنسی درگیر نیست انگیزش به شدت افت میکنه. در عوض اگه با کسی باشه که فعاله و هوش بدنی بالایی داره و مشارکت میکنه، خودشو رها میکنه و حتی ممکنه نقشهای مختلف رو امتحان کنه و از هدایت یا کنترل شدن لذت ببره.
به طور کلی، انعطاف پذیری آفرودیت باعث میشه که با آدمهای مختلف، نقشهای متفاوتی بگیره ولی درعین حال براش مهمه که بهش احترام گذاشته بشه و احساس دوست داشته شدن و پرستیده شدن بکنه. اگه پارتنرش زورگو یا خودمحور باشه، حتی اگه از نظر ظاهری فضا خوب پیش بره آفرودیت از درون فاصله میگیره و کم کم میل و علاقه خودش رو از دست میده.
علاوه بر این، تماس جسمی برای آفرودیت یه زبان ترجیحیه. یعنی ممکنه توی زندگی روزمره از گفتن خواستههاش طفره بره، ولی تو رابطه جنسی دقیقاً همون حس رو از طریق لمس، فشار یا فاصله نشون بده. اگه از چیزی خوشش نیاد مستقیم نمیگه، ولی ممکنه پوزیشن یا اون کار رو تغییر بده یا مکث کنه تا بتونه تصمیم بگیره چطوری این شرایط رو بدون خراب کردن فضا هدایت کنه. پارتنرهایی که فقط دنبال انجام دادن یا تموم کردن باشن برای آفرودیت قابلتحمل نیست چون اون بیشتر از مسیر لذت میبره.
گاهی ممکنه آفرودیت بهصورت ناخودآگاه از رابطه جنسی برای تأیید گرفتن یا بازگردوندن حس ارزشمندی خودش استفاده کنه. مخصوصاً وقتی احساس کنه توی رابطه نادیده گرفته شده یا بیرون از اتاق خواب فاصله افتاده. ولی این تمایل فقط وقتی ظاهر میشه که توی رابطه احساس ناامنی کنه.
بعد از رابطه هم برای آفرودیت مهمه که هنوز دیده بشه. اون چند دقیقهی بعد از رابطه برای آفرودیت یه آزمونه: اگر پارتنرش تو اون لحظه بیتفاوت یا سرد باشه ممکنه اون تجربهی جنسی کلأ تو ذهنش بیارزش بشه.
› #Aphrodite
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
آرکیتایپ | Archetype
پارت اول
پارت دوم: وابستگی عاطفی پشت نقاب آرام
پرسفون از بیرون ممکنه خیلی آروم، منطقی یا حتی خونسرد بهنظر برسه ولی واقعیت اینه که از درون، نیاز زیادی به دیدهشدن، تأیید و حمایت داره. مخصوصاً اگه با کسی وارد رابطه شه که حس قدرت، تجربه یا ثبات بهش میده، بهطور ناخودآگاه دلبسته میشه.
اما چون نمیخواد ضعیف بهنظر بیاد این وابستگی رو پنهان میکنه و ترجیح میده همهچیز رو در ظاهر منطقی یا کنترلشده نشون بده. نتیجه این میشه که رابطه از بیرون آروم و بیدردسر بهنظر میرسه ولی در درونش پر از وابستگی، نگرانی و ترس از رها شدنه.
این وابستگی اگر نادیده گرفته شه، باعث میشه حتی تو رابطههای ناسالم هم بمونه، فقط چون هنوز دلش به یه حمایت فرضی خوشه که شاید روزی اتفاق بیفته.
› #Persephone
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
پارت سوم: وسواس روی تصویر بیرونی
هرا به ظاهر متشخص، باوقار و باثباته ولی چیزی که حتی به خودش هم نمیگه اینه که گاهی بیشتر از خودِ رابطه، نگران اینه که «از بیرون» همهچیز چطور دیده میشه.
اگر کسی خیانت کنه، یا چیزی باعث بشه رابطه خراب شه درد اصلیش فقط شکستن قلبش نیست بلکه شکستن اون تصویرِ محترم و ایدهآلشه.
چون نمیخواد کسی فکر کنه تو زندگیش چیزی خرابه و به همین خاطر، گاهی حتی بهخاطر تصویر توی رابطهای میمونه که از درون تموم شده.
› #Hera
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
هستیا: حامیِ بیحامیِ خانه
•اول دلیل مشکل رو درک کنیم:
هستیا بهشکل طبیعی آرام، بینیاز از دیده شدن و اهل مراقبت از آرامش روانی دیگرانه. ولی گاهی مسائلی مثل مشکلات خانوادگی یا رشد در خانوادهای که اولویت قرار دادن دیگران منجر به ظهور آرامش میشده، باعث میشوند که هستیا به وظیفهمندی افراطی در قبال دیگران رو بیاره.
اینطوری هستیا بهمرور ارزش داشتن بدون فایده داشتن برای دیگران رو درک نمیکنه. این مشکل تبعاتی مثل سرکوب شدن خشم، تلنبار شدن غم و بهطور کلی ابراز نکردن حضور خود رو در پی داره.
•این مشکل چه شکلی بروز میکنه؟
وقتی نسبت به دائماً مراقبت کردن از دیگران، گوش دادن بهشون، رسیدگی بهشون و براشون حاضر بودن وسواس پیدا میکنه. وقتی که اگر بخواد از خودش مراقبت کنه یا درخواست دیگران رو رد کنه، دچار اضطراب یا احساس گناه میشه. وقتی خشم منفعل رو بهشکل فراموشی عمدی، پاسخ سرد، یا تأخیرهای ناخودآگاه حین صحبت نشون میده. وقتی کسی میخواد بهش کمک و محبت کنه، ولی اون معذب میشه که این رو قبول کنه.
•ما چطوری میتونیم بهشون کمک کنیم؟
اگر کودک (بهخصوص مؤنث) یاد بگیره که فقط زمانی که نیازهای دیگران رو برآورده کنه مورد پذیرش قرار میگیره، صدای ناخودآگاهی در ذهنش خلق میشه که بهش میگه اگر به فکر خودت باشی، خودخواهی؛ باید همیشه برای دیگران مفید باشی. این مکانیزم میتونه منجر به احساس گناه مزمن، افسردگی خفیف یا اضطراب نسبت به عملکرد بشه.
•وقتی فرد نتونه خود واقعی خودش رو ابراز کنه،
یعنی مجبور باشه همیشه مطابق انتظارات دیگران رفتار کنه، یک خود نمادین در اون رشد میکنه. در هستیا خود نمادین همون تصویرِ «مراقب همیشگی دیگران» هست. چون یاد گرفته اگر به خودش فکر کنه، طرد میشه و باید احساس گناه کنه. به همین خاطر از نیازهای خودش دور میشه، هرچند ممکنه آرام و مهربان بهنظر برسه.
•چون نیازهای عاطفی این هستیا برآورده نشده،
بهمرور احساس نارضایتی، دلخوری یا خشم پیدا میکنه و چون نمیتونه ابرازشون کنه، به شکلهای غیرمستقیم این نیازها رو بروز میده. مثلاً ممکنه تغییر خلق ناگهانی، فاصلهگیری بیدلیل، رنجشهای تلویحی یا کنارهگیری تدریجی از رابطه رو از خودش نشون بده، بدون اینکه خودش هم به اینکه چرا دارند اتفاق میافتند فکر کنه.
•هستیا بهتدریج یاد گرفته که ابراز نیاز به محبت، یعنی آسیبپذیر بودن.
یا از اون هم بدتر، باری روی شونۀ دیگران بودن. این مسأله هم استقلالخواهی هستیا رو دچار رنجش میکنه هم نقش مراقبت کردن اون رو دچار خطر میکنه. اون باید بهشکل تدریجی با این مسأله که میتونه مثل هر آدم دیگهای به کمک نیاز داشته، مواجهه کنه. ضمناً، اون باید ابراز نیازهای خودش در نزد دیگران رو یاد بگیره تا اینکه آسیبپذیری منجر به نبود دیگران نمیشه رو قبول کنه.
•ممکنه بهدلیل خاصی در ذهن هستیا این باور تثبیت شه که رابطهای بدون مراقبت اون دوام نمیاره.
ممکنه حتی بهشکل ناخودآگاه، درد خدمت کردن بدون پاداش رو بهشکل برتری اخلاقی حس کنه. گاهی هم ممکنه هستیا متوجه این مشکلات بشه، ولی از اینکه این افراط رو کنار بذاره وحشت کنه، چون شخصیت اون بهشکل دیگهای تعریف نشده و ممکنه بعد از این کار بقیه ترکش کنند.
•اون باید علارغم میل خودش به این پرسش مواجه شه:
بدون مراقبتکردن اون چه کسیست؟ آیا دیگران در صورت نبود مراقبت هنوز کنارش خواهند بود؟ اون باید با این احساس نبود هویت وقتی نقش مراقب رو نداره، بهشکل تدریجی مواجهه کنه.
› #Hestia
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
هرا: پارت دوم
۲. وقتی نمیفهمه چرا از بیتفاوتی بیشتر از دعوا زخم میخوره
برای هرا دعوا کردن به اندازه بیتفاوت شدن آدمها نسبت بهش دردناک نیست.
وقتی حس میکنه کسی که براش مهمه دیگه براش انرژی نمیذاره یا رهاش کرده یه چیزی توی درونش میلرزه که با هیچ حرفی آروم نمیشه و اینو نمیتونه حتی برای خودش هم درست توضیح بده.
چون همیشه یاد گرفته عاقلانه و با تحمل و با صبر با مشکلات کنار بیاد ولی وقتی میبینه براش نمیجنگن، حتی به زبون نمیاره که ناراحته. فقط یهو سرد میشه و فاصله میگیره و ته دلش نمیفهمه چرا این موضوع بیشتر از هر چیزی اذیتش میکنه.
› #Hestia
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM